انسان شناسی

آیا انسان مجبور نیست در حالی که غالبا تابع محیط می شود؟

انسان

شهر سوال ـ پس ما نیز می توانیم بر خلاف مسیری که به ما القا شده گام برداریم. و حاکم اصلی اراده و اختیار خود شخص است. و این مطلب اصلا قابل انکار نیست و هر دوره ای در اطراف خود می توانیم نمونه های فراوانی از آن بیابیم.

چرا خدا ما را مجبور به انتخاب یک راه مشخص می کند؟

خدا

شهر سوال ـ آنچه در دین به عنوان گفتار الهی بیان شده است، بیان دو راه با دو نتیجه کاملا متضاد است که انسان می تواند هر کدام را بنا به تمایل خویش انتخاب کند.

فلاسفه معتقدند که حقیقت انسان، روح مجرد است، آیا مجرد بودن روح از نظر دینی درست است؟

روح مجرد

شهر سوال ـ ارواح انسانهایی كه به مقام شامخ اطمینان به خداوند رسیده‌اند و از گزند هرگونه وسوسه فكری و آسیب هر نوع نوسان روحی و صدمه هر قسم تحیّر و اضطراب درونی مصون شده‌اند، هنگام مرگ و بعد از آن، مورد خطاب خاص الهی قرار می‌گیرند و خداوند سبحان به آنان می‌گوید: ای جانهای آرمیده و مطمئن! به سوی پروردگارتان بازگردید؛ در حالی كه شما از خداوند خشنود و خدا هم از شما راضی و خشنود است؛

از منظر قرآن، روح انسان چگونه معرفی می شود؟

 قرآن

شهر سوال ـ و این مهم جز با شناخت روح میسر نیست؛ زیرا بدون معرفت نفس چگونه می‌توان در تهذیب آن كوشید و در تزكیه آن مجاهدت ورزید؟! بنابراین، نمی‌توان پذیرفت این كتاب كه مبیّن تمام معارف بشری است، در باب معرفت روح ساكت بوده و چیزی روشن در این زمینه نیاورده باشد؛ زیرا اگر انسان خود را نشناخت چگونه می‌تواند جهان خارج از خود را بشناسد؟! و اگر قرآن انسان را به خودش معرفی نكرده باشد، چگونه می‌تواند جهان هستی را به وی بشناساند؟!

آیا کسانی که در محیط فاسد و کافرانه هستند، نسبت به ارتکاب اعمال رایج در آن محیط، بی گناه هستند؟

 ارتکاب اعمال

شهر سوال ـ «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا* فَأَلهْمَهَا فجُورَهَا وَ تَقْوَئهَا* قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا* وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّئهَا[سوره شمس آيات ۷ الي۱۰] و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفریده و) منظّم ساخته، سپس فجور و تقوا (شرّ و خیرش) را به او الهام كرده است، كه هر كس نفس خود را پاك و تزكیه كرده، رستگار شده و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است!»

آیا علم خدا به سرنوشت ما، با اختیار ما منافاتی دارد؟

شهر سوال ـ فرض کنید که بنده می دانم اگر شما نفت بر روی فرش بریزید و به آن کبریت بکشید، فرش می سوزد. آیا در این جا علم من، شما را مجبور کرده است که فرش را آتش بزنید؟ تاثیر علم خدای تعالی در عمل ما نیز چنین است.

چرا همیشه فقیر و کور و بیمار و ... یاد خدا هستند اما غنی و سالم کمتر یاد خدا هستند؟

شهر سوال ـ البته تطابق این آیه با سوال به این دلیل است که اکثر انسان ها در حد نیازهای مادی باقی می مانند. و جز زندگی دنیایی نمی بینند. و الا کسی که نگاهش فراتر از این عالم حیوانی است، دایره گسترده ای از نقص ها و نیازها به خدای تعالی را می بیند، و هر لحظه که در مسیر انسانیت صعود می کند، خود را محتاج تر می بیند، هر چند تمام ثروت های دنیا را داشته باشد.

مصیبتی که شخص در اثر آن می میرد، چه حکمت و فایده ای می تواند داشته باشد؟

حکمت و فایده ای

شهر سوال ـ ۲- در بعضی موارد مرگ در سن کودکی یا نوجوانی، بزرگترین نعمت برای همان شخص است که از دنیا رفته است. فرض کنید اگر آن شخص زنده می ماند و گناهان بسیاری را مرتکب می شد و جهنم را برای خود مهیا می کرد، مرگ برایش، نعمت نبوده است؟

چرا خدا بعضی از انسان ها را بدبخت آفریده؟

شهر سوال ـ کسی که معاد را باور کرده و زندگی خود را منحصر به این دنیا نکرده و حیات اصلی را در عالمی دیگر می داند، چه چیزی را بدبختی می داند؟

در فلسفه اسلامی، همه چیز دارای روح شمرده می شود، آیا این مطلب از نظر دینی صحیح است؟

نظر دینی

شهر سوال ـ اصطلاح روح، در فلسفه بر خلاف آنچه كه در شرع مورد نظر است بر قواى حیاتى مختلف موجود در خون موجودات زنده اطلاق مى ‏شود ... و آن قسمت از این قواى حیاتى را كه بر اثر لطافت به همه اجزاى بدن سریان دارد و موجب تغذیه و رشد و نموّ و فعالیّت و حسّاسیّت اعضاست روح طبیعى خوانده ‏اند ... این قوّه حیاتى را در آن حال كه از بطن چپ قلب به حركت در مى ‏آید روح حیوانى مى‏ نامند و بعد از انشعاب، شاخه مغزى آن را روح نفسانى و شاخه ‏اى از آن را كه به جگر و سایر اعضا مى‏رود روح طبیعى گویند. و این روح حیوانى و منشعباتش غیر از آن روحى است كه در قرآن از آن یاد كرده است.

صفحه‌ها