عاشق یک بازیگر خارجی شده ام چکار کنم ؟

عشق یکطرفه

من یک پسر ۱۸ ساله هستم
یک مدت هست من دچار یک عشق یک طرفه و محال شده ام، من عاشق یک بازیگر ترکیه ای شده ام
خیلی افسرده شدم، خودم می دانم که هیچ وقت نمی توانم به ایشان برسم، شبها چند ساعت با عکس این بازیگر حرف می زنم و گریه می کنم عکس هایش همدم دردها و تنهاییم شده، تمام این درد مدتهاست در دلم مانده و به هیچ کس نگفته ام و نمی گویم چون جواب اطرافیان را می دانم «می گویند این یک هوس است و تو عاشق قیافه و چهره آن دختر شدی و از زندگی واقعیش خبر نداری و...» بعضی وقتها خودم را فریب میدهم که فراموشش کنم اما بازهم نمی شود.
تصمیم گرفته ام کارکنم و پول جمع کنم بروم ترکیه زندگی کنم من وضعم خوب نیست ولی دارم تلاشم را می کنم.«زبان ترکی را هم در خانه و باکمک چند نرم افزار آموزشی کامل یاد گرفتم فقط به عشق آن بازیگر»، می خواهم با ایشان ازدواج کنم دوست دارم همسرم باشد، شریک زندگیم باشد.

به اینکه در سن و سال نوجوانی هستید، و در بحران های شدید احساسی و عاطفی و جنسی قرار دارید واقفیم، اما از کلام شما بر می آید هنوز تفکر و منطق خود را کنار نگذاشته اید. علاوه بر اصل مشکل که بیان فرمودید، جواب هایی هم در صحبت های خودتان دیده می شد. خودتان می دانید این مسئله چیزی شبیه توهم است و خودتان را فریب می دهید. البته باید کامل به این باور برسید که دچار یک عشق واهی، یک طرفه و خیالی شده اید، تا بتوانید برای حل این مشکل گام بردارید. عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است. یعنی عاشق درافکار و پیش فرض هایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او ازاحساسات معشوقش بی اطلاع است.
در اینجا جملاتی را از قول سرکار خانم دکتر فردوسی نقل می کنیم که بسیار به حال شما نزدیک است: «روانشناسان این حالت را بیش از آنکه نوعی عشق بنامند آن را نوعی بیماری روانی به نام "پارانویا" می دانند». عشق های یک طرفه نوعی بیماری روانی محسوب می شود. در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به کسی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آنها را دوست دارد. اما این ها تنها در ذهن او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد! این نوعی جنون عاشقی است. این حالت حالت عادی و معمولی نیست زیرا در حالت عادی اگرکسی به شخص دیگر علاقه مند شود ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است بی شک از آن عشق دست بر می دارد. ولی زمانی که شخص دچار پارا نویید باشد از این عشق یک طرفه دست بر نمی دارد واژه علمی که به این نوع بیماری "عشق بی وصال "گفته می شود. در بیماری پارانویید هزیانی بارزوسازمان یافته وجود دارد.زیرا فرد حرف ها و باورهایی دارد که کاملاً اشتباه است... این روانشناس ادامه داد: بیماران پارانویید همواره در ذهنشان با تصوراتشان زندگی می کنند و این ذهنیت را پردازش می کنند.
در این حالت فرد در نوع تفکر و نگاهش به جامعه و افرادش متفاوت می شود. بیمار پارانویید تفسیر هایش از جامعه و آدمهایش فرق می کند و معتقد است که دیگران هستند که نمی خواهند من به معشوقم برسند. و معتقد است معشوقش او را دوست دارد ومخالفت های دیگران مانع وصال اوست. در این بیماری فرد به شدت افسرده می شودالبته قصد من این نیست که بگویم همه عشق ها این گونه است بلکه منظور برخی از این عشق هاست که ما آن را به عنوان عشق بی وصال و یا عشق یک طرفه می نامیم.
خلاصه ی کلام، جوانان عزیز: مراقب احساس تان باشید. خیلی اوقات یک احساس در ابتدا هیجان انگیز و رمانتیک است اما زندگی تان را به هم خواهد ریخت. فراموش نکنید مقابل هر خطایی را اگر از ابتدا بگیرید بسیار آسان تر است.

در زیر راهکارهای فراموش کردن چنین عشق های بی هدف  مطرح شده است. امید است با پشتکار هر چه تمام این تکنیک ها را عملیاتی کنید:

۱- سعی کنید در بیرون هیچ آثاری از ایشان را جلوی دید خود نداشته باشید مانند عکس و... و آنها را محو کنید.
۲- افرادی که در وضعیت شما قرار دارند به هیچ وجه نقاط منفی و بدی ها و آسیب هایی که از طرف مقابل متحمل شدن را نمی بینند و به همین دلیل علاقه و وابستگی آنها ثابت می ماند .
۳- سعی کنید بدون خود سرزنشی و مقایسه نقاط مثبت و خوبی های خودتان را فراموش نکنید و با نوشتن و مرور و نادیده و بی ارزش نکردن آنها به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
۴- انجام کارهایی مانند ورزش های دست جمعی ، تعاملات اجتماعی ، سرگرمی و تفریح و پرهیز از تنهایی بسیار مفید هستند.
۵- ساعات و لحضاتی که شما به این فرد فکر می کردید بسیار وسوسه برانگیز خواهند بود مانند معتادی که ترک کرده مکان و زمان های مصرف در روزهای اولیه وسوسه انگیز بوده و ممکن است رفتاری مانند عصبانی شدن و تحریک پذیری و یا رفتن به طرف مصرف زیاد باشد بنابراین شما نیز باید با تغییر موقعیت فیزیکی و سر گرم شدن به یک کاری که عمدا در این ساعات در نظر خواهید گرفت و با آرام سازی ذهنی سعی می کنید با این وسوسه ها مبارزه کنید.
۶- هنگام هجوم افکار و تصاویر ایشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده و یا توجه و تمرکزتان را به چیزی جلب می کنید مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با یک فردی می شوید، باعجله از آن مکان را ترک می کنید، با روشن کردن تلویزیون سعی در تمرکز دیداری و شنیداری نسبت به نوع برنامه و حتی نوع لباس های مجریان و بازیگران و اسامی آنها می شوید.
۷- با افکار منفی و مأیوس کننده مبارزه کنید و پیش بینی منفی نسبت به آینده نداشته باشید.
۸ - شاید هفته اول به دلیل درگیر شدن با افکار اتوماتیک دچار نوعی استرس شوید ولی به مرور زمان افکاری که عادت داشتند همیشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهنتان شوند و حالتان را بگیرند با تکنیک های شما از اتوماتیک خارج شده و افکار جدید جایگزین می شود و در هفته های دوم و سوم افکارتان یک دست شده و تعارضی احساس نخواهید کرد.

