آیا داشتن مرجع تقلید برای هر مسلمان واجب است؟

مرجع تقلید

داشتن مرجع تقلید برای كسانی كه به درجه اجتهاد نرسیده اند و در تمام احكام و تكالیف نمی توانند بر اساس احتیاط عمل كنند، واجب عقلی است و شرع نیز بر این حكم تاكید كرده است.
توضیح آنكه: انسان می تواند در مسائل و احكام دینی آگاه شده و بر اساس آگاهی خود و بدون مراجعه به مرجع تقلید(آگاه از احكام دین) احكام و تكالیف الهی را انجام دهد. بر چنین كسی نه تنها تقلید لازم نیست بلكه حرام است مگر آن كه دیگری را آگاه تر از خود بداند.

اگر فردی بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد، باید قرآن و تفسیر آن و علومی را كه وابسته به آن است،‌ به طور تخصصّی بداند. همین طور باید سنّت را كه عبارت است از قول،‌ عمل و تقریر (گفتار و اعمال و رضایت به اعمال دیگران) كاملاً بشناسد؛ یعنی با علوم حدیث آشنا باشد كه عبارت است از: علم رجال (شرح حال راویان حدیث) و سلسله سند، درایه (فهم دلالت روایات)، شأن نزول روایات، قرائن حالیه و مقالیه، تقیّه، حقیقت و مجاز، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات با آیات و تزاحم مصالح. وی باید این دانش ها را به طور تخصّصی و كارشناسانه بداند. چنین فردی كه به قرآن و سنّت با كیفیت مذكور آگاهی داشته باشد، می تواند بلكه باید طبق قرآن و سنت، آن طور كه می فهمد عمل نماید. به چینن فردی متخصّص علوم اسلامی یا مجتهد و فقیه می گویند و تقلید كردن بر او حرام است.

امّا اگر كسی از نظر علم و آگاهی به حدّ مذكور نرسیده باشد، عقل حكم می كند از یك یا چند متخصّص علوم اسلامی بپرسد و طبق آن عمل نماید. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛[انبیاء/۷] اگر نمى ‏دانید، از آگاهان بپرسید.»
تقلید، سؤال از اهل ذكر یا رجوع به مجتهد و متخصّص است، همان طور كه مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان در مسائلی كه تخصّص ندارند،‌ به متخصّصان مراجعه می كنند، مثلاً اگر ماشینشان خراب شد به مكانیك مراجعه می كنند؛ اگر بیمار شدند به پزشك مراجعه می كنند؛ اگر بخواهند شهر یا خانه بسازند به مهندس و معمار مراجعه می كنند.
حتی كسانی كه در یك رشته تخصص دارند،‌ در رشته های دیگر تقلید می كنند،‌ مثلاً مراجع تقلید در بیماری به پزشك مراجعه می كنند؛ مهندسان و معماران هنگامی كه ماشینشان خراب شد به مكانیك مراجعه می كنند. بنابراین همان طور كه عقلاً در اكثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروی می كنند، در مسائل دینی نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه كنند. این مراجعه را "تقلید" می گویند.

پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست بلكه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص می باشد كه حكم عقلی است. اگر كسی كه باید تقلید كند، تقلید نكرده و اعمالی را انجام دهد مانند بیماری است كه خودسر دارو مصرف كند. چه بسا عوض این كه بهبودی حاصل شود بیماری اش افزون شود. از امام عسكری(ع) آمده است: «امّا من كان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعو ام أن یقلّدوه؛[۱] از بین فقها آنان كه حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگی حفظ می‌كنند و با هواهای نفسانی مبارزه می كنند و مطیع اوامر الهی و جانشینان اویند، بر عوام لازم است كه از آنان تقلید كنند.»
مراد از عوام یعنی كسانی كه در علوم اسلامی مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشك در علوم اسلامی مجتهد نباشد باید تقلید كند، چنان كه مرجع تقلید در مسائل پزشكی و مهندسی از پزشك و مهندس تبعیت و تقلید می كند.
بنابراین در احكام دین، به حكم عقل، شخص یا باید مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روی دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید كند، یعنی به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید كه یقین كند تكلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدان عملی را حرام می دانند و عده دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را به جا آورد، پس كسانی كه مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل كنند، واجب است از مجتهد تقلید كنند.

