آیا در قرآن آیه ای درباه ازدواج موقت آمده است ؟

ازدواج موقت

اولا: كلمه متعه كه (استمتعتم) از آن گرفته شده است در اسلام به معنى ازدواج مـوقـت اسـت، و بـه اصـطلاح در اين باره حقيقت شرعيه مى باشد، گواه بر آن اين اسـت كـه اين كلمه (متعه) با همين معنى در روايات پيامبر صلى الله عليه وآله و كلمات صحابه مكرر به كار برده شده است.

ثـانـيـا: اگـر ايـن كـلمـه بـه مـعنى مزبور نباشد بايد به معنى لغوى آن يعنى (بهره گـيـرى ) تـفـسـيـر شـود در نـتـيجه معنى آيه چنين خواهد شد: (اگر از زنان دايم بهره گـرفـتـيـد مـهـر آنها را بپردازيد). در حالى كه مى دانيم پرداختن مهر مشروط به بهره گـيـرى از زنـان نـيـسـت بـلكـه تـمـام مـهـر بـنـا بـر مـشـهـور يـا حداقل نيمى از مهر به مجرد عقد ازدواج دائم ، واجب مى شود.

ثـالثـا: بـزرگـان (اصحاب ) و (تابعين) مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسـلام و ابن ابى كعب و جابر بن عبدالله و عمران حصين و سعيد بن جبير و مجاهد و قتاده و سـدى و گـروه زيـادى از مـفـسـران اهـل تـسـنـن و تـمـام مـفـسـران اهـل بـيـت عـليـهم السلام همگى از آيه فوق، حكم ازدواج موقت را فهميده اند تا آنجا كه فـخـر رازى بـا تـمـام شـهـرتـى كـه در مـوضـوع اشـكـال تـراشـى در مـسـائل مربوط به شيعه دارد بعد از بحث مشروحى درباره آيه مى گويد: ما بحث نداريم كـه از آيـه فـوق حـكـم جـواز متعه استفاده مى شود بلكه ما مى گوييم حكم مزبور بعد از مدتى نسخ شده است!

رابـعـا: ائمـه اهل بيت عليهم السلام كه به اسرار وحى از همه آگاهتر بودند، متفقا آيه را بـه هـمـيـن مـعـنـى تـفـسـيـر فـرمـوده انـد، و روايـات فـراوانـى در ايـن زمـيـنـه نقل شده از جمله:
از امـام صـادق عـليـه السـلام نـقـل شـده اسـت كـه فـرمـود: المـتـعـة نـزل بـهـا القـرآن و جـرت بـهـا السـنـة مـن رسـول الله؛ حـكـم مـتـعـه در قـرآن نازل شده و سنت پيغمبر (صلى الله عليه وآله ) بر طبق آن جارى گرديده است.

و از امـام بـاقـر عـليـه السـلام نـقـل شـده كـه در پـاسـخ سـؤال ابو بصير راجع به متعه فرمود: نزلت فى القرآن فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجـورهـن فـريـضة ...؛ قرآن مجيد در اين باره سخن گفته آنجا كه مى فرمايد: (فما استمتعتم ...).
و نـيـز از امـام بـاقر عليه السلام نيز نقل شده كه در پاسخ شخصى بنام عبدالله بن عـمـيـر ليـثـى در مـورد مـتـعـه فـرمـود: احـلهـا الله فـى كتابه و على لسان نبيه فهى حـلال الى يـوم القـيـامـة ؛ خـداونـد آن را در قـرآن و بـر زبـان پـيـامـبـرش حلال كرده است و آن تا روز قيامت حلال مى باشد.

جهت اطلاع بیشتر به تفسیر نمونه آیه «فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه. واین یک واجب است. سوره مبارکه نساء/۲۴» مراجعه نمائید.

کلمات کلیدی: 

facenama

دیدگاه‌ها

سلام.من ادرس و یک حدیث در

سلام.من ادرس و یک حدیث در مورد تبلیغ و رواج دادن شناخت اهل بیت میخوام و ایه قران در مورد تبلیغ اهل بیت و قران

تصویر p_qurani

سلام.در روایت معتبری از امام

سلام.در روایت معتبری از امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم :
قَالَ زراره: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إِنْ أَدْرَكْتُ ذلِكَ الزَّمَانَ أَيَّ شَيْ‌ءٍ أَعْمَلُ؟ قَالَ: يَا زُرَارَةُ إِذَا أَدْرَكْتَ ذلِكَ الزَّمَانَ، فَادْعُ بِهذَا الدُّعَاءِ: اللّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي».خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانى پیامبرت را نخواهم شناخت، خدایا رسول خود را به من بشناسان که اگر او را به من نشناسانى حجتت را نخواهم شناخت و اگر حجت خود را به من نشناسانى در دینم گمراه خواهم شد.[ اصول کافی ج‌۲، ص: ۱۴۹]
به طور کلی در این روایت مهم دو مضمون حائز اهمیت است:
۱ - شناخت واقعی خداوند و پیامبر و امامان معصوم، تنها با توفیق و یاری الهی صورت میگیرد.
۲ - شناخت واقعی خداوند با شناخت پیامبر و شناخت واقعی پیامبر با شناخت امامان و شناخت دین حقیقی تنها با شناخت امام میسّر خواهد بود.

