چطور می توان فهمید كه خداوند از ما راضی است؟

يا رب

واضح است كه خداوند با انجام فرائض و اعمالی كه به آن‏ها امر فرموده (مثل نماز، روزه، جهاد، امر به معروف، احترام به والدین و...) خشنود است و از منهیات ناراضی. در روایتی از حضرت امام باقر همین معنا را می‏یابیم: «خدا سه چیز را در سه چیز دیگر پوشانده: خشنودی اش را در طاعتش قرار داده، پس هیچ طاعتی را كم مشمار، شاید رضایت خدا در آن طاعت باشد. دوم: خشمش را در معصیت پوشانده، پس معصیتی را ناچیز مشمار، شاید خشم او در آن معصیت باشد. سوم: اولیائش را در مردمان پنهان كرده، پس كسی را تحقیر مكن! شاید همو ولی خدا باشد.»[۱]
بنابراین وقتی به كار خوبی دست می‏زنید و نیت قربة الی الله می‌‏كنید، در مسیر رضای الهی قرار گرفته ‏اید اما وقتی به كار ناشایستی دست می‏یازید، از این رضایت دور شده‌‏اید.
هم‏چنین خداوند در آیات بسیاری خود را دوستدار توّابین و بخشاینده گناهان و محو كننده آن‏ها خوانده است.«إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ؛[بقره/۲۲۲] هر آينه خدا توبه کنندگان و پاکيزگان را دوست دارد»

به نظر شما آیا می‏توان با مقداری عمل نیك كوتاه و ناقص و مشتی عبادت ناچیز كه نه در شأن پروردگار عالم است و نه ذره‏ ای از حق عبادت او را ادا می‏كند و تازه آن هم واقعاً به خاطر خدا نیست، بلكه از سر عادت‏ یا ترس از جهنم و امید بهشت، حق شكر نعمت او را گزارد یا رضایت او را فراهم ساخت؟!
امام سجادعلیه ‏السلام به‏ خوبی این مسئله را در دعای ابی حمزه بیان می‏دارند:
۱- «أم بغایة جهدی فی عملی ارضیك؛ چگونه می‏توان با نهایت جُهد خود در عمل به رضایت او رسید؟»
۲- «و كیف نستكثر اعمالاً نقابل بها كرمك؛ زیادی اعمال ما چگونه با میزان كرامت تو مقابله كند و با آن سازگار است؟»

رضایت پروردگار یك نشانه روحی در انسان دارد و آن شادی دل، سبكی قلب و سهل‏ گیری در برابر شدائد دنیا است، دریافت و درك این حالت، بسته به هر شخص متفاوت است، از این رو قابل بررسی و تدقیق كامل نیست. امیدواریم اعمال همه ما همواره مورد رضایت پروردگار باشد.

[۱]. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۸۷، حدیث ۲۷.

facenama

دیدگاه‌ها

با سلام

با سلام
به نظر من هم رضایت قلبی و همان اطمینانی که انسان از خدا و خودش دارد در اصل رضایت پروردگار است
با
آرزوی سلامتی و سعادت برای همه انسانها

۱-اولین معیاری که انسان با آن

۱-اولین معیاری که انسان با آن روبه رو می شود خدا را داور می بیند پس نباید به هیچ موجودی ظلم وستم کند وباید به حق رفتار کند وبقیه را انسان ببیند و هر حقی برای خود قائل است برای دیگران هم قائل باشد ومعیار بعدی اینکه خدا را عاقل می بیند پس خود را از کار بیهوده دور می کند سومین معیار این است وقتی می خواهد خود را آرام کند وبه هیچ چیز فکر نکند می بیند که یک عامل از بیرون به او غرور وتعصب واعصاب خرابی می دهد وآن شیطان است پس باید غرور وتعصب واعصاب خرابی را کنترل کند

نظرات