آیا اسلام زن ستیز است؟

زنان در طول تاریخ محرومیت ها و ظلم های بسیاری را تحمل کرده اند.

گاه زن را در شمار حیوانات محسوب نموده و وجود او را برای خدمت به مرد محسوب کرده اند که باید مثل حیوان اهلی نگهداری شود. و بیشترین بهره کشی از او در کار منزل و کشاورزی و دامداری برده شود.

گاه به عنوان کالا و مال پنداشته اند که پس از مرگ، به عنوان بخشی از ارث به وارث رسیده است. یا شبی به دیگری قرض داده اند یا در قبال بدهی شان، به دیگری واگذار کرده اند.

گاه بدون کوچکترین توجه به خواست او به همسری دیگری درآورده اند. یا به عنوان کالایی برای همسری فروخته شده اند.

گاه آنان را به عنوان قربانی و برای دفع بلایا سربریده اند و تقدیم بت ها کرده اند. یا آنکه گوشت آنها را خورده اند.

گاه به خاطر خصوصیات فیزیکی مثل دوران عادت ماهانه، محکوم به ترک خانه و ماندن در طویله و ... شده اند.

گاه مسلوب الاختیار حق هیچ گونه معامله یا داشتن مالی نداشته اند. و هیچ بهره ای از ارث  نداشته اند.

گاه به همراه شوهران مرده شان با آن ها دفن شده اند یا سوزانده شده اند.

گاه به عنوان جنس دردسر آفرین، زنده به گور شده اند.

و ... (تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۳۹۳ تا ۴۱۸ بحث نسبتا کاملی در این باره نموده است.)

البته این ظلم ها در حق تمام زنان نبوده است و مثلا اندک زنانی به خاطر انتساب به شاه جایگاه خوبی پیدا می کردند. اما عموم زنان با این ظلم ها مواجه بودند. که ریشه این نوع نگاه به آنها نیز در جنسیت شان بوده است. یعنی فارغ از ظلم هایی که بشر به خاطر زورگویی اربابان دیده است، زنان به خاطر زن بودن، مشمول شرایط خاصی می شدند.

همچنین باید به این نکته توجه کرد که تمام این اجحاف ها و ظلم ها به پایان نرسیده است. بلکه در بعضی موارد صرفا شکل و شمایل جدید و امروزی به خود گرفته است. اگر دیروز دختران را زنده به گور می کردند، امروز در بعضی فرهنگ جنین آنان را  سقط می کنند. کما اینکه در بعضی فرهنگ ها زن را کالایی بیش نمی دانند. و همچنان زن به عنوان نیروی کار ارزان استثمار می شود، یا  آمار بردگان جنسی، صنعت پورنوگرافی، تجاوز به عنف و ... می تواند وضعیت ناروای زنان در حال حاضر را هم به تصویر بکشد.

حال اسلام در میان تمام این دیدگاه ها، دیدگاهی غیر متاثر از محیط ارائه نموده است. از یک سو اشتراکات کاملی بین زن و مرد به رسمیت شناخته است:

۱. جنسیت سبب برتری انسانی نیست. و تفاوتی بین زن و مرد در اصل انسانیت وجود ندارد. (حجرات ۱۳)

۲.در اعمال انسان ها، جنسیت تاثیر ندارد. (آل عمران ۱۹۵) و زن می تواند تا مرحله ای رشد کند که الگوی مردان باشد. (تحریم ۱۱)

۳. در خانواده زن و مرد باید به عنوان مکمل یکدیگر نقش آفرینی کنند. (۱۸۷ بقره) و مایه آرامش و سکونت یکدیگر باشند. (روم ۲۱)

۴. زن مالک اموال خویش است و حق معامله و ... دارد . (نساء ۴) (نساء ۱۹)

و ...

و از یک سو در کنار اشتراکات زن و مرد به خاطر اشتراک در انسانیت، افتراقاتی به خاطر افتراق در جنیست برای آنها بیان نموده است. در واقع زن یعنی انسان به علاوه خصیصه های جنسیتی، کما اینکه مرد یعنی انسان به علاوه خصیصه های جنسیتی، که این خصیصه های جنسیتی، تفاوت های روحی و جسمی مختلفی را شامل می شود. و مستلزم احکام متفاوتی خواهد بود.

از این رو اسلام در کنار حکم های کاملا مشترک، حکم های متفاوتی برای زن و مرد نیز دارد تا هر کدام از زن و مرد، با توجه به خصیصه های خود حقوق و وظایف مختص به خود را داشته باشند. و آنچه در اسلام در این بخش اصل است، برقراری توازن بین حقوق و وظایف است. تا در مقابل هر وظیفه ای حقی قرار گیرد. مثلا در مقابل نقش مادری برای زن، مرد نقش نان آوری و امنیت آفرینی را دارد. از همین رو برخی از احکام ارث و دیه و ... متفاوت می شود.

این اشتراکات و افتراقات برای رساندن زن و مرد به جایگاه شایسته خود در ضمن برقراری اجتماعی سالم است. که با تحقق آن، نه ظلم های عریان تاریخی گذشته به زن رخ خواهد داد، و نه با مساوی دانستن بی جای زن و مرد، زن را به عرصه رقابت های مردانه و انکار خصیصه های زنانه می کشانیم.

