خداشناسی

با روشن بودن علت هر پدیده ای، خدا در کجای هستی است؟

خدا

شهر سوال ـ باید بگوییم که خدای متعال جزئی از چرخه هستی به مثابه علل دیگر هستی نیست. و چنین تفکری کاملا اشتباه است. مشکل معرفتی جامعه غرب درباره خدا به عدم فهم همین مساله باز می گردد. آنها خدای متعال را جزئی از این چرخه می دیدند. بنابراین با یافتن حلقه های این چرخه، هر چه می گذشت جای خدا تنگ تر می شد. و در نهایت روزی رسید که خدای ذهنی آنها به طور کلی بازنشسته شد! چون دیگر هیچ جای چرخه معضل حل نشدنی نبود. و اگر هم قسمتی از چرخه یافت نشده بود، روشن شده بود که می توانند در آینده آن بخش چرخه را نیز بفهمند.

آیا خدا می تواند بصورت یک انسان به انسان دیگر تجلی کرده باشد؟

انسان به انسان

شهر سوال ـ تجلی به معنای ظاهر شدن و آشکار گشتن است. پس قبل از هر چیز باید دقت کنیم که معنای تجلی خدای متعال، در یک انسان، حلول خدا در انسان نیست. چون یک موجود بی نهایت نمی تواند در یک موجود محدود، حلول کند و حلول خدا در هر چیزی، یک اندیشه واضح البطلان است.

منظور از باطل بودن تسلسل در براهین خداشناسی چیست؟

 تسلسل

شهر سوال ـ در فرض اول مطلوب، یعنی اثبات واجب الوجود، حاصل می شود. اما در فرض دوم به حکم اینکه هر موجود ممکن الوجود بالضروره نیازمند به علت است که آن نیز محتاج به علت خواهد بود، اکنون آن علت از دو حالت «واجب الوجود» و «ممکن الوجود» بیرون نیست. در فرض نخست، مطلوب یعنی واجب الوجود اثبات می شود و در فرض دوم نیاز به علت برای آن ضروری است.

عقل مادی چگونه می تواند خدای غیر مادی را بفهمد؟

عقل مادی

شهر سوال ـ محال بودن انطباع کبیر در صغیر: ما دریاهای عظیم، کوه های بزرگ، درختان تنومند و ... را درک می کنیم و علم به آنها در نزد ما موجود است. اگر این درک مادی باشد، هرگز نمی توانیم این امور عظیم را با اعضای مادی کوچک خود (مثل مغز) در یابیم. چگونه ممکن است دریایی به این عظمت در عناصر مادی وجود ما گنجانده شده باشد؟

دلیل توحید ذاتی و نبود هر گونه شریک برای خدا چیست؟

شهر سوال ـ دلایل متعددی می توان برای توحید ذاتی بیان کرد. که ما در ذیل به بعضی از آنها اشاره می کنیم. نکته ای که باید توجه کرد، اینکه: نقل احادیث یا آیات در نوشته زیر، به معنای نقلی بودن این دلایل نیست. بلکه اینها ادله عقلی هستند که توسط خدای متعال و ائمه برای دیگران بیان شده است. در واقع اگر به حدیث یا آیه بودن آنها، توجه نکنیم، از دلیل بودن آن ها چیزی کم نمی شود.

آیا تفاوت امتحان الهی برای ما و مردم زمان امام حسین (ع)، با عدالت الهی سازگار است؟

شهر سوال ـ شناخت خدای متعال حداقلی دارد که بسیار واضح و روشن است و هیچ کس نمی تواند در آن سطح، ادعای نفهمیدن کند. و حداکثری دارد که فهم و درک هیچ مخلوقی بدان مرتبه نمی رسد. همانند اینکه در روز، هیچ کس نمی تواند منکر وجود خورشید باشد، اما از سویی نیز کسی توانایی نگاه کردن مستقیم به خورشید را ندارد.

آیا تقاضای خدا از بندگان برای عبادت، برای نیاز اوست؟

تقاضای خدا

شهر سوال ـ خدا یعنی موجودی که تمام موجودات ضعیف و محتاج، از او وجود گرفته اند و در خود او هیچ نوع نقص و نیازی وجود ندارد. باید توجه کرد که موجودی نیازمند، هرگز خدا نخواهد بود. چون دلایلی که برای اثبات وجود خدا مطرح شده، وجود واجب الوجود را اثبات می کند و در واجب الوجود، هیچ نقص و نیازی راه ندارد. این مسائل در جای خود مطرح شده. اما اینکه دعوت خدا به عبادت با بی نیازی او چگونه ممکن است، مساله ای است که در این جا باید به آن بپردازیم.

آیا نظریه داروین در انکار وجود خدا کفایت نمی کند؟

نظریه داروین

شهر سوال ـ اگر قانون یا نظریه تکامل بتواند خدا را نفی کند، ما می گوییم زحمت فرو رفتن در چند هزار سال قبل را نکشید تا با تصادف و احتمالات بخواهید خالق را انکار کنید! شما می توانید به جای فسیل شناسی و ... در زندگی روزمره نگاه کنید. شما می خواهید نشان دهید که در یک پروسه چند هزار ساله، ذره ای به مراحل شگفت انگیز تکامل رسیده است. در حالی که این اتفاق در دو سال نیز به راحتی رخ می دهد. مواد معدنی جذب گیاه می شود، انسان گیاه را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم (گوشت حیوانات) می خورد و و غذای انسان تبدیل به نطفه می شود و نطفه در یک دوران نه ماهه، تبدیل به یک انسان کامل می شود.

چرا علیرغم رازق بودن خدا، در دنیا گرسنگان زیادی وجود دارند؟

شهر سوال ـ معنای رزاق بودن خدای متعال، این نیست که تحت هر شرایطی و برای هر فردی، خوراکش در وقت لازم تهیه می شود و هیچ کس گرسنگی نمی بیند. چنین معنایی با مشاهده وضعیت گرسنگان و ... غلط بودن خود را نشان می دهد.

آیا خدا عده ای را از هدایت محروم و گمراه می کند؟

خدا

شهر سوال ـ البته باید توجه داشت که سخن فوق بدان معنا نیست که خداوند چیزی بعنوان ضلالت به او می دهد، چون ضلالت امری عدمی است. اضلال، یعنی خداوند لطف خود را از او می گیرد و او را به حال خود وا می گذارد. آنگاه این شخص با شهوت و خشم خود تنها می ماند و به هر سو که این دو بکشانند، پیش می رود و به آسانی به گناه روی می آورد.

صفحه‌ها