facenama

دیدگاه‌ها

سلام من یک دختر ۱۹ ساله هستم

سلام من یک دختر ۱۹ ساله هستم که عاشق یک خواننده ی کره ای شده ام.من نیز میدانم که عشق من نسبت به او توهمی بیش نیست.از عشقم هم تا به حالا به کسی چیزی نگفته ام.من به خاطر او زبان کره ای یاد گرفتم و چندین بار با او تماس تلفنی داشتم.آین پسر با اینکه جواب هیچ یک از طرفداران دخترش را نمیدهد ولی به گرمی پاسخ تمام تماس های من را میدهد.نمیدانم درمیان گذاشتن این موضوع با خانواده ام کار درستی است و آیا من میتوانم به رسیدن به عشقم امیدوار باشم یا نه؟
لطفا کمکم کنید چون کارم دارد به جنون کشیده میشود

خدمت شما عرض کنم که انسان

خدمت شما عرض کنم که انسان زمانی که چشم به این جهان می گشاید به تدریج دلبستگی اش به پدیده ها و موضوعات انسانی و غیر انسانی و حتی اشیاء مشخص می شود دلبستگی های به انواع و اقسام مختلفی تقسیم می شوند از ایمن گرفته تا ناایمن و -دوسوگرا و نا ایمن- اجتنابی برا اساس این سبک های دلبستگی دوران کودکی تا حد زیادی می توان نحوه دلبستگی افراد را در بزرگسالی مشخص کرد افرادی که دچار وابستگی شدید عاطفی به فردی می شوند به دلیل عدم تعادل در محبت دیدن والدین ممکن است دچار مسایلی در آینده شوند محرومیت های هیجانی و یا توجه و محبت هیجانی بیش از اندازه ممکن است باعث وابستگی و یا خودبزرگ بینی شود که هر دوی این ویژگی ها در حد افراط آن باعث اختلال در روند سلامت روان می شود. شخصیت های خالی برای اینکه ابراز وجود داشته باشند حتما باید در کنار یک فرد معروف و مشهوری قرار بگیرند تا هویت شان تکمیل شود و به خود خود احساس ناقص بودن دارند .
نکته مهم دیگر اینکه ما نیاز به دوست داشتن و تأیید و ابراز علاقه مندی در ذاتمان وجود دارد،این موضوع باعث می شود که ما انسان ها یک موجود اجتماعی باشیم و در جامعه شناسی و روان شناسی هم این موضوع وجود دارد مثلا در سلسه مراتب نیازها ، نیاز به تأیید، تعلق ، محبت و احترام مطرح شده است. اما مشخص نیست شما به چه دلیلی به صورت افراطی به فردی وابستگی شدید پیدا کرده اید که مرزی بین خود و ایشان نمی توانید قایل شوید و احساس می کنید بخشی از وجود شما است که بدون ایشان نمی توانید زندگی کنید. اصرا به اینکه کسی شما را دوست داشته باشد تا حدی نشانه بی ارزش کردن ، اهمیت ندادن و احترام نگذاشتن به خود است که معمولا در شخصیت های مهر طلب این ویژگی ها وجود دارد این گونه افراد نیاز به دوست داشتن دارند در حالی استاندارد و مناسب این است ما از محبت و توجه دیگران لذت می بریم و متقابل پاداش این احترام را می دهیم اما نیاز نداریم . پس مشخص است در طور تاریخچه ارتباطی شما همیشه شما وابستگی یک طرفه بوده اید پس با یک دورن نگری و تأمل علت این وضعیت را در خود جست و جو کنید. بهترین وضعیت در ارتباطات احترام متقابل است یعنی فردی با شما نسبت به یک یا چند ویژگی شخصیتی مشترک است و این سبب دوستی می شود این دو در زمینه های دیگری دوست های دیگری هم دارند و خودخواه نیستند یعنی از اینکه طرف مقابل در کنار ایشان دوست های دیگری نیز دارد ناراحت نیستند و نگران نیستند از طرفی خود شان هم در زندگیشان با افراد دیگری دوست هستند که هر دوستی جایگاه خودش را دارد پدر ، مادر ، اعضای خانواده ، همسایه، خویشاوندان و... ممکن است ما را دوست داشته باشند و ما هم آن ها را دوست داشته باشیم اما در کنار آنها ما دوستان دیگری داشته باشیم و آن ها هم همینطور. پس برای بهتر شدن این نیاز افراطی یک طرفه و خود خواهانه راهکارهای زیر مناسب است:
۱- سعی کنید با خود شناسی بر احساس و هیجانات خود مسلط شوید و به صورت یک طرفه و تخیلی سرمایه گذاری عاطفی انجام ندهید.
۲- با احترام به خود و استقلال شخصیتی و برطرف کردن نیازها و کمبوده ها با اعتماد به نفس کامل و با هدف گذاری، ارتباطتان را تنظیم کنید.
۳- با دیدن نقاط مثبت و خوبی های خودتان و اعتماد به خود در زندگی سعی کنید اساس بی نیازی از دیگران را در خود بنا کنید و در ارتباطات مجذوب کل شخصیت فرد نشوید بلکه به خود بگویید مثلا شوخ طبعی ایشان باعث ارتباط است نه سایر ویژگی های شخصیتی ایشان
۴- سعی کنید به جای تمرکز و سرمایه گذاری روی یک نفر ، روی چند نفر برای برقراری دوستی فکر و هدف گذاری کرده و به تمایل طرف مقابل نسبت به ارتباط با شما اهمیت قایل شوید.
۵- سعی کنید خوبی های دیگران را در خود ایجاد کنید و در انتخاب کاملا آزاد از اسارت خواسته ها و نیازهای درونی باشید .به عبارت دیگر دوست کسی نیست که نیمه ناقص من را کامل کند بلکه من باید با بینش و معرفت و کار و تمرین کامل باشم تا از ارتباط لذت ببرم تا در صورت عدم تمایل خود فرد یا طرف مقابل به ادامه رابطه ، آسیب نبینم .
بنابراین با توجه به نکات بالا شما باید مالک بودن در مورد احساس ایشان را از خود دور کنید و سعی کنید با افزایش دوستی با دیگر دوستان با این احساسات تان مبارزه کنید. موفق باشید.

