خداشناسی

با توجه به هدف یکسان از آفرینش انسان ها، آیا عدالت در یکسانی شرایط همگان نیست؟

آفرینش انسان ها

شهر سوال ـ ثانیا حق انتخاب بشر، خواه ناخواه شرایط را متفاوت خواهد کرد. انسان هایی که می خواهند از حق انتخاب خود سوء استفاده کنند و مسیر طغیان را برمی گزینند، در زندگی دیگران دخالت می کنند، و تجاوزهایی را انجام می دهند، در نتیجه زندگی دیگران تحت تاثیر آنها قرار خواهد گرفت. و اگر بنا باشد دست این تجاوزکاران به صورت تکوینی بسته باشد، معنایی برای انتخاب باقی نخواهد ماند، و همه مجبور به برگزیدن درستکاری خواهند بود.

اگر خدا عادل است، پس چرا بین بندگان فرق گذاشته و مثلا ائمه بدون کوشش دارای علم هستند؟

 عادل

شهر سوال ـ در واقع اوضاع اجتماع بشری و اختلاف استعدادهای آنان به این شکل است که خدای متعال با توجه به شناخت آینده و ذاتیات هر شخص، به اندازه توان او، استعدادهایی در نهادش قرار می دهد. که این استعدادها، خود تعیین کننده میزان مسئولیت افراد است. و کسی که به درک واقعیت این دنیا برسد و معاد را زندگی اصلی خود بداند، می فهمد که میزان استعداد اولیه مهم نیست. بلکه میزان تلاشش برای به کار گیری آن مهم است. و اگر خدا به کسی بیش از اندازه توانش، امکانات بدهد، در حق او ظلم کرده است.

آیا می توانیم بگوییم الاهیون به دنبال چرایی هستند و بی خدایان به دنبال چگونگی؟

شهر سوال ـ در تفاوت چرایی و چگونگی می توانیم بگوییم که چرایی در فلسفه روشن می شود و چگونگی وظیفه علوم طبیعی است. مثلا در فلسفه بحث می شود که چرا فلان پدیده ایجاد شد و در علوم طبیعی می گویند چگونه آن پدیده را مهار کنیم؟ به عبارتی فلسفه چرایی ها را پاسخ می دهد و علوم طبیعی چگونگی ها را تبیین می کند.

با روشن بودن علت هر پدیده ای، خدا در کجای هستی است؟

خدا

شهر سوال ـ باید بگوییم که خدای متعال جزئی از چرخه هستی به مثابه علل دیگر هستی نیست. و چنین تفکری کاملا اشتباه است. مشکل معرفتی جامعه غرب درباره خدا به عدم فهم همین مساله باز می گردد. آنها خدای متعال را جزئی از این چرخه می دیدند. بنابراین با یافتن حلقه های این چرخه، هر چه می گذشت جای خدا تنگ تر می شد. و در نهایت روزی رسید که خدای ذهنی آنها به طور کلی بازنشسته شد! چون دیگر هیچ جای چرخه معضل حل نشدنی نبود. و اگر هم قسمتی از چرخه یافت نشده بود، روشن شده بود که می توانند در آینده آن بخش چرخه را نیز بفهمند.

آیا خدا می تواند بصورت یک انسان به انسان دیگر تجلی کرده باشد؟

انسان به انسان

شهر سوال ـ تجلی به معنای ظاهر شدن و آشکار گشتن است. پس قبل از هر چیز باید دقت کنیم که معنای تجلی خدای متعال، در یک انسان، حلول خدا در انسان نیست. چون یک موجود بی نهایت نمی تواند در یک موجود محدود، حلول کند و حلول خدا در هر چیزی، یک اندیشه واضح البطلان است.

منظور از باطل بودن تسلسل در براهین خداشناسی چیست؟

 تسلسل

شهر سوال ـ در فرض اول مطلوب، یعنی اثبات واجب الوجود، حاصل می شود. اما در فرض دوم به حکم اینکه هر موجود ممکن الوجود بالضروره نیازمند به علت است که آن نیز محتاج به علت خواهد بود، اکنون آن علت از دو حالت «واجب الوجود» و «ممکن الوجود» بیرون نیست. در فرض نخست، مطلوب یعنی واجب الوجود اثبات می شود و در فرض دوم نیاز به علت برای آن ضروری است.

عقل مادی چگونه می تواند خدای غیر مادی را بفهمد؟

عقل مادی

شهر سوال ـ محال بودن انطباع کبیر در صغیر: ما دریاهای عظیم، کوه های بزرگ، درختان تنومند و ... را درک می کنیم و علم به آنها در نزد ما موجود است. اگر این درک مادی باشد، هرگز نمی توانیم این امور عظیم را با اعضای مادی کوچک خود (مثل مغز) در یابیم. چگونه ممکن است دریایی به این عظمت در عناصر مادی وجود ما گنجانده شده باشد؟

دلیل توحید ذاتی و نبود هر گونه شریک برای خدا چیست؟

شهر سوال ـ دلایل متعددی می توان برای توحید ذاتی بیان کرد. که ما در ذیل به بعضی از آنها اشاره می کنیم. نکته ای که باید توجه کرد، اینکه: نقل احادیث یا آیات در نوشته زیر، به معنای نقلی بودن این دلایل نیست. بلکه اینها ادله عقلی هستند که توسط خدای متعال و ائمه برای دیگران بیان شده است. در واقع اگر به حدیث یا آیه بودن آنها، توجه نکنیم، از دلیل بودن آن ها چیزی کم نمی شود.

آیا تفاوت امتحان الهی برای ما و مردم زمان امام حسین (ع)، با عدالت الهی سازگار است؟

شهر سوال ـ شناخت خدای متعال حداقلی دارد که بسیار واضح و روشن است و هیچ کس نمی تواند در آن سطح، ادعای نفهمیدن کند. و حداکثری دارد که فهم و درک هیچ مخلوقی بدان مرتبه نمی رسد. همانند اینکه در روز، هیچ کس نمی تواند منکر وجود خورشید باشد، اما از سویی نیز کسی توانایی نگاه کردن مستقیم به خورشید را ندارد.

آیا تقاضای خدا از بندگان برای عبادت، برای نیاز اوست؟

تقاضای خدا

شهر سوال ـ خدا یعنی موجودی که تمام موجودات ضعیف و محتاج، از او وجود گرفته اند و در خود او هیچ نوع نقص و نیازی وجود ندارد. باید توجه کرد که موجودی نیازمند، هرگز خدا نخواهد بود. چون دلایلی که برای اثبات وجود خدا مطرح شده، وجود واجب الوجود را اثبات می کند و در واجب الوجود، هیچ نقص و نیازی راه ندارد. این مسائل در جای خود مطرح شده. اما اینکه دعوت خدا به عبادت با بی نیازی او چگونه ممکن است، مساله ای است که در این جا باید به آن بپردازیم.

صفحه‌ها