در زمان هجرت پیامبر (ص) به مدینه، چه كسی درغار همراه ایشان بود؟

غار ثور

خداوند متعال به حادثه هجرت پیامبر اسلام(ص) از مكه به مدینه اشاره كرده، و در رابطه با اتفاقاتی كه در زمان اقامت ایشان در غار ثور به وقوع پیوسته بود، می فرماید:

«إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُوا ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِی الْعُلْیا وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ[توبه/۴۰] اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز)است؛ و خداوند عزیز و حکیم است!»

در این آیه اشاره ای به نام شخص همراه پیامبر(ص) نشده است، و باید با مراجعه به منابع و شواهد تاریخی  و روایی این شخص را بشناسیم، و بعد از مشخص شدن فردی كه در غار همراه پیامبر گرامی اسلام(ص) بوده است،تازه این پرسش مهم به ذهن می رسد كه آیا این همراهی با پیامبر(ص) با توجه به نكاتی كه دراین آیه آمده است،فضیلت محسوب می شود یا خیر؟!

در اینكه آن شخص چه كسی بوده است، اعتقاد اهل تسنن  این است که آن شخص «ابوبكر بن ابی قحافه» بوده است و در منابع شیعه هم معمولاً نام ابوبكر مطرح است، امّا دراین رابطه با مراجعه به منابع روایی و تاریخی اهل سنت، با مواردی مواجه می شویم كه ما را در پذیرش این موضوع با تردید جدی مواجه می كند، در اینجا بنده به برخی از این نكات اشاره می كنم:

* درکتاب البدایه و النهایه جلد ۳ صفحه ۱۷۶ آمده است که «ابن بکر» یا بطور کاملتر «عبدالله بن بکر بن اریقط» راهنما و همراه پیامبر بوده که به همراه حضرت رسول(ص) به سمت مدینه در حرکت بودند. شاید برخی بگویند که نفر سوم ابوبکر بوده است. اما باید بدانند که قرآن همان دو نفر را اعلام نموده است. در آیه ۴۰ سوره توبه اشاره شده است که دو تن در غار حاضر بوده اند و پیامبر به همراه خود گفته که نترس که خداوند با ماست. بنابراین نمی توانسته ابوبکر هم به همراه پیامبر باشد.


* در جایی دیده نشده که ابوبکر به این فضیلت اعتراف کند و بگوید که وی همراه پیامبر در غار قرار داشته است. در حالی که  وی در سقیفه به کمتر از این اشاره کرده است و سعی کرده با استناد به قوم و خویشی خود را شایسته حکومت معرفی کند: «نحن عشیرة رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیلة من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولادة».[۱]

* در کتاب لسان المیزان جلد ۵ صفحه ۱۱۵ عسقلانی گفته است:« از تابعین کسانی بوده اند که منکر ارتباط داشتن آیه غار با ابوبکر بوده اند. مانند ابوجعفر مؤمن طاق».

* عائشه دختر ابوبکر گفته است:«لم ینزل الله فینا شیئا من القرآن: هیچ آیه ای در وصف ما نازل نشده است». در حالی که همراه پیامبر(ص) در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است.[۲]

* در منابع بسیاری ذکر شده که ابوبکر در هنگام رسیدن پیامبر از سفر مکه به مدینه ـ زمان هجرت ـ در مدینه از وی استقبال کرده و در نماز جماعت گروه اول مهاجرین هم شرکت کرده است. در حالی که اگر او همراه پیامبر (ص) بوده باشد، این سخنان نمی تواند صحیح باشد.[۳]
و... .

حال با وجود این تردیدها، فرض می کنیم که ابوبکر همراه پیامبر (ص) در غار بوده است. اما باید به این سوال جواب دهیم که این همراهی چه فضیلتی برای ابوبکر اثبات می کند؟
سید عبدالحسین طیب در تفسیر«اطیب البیان فی تفسیرالقرآن» در ذیل آیه ۴۰ سوره توبه در این باره می نویسد: عامه باین آیه شریفه تمسك كردند بر خلافت ابى بكر به اینكه این آیه مشتمل بر فضائل او است و كسى كه داراى این فضائل باشد لایق خلافت است اما فضائل؛ پنج فضیلت در این آیه هست:

۱- إِلَّا تَنْصُرُوهُ عدم نصرت مشركین واضح و روشن است كه در مقام قتل آن حضرت بودند فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ نصرت خداوند باین بود كه چشمهاى آنها كور شد و آن حضرت را حفظ فرمود تا از چنگال آنها نجات یافت إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُوا كه سبب خروج آن حضرت شدند و نگذاشتند در مكه بماند ثانى اثنین و أبابكر ثانى آن حضرت شد و كسى كه در مراتب ثانى پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم باشد لیاقت دارد.
۲- إِذْ هُما فِی الْغارِ مصاحب حضرت و معیت با او در غار سبب فضیلت اوست
۳- إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ و كسى كه صاحب رسول اللَّه باشد لیاقت خلافت دارد
۴- لا تَحْزَنْ و كسى كه مورد تسلیت حضرت باشد اینهم لیاقت میآورد
۵- إِنَّ اللَّهَ مَعَنا و البته كسى كه خدا با او باشد داراى لیاقت میشود فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ سكینه از ماده سكون بمعنى سكون نفس و اطمینان قلب بوعده الهى در حفظ آن حضرت و نجات از مشركین وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ ملائكه حفظه كه مأمور شدند بر دفع دشمنان و اغفال آنها لَمْ تَرَوْها كه آنها ملائكه و جنود الهى را نمیدیدند.

در پاسخ به ادعای اهل سنت، می توان گفت:

اگر ثانی بودن به درجه فضیلت مرتبط باشد، قرآن پیامبر (ص) را ثانی معرفی می کند! آیا آقایان می خواهند بگویند (نعوذ بالله) ابوبکر فضیلتی بیش از پیامبر (ص) داشته است؟ و حتی با غمض عین از این مساله، آیا واقعا آیه ثانی بودن را جز در مورد همراهی در غار ذکر کرده است؟
اما مصاحبت چه منزلتی دارد؟ مصاحبتی که در کلام اهل سنت، با ترفندی به سه بخش تبدیل شده و سه گونه فضیلت شمرده شده است!

قرآن در یک مورد دیگر از مصاحب پیامبری نام می برد! آن جا که آن مصاحب فردی مشرک است:
«یا صاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ[یوسف/۳۹] اى دو یار زندانى من، آیا خدایان متعدد و پراكنده بهترند (مانند بت‏ها، ستارگان و غیره) یا خداى یكتاى غالب و چیره (بر جهان هستى)»

اما اینکه آیه فرموده " لا تحزن" دلیل است بر اینكه أبابكر اطمینان به وعده الهیه و فرمایش پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نداشت و الّا محزون نمیشد و احتیاج بكلمه لا تحزن نداشت:
«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ[یونس/۶۲] آگاه باشید (دوستان و) اولیاى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگین مى ‏شوند.»

و اما بحث معیت خدا امری است که برای همگان وجود دارد:
«ما یَكُونُ مِنْ نَجْوى‏ ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى‏ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ[مجادله/۷] هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمى‏كنند مگر اینكه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمى‏كنند مگر اینكه خداوند ششمین آنهاست، و نه تعدادى كمتر و نه بیشتر از آن مگر اینكه او همراه آنهاست»

و نکات دیگری که در آیه ۴۰ سوره توبه وجود دارد و بعضی از اهل سنت آن را فراموش کرده اند اینکه:
آیه سکینه و آرامش را فقط برای پیامبر (ص) ذکر کرده است! "فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیهِ" در حالی که سکینه امری مختص به پیامبر(ص) نیست و شامل حال مومنان نیز می شود:
«ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ[توبه/۲۶] سپس خداوند «سكینه» خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل كرد»

همچنین تائید الهی نیز مفرد و فقط برای پیامبر (ص) ذکر شده است " وَأَیدَهُ " گویی این دو در یک مسیر نبوده اند تا با یک تائید، هر دو با هم قرار گیرند![۴]

پی نوشت:
[۱]. کتاب البدایه و النهایه جلد ۶ صفحه ۲۰۵.
[۲]. صحیح بخاری جلد ۶ صفحه ۴۲ و تاریخ ابن اثیر جلد ۳ صفحه ۱۹۹ و البدایه و النهایه جلد ۸ صفحه ۹۶ و همچنین در الاغانی جلد ۱۶ صفحه ۹۰.
[۳]. صحیح بخاری جلد ۱ صفحه ۱۲۸ و کتاب الاذان جلد ۴ صفحه ۲۴۰ و کتاب الاحکام
باب إستقضاء الموالی و استعمالهم، سنن البیهق جلد ۳ صفحه ۸۹ و فتح الباری
جلد ۱۳ صفحه ۱۷۹ و جلد ۷ صفحات ۲۶۱ و ۳۰۷.
[۴]. تفسیر اطیب البیان فی تفسیرالقرآن، ج۶، ص۲۲۲-۲۲۴.

کلمات کلیدی: 

facenama

نظرات