انسان شناسی

آیا علم خدا به سرنوشت ما، با اختیار ما منافاتی دارد؟

شهر سوال ـ فرض کنید که بنده می دانم اگر شما نفت بر روی فرش بریزید و به آن کبریت بکشید، فرش می سوزد. آیا در این جا علم من، شما را مجبور کرده است که فرش را آتش بزنید؟ تاثیر علم خدای تعالی در عمل ما نیز چنین است.

چرا همیشه فقیر و کور و بیمار و ... یاد خدا هستند اما غنی و سالم کمتر یاد خدا هستند؟

شهر سوال ـ البته تطابق این آیه با سوال به این دلیل است که اکثر انسان ها در حد نیازهای مادی باقی می مانند. و جز زندگی دنیایی نمی بینند. و الا کسی که نگاهش فراتر از این عالم حیوانی است، دایره گسترده ای از نقص ها و نیازها به خدای تعالی را می بیند، و هر لحظه که در مسیر انسانیت صعود می کند، خود را محتاج تر می بیند، هر چند تمام ثروت های دنیا را داشته باشد.

مصیبتی که شخص در اثر آن می میرد، چه حکمت و فایده ای می تواند داشته باشد؟

حکمت و فایده ای

شهر سوال ـ ۲- در بعضی موارد مرگ در سن کودکی یا نوجوانی، بزرگترین نعمت برای همان شخص است که از دنیا رفته است. فرض کنید اگر آن شخص زنده می ماند و گناهان بسیاری را مرتکب می شد و جهنم را برای خود مهیا می کرد، مرگ برایش، نعمت نبوده است؟

چرا خدا بعضی از انسان ها را بدبخت آفریده؟

شهر سوال ـ کسی که معاد را باور کرده و زندگی خود را منحصر به این دنیا نکرده و حیات اصلی را در عالمی دیگر می داند، چه چیزی را بدبختی می داند؟

در فلسفه اسلامی، همه چیز دارای روح شمرده می شود، آیا این مطلب از نظر دینی صحیح است؟

نظر دینی

شهر سوال ـ اصطلاح روح، در فلسفه بر خلاف آنچه كه در شرع مورد نظر است بر قواى حیاتى مختلف موجود در خون موجودات زنده اطلاق مى ‏شود ... و آن قسمت از این قواى حیاتى را كه بر اثر لطافت به همه اجزاى بدن سریان دارد و موجب تغذیه و رشد و نموّ و فعالیّت و حسّاسیّت اعضاست روح طبیعى خوانده ‏اند ... این قوّه حیاتى را در آن حال كه از بطن چپ قلب به حركت در مى ‏آید روح حیوانى مى‏ نامند و بعد از انشعاب، شاخه مغزى آن را روح نفسانى و شاخه ‏اى از آن را كه به جگر و سایر اعضا مى‏رود روح طبیعى گویند. و این روح حیوانى و منشعباتش غیر از آن روحى است كه در قرآن از آن یاد كرده است.

وقتی روح غیر مادی است پس شکلی غیر مادی خواهد داشت. شکل غیر مادی روح در ابتدای خلقت به صورتی است؟

شکل غیر مادی روح

شهر سوال ـ اگر به مجرد بودن روح دقت کنید، روشن است که نباید از روح انتظار شکلی مادی داشته باشیم. چون شکل مادی تنها برای امور مادی متصور است. به عنوان نمونه، گرسنگی یک درک و فهم است و به این اعتبار مادی نیست. آیا می توانید برای آن شکلی بیان کنید؟ دوست داشتن یک امر غیر مادی است، آیا می توانید برای آن شکلی تصویر کنید؟

دلیل قطعی و منطقی برای اثبات روح؟

شهر سوال ـ ما در تمام عمر، از خود با کلمه (من) تعبیر می کنیم، با اینکه تغییرات و دگرگونیهایی برای بدن ما پیش می آید لیکن آن چیز که حقیقت ما به او است، هیچ کاستی و افزایشی مانند آنچه بر بدن وارد می شود پیدا نمی کند. بطور مثال اگر انسان بر اثر کمبود مواد غذایی، بیماری، پرکاری، پیری یا سرما و گرما ناتوان و لاغر شود، این کاهش و ضعف تنها در بدن او احساس ‍ می شود، ولی از حقیقت انسانی او چیزی کاسته نخواهد شد و ما او را همان انسان قبلی می دانیم، همچنین بر اثر رسیدگی کامل به وضع غذایی بدن، انسانیّت او رشد و قوّت پیدا نخواهد کرد.

آیا روحی که خداوند به انسان ها عطا می فرماید دارای شکل خاصی است؟

خداوند

شهر سوال ـ و ظاهرا معنای این فطرت این است که اگر مانعی بر سر راه انسان قرار نگیرد، به طور طبیعی به خداپرستی و خداشناسی می رسد. چون در ابتدای تولد کسی چیزی نمی داند: «وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛[نحل/۷۸] خدا شما را از بطن مادرانتان بیرون آورد و هیچ نمى‏دانستید. و برایتان چشم و گوش و دل بیافرید. شاید سپاس گویید.»

آیا انسان ها قبل از حضرت آدم هم شیطان داشته اند؟

شهر سوال ـ معمولا وقتی سخن از شیطان است، منظور سر دسته شیاطین یعنی ابلیس است. و ابلیس تا قبل از خلقت حضرت آدم، اغواگری نداشته بلکه در زمره ملائک مقرب خدا بوده است.

انسان چند نوع درک و درک کننده دارد؟

شهر سوال ـ درک کننده یکی بیشتر نیست که همان نفس انسان است. چون حقیقت انسان، روح اوست که این روح افعال متعدد و متنوعی انجام می دهد و نمی توانیم به دلیل تعدد و تنوع افعال، آن ها را برای چند امر مختلف بدانیم. دقت کنید: شما می گویید دیدم، گفتم، شنیدم، رفتم، خوابیدم، خوردم و ... در همه این ها آخر کلمه "م" می آورید که نشان دهنده فاعل کار است. و فاعل غیر نفس واحد و بسیط شما نیست.

صفحه‌ها