سلام، من ۱۶ سال دارم ودقیقا

سلام، من ۱۶ سال دارم ودقیقا شرایط شمارو دارم، واقعا خوش به حالتون که با آیدل مورد علاقتون تلفنی در ارتباط بودین.
فقط وضعیت من به حدی رسیده که یه بار یه داستان خوندم که توش فرد مورد علاقم می...می...ره و من مدت سه روز فقط گریه کردم با اینکه میدونستم داستانه...
به نظر من این عشق هرچند یک طرفه ولی اصلااا دروغ نیست من حاضرم خودم بمیرم ولی اون حتی تب نکنه
همین ممنون از سایت خوبتون

جواب تلفنتم داده؟؟؟

جواب تلفنتم داده؟؟؟

میشه بگی چجوری باهاش تماس

میشه بگی چجوری باهاش تماس گرفتی؟

خواهش میکنم جواب بده،منم مث

خواهش میکنم جواب بده،منم مث توام الان دقیقا

سلام

سلام
من دقيقا مثل شما عاشق يه فرد كره اي شدم كه خب خواننده مشهوريه و مطمئنم به اين سادگي حاضر نميشه با كسي ارتباط برقرار كنه
ميتونم بپرسم شما شماره اون فرد رو از كجا پيدا كرديد و چطوري باهاش تماس گرفتيد ؟
لطفا جوابم رو بديد خيلي برام مهمه كه بدونم
ممنونم

ایا از قانون جاذبه می شود کمک

ایا از قانون جاذبه می شود کمک گرفت .....ایا همه این افراد با شکست مواجه می شوند?
تشکر

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
اگر منظورتان قانون جذب است با توجه به اطلاعاتی که موجود است قانون جذب یک قانونی است که از نظر علمی ثابت نشده و قابل تعمیم نیست و ممکن است در یک شرایطی که حتی آن شرایط مشخص نیست برای یک سری مشکلاتی مفید باشد ولی نمی توان آن را برای همه مشکلات بشر پیشنهاد داد. متأسفانه خالق ما انسان ها عقل و توانایی تفکر که امروز در انسان دفن شده وبه آن اهمیت داده نمی شود باعث این همه شکست ها و مشکلات می شود. اگر شما در بازار یک وسیله ای بخیرید حتی کوچکترین وسیله دفترچه راهنمایی در کنار آن می بینید گویا خالق این وسیله به دلیل آگاهی از این وسیله موارد استفاده ، روش استفاده و نگه داری و مراقبت و هشدارهای لازم را هم در آن دفترچه توضیح می دهد . قصه ما انسان هم همین طور است با توجه به عقل و ایمان و کتاب راهنمای که از خالق ما به دست ما رسیده این شکست ها نتیجه نیاموختن ، نادیده گرفتن و ضعیف بودن قدرت تفکر و استفاده نکردن از راهنما و متخصص است پس تا زمانی که از روش منطقی مانند مشاوره و روان شناس بتوان شکست را پیش بینی کرد و یا شکست را تبدیل به فرصت و درس کرد و از آن پله موفقت ساخت و جبران کرد چه لزومی به این روش هایی است که شخصی و نامشخص داریم. منتظر نظر بعدی شما نسبت به این پاسخ هستم موفق باشید.

ایا با قانون راز جاذبه که

ایا با قانون راز جاذبه که تصورات دور از عقل را هم به واقعیت تبدیل میکند این افراد می توانند امیدوار باشند? خواهشا جواب من را بدهید با تشکر

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
اگر منظورتان قانون جذب است با توجه به اطلاعاتی که موجود است قانون جذب یک قانونی است که از نظر علمی ثابت نشده و قابل تعمیم نیست و ممکن است در یک شرایطی که حتی آن شرایط مشخص نیست برای یک سری مشکلاتی مفید باشد ولی نمی توان آن را برای همه مشکلات بشر پیشنهاد داد. متأسفانه خالق ما انسان ها عقل و توانایی تفکر که امروز در انسان دفن شده وبه آن اهمیت داده نمی شود باعث این همه شکست ها و مشکلات می شود. اگر شما در بازار یک وسیله ای بخیرید حتی کوچکترین وسیله دفترچه راهنمایی در کنار آن می بینید گویا خالق این وسیله به دلیل آگاهی از این وسیله موارد استفاده ، روش استفاده و نگه داری و مراقبت و هشدارهای لازم را هم در آن دفترچه توضیح می دهد . قصه ما انسان هم همین طور است با توجه به عقل و ایمان و کتاب راهنمای که از خالق ما به دست ما رسیده این شکست ها نتیجه نیاموختن ، نادیده گرفتن و ضعیف بودن قدرت تفکر و استفاده نکردن از راهنما و متخصص است پس تا زمانی که از روش منطقی مانند مشاوره و روان شناس بتوان شکست را پیش بینی کرد و یا شکست را تبدیل به فرصت و درس کرد و از آن پله موفقت ساخت و جبران کرد چه لزومی به این روش هایی است که شخصی و نامشخص داریم. منتظر نظر بعدی شما نسبت به این پاسخ هستم موفق باشید.

ولی با توجه به اطلاعاتم مثل

ولی با توجه به اطلاعاتم مثل اینکه از جامعه روانشناسان به شدت تبلیغ هم می شود......حتی می گویند بزرگانی مثل سقراط ونیوتون ......از این قانون مطلع بوده اند و به موفقیت های بسیاری دست پیدا کرده اند .و حتی نیروی عقل باعث میشود این نیرو خنثی شود و این عقل است در بسیاری از لحظات حکمی ناامیدانه نسبت به خواسته ها و ارزوهای بزرگ و سخت و دور از دسرس ما می دهد و باعث عقب نشینی ما نسبت به ارزوهایمان می شود .اگر به زندگی بازیگران هالیوود و انسانهای معروف زمانه نگاهی کنیم می بینیم انها لزوما با خیلی ادمهای معمول هم زندگی مشترک اغاز میکنن ...به زندگانی بزرگان هم نگاهی کنیم متوجه می شویم انها به تمام تصورات و احساسات و افکارهای دوران کودکی و اوایل زندگی خود دست پیدا کرده اند و بان رنگ واقعیت بخشیده اند

با سلام مجدد ضمن تشکر از بابت

با سلام مجدد ضمن تشکر از بابت نظری که به پاسخ دادید و سوال جدیدی مطرح نفرمودید ما هم تنها و تنها به این تشکر بسنده می کنیم موفق باشید.

