موسیقی حرام و حلال را چطور از هم تشخیص دهیم؟

موسیقی حلال و حرام

همه نوع موسیقی، از پایه حرام نیست. بلکه موسیقی حلال و مباح هم داریم. صدای پرندگان خوش الحان، صدای آبشار و ریتم و لحن خود قرآن پر از آهنگ های موزون آرام بخش می باشد؛ آیا شما از قرائت سوره های مریم، شمس وحمد مرحوم عبدالباسط احساس لذت نمی کنید؟ منظور ما از موسیقی های آرامبخش این نوع آهنگ هاست. پس خود این کلام که موسیقی از پایه حرام باشه، از پایه باطل است و منظور موسیقی هایی است که به طور عمده، برای تخریب روح آدمی و افتادن در غفلت به کار برده می شود.

علت حرمت اینگونه کارها نیز این است که انسان وقتی در جریان چنین امواجی قرار می گیرد، رفته رفته به سوی آنها متمایل شده و فرصتی را که باید برای پیشرفت، تعالی و کمالات خود صرف کند، در موسیقی تلف کرده از دست می دهد. از این گذشته چون انسان همواره در حال پیشروی بوده و در موضوعی توقف ندارد- چه در مسائل مثبت و چه منفی- از این روی به این مقدار هم اکتفا نکرده، بر مسائل حرام دیگر رغبت پیدا می کند؛ و خصوصیت حرام این است که انسان با اشتغال به آن هدف و خدا و قیامت را فراموش کرده و در نتیجه عمرش به هدر می رود.

أما برای اینکه بتوانیم موسیقی باطل را با حلال تشخیص دهیم، به نکاتی که بیان می شود:

۱- موسیقی دو قسم است:

الف) مطرب لهوی و حرام؛
یعنی اگر موسیقی انسان را از حالت طبیعی خارج کرده و باعث سبک سری و سبک عقلی شود و یا مناسب مجالس گناه و لهو و لعب باشد، از نظر شرعی حرام است.

ب) آرامبخش و حلال؛
اما اگر موسیقی خصوصیات بالا را نداشته و آرام باشد، گوش دادن یا نواختن آن اشکالی ندارد. أما با همۀ این وجود، به قول کانت (فیلسوف معروف آلمانی): «موسیقی اگر از همه هنرها مطبوع تر باشد، ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد، از تمام هنرها پست تر است».(۲) توصیۀ روانشناسان در اموری که انسان به چیزی عادت پیدا می کند، استفاده از سیاست جایگزینی و حذف گام به گامی است؛ پس شما هم سعی کنید از موسیقی های حلال و سالم همانند موسیقی های سنتی استفاده کنید تا جایگزین خوبی برای موسیقی مطرب و به اصطلاح شما، غیر مجاز باشد.

۲- این هم که برخی می گویند مت عاشق موسیقی هستیم، ملاک کاملی به نظر نمی رسد، انسان ممکن است دلش خیلی چیز ها را دوست بدارد که به مصلحت او نیست. به فرموده قرآن کریم: " وَ عَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ". (۳) بنابراین ملاک صحیح همان حقّ محوری است نه نفس محوری. از نظر انسان خدا محور، این مهم نیست که خودش چه دوست دارد، مهم این است که خدا چه می پسندد. به قول بابا طاهر:
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پـسندد.

۳- ویژگی موسیقی آرام بخش -که از نظر شرعی مباح شمرده شده- این است که انسان را از حالت طبیعی خارج نکرده و باعث ضعف اعصاب نگردد و چون متناسب با مجالس گناه نیست، و آدمی احساس مخالفت با خدا را ندارد، از آرامش وجدان برخوردار می باشد؛ یعنی دلش نگران این نیست که خداوند متعال از ایشان ناراضی باشد و به همین خاطر در آرامش است. و إلا اگر موجب تخریب اعصاب انسان گردد، هر چند مثل سیگار موجب آرامش نسبی و ظاهری شود؛ مذموم خواهد بود؛ به قول دکتر آرنولد فریدمانی- پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلینیک سردرد-: «یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سر درد های عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو است». (۴)

در آخر:
امروزه بر اساس تحقیقات گسترده ای که درباره موسیقی انجام گرفته است، آسیب ها و مضرات فراوانی برای موسیقی به اثبات رسیده است که برای آشنایی مفصّل آنها و شناخت مستندات آن، مطالعه کتاب های زیر را توصیه می کنیم:
۱. موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی، پدید آورنده: علّامه محمد تقی جعفری، ناشر: مؤسسه تدوین و نشرآثار علّامه جعفری.
۲. تأثیرموسیقی بر اعصاب و روان، پدید آورنده: حسین عبداللّهی خوروش، ناشر: بادران، اصفهان.
۳. جوان و موسیقی، پدید آورنده: محمد جواد بستانی، ناشر: انتشارات لاهوت.
۴. موسیقی و غنا از دیدگاه اسلام، پدید آورنده: محمد اسماعیل نوری، ناشر موسسه بوستان کتاب.

پی نوشت ها:
۱. ثقه الاسلام کلینی، الکافی، ج‏۲، ص ۱۰۳، دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۶۵ه. ق.
۲. حسین عبداللّهی خوروش، تأثیرموسیقی بر اعصاب و روان، ص ۱۳۵، بادران، اصفهان: ۱۳۸۷ش.
۳. بقره(۲) آیۀ ۱۱۶.
۴. موسیقی از نظر دین و دانش، ص ۱۳۵؛ به نقل از مجله نیوزویک.

facenama

نظرات