خداشناسی

انرژی و ماده هرگز از بین نمی روند، پس چرا نمی توانند خدا باشند؟

انرژی و ماده

شهر سوال ـ با دقت در پدیده های هستی که نشانه ای از آفریدگار هستند، صفاتی از خالق روشن می شود که آن صفات در ماده و انرژی وجود ندارند و به همین دلیل، ماده و انرژی نمی توانند خالق هستی باشند.

سميع و بصير بودن خداوند

شهر سوال ـ «سميع» در قرآن به ظاهر در دو معنى به كار رفته است: يكى به معنى حضور مسموعات نزد خدا و اين معنا بيشترين سهم را در استعمال دارد، و ديگرى به معنى مجيب چنان كه مى فرمايد:« ...سَمِيعُ الدُّعَاء»[۸] حق اين است كه سميع يك معنا بيش ندارد و آن شنيدن است وخدا در هر حال، دعاى بندگان را مى شنود، ولى گاهى مقرون به اجابت هست و گاهى نيست، وجمله (سَمِيعُ الدُّعاء)، جامع بين اين دو معنا است و اگر فرض كنيم كه مقصود از سميع الدعاء، مجيب الدعاء است، اين خصوصيت از لفظ استفاده نمى شود، بلكه از قراين خارجى به دست مى آيد.

چرا نباید از حکمت کارهای خدا بپرسیم؟

 خدا

شهر سوال ـ خدای متعال کار حکیمانه به شکلی که انجام می دهیم، ندارد. چون تمام کارهای حکیمانه ما، در جهت برطرف کردن نقص یا به دست آوردن فایده ای برای خودمان است. در حالی که نقص در خدای متعال راه ندارد و هیچ کمالی نیست که او نداشته باشد و بخواهد به دست بیاورد. پس حکمت الهی، در رساندن نفع به دیگران و واصل کردن آن ها به غرض از خلقتشان است.

چگونه ممکن است خدای مهربان، انسان را عذاب کند؟

شهر سوال ـ در واقع همیشه باید متوجه باشیم که اگر از امری ناشناخته تعجب کردیم، به دلیل جهل، مسائل روشن و واضح را انکار نکنیم. و جهل خود را به مسائل روشن سرایت ندهیم. عدم رعایت همین اصل معقول سبب شده که ستیزه گری های بسیاری رخ دهد که ریشه آنها جهالت است و انسان ها به دلیل نفهمیدن بعضی از مسائل، حقایقی را انکار می کنند.

فلسفه رنجها و بلاها و مشکلات چیست؟

رنجها و بلاها

شهر سوال ـ فلسفه این همه رنج و زحمت و مشکلات، که نوع بشر با آن گلاویز است، چیست؟ زلزله ها، سونامى ها، طوفانهاى کاترینا و ریتا، بیماریهاى سخت و صعب العلاج، صاعقه ها، و دیگر حوادث سخت که انسان را به رنج و زحمت مى اندازد، چه پیامى براى بشر دارد؟

با توجه به هدف یکسان از آفرینش انسان ها، آیا عدالت در یکسانی شرایط همگان نیست؟

آفرینش انسان ها

شهر سوال ـ ثانیا حق انتخاب بشر، خواه ناخواه شرایط را متفاوت خواهد کرد. انسان هایی که می خواهند از حق انتخاب خود سوء استفاده کنند و مسیر طغیان را برمی گزینند، در زندگی دیگران دخالت می کنند، و تجاوزهایی را انجام می دهند، در نتیجه زندگی دیگران تحت تاثیر آنها قرار خواهد گرفت. و اگر بنا باشد دست این تجاوزکاران به صورت تکوینی بسته باشد، معنایی برای انتخاب باقی نخواهد ماند، و همه مجبور به برگزیدن درستکاری خواهند بود.

اگر خدا عادل است، پس چرا بین بندگان فرق گذاشته و مثلا ائمه بدون کوشش دارای علم هستند؟

 عادل

شهر سوال ـ در واقع اوضاع اجتماع بشری و اختلاف استعدادهای آنان به این شکل است که خدای متعال با توجه به شناخت آینده و ذاتیات هر شخص، به اندازه توان او، استعدادهایی در نهادش قرار می دهد. که این استعدادها، خود تعیین کننده میزان مسئولیت افراد است. و کسی که به درک واقعیت این دنیا برسد و معاد را زندگی اصلی خود بداند، می فهمد که میزان استعداد اولیه مهم نیست. بلکه میزان تلاشش برای به کار گیری آن مهم است. و اگر خدا به کسی بیش از اندازه توانش، امکانات بدهد، در حق او ظلم کرده است.

آیا می توانیم بگوییم الاهیون به دنبال چرایی هستند و بی خدایان به دنبال چگونگی؟

شهر سوال ـ در تفاوت چرایی و چگونگی می توانیم بگوییم که چرایی در فلسفه روشن می شود و چگونگی وظیفه علوم طبیعی است. مثلا در فلسفه بحث می شود که چرا فلان پدیده ایجاد شد و در علوم طبیعی می گویند چگونه آن پدیده را مهار کنیم؟ به عبارتی فلسفه چرایی ها را پاسخ می دهد و علوم طبیعی چگونگی ها را تبیین می کند.

با روشن بودن علت هر پدیده ای، خدا در کجای هستی است؟

خدا

شهر سوال ـ باید بگوییم که خدای متعال جزئی از چرخه هستی به مثابه علل دیگر هستی نیست. و چنین تفکری کاملا اشتباه است. مشکل معرفتی جامعه غرب درباره خدا به عدم فهم همین مساله باز می گردد. آنها خدای متعال را جزئی از این چرخه می دیدند. بنابراین با یافتن حلقه های این چرخه، هر چه می گذشت جای خدا تنگ تر می شد. و در نهایت روزی رسید که خدای ذهنی آنها به طور کلی بازنشسته شد! چون دیگر هیچ جای چرخه معضل حل نشدنی نبود. و اگر هم قسمتی از چرخه یافت نشده بود، روشن شده بود که می توانند در آینده آن بخش چرخه را نیز بفهمند.

آیا خدا می تواند بصورت یک انسان به انسان دیگر تجلی کرده باشد؟

انسان به انسان

شهر سوال ـ تجلی به معنای ظاهر شدن و آشکار گشتن است. پس قبل از هر چیز باید دقت کنیم که معنای تجلی خدای متعال، در یک انسان، حلول خدا در انسان نیست. چون یک موجود بی نهایت نمی تواند در یک موجود محدود، حلول کند و حلول خدا در هر چیزی، یک اندیشه واضح البطلان است.

صفحه‌ها