من ۲۰ سالمه

من ۲۰ سالمه
وختیکه ۱۳ سالم بود عاشق یک بازیگر خارجی شدم در سنی خیلی کم عشقی رو تجربه کردم که غیر قابل تصوره حتی زبان مادری اون بازیگرو دنبال کردم و یاد گرفتم زمان گذشت و من تمام عشقم رو خرج اون بازیگر کردم هر کاری هم که کردم نتونستم بعد اون عاشق شم بعد ۷ سال هنوز مثه روز اول عاشقشم و تمام برنامه ریزیهای زندگیم از همون سن به شکلی بود که بتونم برای یکبار هم که شده ببینمش
با تمام احترام به روانشناسا باید بگم در عشق روانشناسی جایی نداره ینی عشق به زمان و مکان و اشنایی ربطی نداره
چ فرقی داره یک بازیگر یا یک فرد خیابانی وختیکه هیچکدومو نمیشناسی و حتی یک نگاه و بدون برخورد عاشقش میشی

با عرض سلام

با عرض سلام
در زیر راهکارهای فراموش کردن عشق های بی هدف و پاتولوژیک مطرح شده است امید است با پشتکار هر چه تمام این تکنیک ها را عملیاتی کنید:

۱- سعی کنید در بیرون هیچ آثاری از ایشان را جلوی دید خود نداشته باشید مانند عکس و... و آنها را محو کنید.
۲- افرادی که در وضعیت شما قرار دارند به هیچ وجه نقاط منفی و بدی ها و آسیب هایی که از طرف مقابل متحمل شدن را نمی بینند و به همین دلیل علاقه و وابستگی آنها ثابت می ماند .
۳- سعی کنید بدون خود سرزنشی و مقایسه نقاط مثبت و خوبی های خودتان را فراموش نکنید و با نوشتن و مرور و نادیده و بی ارزش نکردن آنها به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
۴- انجام کارهایی مانند ورزش های دست جمعی ، تعاملات اجتماعی ، سرگرمی و تفریح و پرهیز از تنهایی بسیار مفید هستند.
۵- ساعات و لحضاتی که شما به این فرد فکر می کردید بسیار وسوسه برانگیز خواهند بود مانند معتادی که ترک کرده مکان و زمان های مصرف در روزهای اولیه وسوسه انگیز بوده و ممکن است رفتاری مانند عصبانی شدن و تحریک پذیری و یا رفتن به طرف مصرف زیاد باشد بنابراین شما نیز باید با تغییر موقعیت فیزیکی و سر گرم شدن به یک کاری که عمدا در این ساعات در نظر خواهید گرفت و با آرام سازی ذهنی سعی می کنید با این وسوسه ها مبارزه کنید.
۶- هنگام هجوم افکار و تصاویر ایشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده و یا توجه و تمرکزتان را به چیزی جلب می کنید مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با یک فردی می شوید، باعجله از آن مکان را ترک می کنید، با روشن کردن تلویزیون سعی در تمرکز دیداری و شنیداری نسبت به نوع برنامه و حتی نوع لباس های مجریان و بازیگران و اسامی آنها می شوید.
۷- با افکار منفی و مأیوس کننده مبارزه کنید و پیش بینی منفی نسبت به آینده نداشته باشید.
۸ - شاید هفته اول به دلیل درگیر شدن با افکار اتوماتیک دچار نوعی استرس شوید ولی به مرور زمان افکاری که عادت داشتند همیشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهنتان شوند و حالتان را بگیرند با تکنیک های شما از اتوماتیک خارج شده و افکار جدید جایگزین می شود و در هفته های دوم و سوم افکارتان یک دست شده و تعارضی احساس نخواهید کرد.

سلام من ۱۵ سالمه دوساله که

سلام من ۱۵ سالمه دوساله که عاشق یک دختر اسپانیایی شدم, زبان مادری او رو یاد گرفتم.

من از ته دلم میدونم که میخوامش

سؤالم اینه که اگه بخواهم بهش برسم باید چیکار کنم
اون چهار سال از من بزرگ تره
از وقتی چشم هاشو دیدم زندگیم تغییر کرد

تا حالا شده فکر کنید که یک نفر تنها امید زندگیتونه ؟

من همین العا همین فکر رو میکنم

لطفا جواب بدید

لطفا جواب بدید

تصویر شهر سوال

با سلام و احترام

با سلام و احترام
سوال شما در صف پاسخگویی است. بعلت کثرت سوالات می‌بایست صبر فرمائید.

با سلام خدمت همه دخترها و

با سلام خدمت همه دخترها و پسرهایی که میگن عاشق یک خواننده..بازیگر..ورزشکار و یا هر فرد معروف دیگری در هر قشری و در هر جای دنیا شده اند...تنها دلیل این عشق و علاقه : ۱. بیکاری شما ۲. تنهایی و نداشتن دوست خوب ۳ . علاقه و عشق به شخصیتی که در فیلم نقش آنرا بازی کرده و نه خود آن شخص در واقعیت مانن : سوسانو جومونگ و خیلی های دیگر...
شما یک عادت و یک نوع اشکال بنتم وابستگی زود هنگام دارید که با یک دیدن و شنیدن صدا و نقش که حضوری نیست و یا حتی حضوری باشد سریعا وابسته می شوید و به قدری به این تفکرات ادامه می دهید که عاشق می شوید...مانن شخصیت ارسطو در سریال پایتخت....برین دنبال تحصیل ورزش دوستی سالم خانواده نه این چرت و پرت ها..

اگر ممكنه ميتونيد ايميلتون رو

اگر ممكنه ميتونيد ايميلتون رو بهم بديد تا باهاتون صحبت كنم ؟
واقعا احتياج دارم

سلام خدمت شما ... منم مث همه

سلام خدمت شما ... منم مث همه این دوستان عاشق یه بازیگر زن کره شدم.من ۱۵ سالمه در حالی که اون ۲۹ سالشه .شاید عجیب باشه ولی هر وقت تو اینترنت سرچش میکنم نگاش میکنم حس میکنم از ته دل دوسش دارم . شاید چیزای عجیبی بگم ولی من همیشه دنبال یه نقطه ضعف از اون بودم که ازش دل بکنم مث بدون ارایش بودنش . ولی هر کاری میکنم نمیتونم دل بکنم توروخدا کمک کنید اصن تمام وقت مغزم در حال فکرشه ... به طوری که دیدمش بکشمش تا ازین فکرای زجر دهنده راحت شم توروخدا کمک کنید

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

در زیر راهکارهای فراموش کردن عشق های بی هدف و پاتولوژیک مطرح شده است امید است با پشتکار هر چه تمام این تکنیک ها را عملیاتی کنید:

۱- سعی کنید در بیرون هیچ آثاری از ایشان را جلوی دید خود نداشته باشید مانند عکس و... و آنها را محو کنید.
۲- افرادی که در وضعیت شما قرار دارند به هیچ وجه نقاط منفی و بدی ها و آسیب هایی که از طرف مقابل متحمل شدن را نمی بینند و به همین دلیل علاقه و وابستگی آنها ثابت می ماند .
۳- سعی کنید بدون خود سرزنشی و مقایسه نقاط مثبت و خوبی های خودتان را فراموش نکنید و با نوشتن و مرور و نادیده و بی ارزش نکردن آنها به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
۴- انجام کارهایی مانند ورزش های دست جمعی ، تعاملات اجتماعی ، سرگرمی و تفریح و پرهیز از تنهایی بسیار مفید هستند.
۵- ساعات و لحضاتی که شما به این فرد فکر می کردید بسیار وسوسه برانگیز خواهند بود مانند معتادی که ترک کرده مکان و زمان های مصرف در روزهای اولیه وسوسه انگیز بوده و ممکن است رفتاری مانند عصبانی شدن و تحریک پذیری و یا رفتن به طرف مصرف زیاد باشد بنابراین شما نیز باید با تغییر موقعیت فیزیکی و سر گرم شدن به یک کاری که عمدا در این ساعات در نظر خواهید گرفت و با آرام سازی ذهنی سعی می کنید با این وسوسه ها مبارزه کنید.
۶- هنگام هجوم افکار و تصاویر ایشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده و یا توجه و تمرکزتان را به چیزی جلب می کنید مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با یک فردی می شوید، باعجله از آن مکان را ترک می کنید، با روشن کردن تلویزیون سعی در تمرکز دیداری و شنیداری نسبت به نوع برنامه و حتی نوع لباس های مجریان و بازیگران و اسامی آنها می شوید.
۷- با افکار منفی و مأیوس کننده مبارزه کنید و پیش بینی منفی نسبت به آینده نداشته باشید.
۸ - شاید هفته اول به دلیل درگیر شدن با افکار اتوماتیک دچار نوعی استرس شوید ولی به مرور زمان افکاری که عادت داشتند همیشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهنتان شوند و حالتان را بگیرند با تکنیک های شما از اتوماتیک خارج شده و افکار جدید جایگزین می شود و در هفته های دوم و سوم افکارتان یک دست شده و تعارضی احساس نخواهید کرد.

موفق باشید.

برای این عاشقان راهکار هایتان

برای این عاشقان راهکار هایتان اصلا مناسب و موثر نیست و فقط کلیشه ایست واقعا که...

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

پرسشگر گرامی،
راهکار ما برای فراموش کردن این مسأله این موارد است،
اگر شما پیشنهاد و راهکار بهتری دارید، حتماً با ما در میان بگذارید.

در زیر راهکارهای فراموش کردن عشق های بی هدف و پاتولوژیک مطرح شده است امید است با پشتکار هر چه تمام این تکنیک ها را عملیاتی کنید:

۱- سعی کنید در بیرون هیچ آثاری از ایشان را جلوی دید خود نداشته باشید مانند عکس و... و آنها را محو کنید.
۲- افرادی که در وضعیت شما قرار دارند به هیچ وجه نقاط منفی و بدی ها و آسیب هایی که از طرف مقابل متحمل شدن را نمی بینند و به همین دلیل علاقه و وابستگی آنها ثابت می ماند .
۳- سعی کنید بدون خود سرزنشی و مقایسه نقاط مثبت و خوبی های خودتان را فراموش نکنید و با نوشتن و مرور و نادیده و بی ارزش نکردن آنها به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
۴- انجام کارهایی مانند ورزش های دست جمعی ، تعاملات اجتماعی ، سرگرمی و تفریح و پرهیز از تنهایی بسیار مفید هستند.
۵- ساعات و لحضاتی که شما به این فرد فکر می کردید بسیار وسوسه برانگیز خواهند بود مانند معتادی که ترک کرده مکان و زمان های مصرف در روزهای اولیه وسوسه انگیز بوده و ممکن است رفتاری مانند عصبانی شدن و تحریک پذیری و یا رفتن به طرف مصرف زیاد باشد بنابراین شما نیز باید با تغییر موقعیت فیزیکی و سر گرم شدن به یک کاری که عمدا در این ساعات در نظر خواهید گرفت و با آرام سازی ذهنی سعی می کنید با این وسوسه ها مبارزه کنید.
۶- هنگام هجوم افکار و تصاویر ایشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده و یا توجه و تمرکزتان را به چیزی جلب می کنید مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با یک فردی می شوید، باعجله از آن مکان را ترک می کنید، با روشن کردن تلویزیون سعی در تمرکز دیداری و شنیداری نسبت به نوع برنامه و حتی نوع لباس های مجریان و بازیگران و اسامی آنها می شوید.
۷- با افکار منفی و مأیوس کننده مبارزه کنید و پیش بینی منفی نسبت به آینده نداشته باشید.
۸ - شاید هفته اول به دلیل درگیر شدن با افکار اتوماتیک دچار نوعی استرس شوید ولی به مرور زمان افکاری که عادت داشتند همیشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهنتان شوند و حالتان را بگیرند با تکنیک های شما از اتوماتیک خارج شده و افکار جدید جایگزین می شود و در هفته های دوم و سوم افکارتان یک دست شده و تعارضی احساس نخواهید کرد.

موفق باشید.

با سلام من دختری ۱۴ ساله هستم

با سلام من دختری ۱۴ ساله هستم ک حدود ۱ سال است عاشق یک پسری شدم ک اهل کره جنوبی است و ۱۸ سال دارد می دانم بی فایده است و نباید اسم این وابستگی را عشق بزارم چون سن خیلی کمی دارم در تصوراتم ب او فکر میکنم دارم زیان کره ایی را آموزش می بینم تا بتوانم حدو ۳ سال دیگر به کره بروم و در کمپانی که او مشغول ب کار است آزمون بدهم و او را هر روز ببینم شاید از نظر شما من خیلی خوش خیالم اما واقعا اینطور است . من دوست دارم اون پسر رو ب عنوان یک استوره ببینم نه یه عشق باید چ کار کنم هر زمانی هم سعی میکنم ک فراموشش کنم فک میکنم دارم خودم را گول می زنم و ب خوم می گویم خدا را چ دیدی هسچ چیز غیر ممکن نیست آیا دارم خودم رو گول میزنم لطفا ب من کمک کنید من باید تمرکزم سر درسام باشه اما الان دارم سر تمرینای رقص و صدام کار می کنم خواهش میکنم کمکم کنید.