[۱]. بحار الانوار ج ۲ ص ۸۸.

facenama

دیدگاه‌ها

آیا میشود از کسی خودش در

آیا میشود از کسی خودش در مسئله ای شک دارد تقلید کرد؟

تصویر شهر سوال

سلام

سلام
لطفا منظورتان را واضح تر بیان نمائید

سلام

سلام
منظور بنده احتياط در حكم است. به نظرم بكار بردن احتياط در اجرا و انجام يك حكم از آنها ناشي مي شود كه شك و ترديد وجود دارد. و شك و ترديد يعني شما به آن موضوع اشراف كامل پيدا نكرده اي پس چطور ميتواني حكم صادر كني؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
احتیاطی که از جانب مراجع بیان می شود؛ به خاطر عدم بررسی مساله از سوی آنها نیست. بلکه به دلیل خاصیتی در ادله (آیات و احادیث) است که منجر به حکم احتیاط می شود و مراجع برای بیان همین احتیاط ها نیز باید ضوابط خاصی را رعایت نمایند.

ببخشید من کسی و میشناسم که

ببخشید من کسی و میشناسم که نماز و روزه میخونه و احکام نماز و روزه را از روی کتاب های مراجع تقلید نگاه میکنه و از روی ان انجام میده اما بحث مرجع تقلید و قبول نداره یعنی میگه ادم لازم نیست مرجع تقلید خاصی داشته باشه و فقط احکام و از روی اون کتابا عمل میکنه. نظرتون چیه در مورد این شخص؟ اگر همسرم باشد

تصویر پاسخگو

با سلام

با سلام
همین که همسر شما برای انجام اعمال دینیش به رساله های مراجع مراجعه می کنه ، معنی کارشون این هست که ایشون به این نکته عقلی رسیده که هر کاری متخصصی داره و متخصص تکالیف دینی ، مراجع تقلید هستند و باید بر اساس نظر کارشناسی اونا اعمال دینی انجام بشه .
اما ایشون به یک نکته ظریف عقلی بی توجه هستن و اون این که به هر حال تقلید یعنی این که مقلد مسئولیت صحت و سقم اعمالی رو که انجام میده به گردن یک فرد متخصص و عالم می اندازد و فردای قیامت می تواند پیش خدا لیل بیاورد که من چون کارشناس دین نبودم اعمالم رو بر اساس نظر این کارشناس دینی که از بقیه اعلم بود انجام دادم .
اما کسی که از مرجع تقلید خاصی در میان مراجع تقلید نکنه ، فردای قیامت اعمالش رو مستند به فتوای کدام مرجع خواهد کرد ؟؟؟
گذشته از این ، در مواردی که بین مراجع اختلاف فتوا وجود دارد ، ایشان به نظر کدام مرجع تقلید می خواهد عمل کند ؟
اگر بخواهد بدون گزینش ، از نظر یکی از مراجع موجود تبعیت کند ، کار غیر عاقلانه انجام داده . چون عقل می گوید در موارد اختلاف نظر بین کارشناسان ، باید بر اساس نظر آن کسی که از بقیه آگاه تر و عالم تر و کارشناس تر هست عمل کرد .
پس بر اساس حکم عقل و نظر شرع باید از یک نفر تقلید کرد و آن یک نفر هم باید از بقیه مراجع اعلم باشد .

سلام خسته نباشین باید کتاب ا

سلام خسته نباشین باید کتاب ا.نی که تقلید کرده ایم کتابشو باید داشته باشیم

تصویر پاسخگو

به هر حال مقلد باید به طریقی

به هر حال مقلد باید به طریقی از فتوای مرجع تقلیدش اطلاع پیدا کند .
حال یا کتاب رساله مرجع خود را داشته باشد یا نرم افزار و هر چیز دیگری که شخص با آن بتواند از نظر مرجع خود اطلاع پیدا کند .

سلام ببخشید میخواستم بدونم

سلام ببخشید میخواستم بدونم گوش دادن به اهنگ در صورتی که خواننده اهنگ زن باشد چه حکمی دارد؟ممنون میشم اگه زود جواب بدین

تصویر شهر سوال

با سلام

با سلام
در مورد گوش دادن به صداي خواننده زن براي مردان د وديدگاه فقهي وجود دارد؛ برخي از مراجع اين امر را به خودي خود حرام نمي دانند؛ مثلا مقام معظم رهبري مي فرمايد:
اگر صداى زن (چه به صورت تك خواني و يا همخواني با زنان و يا با مردان ) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ريبه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، اشكال ندارد. اگر مفسده داشته باشد و يا تحريك شهوت بكند، جايز نيست.(۱)

اما برخي مراجع مطلقا حتي بدون لذت و مفسده آن را جايز نمي دانند؛ مثلا به نظر آيت الله بهجت، گوش دادن به آواز زن خواننده بنابر احتياط واجب جايز نيست، هرچند قصد ريبه و لذت نباشد. (۲) يا برخي ديگر فرموده اند: «گوش فرا دادن به خواننده زن، جايز نيست» .(۳)

در هر حال براي زنان طبق نظر همه مراجع اگر صداي خواننده زن بدون مفسده و غنا و شكل لهوي باشد، گوش دادن مانعي ندارد و براي مردان بر فرض مشتمل نبودن صدا بر مفسده و ساير موارد ذكر شده، طبق ديدگاه اول صحيح است.