حال آنکه جنبش های فمنیستی بزرگترین مشکل زن را ایفای نقش مادری دانسته و راه رهایی زن را در نفی خصیصه های جنسیتی او می جویند. و در تمدن غربی زنان در کنار نقش هایی مثل مادری، باید نقش نان آوری و ... را هم به عهده بگیرند. و در عمل نیز مشهود است که نهاد خانواده را به فروپاشی رسانده اند.

با این اوصاف مشخص می شود  آیا دینی که در کنار دیدن اشتراکات، بزرگترین تجلیل ها را از مادر نموده، و دختر را هدیه الهی خوانده و در مقابل هر وظیفه آنها، حقی برایشان قرار داده، و زندگی با عشق را برای او به ارمغان می آورد، زن را از جایگاه خود به زیر کشیده است که زن ستیز خوانده شود.

یا تمدنی که عشق را نابود و هوسرانی را به شکل دیوانه وار  نهادینه کرده و زن را به کالا تبدیل نموده و مرد را از وظایف حمایتی خود معاف نموده و ... زن را از جایگاه خود به زیر کشانده است و باید زن ستیز خوانده شود.

طبیعتا مقایسه منسجم و همه جانبه روشن خواهد نمود که بهترین مسیر برای رسیدن زنان به جایگاه شایسته چیست.

 

facenama

دیدگاه‌ها

سلام . در مورد جمله ی اخرتون

سلام . در مورد جمله ی اخرتون . شهوت را به شکل دیونه وار نهادینه کرده . خب دین هم با این مشکل نداره . دین ازدواج موقت رو مطلقا حلال میدونه حتی برای مردان متاهل . این چه فرقی با جمله ی بالا داره ؟!!! و حتی در مورد عشق گفتید . مرد متاهلی که هر روز میتونه متعه داشته باشه مسلما و طبیعتا جذابیت و عشق همسرش از بین میره . و البته بگم فلسفه ی تمام احکام رو میدونم و نیاز ب توضیح اونها نیست ولی این ایرادات بهشون وارد میشه . و حتی تعدد زوجات هم که با وجود این که نجات دهنده ی گروهی از زنان است ولی ایا همه ی اونها به عشق رسیدند ؟ ایا این بیشتر ناراحتشون نمیکنه که خودشون قلب همسرشون رو تسخیر نکردند و همسرشون عاشق زن دیگه ای؟ این احکام فقط جنبه ی اجتماعی دارند که بیشتر به نفع مرد تموم میشه و زن ب حکم زن بودنش بخاطر اینکه احکامی داره برای ویژگی های جسمی اش و مسلما احکام هم نجات بخش انسان هستند . ولی زن بخاطر همین زن بودنش محکوم میشه که نفع کمتری از زندگی و لذت هاش ببره . معلومه که یک زن خوشحال میشه که میتونه همسر دوم بشه ولی مسلما این براش مطلوب تره که تک همسر مردش باشه . ولی شدنی نیست . در حالی که مرد بودن این مشکلات رو نداره و لذت های بیشتری داره تا زن بودن

تصویر soalcity

سلام

سلام
اسلامی که می گوید بدترین دشمن انسان، نفس اوست! و انسان را به جهاد اکبر دعوت می کند، چه ربطی به فرمایشات شما دارد؟
آیا صیغه یعنی اینکه شخص هر روز با یک نفر باشد و حرمسرا راه بیندازد؟
شما بین دستور اسلام و سوء استفاده از دستورات اسلام خلط کرده اید. کسی که دین را بخواهد، می فهمد دین مردان متاهل را از صیغه نهی کرده است.
درباره منافع نیز باید دقت کنید که نفع جامعه برتر از نفع فرد است. و در جامعه عاقلانه این است که بین بد و بدتر، بد انتخاب شود.

من با جمله زن ستیز بودن اسلام

من با جمله زن ستیز بودن اسلام کاملا موافقم...

خب اصلا چرا دین اسلام ختنه دختران رو مستحب قرار داده...... این یعنی چی اخه؟......................یعنی واقعا این درسته که یه دختر بیچاره به خاطر دین پدر و مادرش باید از خیلی چیز ها معاف بشه که مثلا بعدا میره به بهشت، بهشتی که هیچ دلیل محکمی برای اثباتش وجود نداره!.؟!؟!.........................

من بعد از اینکه متوجه شدم دینم چه دستورات ... گفته به شخصه از دینم "تنفر" پیدا کردم.

این یعنی عدالت؟
ميشه لطفا یه دلیل قانع کننده و نه صرفا بر اساس آیه های قرآن در رابطه با این موضوع به من بدین.

تصویر soalcity

سلام

سلام
من متوجه مطالب شما نشدم!
الان شما به خاطر مستحب بودن ختنه دختران به زن ستیز بودن اسلام رسیدید؟ یعنی احتمال ختنه دختر در مقابل لزوم ختنه پسر، به معنای زن ستیزی است؟ یا معافیت به معنای زن ستیزی است؟
بعد این چه ربطی به قیامت و عدالت و ... دارد؟
به نظر می رسد خیلی عجله داشته اید که هر چه سریعتر یک جا کل دین را انکار کنید.
البته همه فقها ختنه دختران را مستحب نمی دانند. و بعضی تصور می کنند پیامبر ص در آن فضا که دختران را ختنه می کردند، تنها توانستند حدود آن را محدود کنند و سخن شان ناظر به همین امر است. اما مدل گفتار شما، جایی برای بحث علمی و مبتنی بر منطق نمی گذارد.

نظرات