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما دوست نوجوان،

با سلام خدمت شما دوست نوجوان، به شهر سوال خوش آمدید. امیدوارم مطلب ابتدای این پست را مطالعه کرده باشید. کار شما تنها از یک جنبه قابل تحسین است، آن هم داشتن یک هدف و تلاش برای رسیدن به آن هدف! اما ای کاش این همه انرژی، فکر، زمان، و هزینه را در راه رسیدن به یک هدف منطقی و واقعی تر صرف می کردید. اکنون هرگونه توصیه ای به شما بی فایده است. شما باید کمی منطقی و واقع گرایانه و به دور از رویاپردازی به زندگی نگاه کنید. البته شاید به لحاظ منطق ریاضی، احتمال رسیدن شما به فرد دلخواهتان در کره جنوبی، صفر نباشد یا به قول شما هیچ چیز غیر ممکن نیست. اما قطعا چنین احتمالی خیلی هم با صفر فاصله ندارد. تازه در چنین مواقعی حتی اگر آن پسر هم مانند شما مایل به ازدواج با شما باشد، یا حتی علاقه ای داشته باشد، اصلا توصیه نمی شود روی آن سرمایه گذاری کنید. چون صرفا با زبان آموزی مشکل شما حل نخواهد شد! با توجه به این که به نظر می رسد نوجوان، با هوش و ذکاوت و با استعدادی هستید، به این فکر کنید که اگر این سرمایه عظیم روانی، جسمی و مادی و معنوی را در راه تحصیل و در نهایت موفقیت در تحصیل یا کار، صرف کنید، پس از چند سال تبدیل به یک شخصیت مهم جهانی، یک استاد دانشگاه یا یک دانشمند موفق، یک مدیر موفق تجاری، یا هر چیز دیگر خواهید شد و در این موقعیت، خیلی از افرادی که اکنون ممکن است حسرت آنها را بخورید، یا حتی افرادی با شأن و موقعیت بالاتر، حسرت شما را بخورند و یا علاقمند به همصحبتی یا حتی ازدواج با شما باشند...
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرمایند: حضرت علی علیه السلام نیز می‌فرماید: فرصت مانند ابر (از افق زندگی) می‌گذرد. پس فرصتهای خیر را غنیمت بشمرید (واز آنها استفاده کنید). (نهج البلاغه، فیض، حکمت ۲۰، ص ۱۰۹۶.).
آرزوی ما، سلامتی و خوشبختی شماست.
موفق باشید.

با سلام

با سلام
من عاشق خواننده اي شدم كه تو ايران زندگي ميكنه .من حتي مادر اونو ميشناسم و شماره ي خوده شخص مورد نظرم رو هم دارم و ارتباط با اون بسيار برام راحت هستش .خواستم بدونم كه از نظر شما اين عشق ايرادي داره يا دنبالش كنم و به هدفم برسم ؟!؟!؟؟ممنون از پاسخگويي هاتون ❤️

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم

با سلام خدمت شما کاربر محترم شهر سوال. علاقمند شدن به یک چهره محبوب و مشهور به خودی خود نمیتواند مانعی داشته باشد. حتی تصمیم به ازدواج با یک خواننده و بازیگر هم ایرادی ندارد. مشکلی که خیلی اوقات برخی با آن مواجهند این است که اولا طرف مقابل آنها که به اصلاح عاشقش می شوند و آرزوی رسیدن یا ازدواج با او را دارند، موقعیتی دارد که به لحاظ عادی رسیدن به آن ممکن نیست (یا به لحاظ جغرافیایی، یا به لحاظ مقام و منزلت، یا به لحاظ فرهنگی و ...خیلی چیزها). و مشکل دوم این است که غالبا این گونه افراد یک عشق یک سویه و ذهنی را برای خود می پرورانند. یعنی در رویاهای خود به شخصی که معمولا فرد مشهوری است علاقمند هستند و با همین رویا زندگی می کنند!!!!
طبیعتا اگر علاقه شما یکسویه نباشد، یا حداقل دستیابی به چنین شخصی خارج از عرف و معمول جامعه نباشد، هیچ اشکالی ندارد. مانند همه جوانان و خانواده ها که جوانانشان ازدواج می کنند، میتوانید شخص مورد نظر خود را (در صورتی که شما آقا و ایشان خانم باشند) یک هنرمند مشهور انتخاب کنید و خانواده شما به خواستگاری ایشان بروند.
طبیعتا همه ملاکهایی که برای هر ازدواج درنظر گرفته می شود، و همچنین تحقیقات و بررسی وضعیت خانوادگی، اخلاقی، و ...غیره ایشان (چه خانم و چه آقا) برای این موارد هم لازم است.
موفق باشید.