در مورد موسيقي داراي غنا و تحريك شهواني و مفسده كه وجه حرمت روشن است، اما به نظر مي رسد دليل حرمت مطلق برخي مراجع در اين زمينه آن است كه به طور طبيعي صداي خوانندگي زن براي مرد نامحرم اين تاثير را به دنبال خواهد داشت، در نتيجه نمي توان اين امر را موكول به خود فرد نمود تا ابتدا مبتلا به مفسده بشود و بعد بخواهد جلوي ادامه كار را بگيرد؛ به طور كلي هر نوع آواز خواني و هر نوع موسيقي كه شنونده را به تمايلات شهواني و به بي پروايي در گناه كاري مي‌كشاند، در اسلام به شدت نهي شده و غالب موسيقي هاي حرام شده در اسلام از همين سنخ است كه شنونده را براي ارتكاب فسق و فجور و كارهاي خلاف عصمت و پاكي و تقوي بي‌پروا مي‌كند.

در اسلام توجه به خدا در زندگي انسان بسيار مهم است. چيزي كه انسان را از خدا غافل نمايد و يا از خدا دور كند، مورد مذمت و نكوهش اسلام است. اگر چه شايد جريان دور شدن، به صورت پنهان بوده و خود شخص نيز از آن غافل باشد؛ به همين خاطر معيار در حرمت موسيقي را در مواردي تأثير پذيري نوع انسان دانسته اند؛ يعني صدا و ترانه (خواه از زن يا مرد) به گونه اي است كه در انسان تأثير منفي بر جاي مي گذارد، اگر چه براي برخي چنين احساسي وجود ندارد.
البته گناه بودن موسيقي و غنا كه خوانندگي زنان معمولا از مصاديق بارز آن است، از طريق شرع بيان شده و چه بسا نتوان براي همه دستورات شرعي به دنبال توجيه عقلي بود و به نتيجه كامل رسيد؛ هر چند مي توان به برخي حكمت ها و نكات كلي دست يافت.(۴)

پى‏نوشت‏ ها :
۱ . آيت ا... خامنه اي، استفتاءات، نشر جامعه مدرسين، سوال ۱۱۴۵.
۲. آيت الله بهجت، استفتاءات، نشر شفق، قم ۱۳۷۸ ش، ج۴، سؤال ۶۳۵۱و ۶۳۵۲.
۳. آيت اللّه فاضل، جامع المسائل نشر مهر، قم ۱۳۷۵ ش، ج ۱، ص ۴۸۴، م ۱۷۴۲.
۴ . محمد تقي جعفرى، موسيقى از ديدگاه فلسفى و روانى، انتشارات تهذيب تهران، ۱۳۸۰، ش، ص ۱۵۱.
موفق باشید.

با سلام و تشکر از شما اگر

با سلام و تشکر از شما اگر شخصی چندین سال نماز خوانده و میخواند و هیچ گونه مرجع تقلیدی نداشته و ندارد ایا نماز و نمازهای خوانده شده ان شخص باطل است لطفآ راهنمایی کنید

تصویر سید پاسخگو

با سلام

با سلام
اگر عبادات ایشان بعد از انتخاب مرجع تقلید اعلم مطابق فتاوای آن مرجع بوده است، همه عبادات اعم از نماز و ... صحیح می باشد ولی اگر بعد از انتخاب مرجع تقلید متوجه شود بعضی از عبادتها یا همه آن عبادتها اشتباه انجام داده است، باید همه آن عبادات را دوباره انجام دهد.
موفق باشید.

يه بنده خدايي سيد هست ميگه

يه بنده خدايي سيد هست ميگه بمن گفتن يك فرد سيد بايد يك مرجع تقليد سيد رو انتخاب كنه و نميشه مرجع اخوند باشه ايا چنين حرفي صحيح هست/

تصویر پاسخگو

با سلام

با سلام
در تعیین مرجع تقلید ، فرقی بین سید و غیر سید وجود ندارد .
انسان باید با تحقیق و بررسی مرجع تقلید اعلم را پیدا کرده و از او تقلید نماید .

