نظر قرآن درباره عزاداری چیست؟

عزاداری

در این موضوع چند دسته از آیات قرآن می توانند مد نظر قرار گیرند و موضع قرآن را به تصویر بکشند:

۱- زنده نگاه داشتن نشانه های راه الهی

«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ[حج/۳۲] كسانى كه شعایر خدا را بزرگ مى‏شمارند كارشان نشان پرهیزگارى دلهایشان باشد.»

شعائر الهی، اموری هستند که وجهه اجتماعی دارند و پاسداشت حرمت آنها سبب تقویت مسیر حق می شود. و خدای متعال می خواهد که به آن ها توجه کرده شود، تا حق تقویت شود. پس عزاداری هایی که برای زنده نگاه داشتن یاد مجاهدان راه حق، و ایثارگری آن هاست، قطعا از مصادیق این شعائر بوده و در نزد خدای متعال، سبب تقرب است.

۲-ذکر مصیبت گذشتگان با بیزاری جستن از ظالمان

در قرآن آیاتی وجود دارد که به ظلم های موجود در جامعه اشاره کرده و فرقه ظالم را محکوم نموده، بیان چنین مطالبی نشان می دهد که ذکر این امور، مورد تائید الهی است:
«قُتِلَ أَصحَابُ الْأُخْدُودِ * النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَیهَا قُعُودٌ * وَ هُمْ عَلىَ‏ مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ * وَ مَا نَقَمُواْ مِنهُمْ إِلَّا أَن یُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الحَمِیدِ[سوره بروج/۴-۸] مرگ بر شكنجه‏ گران صاحب گودال (آتش)، * آتشى عظیم و شعله ‏ور! * هنگامى كه در كنار آن نشسته بودند، * و آنچه را با مؤمنان انجام مى‏ دادند (با خونسردى و قساوت) تماشا مى‏ كردند! * آنها هیچ ایرادى بر مؤمنان نداشتند جز اینكه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.»

۳-ذکر عزاداری پیامبری از پیامبران الهی

حضرت یعقوب (ع) بعد از فراق حضرت یوسف (ع) آن قدر به عزاداری پرداخت که چشمانش سفید شد و به تعبیر فرزندانش، نزدیک بود خود را هلاک کند:
«قالَ یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظیمٌ[یوسف/۸۴] و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو مى ‏برد (و هرگز كفران نمى ‏كرد)»

«قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكینَ[یوسف/۸۵] گفتند: «به خدا تو آن قدر یاد یوسف مى‏كنى تا در آستانه مرگ قرار گیرى، یا هلاك گردى!»
باید به این نکته توجه کرد که حضرت یعقوب، پیامبر الهی بوده و با توجه به عصمت او، روشن است که عملش خطا نبوده است. علاوه بر اینکه قرآن این عزاداری را نقل کرده، و هیچ عیبی بر آن نگرفته است.

عمل حضرت یعقوب(ع) در روایات نیز دلیلی برای عزاداری بیان شده است:

«به درستى كه حضرت زین العابدین- علیه السلام- بر پدر بزرگوارش- صلوات الله و سلامه علیه- چهل سال گریست؛ در حالى كه روزها را به صیام و شبها را به قیام به پایان مى ‏برد و چون هنگام افطار رسیدى، غلام آن حضرت طعام و شراب مى ‏آورد و در پیش روى آن حضرت مى‏گذاشت و عرض مى ‏كرد: تناول فرماى اى آقا و خداوند من. پس مى ‏فرمود: فرزند پیغمبر خداى گرسنه كشته شد، پسر پیغمبر خداى تشنه كشته شد، و پیوسته مكرر مى ‏نمود و مى ‏نگریست تا اینكه غذاى او از آب چشم مباركش تر مى ‏شد و بر این حالت بود تا به حق متعال، اتصال گرفت. و روایت شده است از بعضى موالى آن حضرت كه گفت: اى آقاى من! آیا وقت نشده است كه اندوهت به آخر رسد و گریه ‏ات آرام گیرد؟ فرمود: و یحك! یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم- علیه السلام- پیغمبر خداى و فرزند پیغمبر خداى بود و دوازده پسر داشت، خداوند عز و جل یكى را از او پوشید. از غلبه اندوه و غم، موى سرش سفید شد و قامتش خم گرفت و دیده روشنش تاریكى پذیرفت و فرزندش حیات داشت و روزگارش را فرخندگى در پى داشت و من پدر و برادر و هفده نفر از اهل بیت خویش را كشته و به خاك و خون آغشته دیدم، دیگر چگونه گریه‏ ام كم شود و خاطرم خالى از حزن و غم گردد؟»[۱]


[۱]. مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، ص: ۱۰۱.

facenama

نظرات