سلام؛نظراتِ دوستانِ عزیز رو

سلام؛نظراتِ دوستانِ عزیز رو خوندم.من یک پشت کنکوری هستم.من مشکلات زیادی رو پشت سر گذاشتم و یکهو موقتاً تنها شدم.تنهایی به من خیلی فشار آورد و باعث شد اوایل خیلی اندوهگین باشم و کارم گریه کردن بود(اخلاقمه.کلاً دوری از کسی که دوستش دارم،حتی یک روز گریمو در میاره).اما بعد از مدتی،سعی کردم جلوی خودم رو بگیرم و به قولِ گفتنی احساساتم رو خفه کردم.و مشغولیتِ من با اینترنت آغاز شد.۶ ماه مدام در شبکه هایِ مجازی ولگردی میکردم.در نهایت یکروز دیدم اقوامی که در اون شبکه ها عضوند،نسبت به من خیلی سرد هستن و اصلا تمایلی به دنبال کردنِ صفحه ی اجتماعی من نداشتن و این خودش باعثِ غم و استرس شدید من شد.حدودِ یکسال از وقتِ پر ارزشم صرفِ غم و افسردگی دوری از عزیزم و استرس و پریشان فکری ناشی از طرد شدن شد.آنقدر سریال کره ای دیدم،تا رسیدم به موسیقی کره و در یک آن،خود را عاشق و دلبسته ی خواننده های کره ای دیدم.آن هم نه مثلِ باقی دوستان فقط عاشق یک نفر باشم،دلبسته ی چند خواننده شدم.البته به ترتیب.اول یکی،بعد دیگری و...علتِ دلبستگی هم،فکر میکنم یکی این است که برنامه های سرگرمی زیادی شرکت کرده اند و برنامه برای تماشا و هدر کردن بیشتر وقتم هست و البته فراموشی غمها...و دیگری مطرح بودنِ آنها و وجودِ رابطه دوستانه قوی(البته من آنطور فکر میکنم.)و اندامِ لاغر و چهره ی لطیف و...میدونید،من فکر میکنم،علت اینکه حسِ دلبستگی به این افراد دارم،وجودِ ویژگیهایِ اخلاقی و ظاهری که دوست داشتم کاش اونجور بودم،در اونها هست.شادابی و بیخیالی و وجودِ دوستان زیاد و مطرح بودن...همه اینها رو یک زمانی با هم داشتم،اما رد شدنم در کنکور،همه چیز رو خراب کرد.دوستان گلم،تا وقتی که ریشه ی دلبستگی تون رو پیدا نکنید،راه نجاتی وجود نداره.امیدوارم امسال بتونم بدون فکر کردن به اونها،به موفقیت که حقمه برسم.در این ۶ ماه که درگیرِ دلبستگیِ بچگانه به اونها شدم،خیلی آدم ضعیف و غمگینتری شدم.این یکسالِ گذشته،من،من نبودم...تنهایی،این کار رو با من کرد.الان به وضوح میبینم.وقتی با اقوام هستم،وقتی خودم رو وادار میکنم ذره ای به کسی که تا دو سال پیش بودم تبدیل بشم،اون خواننده ها و غم و...همه شون از ذهنم میره...میشم همون که بودم.مطمئن باشید این احساسات بی اساسه...الانتون رو هدر ندین.همه ی این دلبستگیها،اگر به یک بازیگره،به خاطره کاراکتری هست که بازی کرده و شما دوسش داشتین(علاقه به کاراکترها،بستگی داره به اینکه رفتارهای اون کاراکتر،تا چه میزان کمبودی رو که شما حس میکنین رفع میکنه و تا چه میزان حس خوبی بهتون میده).و اگر به یک خواننده است،به خاطر اینه که اون خواننده ظاهرسازِ خوبی بوده.این تجربه منه.من برای رفع دلبستگیم،مدام دنبالِ نحوه مطرح شدن اونها و نقصهاشون بودم(که البته کار غلطیه.برای فراموشیِ یک احساسِ دلبستگی بچگانه که باعثِ دیدِ فانتزی و بی نقصِ شما به اون فرد میشه،باید دنبال کردن اون و فکر کردن بهش رو متوقف کنید).من اینجور بودم،هرچه بیشتر یک خواننده ای رو میشناختم،بیشتر بهش دلبسته میشدم،چرا دلبسته میشدم؟چون برنامه های زیادی ازش دیده بودم که تو اونها رفتارهای خیلی خوبی داشت،توجه زیادی به مواردی داشت که اطرافیان من اهمیت نمیدادن و در واقع برای جذب دخترها،چه از نظر چهره و چه رفتار،ساخته شده بود و آموزش دیده بود...در واقع باعث میشد کمبودهام رفع بشه و حس بهتری بهم میداد.و من راضی میشدم به این احساسات سطحی و رفع ظاهریِ کمبودهام.الان اما ریشه ی دلبستگیهای احمقانه ام رو میشناسم و دارم رفعشون میکنم،البته از راه درست و دیگه اون حس آتشین رو بهشون ندارم،فقط پشیمونم که چرا اصلا طرفشون رفتم.من هرگز دنبال شمارشون نبودم،چون دلبستگی عمیقی بهشون نداشتم،خانواده ام هیچی برام کم نذاشته بود و تویِ ترازویِ احساساتم،خانواده ام و زندگی فعلیم،خیییلی بالاتر بود،زدن به دلِ دیوونگی و رفتن پیِ شخص محبوبتون،کار غلطیه،ساختن خونه روی آبه..چون حستون واقعی نیست،تصویر فانتزی و بدون نقصی از اون فرد برای خودتون ساختین،باتوجه به کمبوداتون،و اون رو ناجی میدونین،ولی اگه برین پیشش و در بهترین حالت و بدون توجه به تفاوت مذهبی و نژادی و...ازدواج کنید،بعد از مدتی براتون عادی میشه و شما با این کار بچگانه تون،برای یک عمر،خانواده تون،کشورتون،کسی که میتونست عشق واقعیتون باشه رو از دست میدین.به عبارت بهتر،شما زندگیتون رو سرِ احساسات آبکی میبازید.اینها تجربه شخصی من بود.بیاید و از امروز کمتر به بازیگر یا خواننده محبوبتون فکر کنید و به خودتون ارزش بدید.برایِ رفع کمبودهاتون،عاشق نشید که الکیه.اول کمبودهاتون رو ریشه ای بشناسید،رفع کنید و عاشق خودتون باشید،میبینید که عشق واقعی،از راه میرسه.موفق باشید.

دقیقا من پشت کنکوریم و دقیقا

دقیقا من پشت کنکوریم و دقیقا همین حس هارو یکماهه دارم تحمل میکنم و وقتمو امسالم دارم هدر میدم...نمیدونم راهش چیه که خلاص شم

منم پشت کنکوریم و چند وقته

منم پشت کنکوریم و چند وقته این حس و دارم ولی مشکل من اینه که اون شخص خیلی از من بزرگتره
متاسفانه

سلام من باآقایی نامزدکردم

سلام من باآقایی نامزدکردم ازهرجهت خوبه اخلاقیاتش.فقط اوایل متوجه شدم به یه بازیگر خارجی خانم علاقه داره بنظرتون جدابشم یاصبرکنم شایدتوجهش به من بیشتربشه؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، علاقمندی به یک شخصیت مشهور، پدیده خیلی کمیابی نیست و شاید خیلی از نوجوانان و جوانان به ویژه در سنین خاصی چنین گرایشاتی داشته باشند. بنابراین صرف این که چنین علاقه ای وجود دارد نمیتواند مسئله نگران کننده ای به حساب بیاید. تنها در صورتی که این مسئله قابل بررسی و پی گیری است که مشاهده کنید، این مسئله به میزان خیلی شدیدی تمام رفتارها و افکار او را تحت الشعاع قرار داده باشد و روال عادی زندگی او را مختل کرده باشد. پس به شما توصیه می شود، با توجه بیشتر به همسرتان در طول زمان، او را به زندگی مشترک و همراهی با خود، دلگرم تر کنید.
موفق باشید.

سلام

سلام
لطفا جواب مرا هم بدهید
من هم به یک بازیگر خارجی علاقه داشتم
ولی این مراحلی که شما توصیه می کنید طی کرده ام و دیگر به قول معروف داغ نیستم و دارم زندگیم را می کنم. دیگر به او فکر نمیکنم. ولی از او بدم هم نمی آید. منتها دیگر برایم یک بازیگر عادی است. آیا این علامت خوبی است؟ یا حتما باید از او بدم بیاید؟
فقط یک سوال دیگر هم که دارم این است که ممکن است دوباره فیلمی از او در تلویزیون پخش شود، آن موقع من می توانم آن را تماشا کنم؟ یعنی به عنوان فقط یک فیلم معمولی برای گذران وقت. با توجه به اینکه من هنوز از بازی او خوشم میاید مثل خیلیها که از هنرپیشه خاصی خوششان می آید ولی عاشق آنها نیستند.
با تشکر از شما.

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
قطعا وضعیت شما چنانچه فرمودید، علامت خوبی را نشان می دهد. به هیچ وجه لزومی ندارد که از او متنفر شوید یا بدتان بیاید. چون حتی چنین حالتی این ظرفیت را دارد که به یک وضعیت غیر طبیعی دیگر منجر شود. همین که ایشان برای شما مانند سایر بازیگران یا افراد مشهور باشند کافی است. اما این که در صورت پخش یک فیلم دیگر از ایشان میتوانید ببینید یا خیر، این چیزی نیست که ما بتوانیم دقیقا پاسخ دهیم. یعنی این مسئله کاملا بستگی به حال نسبی شما دارد. اگر میتوانید همچنان به چشم یک بازیگر عادی (یا یک بازیگر ستاره که به صورت عادی دیده می شود) به او نگاه کنید قطعا هیچ اشکالی در دیدن آ ن نیست. این دقیقا نشانه سلامت کامل فکری و روانی شماست که مانند همه افراد طبیعی و عادی میتوانید او را در فیلم های مختلف و موقعیت های متفاوت ببینید و مانند بقیه درموردش نظر بدهید بدون هیچگونه افراط و تفریط یا حس عاطفی خاص! اما اگر میدانید که نمیتوانید به شکل عادی با این قضیه برخورد کنید و دیدن دوباره فیلمهای ایشان شما را به هم می ریزد، قطعا این کار را بهتر است انجام ندهید.
موفق باشید.

