چرا امام حسين (ع) با اينکه نزديک به ده سال از امامتشان در زمان معاويه سپري شد، هيچ قيامي عليه او نکردند اما تا يزيد به خلافت رسيد بر عليه او قيام کردند؟

با وجود وضع اسفناکي که در زمان تسلط معاويه حکم فرما بود، بنابر ملاحظات فراوان، قيام و انقلاب مسلحانه در آن زمان نه مقدور بود و نه مفيد. دو عامل زير را مي توان مهم ترين موانع قيام امام حسين (ع) در زمان حکومت معاويه شمرد:

۱ـ پيمان صلح امام حسن (ع) با معاويه: اگر حسين بن علي (ع) در زمان معاويه قيام مي کرد، معاويه مي توانست از پيمان صلحي که با امام حسن (ع) بسته و مورد تاييد حسين بن علي (ع) نيز قرار داشت، به منظور متهم ساختن حسين بن علي (ع) بهره برداري کند؛ زيرا همه مردم مي دانستند که امام حسن و امام حسين متعهد شده اند تا زماني که معاويه زنده است سکوت کرده به حکومت او گردن نهند، حال اگر حسين (ع) بر ضد معاويه قيام مي کرد، امکان داشت معاويه او را شخصي فرصت طلب و پيمان شکن قلمداد کند.

البته مي دانيم که امام حسين (ع) پيمان معاهده خود را با معاويه، پيماني لازم الوفا نمي دانست؛ زيرا اين پيمان از روي آزادي و ميل و اختيار صورت نگرفته بود، بلکه پيماني بود که تحت فشار و اجبار، و در شرايطي صورت گرفته بود که بحث و گفتگو فايده اي نداشت، بعلاوه خود معاويه آن را نقض کرده و محترم نشمرده بود و خود را به رعايت آن ملزم نمي دانست، بنابراين چنين عهد و پيماني، اگر هم در اصل صحيح و معتبر بود، حسين بن علي (ع) مقيد به آن نبود؛ زيرا خود معاويه آن را زير پا گذاشته و در نقض آن از هيچ کوششي فروگذار نکرده بود، اما در هر حال معاهده صلح، مي توانست دستاويز تبليغاتي معاويه در برابر قيام احتمالي حسين (ع) قرار گيرد.

از طرف ديگر، بايد ديد در برابر قيام احتمالي او اجتماع چگونه قضاوت مي کرد؟ پيداست اجتماع زمان امام حسين (ع) به گونه اي بود که حال قيام و انقلاب نداشت و شمشير جهاد به آب عافيت شسته بود. طبعاً چنين اجتماعي عافيت طلبي خود را چنين توجيه مي کرد که حسين (ع) با معاويه پيمان بسته است و بايد به آن وفا کند.

بنابراين اگر امام حسين (ع) در زمان معاويه قيام مسلحانه مي کرد، معاويه مي توانست آن را به عنوان يک شورش غير موجه و برخلاف مواد پيمان صلح بين طرفين معرفي کند و چون جامع? آن روز جامعه اي بود که حال قيام و انقلاب نداشت، طبعا منطق معاويه را تاييد مي کرد.

۲ـ ژست ديني معاويه: قيام امام حسين (ع) در زمان يزيد، چنان پرشور و مهيج بود که خاطره آن در دلهاي مردم جاويد مانده است و چنانکه مشاهده مي کنيم پس از قرون متمادي، هنوز هم مردم، قهرمانان کربلا را براي خود نمونه و سرمشق قرار مي دهند و در ابراز قهرماني و فداکاري از آنها الهام مي گيرند، ولي به گمان قوي اگر امام حسين (ع) در زمان معاويه قيام مي کرد، قيام او داراي چنين شور و حماسه اي نمي شد. راز اين مطلب را بايد در نفوذ و شيطنت و بازيگري معاويه، و روش خاص او در حل و فصل مشکلات جستجو کرد.

گر چه معاويه عملا اسلام را تحريف کرده، حکومت اشرافي اموي را جايگزين خلافت ساده و بي پيرايه اسلامي ساخته و جامعه اسلامي را به يک جامعه غير اسلامي تبديل کرده بود، اما او اين مطلب را به خوبي درک مي کرد که چون به نام دين و خلافت اسلامي حکومت مي کند، نبايد مرتکب کارهايي بشود که مردم آن را مبارزه با دين - همان ديني که به نام آن حکومت مي کند- تلقي نمايند، بلکه او لازم مي ديد هميشه به اعمال خود، رنگ ديني بدهد تا اعمال وي با مقامي که دارد، سازگار باشد، و آن دسته از کارهايي را که مشروع جلوه دادن آنها مقدور نيست در خفا انجام دهد.

 

کلمات کلیدی: 

facenama

نظرات