سلام . آیا امام صادق درباره

سلام . آیا امام صادق درباره حرام بودن شطرنج حدیثی دارند ؟ آخه خیلی به امام خمینی ایراد میگیرن سر این قضیه. ممنون

تصویر سید پاسخگو

با سلام و تشکر

با سلام و تشکر
برای پاسخ سوال خود متن زیر را کامل و با دقت بخوانید هر دو سوال شما جواب داده شده است.

در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۶۷ از امام خمینی درخصوص حکم شطرنج و خرید و فروش آلات موسیقی استفتا شد که متن نامه و پاسخ ایشان به شرح زیر است:

[بسم اللَّه الرحمن الرحیم. خدمت مرجع عالیقدر حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- دامت برکاته.

۱- از آنجا که آلات لهو و لعب استفاده‏ هاى مشروع از قبیل نواختن سرودها را دارد آیا خرید و فروش آن بى‏ اشکال است؟.]

بسمه تعالى.

خرید و فروش آلات مشترکه به قصد منافع محلّله آن اشکال ندارد.

[۲- اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را به‏ طور کلى از دست داده باشد و چون امروز تنها به عنوان.

یک ورزش فکرى از آن استفاده گردد بازى با آن چه صورتى دارد؟].

بسمه تعالى.

بر فرض مذکور اگر برد و باختى در بین نباشد اشکال ندارد.

صحیفه امام؛ ج ۲۱، ص ۱۲۹

در پی انتشار این استفتا مرحوم آیت الله محمد حسن قدیری از اعضای دفتر امام خمینی در تاریخ ۲ مهر نامه‌ای خطاب به ایشان نوشتند و مواردی را مطرح کردند که نامه و پاسخ امام در ذیل آمده است:

[خدمت حضرت مستطاب آیت اللَّه العظمى امام خمینى- مد ظله العالى

با عرض سلام و ادب و احترام، اخیراً دو استفتاء منتشر شده که در یکى از خرید و فروش آلات لهو سؤال شده و در جواب آمده که خرید و فروش آلات مشترکه به قصد محلله آن اشکال ندارد. و در دیگرى در سؤال مفروض است که امروز شطرنج بکلى آلت قمار بودن خود را از دست داده و تنها به صورت ورزش فکرى درآمده است و در جواب آمده است که بر فرض عمل مزبور اگر بُرد و باختى در بین نباشد اشکال ندارد. و آقاى مورد اعتمادى نقل کردند که در بعضى روزنامه‏ ها بر فرض مزبور را ننوشته است.

در اینجا سؤالاتى مطرح است:

۱- خرید و فروش آلات مشترکه مانع ندارد مگر اینکه قصد منفعت حرام در بین باشد. پس چرا در جواب سؤال اول قصد حلال قید شده است؟

۲- در سؤال دوم سائل محترم از کجا ادعا مى‏ کند که امروز شطرنج آلت قماربودن خود را بکلى از دست داده و تنها ورزش فکرى شده است؟

۳- در روایت معتبره است از سکونى از حضرت صادق- علیه السلام:

اول- قال: قال رسول اللَّه (ص) انهاکم عن الزفن و المزمار و عن الکوبات و الکبرات .

دوم- قال: نهى رسول اللَّه (ص) عن اللعب بالشطرنج و انزو ...

زفن، به معناى رقص است (مجمع البحرین) مزمار، نامى است که مطلق نى را شامل مى‏شود و نهى حضرت، حجت بر تحریم است مگر حجتى بر خلاف باشد. و هردو دلیل اطلاق دارد.

بنابراین استفاده مى‏ کنم که نى زدن حرام است چه نى آلت مختصه باشد یا مشترکه و بازى شطرنج حرام است چه آلت قمار را از دست بدهد یا نه. و دعواى انصراف منشأ صحیحى مى‏ خواهد که به نظر نمى‏ رسد و آنچه ممکن است گفته شود مثل غلبه یا آلیت در آن زمان منشأ صحیحى نیست. و البته در حد خودم در ادله فحص و به مطالب حضرتعالى هم مراجعه نمودم حجتى بر خلاف اطلاق مزبور نیافتم. ادله میسر و لهو تطبیق بر آلات منافاتى با اطلاق ندارد و علت منصوصه‏ اى هم در ادله نیست و در هر صورت اگر ساحت قدس حضرتعالى از اینگونه مسائل به دور باشد به نظر من بهتر است و ضرورتى در نشر آنها دیده نمى‏ شود. دیگر هرطور صلاح مى‏ دانید. از جسارت عذر مى‏ خواهم و از خداوند متعال دوام سایه بلند پایه آن حضرت را مسئلت دارم. والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته - ۴ صفرالخیر ۱۴۰۹- محمدحسن قدیرى‏].

