مسائل جدید کلامی

آیا بعضی از احادیث و آیات مربوط به یک دوره خاص زمانی می شود؟

شهر سوال ـ بعضی از دستورات موضوعشان همیشگی است و دلایل نقلی و دینی هیچ محدودیتی برای آنها تعیین نکرده اند. مثل بحث وجوب نفقه برای زنان و تکلیف آن بر مردان. این حکم، حکمی اسلامی و همیشگی است. و تغییر زمان ها هیچ تفاوتی در آن ایجاد نمی کند! و نمی توان با ژست های روشنفکری و بیان دلایل ذوقی، زمان آن را پایان یافته تلقی کرد. (مثل دلایلی که در غرب سبب شد، زندگی اقتصادی زن به دوش خود او گذاشته شود.) و کسانی که با دلایل برون دینی و ذوقی می خواهند دوره عمل به یک حکم اسلامی را تمام شده، تلقی کنند، در واقع الفبای دین را درک نکرده اند.

آیا کسی هست که اسلام را نشناسد؟ وظیفه او چیست؟

شهر سوال ـ شاید در این دوره که ارتباطات بسیار گسترده شده و دوره معروف به عصر انفجار اطلاعات شده است، تقریبا کسی نباشد که هیچ شناختی از اسلام نداشته باشد.

در هنگام تعارض فقه و عقل کدام معتبرتر است؟

شهر سوال ـ اول اینکه ادعاهای عقلی و ژست های متفکرانه (کسی که امری را خرافی می خواند مدعی عقل است) می تواند پوچ بوده و هیچ بهره ای از عقلانیت نداشته باشد. و دوم اینکه عقل محدودیت هایی دارد و انسان برای اظهار نظر در بعضی از مسائل ناگزیر به استفاده از منابع ادراکی دیگر است.

آیا ممکن است به خاطر عملکرد عده ای، کسی اعتقاد خود به اسلام را از دست بدهد؟

شهر سوال ـ در واقع باید توجه کنیم که انسان مرکب از دو جهت است. یک جهت انسان منطق و عقلانیت است. و جهت دیگر او شهوات و تمایلات است. و انسان همان گونه که می تواند، عقلانیت را معیار تصمیم گیری و انتخاب قرار دهد، می تواند انگیزه ها و خواسته های خود را معیار قرار داده، و مطابق آن ها تصمیم گیری کند.

آیا برای هدایت کردن دیگران وظیفه ای داریم؟ یا باید افراد گمراه را به حال خود رها کنیم؟

شهر سوال ـ یعنی تلاش نماییم که راه حق روشن باشد و کسی به دلیل نفهمیدن گمراه نشود و شبهات و کج فهمی ها، دیگران را به بیراهه نکشاند. اما جایی که حق روشن و واضح شده و همه گونه تبیین شده سپس شخص به انتخاب خود بیراهه می رود، ما وظیفه ای نداریم و تلاش در چنین مواردی هیچ ثمری نخواهد داشت همان گونه که "خود را به خواب زده، هرگز بیدار نخواهد شد."

دین چقدر به زندگی بشر کمک می کند؟

شهر سوال ـ نقش دین در توسعه اخلاقیات: در جوامعی که انسان به جای خدا نشسته و خود را همه کاره کرده، نتوانسته اند دین را به طور کامل به کنار برانند. چون نقش دین در افزایش اخلاقیات و کاهش جرائم، نقشی بی بدیل است که حتی سیاستمداران ضد دین نیز، متمایل هستند از دین در این عرصه استفاده نمایند. و همین مساله خود دلیلی واضح بر نقش عظیم دین در این وادی است.

آیا وجود ادیان مختلف در عصر جهانی شدن قابل قبول است؟

شهر سوال ـ جهانی شدن بیش از آنکه با وجود نظرات مختلف ناسازگار باشد، با عدم تحمل نظرات مختلف ناسازگار است. خصوصا که اختلاف ها، همیشه در بین بشر وجود خواهند داشت. و راهی برای یکسان سازی تمام افراد بشر وجود ندارد. چون استعدادهای ذاتی افراد با یکدیگر بسیار متفاوت است. و هر کسی گرایش های خاصی دارد. و علاوه بر همه این ها، هر انسانی مختار است و می تواند علیرغم جبر محیط و آموزش و .... راهی جدید در پیش بگیرد.

اگر اسلام عیبی ندارد و همه عیوب از مسلمانی است، چرا اسلام، مسلمان درست تربیت نمی کند؟

شهر سوال ـ ثانیا اسلام، مسلمان های خوب بسیاری تربیت کرده است. کافیست فقط اندکی به صدر اسلام بنگریم. اسلام جنگ دامنه دار، دو قبیله اوس و خزرج را به کلی ریشه کن کرد و این دو قبیله را در یک گروه به نام انصار جای داد. اسلام وضعیت فحشا در جامعه عرب را ریشه کن کرد و روابط سالم را جایگزین آن کرد. اسلام گروهی که زندگی خود را از راه غارت می گذراندند، به شهر نشینی و تمدن سازی کشاند و جامعه ای که در میان دو امپراطوری، مورد بی مهری تمام بود و فقط به عنوان تبعیدگاهی به آن نگریسته می شد، به آقایی رساند و ... و در هر جایی که مسلمانان به دستورات اسلام عمل کردند، نتایج عالی به دست آوردند.

چرا اکثر کشورهای اسلامی در توحش و عقب ماندگی هستند؟

شهر سوال ـ بدترین جواب، ربط دادن این مسائل به اسلام است که به جای ناشی بودن از واقع بینی، متاثر از عداوت است. چون روشن است که توصیه های فراوان اسلام، به علم آموزی، نمی تواند به عقب ماندن از قافله علم منجر شده باشد. کما اینکه سالیان سال مسلمانان در اوج قله های علمی بودند. همچنان که جنگ ها و نزاع ها، غالبا ریشه در زیاده خواهی ها و تکبرها و تعصب های کور است که با فرهنگ اسلامی، فرسنگ ها فاصله دارد.

آیا تجاوز به زنان کافر از منظر اسلام جایز است؟

شهر سوال ـ از همین رو زنای با کفار معنا دارد و کسی که با کافری زنا کند نیز حدود الهی بر او جاری می شود: اگر مرد مسلمانی با زن کافر ذمی زنا کند، حکم او همان حکم زنا با زن مسلمان است؛ یعنی اگر محصن باشد حکم او رجم (اعدام) است و اگر غیر محصن باشد، صد ضربه شلاق به او زده می شود، اما در مورد زن کافر حاکم شرع اختیار دارد که یا حکم اسلام را در باره او اجرا کند و یا او را به محکمه کفار می دهند تا بر طبق مذهب خودشان بر او حکم جاری کنند.[۲]

صفحه‌ها