با سلام

با سلام
می خواستم بدونم من که تا بحال مرجعی تعیین نکردم پول خمس رو به چه کسی باید بدهم؟
و مهم تر از اون این که من نمیدانم چه کسی رو باید مرجع انتخاب کنم حال این که الان یک پسر هم دارم/؟؟؟؟؟؟

تصویر سید پاسخگو

با سلام

با سلام
۱- باید بامراجعه یا تماس تلفنی با دفتر مرجع تقلیدتان یک سال خمسی برای خود مشخص کنید و اگر سرسال خمسی پول یا مواد مصرفی مثل برنج یا غیره اضافه آوردید یک پنچم آن را بعنوان خمس پرداخت کنید و داشتن سال خمسی معنایش این نیست که انسان حتما باید خمس بدهد بلکه تکلیف انسان را روشن می کند.
۲- باید از مجتهد اعلم تقلیدکرد و مجتهد اعلم را از سه‌ راه مى توان شناخت:
اول- آن که خود انسان دارای شرائط، یقین کند فلان شخص اعلم است.
دوم- آن که دو نفر عالم عادل دارای شرائط تشخیص دهند.
سوم- عده ای از اهل علم که مى توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند و در صورتی که از این راه به مرجع تقلید نرسیدید با تماس گرفتن از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم کمک گرفته و مرجع خود را مشخص کنید.۰۲۵۳۷۷۴۳۳۱۰
موفق باشید.

تقلید یعنی چه میشه توضیح بدبد

تقلید یعنی چه میشه توضیح بدبد

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط شما

همان طور كه عقلا در اكثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروى مى كنند، در مسائل دینى نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه كنند. این مراجعه را «تقلید» مى گویند .پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست ، بلكه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص مى باشد كه حكم عقلى است. اگر كسى كه باید تقلید كند، تقلید نكند واعمالى را انجام دهد مانند بیمارى است كه خودسر دارو مصرف كند. چه بسا عوض این كه بهبودى حاصل شود بیمارى اش افزون شود. پس تقلید در احكام شرعی رجوع به متخصص و اهل خبره است; یعنی، همانگونه كه همه عقلای عالم در هر رشته و صنعت و علمی به نزد متخصص و اهل خبره آن رشته می‏روند ، برای آشنایی از احكام دین و حلال و حرام و واجب و مستحب وظیفه دارید به متخصص آن; یعنی، عالمی كه عمری را در فهمیدن این احكام از قران و روایات زحمت كشیده رجوع می کنند . در روایات نیز این حكم عقل مورد تأیید قرار گرفته است. از امام عسكری(ع) آمده است: «امّا من كان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً على هواه مطیعاً لامر مولاه فللعو ام أن یقلّدوه؛[۱]از بین فقها آنان كه حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگى حفظ مى كنند و با هواهاى نفسانى مبارزه مى كنند و مطیع اوامر الهى و جانشینان اویند، بر عوام لازم است كه از آنان تقلید كنند».

مراد از عوام یعنى كسانى كه در علوم اسلامى مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشك در علوم اسلامى مجتهد نباشد باید تقلید كند، چنان كه مرجع تقلید در مسائل پزشكى و مهندسى از پزشك و مهندس تبعیت و تقلید مى كند.

اما تقلید كوركورانه; یعنی، انسان بدون آگاهی و دلیل منطقی و عقلی از راه و رسم فرد یا قومی پیروی كند مثل بت پرستان كه وقتی پیامبران به آنها می‏گفتند چرا در مقابل این مجسمه‏های چوبی و سنگی كه هیچ نفعی ندارند و ضرری هم از شما برطرف نمی‏كنند سجده می‏كنید می‏گفتند ما می‏دیدیم پدرانمان این را عمل می‏كردند ما هم از آنها پیروی می‏كنیم; این همان تقلید كوركورانه است كه عقل و منطق آن را رد می‏كند ، یا مثل بعضی از غرب‏زده‏های امروز كه به مجرد اینكه یك اروپایی لباسی را پوشید یا كاری را انجام داد بدون فكر از آنها پیروی می‏كنند.
حال اگر کسی اعمال خود را بدون تقلید از مجتهد خاص انجام داده باشد ، چنانچه اعمال او مطابق با نظریه مرجع اعلم و متخصص (که وظیفه عقلی و شرعی تقلید از آن است ) باشد ، اشکال ندارد و اعمال او صحیح است ، اما اگر برخی از اعمال او نادرست بود ، باید همان مقدار را جبران نماید.

http://www.pasokhgoo.ir/node/7265

تصویر roushena

سلام

سلام
آیاانتخاب مرجع تقلید به سن مربوط میشود ؟ مثلا" من باید چند سال داشته باشم که بتوانم مرجع تقلیدراانتخاب کنم ؟
آیا باید مرجعی که انتخاب کردم درقید حیات باشن و درسنی که مشخص میکنن که مرجع را انتخاب کنیم درقید حیات باشن اگر فوت شدن چی مثلا" من ۱۰ ساله باشم و مرجع فوت کنن (من خانم هستم )؟

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط شما

وقتی فرد به سن بلوغ رسید باید مرجع تقلید انتخاب کند.
باید از مرجع زنده تقلید کنید و تقلید از مرجع فوت شده صحیح نیست.
شما باید در همان سن ۹ سالگی مرجع تقلید انتخاب کنید.

