آیا داشتن مرجع تقلید برای هر مسلمان واجب است؟

داشتن مرجع تقلید برای كسانی كه به درجه اجتهاد نرسیده اند و در تمام احكام و تكالیف نمی توانند بر اساس احتیاط عمل كنند، واجب عقلی است و شرع نیز بر این حكم تاكید كرده است.

توضیح آنكه: انسان می تواند در مسائل و احكام دینی آگاه شده و بر اساس آگاهی خود و بدون مراجعه به مرجع تقلید (آگاه از احكام دین) احكام و تكالیف الهی را انجام دهد. بر چنین كسی نه تنها تقلید لازم نیست بلكه حرام است مگر آن كه دیگری را آگاه تر از خود بداند.

اگر فردی بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد، باید قرآن و تفسیر آن و علومی را كه وابسته به آن است،‌ به طور تخصصّی بداند. همین طور باید سنّت را كه عبارت است از قول،‌ عمل و تقریر (گفتار و اعمال و رضایت به اعمال دیگران) كاملاً بشناسد؛ یعنی با علوم حدیث آشنا باشد كه عبارت است از: علم رجال (شرح حال راویان حدیث) و سلسله سند، درایه (فهم دلالت روایات)، شأن نزول روایات، قرائن حالیه و مقالیه، تقیّه، حقیقت و مجاز، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات با آیات و تزاحم مصالح. وی باید این دانش ها را به طور تخصّصی و كارشناسانه بداند. چنین فردی كه به قرآن و سنّت با كیفیت مذكور آگاهی داشته باشد، می تواند بلكه باید طبق قرآن و سنت، آن طور كه می فهمد عمل نماید. به چینن فردی متخصّص علوم اسلامی یا مجتهد و فقیه می گویند و تقلید كردن بر او حرام است.

امّا اگر كسی از نظر علم و آگاهی به حدّ مذكور نرسیده باشد، عقل حكم می كند از یك یا چند متخصّص علوم اسلامی بپرسد و طبق آن عمل نماید. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛[انبیاء/۷] اگر نمى ‏دانید، از آگاهان بپرسید.»

تقلید، سؤال از اهل ذكر یا رجوع به مجتهد و متخصّص است، همان طور كه مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان در مسائلی كه تخصّص ندارند،‌ به متخصّصان مراجعه می كنند، مثلاً اگر ماشینشان خراب شد به مكانیك مراجعه می كنند؛ اگر بیمار شدند به پزشك مراجعه می كنند؛ اگر بخواهند شهر یا خانه بسازند به مهندس و معمار مراجعه می كنند.

حتی كسانی كه در یك رشته تخصص دارند،‌ در رشته های دیگر تقلید می كنند،‌ مثلاً مراجع تقلید در بیماری به پزشك مراجعه می كنند؛ مهندسان و معماران هنگامی كه ماشینشان خراب شد به مكانیك مراجعه می كنند. بنابراین همان طور كه عقلاً در اكثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروی می كنند، در مسائل دینی نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه كنند. این مراجعه را "تقلید" می گویند.

پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست بلكه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص می باشد كه حكم عقلی است. اگر كسی كه باید تقلید كند، تقلید نكرده و اعمالی را انجام دهد مانند بیماری است كه خودسر دارو مصرف كند. چه بسا عوض این كه بهبودی حاصل شود بیماری اش افزون شود. از امام عسكری(ع) آمده است: «امّا من كان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعو ام أن یقلّدوه؛[۱] از بین فقها آنان كه حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگی حفظ می‌كنند و با هواهای نفسانی مبارزه می كنند و مطیع اوامر الهی و جانشینان اویند، بر عوام لازم است كه از آنان تقلید كنند.»

مراد از عوام یعنی كسانی كه در علوم اسلامی مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشك در علوم اسلامی مجتهد نباشد باید تقلید كند، چنان كه مرجع تقلید در مسائل پزشكی و مهندسی از پزشك و مهندس تبعیت و تقلید می كند.

بنابراین در احكام دین، به حكم عقل، شخص یا باید مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روی دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید كند، یعنی به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید كه یقین كند تكلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدان عملی را حرام می دانند و عده دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را به جا آورد، پس كسانی كه مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل كنند، واجب است از مجتهد تقلید كنند.

کلمات کلیدی: 

facenama

دیدگاه‌ها

با سلام

با سلام
متاسفانه بر خلاف آنچه که ادعا میشود اکثریت مراجع فاقد شرط آگاه به زمان هستند. اگر تقلید را در حد واجبات و مستحبات و مکروهات روتین و قدیمی بدانیم که مراجع اختلاف زیادی با هم ندارند و یک رساله چاپی از هر مرجعی رفع نیاز میکند. مسائلی نظیر شکیات و مطهرات و اداب وضو و ...
اما وقتی به مسائل غامض فعلی می رسیم کمیت مراجع لنگ است و البته مومنین هم فاقد علم لازم در تشخیص خیلی امور هستند. شاید عمل به احتیاط و اصل کلی ماحکم به العقل حکم به الشرع مشکل را تاحدودی حل کند ولی بدون مراجع عالم و آگاه مردم هم دچار توجیه و دور زدن شرع می شوند. مثلا داستان نفی سبیل که اینروزها معضل بزرگی شده یا بانکداری ربوی منحصر بفردیکه زیر سایه حاکمیت شرع عنوان بانکداری اسلامی را یدک میکشد. یا داستان حکم تحریم FATF توسط یکی از مراجع که بدون شک نه از روی آگاهی که از روی اطلاعات افراد مغرض یا کم دانش صادر گردیده است. در هرحال فرصت بی نظیری در اختیار دنیای تشیع بود که دامن مذهب را از خرافات و احادیث ناسره و شیوه های غلط اجتهاد و افتا پاک کنند اما گمان نمیکنم از این فرصت زمانی و مکانی و مادی و ... چیز زیادی باقی مانده باشد.
اللهم اجعل عاقبت امرنا خیرا

تصویر soalcity

سلام

سلام
دقت بفرمایید که نظرات شما معیار نیست تا هر کسی بر خلاف آن بیندیشد، ناآگاه و بی خبر خوانده شود. شما خیلی راحت در مسائلی که اختلاف کارشناسی بسیاری وجود دارد، می گویید آنکه خلاف شما نظر داده، حتما فریب خورده!!
چرا خودتان را معیار قرار داده اید؟
بله اگر برای روز قیامت توجیهی ندارید، باید مرجع تقلیدتان را تغییر دهید.

نظرات