بسمه تعالى

جناب حجت الاسلام آقاى قدیرى- دامت افاضاته.

پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سؤال و جواب، اینجانب لازم است از برداشت جنابعالى از اخبار و احکام الهى اظهار تأسف کنم. بنابر نوشته جنابعالى زکات تنها براى مصارف فقرا و سایر امورى است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است راهى نیست و «رِهان» (۱) در «سَبْق» (۲) و «رِمایه» (۳) مختص است به تیر و کمان و اسب دوانى و امثال آن، که در جنگهاى سابق به کار گرفته مى‏ شده است و امروز هم تنها در همان موارد است. و «انفال» (۴) که بر شیعیان «تحلیل» (۵) شده‏ است، امروز هم شیعیان مى‏ توانند بدون هیچ مانعى با ماشین هاى کذایى جنگلها را ازبین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است را نابود کنند و جان میلیونها انسان را به خطر بیندازند و هیچ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدى که در خیابان کِشی ها براى حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است، نباید تخریب گردد و امثال آن. و بالجمله آنگونه که جنابعالى از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید بکلى باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا براى همیشه در صحراها زندگى نمایند.

و اما راجع به دو سؤال، یکى بازى با شطرنج در صورتى که ازآلت قمار بودن بکلى خارج شده باشد، باید عرض کنم که شما مراجعه کنید به کتاب جامع المدارک مرحوم آیت اللَّه آقاى حاج سید احمد خونسارى که بازى با شطرنج را بدون رهن جایز مى‏ داند و در تمام ادله خدشه مى‏ کند، در صورتى که مقام احتیاط و تقواى ایشان و نیز مقام علمیت و دقت نظرشان معلوم است، اما اینکه نوشته‏ اید از کجا سائل به دست آورده که شطرنج بکلى آلت قمار نیست، این از شما عجیب است، چون سؤال ها و جوابها فرض است و بنابراین آنچه را من جواب داده‏ ام در فرض مذکور است که اشکالى متوجه نیست و در صورت عدم احراز باید بازى نکنند. و عجیب تر آنکه نوشته‏ اید چرا به جاى «قصد حرام نباشد»، «قصد حلال» نوشته شده؟ گویى عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم مى‏ شود، در این صورت «قصد حلال» مساوی است با نبودن «قصد حرام».

و اما در قضیه خرید و فروش آلات مشترکه براى مقصد حلال، اشتباه بزرگى کرده‏ اید که گمان کرده‏ اید خرید و فروش براى منفعت حلال، یعنى استفاده حرام کردن و این برخلاف آنچه نوشته شده است مى‏ باشد. البته در این زمینه‏ ها مسائل زیادى است که حال‏ و وقت من اجازه تعقیب آنها را ندارد. از جنابعالى که فردى تحصیل کرده و زحمت کشیده‏ اى مى‏ باشید، توقع نبود که اینگونه برداشت کرده و آن را به اسلام نسبت دهید.

شما خود مى‏ دانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید مى‏ دانم، ولى شما را نصیحت پدرانه مى‏ کنم که سعى کنید تنها خدا را درنظر بگیرید و تحت تأثیر مقدس نماها و آخوندهاى بی سواد واقع نشوید، چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهاى احمق و آخوندهاى بی سواد صدمه‏ اى بخورد، بگذار هرچه بیشتر بخورد. از خداوند متعال توفیق جنابعالى را در خدمت به اسلام و مسلمین چون گذشته خواهانم. والسلام علیکم و رحمة اللَّه.

- ۲/۷/۶۷.

- روح اللَّه الموسوى الخمینى.

(۱)- گرو بستن، شرط بستن.

(۲)- گرو و شرط بندى در مسابقه تیراندازى یا اسب دوانى.

(۳)- تیرانداختن، تیراندازى.

(۴)- انفال (به فتح همزه)، جمع نَفَل: به معنى غنیمت، بهره، هبه. در قرآن کریم، سوره «انفال»، واژه «انفال» اینچنین معنا شده است: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْانْفالِ قُلِ الْانْفالُ للَّهِ وَالرَّسوُلِ فَاتَّقُوااللَّهَ وَ اصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ وَ اطیعُوااللَّهَ وَ رَسُولَهُ انْ کُنْتُمْ مؤمِنینَ» (اى رسول ما) چون امت از حکم انفال (غنایم رسیده به دست مسلمانان بدون جنگ و زحمت از قبیل معادن بیشه، زمین خراب بدون مالک و قطایع ملوک و غیره) را بپرسند، جواب دِه که «انفال» مخصوص خدا و رسول است (که رسول و جانشینانش به هرکس و به هر قدر که صلاح باشد بخشند) در این صورت شما مؤمنان باید از خدا بترسید (و در مورد انفال از طمع ونزاع و تفرقه بپرهیزید) و بین خودتان صلح و آشتى برقرار کرده و خدا و رسولش را اطاعت کنید اگر اهل ایمانید.

(۵)- حلال.
صحیفه امام؛ ج ۲۱، ص ۱۴۹-۱۵۲
موفق باشید.

نظرات