باسلام.ببخشید خواستم بدونم

باسلام.ببخشید خواستم بدونم پنجاه سال پیش یابیشتر هم مراجع تقلید بوده اند؟
اگه بودن چرا اسمی ازشون توی تاریخ نیست؟
اگرهم نه که مردم اون موقع چیکار میکردن؟

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط شما

از وقتی که امام زمان علیه السلام غیبت کردند مراجع تقلید مامور بیان و تبیین احکام شدند و در طول این چند صد سال ما مراجع داشته ایم.

عمده مراجع فقهی شیعه از غیبت کبری تا ۱۳۴۰. ش

مقدس اردبیلی، متوفی ۹۹۳ق
بحرالعلوم، متوفی ۱۲۱۲ق
صاحب جواهر، متوفی ۱۲۶۶ق
میرزای شیرازی، متوفی ۱۳۱۲ق
آخوند خراسانی، متوفی ۱۳۲۹ق
آقا نجفی اصفهانی، متوفی ۱۳۳۲ق
محقق یزدی، متوفی ۱۳۳۷ق
سید ابوالقاسم دهکردی، متوفی ۱۳۵۳ق
عبدالکریم حائری یزدی، متوفی ۱۳۵۵ق
سید ابوالحسن اصفهانی، متوفی ۱۳۶۵ق
سید صدرالدین صدر، متوفی ۱۳۷۳ق
کنیه، نام شهرت درگذشت محل سکونت سده قمری
ابومحمد، حسن بن علی ابن ابی عقیل عمانی ۳۴۰ عراق ۴
ابوجعفر، محمدبن حسن بن احمد ابن ولید ۳۴۳ قم ۴
ابوغالب، احمد بن محمد ابوغالب زراری (شیبانی) ۲۸۵-۳۶۸ کوفه ۴
ابوالقاسم، جعفر بن محمد ابن قولویه ۳۶۹ قم ۴
ابوالحسن، محمد بن احمد ابن داود ۳۷۸ قم - بغداد ۴
ابوجعفر ثانی، محمد بن علی بن حسین شیخ صدوق ۳۸۱ ری - بغداد ۴
ابوعلی، محمد بن احمد ابن جنید اسکافی ۳۸۱ ری ۴
ابوعبدالله، محمدبن محمدبن نعمان شیخ مفید ۴۱۳ بغداد ۵
ابوالقاسم، علی بن حسین سید مرتضی علم الهدی ۴۳۶ بغداد ۵
ابوصلاح، تقی بن نجم ابوالصلاح حلبی ۴۴۷ حلب ۵
ابوجعفر ثالث، محمد بن حسن شیخ طوسی ۴۶۰ بغداد - نجف ۵
ابویعلی، حمزة بن عبدالعزیز سلار دیلمی ۴۶۳ حلب ۵
اوبویعلی، محمدبن حسن بن حمزه شریف جعفری ۴۶۳ حلب ۵
ابوالقاسم، عبدالعزیز بن تحریر قاضی ابن براج ۴۸۱ طرابلس ۵
ابوعلی، حسن بن محمد طوسی مفید ثانی ۵۱۵ نجف ۶
ابوسعید، عبدالجلیل بن مسعود متکلم رازی ۵۶۰ نجف ۶
ابورضا، فضل الله بن علی حسینی راوندی ۵۷۰ کاشان ۶
قطب الدین، سعید بن عبدالله قطب‌الدین راوندی ۵۷۳ کاشان ۶
ابوالمکارم، حمزه بن علی ابن زهره حلبی ۵۱۱-۵۸۵ حلّه ۶
ابوجعفر رابع، محمد بن علی بن حمزه عمادالدین طوسی (طوسی مشهدی) ۵۸۵ حله
ابوعبدالله، محمد بن احمد ابن ادریس حلی ۵۳۳-۵۹۸ حله ۶
شمس الدین، فخّار بن مُعدّ ابن معد موسوی ۶۳۰ حله ۷
ابوابراهیم، محمد بن جعفر ابن نما ۶۴۵ حله
رضی الدین، علی بن موسی ابن طاووس ۵۸۹-۶۶۴ حله
جمال الدین، احمد بن موسی ابن طاووس ۶۷۳ حله
نجم الدین، جعفر بن حسن محقق حلی ۶۰۲-۶۷۶ حله
ابوزکریا، یحیی بن سعید بن احمد ابن سعید حلی ۶۰۱-۶۹۰ حله
غیاث الدین، عبدالکریم بن احمد ابن طاووس ۶۴۸-۶۹۳ حله
جمال الدین، حسن بن یوسف علامه حلی ۶۴۸-۷۲۶ حله ۸
عمیدالدین، عبدالمطلب بن محمد عمیدی ۶۸۱-۷۵۴ حله
ابوجعفر، محمد بن محمد قطب‌الدین رازی ۷۷۶ حله
ابوطالب، محمد بن حسن فخرالمحققین ۶۸۲-۷۷۱ حله
ابوعبدالله، محمد بن مکی شهید اول ۷۳۴-۷۸۶ حله
