انسان شناسی

آیا قبل حضرت آدم انسان های دیگری بودند؟ آیا تمدن داشتند؟

شهر سوال ـ بنابراین از منظر دینی مسلم است که قبل از حضرت آدم (ع) انسان های دیگری بر روی کره زمین زندگی می کرده اند. اما درباره جزئیات زندگی آنها، باید دقت کنیم که این مسائل، یکی از مصادیق غیب است و ما به آن دسترسی نداریم. و نمی توانیم همه جزئیات را کشف کنیم. و باید به همان مقداری که در روایات بیان شده است، بسنده کنیم. یکی از مصادیقی که در روایات راجع به آن صحبت شده است، نسناسان است. که قبل از خلقت حضرت آدم (ع) نسل آن ها نابود می شود.

اگر از منظر اسلام انسان ها برابر هستند، چرا تبعیض های بسیاری در احکام وجود دارد؟

برابر

شهر سوال ـ یکی از عوامل تفاوت ها و در نتیجه آن تغییر احکام حقوقی عملکرد خود افراد است. دقت در آیه ذکر شده نشان می دهد که تساوی انسان ها حکم ابتدایی است و همانطور که از ادامه آیه روشن می شود، انسان می تواند با اعمال خود، جایگاهش را مشخص کند. یک انسان ممکن است با اعمال و رویه نادرست به پست ترین موجودات تبدیل شود

آیا قانون های جبری، با کرامت انسان و مختار بودن او منافات ندارد؟

شهر سوال ـ در اسلام بحث نیت، بحثی پررنگ و اساسی است به گونه ای که دو عمل با شکل و ظاهر یکسان، می تواند دو نتیجه کاملا متضاد به ارمغان آورد. به عنوان نمونه دو نفر نماز می خوانند، یکی با نماز به خدای متعال نزدیک می شود و دیگری مرتکب گناه می شود. چون اولی قصد تقرب به خدای متعال را داشته و دومی نماز را به انگیزه ریا خوانده است. بنابراین از منظر اسلامی نباید در صدد این باشیم که تمام ابعاد زندگی بشر را با قوانین الزامی، دارای شکل و ظاهر یکسان کنیم. بلکه باید رشد و ارتقای خود افراد در نظر گرفته شود و سیستم های تعلیمی و تربیتی جامعه به گونه ای سامان داده شوند که افراد با اختیار و انتخاب خود، به دنبال انجام افعال پسندیده بروند.

چرا بعد از اعتقاد به خدا، مشکلات مادی برطرف نشده است؟

اعتقاد به خدا

شهر سوال ـ و غیب نیز ابعاد مختلفی دارد. از زندگی پس از مرگ که اکنون جزئیات و چگونگی آن را نمی دانیم تا حضور فرشتگان و شیاطین در زندگی روزمره ما! و طبیعتا غیب چیزی نیست که بتوانیم آن را با حواس ظاهری خود بیابیم. در نتیجه فرقی بین مومن و کافر در عالم غیب (غیب اکنون و غیب آینده) وجود دارد که برایمان قابل مشاهده نیست. مگر اینکه حجاب های دنیای مادی کنار برود و وارد عالم دیگر شویم. بنابراین باید در نظر داشت که ندیدن فرق؛ دلیل بر نبودن آن نیست.

صحنه هایی که احساس می کنیم در گذشته دیده ایم، ناشی از چیست؟

شهر سوال ـ این تمایلات می تواند به نظریاتی چون تناسخ گره بخورد. همان گونه که بعضی از مسلمانان کم اطلاع آن را به عالم ذر گره می زنند! در حالی که چنین تجربه ای هرگز نمی تواند استدلالی برای تناسخ یا عالم ذر باشد.

علم امروز با تشریح مغز، علت تمام حالات انسان، را یافته است. دیگر جایی برای روح نمانده است.

روح

شهر سوال ـ مغز سر مقرّ و مسكن نفس ناطقه است و جاى تخیّل و حفظ و ذكر و تمیزست. و مغز سر بسه قسمت است نزدیك حكما: قسم پیشین ازو مر تخیّل (را) است، كه نفس بدین قسم تخیّل كند مر صورتهاء دیدنى و شنودنى را، كه راه علم سوى نفس این دو راه است: یكى بینائى و دیگر شنوائى. و قسم میانگین از مغز سر مر حفظ راست كه نفس بدو یاد گیرد دیدنیها و شنودنیها (را). و قسم پسین از مغز سر مر ذكر راست كه نفس بدان قسم یاد كند مر یاد گرفتها را.[۳]

رابطه روح با جسم انسان و ماده چیست؟

كسى كه فى‏ الجمله به تاریخ فلسفه در عصر جدید آشنا باشد مى‏ داند كه تا چه اندازه همت فلاسفه جدید صرف پیدا كردن نوع ارتباط امور بدنى و امور روحى شده و تا چه اندازه مكتبهاى مختلف به وجود آمده و نظریه ‏هاى گوناگون پیدا شده و تا چه افراط و تفریط هایى پیش رفته ‏اند، تا آنجا كه عده ‏اى نمودهاى روانى و پدیده ‏هاى نفسانى را خاصیت عادى و طبیعى تركیبات ماده دانستند و منكر هر نوع «ثنویت» و دوگانگى بین روح و بدن شدند، و برخى دیگر جسم و ماده را بى ‏حقیقت و صرفاً نمایشى براى روح دانستند و از این راه «ثنویت» و دوگانگى روح و جسم را به خیال خود از میان برداشتند، گروهى هم از این تلاشها خسته شدند و تحقیق این بحث را از حدود قدرت بشر خارج دانستند.

انسان که معلومات خود را از دنیای مادی می گیرد، چگونه ادعاهایی درباره مجردات مطرح می کند؟

مجردات

شهر سوال ـ به عنوان نمونه ما می توانیم با حواس خود، آتش و گرما را بفهمیم. در مرحله بعدی عقل بین این دو معلوم مقایسه هایی برقرار کرده و مفهومی به نام علیت را می فهمد که به هیچ عنوان مادی نبوده و نمی توانیم آن را در عالم ماده نشان دهیم. (علت در خارج نیست بلکه آتش در خارج است) و با درک علیت، و یافتن نقص ها در جای جای عالم مادی، متوجه می شود که علت همه اینها، امری ماورای طبیعت و ماده است.

چه معنایی دارد که خدا این همه موجود خلق کند و آخرش یک عده بهشت و یک عده جهنمی شوند؟

شهر سوال ـ مشکل این جاست که ما بعضی مواقع قبل از اینکه حقیقت ها را بفهمیم، اسم ها را یاد گرفته ایم. اگر به ما بگویند در ته مسیر سعادت است، می گوییم: اگر سعادت نخواهیم چه؟ و گفتن این جمله معنایی ندارد جز اینکه سعادت را نمی فهمیم. و تنها کلمه اش را یاد گرفته ایم.

آیا انسان مجبور نیست در حالی که غالبا تابع محیط می شود؟

انسان

شهر سوال ـ پس ما نیز می توانیم بر خلاف مسیری که به ما القا شده گام برداریم. و حاکم اصلی اراده و اختیار خود شخص است. و این مطلب اصلا قابل انکار نیست و هر دوره ای در اطراف خود می توانیم نمونه های فراوانی از آن بیابیم.

صفحه‌ها