من ۱۶ سال سن دارم و عاشق

من ۱۶ سال سن دارم و عاشق بازیگری شدم.من درسم خیلی خوب بود اما از اون موقعی که عاشقش شدم نتونستم خوب تمر کز کنم واوفت شدیدی پیدا کردم.چندین بار خواستم از فکرش در بیام اما نتونستم.من میدونم بهش نمیرسم اما یه حسی بهم اجازه نمیده ازش دل بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟لطفا راهنماییم کنید.ممنون

تصویر مشاور شهر سوال

دوست عزیز، سلام. سوال شما به

دوست عزیز، سلام. سوال شما به صورت کامل در متن ابتدایی پاسخ داده شده است. علاقه شما مصداق عشقهای بی هدف و بیهوده است. چیزی که هم خودتان و هم همه میدانیم نتیجه ای ندارد. بهتر است متن بالا را مطالعه کنید و راهکارهای ارائه شده را به دقت پیاده کنید.
موفق باشید.

با سلام.من دختری ۲۱ ساله هستم

با سلام.من دختری ۲۱ ساله هستم و ب این عشقای شما خیلی خندم میاد اینا همش بخاطر سن حساس شماست سنتون که بره بالا تر این فکرا هم از شما دور میشه و اینکه فیلم های خارجی نبینین که دچار توهم نشین.

با سلام خدمت تمام عزیزان عاشق

با سلام خدمت تمام عزیزان عاشق
من یک پسر ۱۸ ساله هستم و در سن ۱۴ سالگی عاشق یک بازیگر نه چندان مطرح امریکایی شدم و حدود شش ماه تمام عاشقش بودم وتمام فیلم هایی که بازی کرده بود رو نگاه می کردم ولی یکی از دوستانم عیب های اون بازیگر زیبای امریکایی رو برام شرح داد ، رفته رفته فکر می کردم از ذهن داره فراموش میشهداما این جوری نبود ، اما فکر میکنم من خیلی خیلی خوش شانس بودم که عاشق یک دختر امریکایی شدم ، می پرسید حتما چرا‌؟ چون با خودم در همون سن گفتم تنها راه رسیدن به امریکا‌و اون دختر درس خوندنه وداز ایران رفتنه و باور کنید چهار ساله که بکوب برای کنکور درس می خونم و زبان انگلیسیم رو بسیار قوی کردم تا بتونم یکپرتبه برتر بشوم و بروم . شاید اگه عاشق نمی شدم به این موفقیت هم نمی رسیدم ، احساس می کنم زندگیم هدف دار. شده و الان بیش تر از اونی که به عشق به اون خانوم فکر کنم به کار و دانشگاهی که قراره برم علاقه مند شدم . حتما‌سعی کنید خودتون رو به یک کاری ( اگر در سن من هستید ، بهترینش کنکوره ) سرگرم کنید ، عشق برای من بسیار مفید بود چون به.زندگیم هدف داد ، ممنون از خدای خودم که هیچ کاریش بدون حکمت نیست ، به لطف خدا من تا چند وقت دیگه یک دانشجو پزشکی با رتبه زیر ۵۰ خواهم شدم ،

تصویر مشاور شهر سوال

انشاء الله در تمام مراحل

انشاء الله در تمام مراحل زندگی ، زیر سایه الطاف و عنایات خداوند بزرگ، موفق و پیروز باشید.

من ۲۰ سالمه

من ۲۰ سالمه
هیچ وقت عاشق نشده بودم تا حالا علی رقم رابطه های زیادی که داشتم و هیچ وقتم فکر نمیکردم به این شکل عاشق بشم
الان چند وقته عاشق یه بازیگر آمریکایی شدم که متاسفانه ایشون سنشون از من خیلی بیشتره
نمیدونم چطوری ایشونو ببینم ولی تنها چیزی که میدونم این چند وقته قلبم خیلی تندتر میزنه حتی ربطشم نمیدونم ولی واقعیته

منم حست رو دارم اما هیچ کس

منم حست رو دارم اما هیچ کس حاظر نیس بهم گوش بده رفیقم میگه هوسه یکی دیگه میگه تهش تیغ و مرگه نمیدونم چیکار کنم و به کسایی که به ما میخندن بگم که بخند و شاد باش و از این لحظاتت استفاده کن

فک کنم باید یه سر همدیگرو

فک کنم باید یه سر همدیگرو ببینیم و حسابی راجع بهش صحبت کنیم M.R.L

سلام منم مثل چند مورد از

سلام منم مثل چند مورد از دوستان عاشق یه بازیگر کره ای شدم چیکار باید بکنم خیلی مهربونه ولی جواب پیام هیچکی رو نمیده من واقعا دوس دارم باهاش رابطه برقرار کنم یا فقط باهاش صحبت کنم شماره شو دازم اما تاحالا باهاش تماس نگرفتم دو دلیلی داره یکیش اینه که زیاد کره ای بلد نیستم و به خاطر اون کم کم دارم یاد میگیرم و دومین دلیل مطمئن نیستم که شماره تلفن درست باشه چیکار کنم تروخدا من واقعا دوسش دارم همیشه تو خیالات باهامه تو هر ثانیه وهر لحظه حتی قبل از خواب ۱ ساعت باهاش حرف میزنم و بهش فکر می کنم میشه یه راهکار بزارید جلوم من۱۶ سالمه و اون ۲۹ سالشه

میدونید اینکه شما میگید

میدونید اینکه شما میگید عاشقید درسته منم خودم به شخصه عاشق ی خوانندم از ته دل دوسش دارم اما ایت تلقین شماها بدترش میکنع شاید اعتقاد نداسته باشید اما من قبلا عاشق ی فرد دیگه بودم که تو کلاسم بود و واقعا دوسش داشتم اما بعد ی مدت وقتی فهمیدم که من هیچ شانسی برای رسیدن به اون ندارم سعی کردم فراموشش کنم سخت بود اما هی تلقین کردم که من اونو دوست ندارم و هی گفتم و الان دیگه هیچ حسی بهش ندارم در صورتی قبلا وقتی کنارش راه میرفتم قلبم میزد تو دهنم تازه عشق اینجوری به وجود میاد تو باید ظرفت رو بشناسی باهاش حرف بزنی رفتاراش رو ببینی اون موقعس که عاشق میشه

نظرات