زین الدین، علی بن خازن حائری حله
ابوالقاسم، علی بن محمد بن مکّی ابن الشهید(اوّل) ۸۱۰ حله
ابوعبدالله، مقداد بن عبدالله فاضل مقداد سیوری ۸۲۶ حله
ابوالعباس، احمدبن محمدبن فهد ابن فهد حلی ۷۵۷-۸۴۱ حله
بدرالدین، حسن بن جعفر اعرج حسینی ۹۳۳ جبل عامل
ابوالحسن، علی بن هلال جزایری (شیخ الاسلام) ۹۳۷ حله
شمس الدین، محمد بن مکی عاملی شامی ۹۳۸ جبل عامل
ابوالقاسم، علی بن عبدالعلی عاملی میسی ۹۳۸ اصفهان
ابوالحسن، علی بن حسین بن عبدالعالی محقق کرکی (محقق ثانی) ۸۶۲-۹۴۰ حلب - اصفهان
زین‌الدین بن علی شهید ثانی ۹۱۱-۹۶۶ جبع شام
نورالدین، علی بن حسین صائغ حسینی ۹۸۰ حله
نجم الدین، عبدالله بن حسین یزدی ۹۸۱ نجف
عزالدین، حسین بن عبدالصمد حارثی (پدر شیخ بهائی) ۹۱۸-۹۸۴ جبل عامل-هرات
علی بن هلال ابن هلال عاملی ۹۸۴ اصفهان
احمد بن محمد مقدس اردبیلی ۹۹۳ نجف
ابومحمد، عبدالعالی بن علی عاملی کرکی ۹۲۶-۹۹۳ اصفهان
محمد بن علی صاحب مدارک - موسوی ۱۰۰۹ جبع شام ۱۱
جمال الدین، حسن بن زین‌الدین صاحب معالم ۱۰۱۵ جبع شام
عزالدین، عبدالله بن حسین عزالدین تستری ۱۰۲۱ اصفهان
بهاءالدین، محمدبن حسین عاملی شیخ بهایی ۱۰۳۰ اصفهان
ابوالمعالی، علی بن محمد طباطبائی ۱۰۳۱ نجف
ابواسحاق، ابراهیم بن علی ابن مفلح ۱۰۳۲ اصفهان
محمدامین بن محمد استرآبادی (مؤسس اخباری) ۱۰۳۶ مدینه
محمد بن حسن پسر صاحب معالم ۱۰۴۰ حلب
بهاءالدین، محمد بن محمدباقر حسینی نائینی ۱۰۴۰ اصفهان
محمدباقر بن شمس الدین داماد ۱۰۴۱ اصفهان
شرف الدین، علی بن حجةالله طباطبائی ۱۰۶۰ نجف
حسین بن محمد سلطان العلماء (خلیفةالسلطان) ۱۰۶۶ اصفهان
نورالدین، علی بن علی موسوی عاملی ۱۰۶۸ جبل عامل
محمدتقی بن مقصود مجلسی اول ۱۰۷۰ اصفهان
ابوعبدالله، حسین بن حیدر حسینی کرکی (مجتهد) ۱۰۷۷ اصفهان
رفیع الدین، محمد بن حیدر میرزا رفیعا نائینی (حسنی طباطبائی) ۱۰۸۰ اصفهان
محمد بن محمد قاضی سعید قمی ۱۰۸۰ قم
محمدصالح بن احمد محمدصالح سیروی مازندرانی ۱۰۸۰ قم
ملا محمدباقر بن محمد محقق سبزواری (مؤمن) ۱۰۹۰
محمد بن مرتضی ملامحسن فیض کاشانی ۱۰۹۱ کاشان
علیرضا بن حبیب‌الله موسوی عاملی ۱۰۹۱ اصفهان
حسین بن محمد محقق خوانساری ۱۰۱۶-۱۰۹۸ اصفهان
محمدطاهر بن محمدحسین قمی ۱۰۹۸ قم
علی بن محمد بن حسن عاملی جبعی ۱۰۱۴-۱۱۰۳ اصفهان ۱۲
علامه محمدباقر بن محمدتقی مجلسی دوم ۱۰۳۷-۱۱۱ اصفهان
جعفر بن عبدالله حویزی ۱۱۱۵ اصفهان
جمال الدین محمد بن حسین آقاجمال خوانساری ۱۱۲۵ اصفهان
حسین بن حسن دیلمانی ۱۱۲۹ اصفهان
زین الدین بن محمد عاملی جبعی ۱۱۳۰ اصفهان
محمد بن حسن فاضل هندی ۱۱۳۷ اصفهان
احمد بن اسماعیل جزایری ۱۱۵۰ نجف
محمد بن باقر رضوی قمی ۱۱۷۰ اصفهان - نجف
اسماعیل بن محمد خواجوی مازندرانی ۱۱۷۳ مازندرانی
یوسف بن احمد صاحب حدائق (بحرانی) ۱۱۸۶ نجف
ابوالحسن بن عبدالله موسوی جزایری ۱۱۹۳ تستر
محمد بن محمد بیدآبادی ۱۱۹۷ اصفهان
محمدباقر بن محمد اکمل وحید بهبهانی ۱۲۰۵ نجف ۱۳
مهدی بن ابی‌ذر نراقی اول ۱۲۰۹ کاشان
محمدمهدی بن مرتضی بحرالعلوم (طباطبائی) ۱۱۵۵-۱۲۱۲ نجف
اسدالله بن اسماعیل تستری-کاظمی ۱۲۲۰ کاظمین
جعفر بن خضر کاشف الغطاء ۱۲۲۸ نجف
ابوالقاسم بن محمدحسن میرزای قمی (صاحب قوانین) ۱۱۵۱-۱۲۳۱ قم
علی اکبر بن محمدباقر ایجی اصفهانی ۱۲۳۱ اصفهان
محسن بن حسن محقق اعرجی (کاظمینی) ۱۲۴۰ نجف
محمد بن علی سید مجاهد (طباطبائی) ۱۲۴۲ نجف - اصفهان
احمد بن مهدی نراقی دوم ۱۲۴۴ کاشان
ملا محمدشریف بن حسنعلی شریف‌العلما مازندرانی ۱۲۴۵ نجف
ابراهیم بن محمد موسوی قزوینی ۱۲۴۶ نجف
موسی بن جعفر کاشف الغطاء ۱۲۵۶ نجف
محمدباقر بن محمدتقی حجت‌الاسلام محمدباقر شفتی ۱۱۷۵-۱۲۶۰ اصفهان
محمدابراهیم بن محمد کلباسی ۱۲۶۲ اصفهان
حسن بن جعفر نجفی صاحب انوارالفقاهه ۱۲۶۲ نجف
سید محمد بن صالح سید صدرالدین عاملی ۱۲۶۳ نجف
جعفر بن سیف الدین استرآبادی ۱۲۶۳ تهران
محمدحسن بن باقر نجفی (صاحب جواهر) ۱۲۶۶ نجف
حسن بن علی واعظ اصفهانی ۱۲۷۳ نجف
مرتضی بن محمد محقق انصاری ۱۲۸۱ نجف
عبدالحسین بن علی شیخ العراقین ۱۲۸۶ نجف
سید محمد بن عبدالصمد شهشانی ۱۲۸۹ اصفهان
حسین بن محمد کوه کمره‌ای ۱۲۹۹ نجف
حسین بن محمداسماعیل اردکانی ۱۳۰۲ کربلا ۱۴
محمد بن محمدباقر فاضل ایروانی ۱۳۰۶ نجف
سید ابوالقاسم بن حسن حجت طباطبائی ۱۳۰۹ کربلا
محمدحسن بن محمود میرزای شیرازی (صاحب فتوای تنباکو) ۱۲۳۰-۱۳۱۲ سامرا
ابوالمعالی بن محمدابراهیم کرباسی ۱۳۱۵ اصفهان
محمد بن فضل علی فاضل شرابیانی ۱۲۴۵-۱۳۲۲ نجف
محمدحسن بن عبدالله مامقانی ۱۳۲۳ نجف
سید ابوالقاسم بن معصوم اشکوری ۱۳۲۵ نجف
ملا محمدکاظم بن حسین آخوند خراسانی ۱۳۲۹ نجف
محمدتقی بن محمدباقر آقا نجفی اصفهانی ۱۳۳۲ اصفهان
سید محمدکاظم بن عبدالعظیم محقق یزدی (صاحب عروه) ۱۳۳۷ نجف
محمدتقی بن محبّ علی میرزای دوم ۱۳۳۸ نجف
فتح الله بن محمدجواد نمازی شیرازی (شریعتمدار) ۱۳۳۹ نجف
احمد بن علی نجفی ۱۳۴۰ نجف
محمد بن محمدتقی ارباب ۱۳۴۱ قم
محمدصادق بن حسین اصفهانی ۱۳۴۸ اصفهان
ابوالقاسم بن محمدتقی کبیر ۱۳۵۳ قم
ابوالقاسم دهکردی دهکردی ۱۳۵۳ اصفهان
محمدحسین نائینی نائینی ۱۳۵۵ نجف
عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه قم ۱۳۵۵ قم
سید ابوالحسن انگجی انگجی ۱۲۸۲-۱۳۵۷ آذربایجان
ضیاءالدین عراقی عراقی ۱۳۵۹ نجف
محمدحسین غروی اصفهانی کمپانی ۱۲۹۶-۱۳۶۱ نجف
محمدرضا نجفی اصفهانی مسجد شاهی اصفهانی ۱۲۸۷-۱۳۶۲ اصفهان
سید ابوالحسن اصفهانی اصفهانی ۱۳۶۵ نجف - سامرا
سید حسین طباطبایی قمی طباطبائی قمی ۱۳۶۶ نجف
محمدتقی خوانساری خوانساری ۱۳۷۱ قم
محمد حجت کوه‌کمری کوه‌کمری ۱۳۷۲ قم
سید صدرالدین بن اسماعیل صدر ۱۳۷۳ قم
محمدحسین کاشف‌الغطاء کاشف‌الغطاء ۱۲۹۴-۱۳۷۳ نجف
سید حسین حمامی حمامی ۱۳۷۹ نجف
سید جمال‌الدین گلپایگانی موسوی گلپایگانی ۱۳۷۹ نجف

تصویر roushena

سلام درقرن ۸ شهید اول و در

سلام درقرن ۸ شهید اول و در قرن ۱۰ شهید ثانی که به ترتیب کتاب شرح لمعه که در حال حاضر در حوزه های علمیه تدریس میشه را نوشتن و شرح دادن ازفقهای شیعیان بودن !

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط شما

بله این بزرگوارن هم از فقهای شیعه بوده اند. البته توجه داشته باشید که هر فقیهی لزوما مرجع تقلید نبوده است . مثل الان که شاید هزار فقیه باشد ولی مراجع خیلی تعدادشان کمتر از این عدد است.

تصویر roushena

بنظرم از همان زمان پیامبر و

بنظرم از همان زمان پیامبر و بعداز ایشان ائمه مراجع تقلید بودن چون مردم رو با مسائل شرعی آشنا میکردن !

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط شما

در معنای عام مرجع بله ائمه هم مرجع مردم بوده اند ولی مرجع به معنای فعلی از بعد از ائمه بوده است.

سلام خسته نباشيد من مرجع

سلام خسته نباشيد من مرجع تقليد ندارم و الان كه بيستو دوسالمه از هفده سالگي نماز و روزه ميگيرم و زماني كه به مسئله اي شك ميكنم تحقيق ميكنم ببينم چه چيزي درسته و لازم نميدونم كه حتما مرجع تقليد داشته باشم چون اعتماد صد درصد ندارم من معنيه قرآن رو خوندم خيلي دين خدا ساده و قشنگه ولي بعضي از عالم هاي ديناونقدر سختش كردن كه مردم از دين بدش مياد من مرجع تقليدم مادرمه اون از بچگي نماز ميخوند دست و دلبازه پس مرجع تقليد به نظر من انچنان كارساز نيست... بعضي موارد ادم شك ميكنه بايد حتما تحقيق كنه بين علما اما اينكه بخواي تقليد كني همه اداب رو موافق نيستم چون انسان خودش عقل داره با اينكه كامل نيست اما خدا كاري ميكنه كه خودش راه درست رو انتخاب كنه

تصویر soalcity

سلام

سلام
قطعا کسی که می خواهد بندگی خدا را بکند، باید ملاک و معیارش، کشف خواسته های خدا باشد. نه آسانی و سختی کارها!
و شما که اهل تحقیق است، می توانید کمی درباره مبنای نظرات مراجع تقلید بررسی کنید تا دریابید که آنها هر چه می گویند مبتنی بر قرآن و احادیث است و از طرف خود نظری نمی دهند.
و خدای متعال نیز برای هر چیزی راهی گذاشته، اگر کسی از راهی که خدا قرار داده نرود، خدا هرگز ضمانت نکرده که درست به مقصد برسد.

من بعد از امام خمینی (ره)دیگه

من بعد از امام خمینی (ره)دیگه مقلد کسی نیستم هیچ کدام از حضرات را نمی پسندم به دلایلی شرعیات را نیز عمل میکنم به عقل خودم . آیا اعمال من صحیح است اگر نیست باید چه کار کنم چون آقایان مجتهدین حاظر را به دلایلی که دارم قبول ندارم ؟

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تقلید ازمجتهد فوت شده صحیح نیست وبایدبا تحقیق از دو عالم عادل ازمیان مراجع زنده ،مرجع اعلم را انتخاب کنیدونظر ایشان رادرباره باقی ماندن برتقلید میت جویا شوید مرجع زنده تکلیف شما را نسبت به مرجع فوت شده و تکالیفی که انجام داده اید مشخص می کند.

نظرات