معاد شناسی

چرا از نظر قرآن جهنمیان همیشه در جهنم می مانند؟

جهنمیان

شهر سوال ـ از دیدگاه شیعه، خلود در جهنم فقط برای کفّار و مشرکان و منکران خدا و قیامت و انبیاء است و مسلمان و مؤمن، گرچه مرتکب گناهان کبیره شده باشد، دائماً در جهنم نمی ماند، بلکه پس از چشیدن عذاب به مقدار لازم بالاخره نجات پیدا میکند واهل بهشت میشود. این گروه می‌تواند شامل مستضعفان فکری سایر ادیان الهی نیز باشد. امّا در مورد کفّار خالد که چگونه ممکن است آن‏ها مثلاً هشتاد سال عمر بکنند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ باید گفت: مجازات و کیفرها سه گونه است:

حالت روح در بعد از مرگ، مثل همان حالت در زمان خواب است؟

شهر سوال ـ اتفاقی که در خواب رخ می دهد، ضعیف شدن ارتباط روح با بدن است. و به راحتی می توانیم این مطلب را بیابیم. وقتی کسی به خواب رفته، مانعی بر سر راه گوشهایش قرار نمی گیرد، اما صداهای محیط را نمی شنود! بعضی افراد که در خواب پلکشان مقداری باز می ماند، اگر چه نور به درون چشم او می تابد، اما چیزی نمی بینند. پس قطع ارتباط روح با بدن، در حالت خواب (به مقداری) با اندک تاملی یافت می شود.

آیا بیمار روانی در قبال كارهایش مسئول است؟ اگر به مقدسات توهین کند، چه باید بکنیم؟

شهر سوال ـ هر کس به اندازه ای از فهم و شعور بهره مند است. و مجانین نیز از این مساله مستثنی نیستند. ولی فهم و شعور او با انسان های عادی بسیار متفاوت است. حتی اگر دقت کنید، حیوانات نیز از درجه ای از شعور بهره مند هستند و روشن ترین دلیل این مساله، امکان تربیت آن هاست. یا اینکه اگر حیوانی تشنه، احساس خطر کند، از آب خوردن فاصله می گیرد. که امکان این واکنش بدون شعور ممکن نیست.

تناسخ چیست؟

تناسخ

شهر سوال ـ حضرت می فرمایند: اگر باطل با حقّ در نیامیزد، حقیقت جو آن را شناسد و داند، و اگر حق به باطل پوشیده نگردد، دشمنان را طعنه زدن نماند. لیكن اندكى از این و آن گیرند، تا به هم در آمیزد و شیطان فرصت یابد و حیلت برانگیزد تا بر دوستان خود چیره شود.[۱]

مضمون حدیثی كه بهشتیان هم اكنون در بهشت اند و جهنمیان نیز هم اكنون در جهنم هستند ، چیست؟

جهنمیان

شهر سوال ـ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله پس از اداء نماز صبح جوانى را از انصار در مسجد مشاهده نمود كه از بیخوابى سرش بى‏اختیار پائین مى‏آید چهره زرد و بدن لاغر و ضعیف او از شب زنده دارى حكایت میكرد و چشمانش در كاسه سرش فرو رفته و گود شده. حضرت فرمود: فلانى حالت چگونه است؟ عرض كرد (بحمد اللَّه) داراى حالت یقینم.

تناسخ چيست؟ و دلايل بطلان آن كدام است؟

معاد

شهر سوال ـ در آنجا كه حكمى در شريعت به وسيله حكم ديگر برطرف شود، لفظ «نسخ» به كار مى برند،و هر دو ويژگى به روشنى در آن موجود است، ولى آنجا كه اين لفظ در مسايل كلامى مانند «تناسخ» به كار مى رود تنها به ويژگى اول اكتفا مى شود، ويژگى دوم مورد نظر قرار نمى گيرد. مثلاً خواهيم گفت: «تناسخ» اين است كه روحى از بدنى به بدن ديگر منتقل شود، در اين جا تحول و انتقال هست ولى حالت تعاقب، كه يكى پشت سر ديگرى درآيد،وجود ندارد.

چه ایرادی دارد اگر باور کنیم خداوند وجود دارد. انسان وجود دارد اما مرگ پایان زندگی و تمام شدن هستی است.

شهر سوال ـ و از نظر دینی نیز ایراد این سخن بسیار بزرگ است، کسی که تنها قسمتی از حق را می پذیرد، و به قسمت دیگر آن کفر می ورزد، سرنوشتش از منظر قرآنی این گونه توصیف شده است:

هنگام قیامت آیا کعبه هم ویران می شود؟

کعبه

شهر سوال ـ حضرت على بن الحسین علیهما السّلام فرمودند: خداوند متعال بیست و چهار هزار سال قبل از اینكه زمین كعبه را خلق كند و آن را حرم قرار دهد زمین كربلاء را آفرید و آن را حرم امن و مبارك گرداند، و هر گاه حق تعالى بخواهد كره زمین را لرزانده و حركتش دهد (كنایه از قیامت باشد) زمین كربلاء را همراه تربتش در حالى كه نورانى و شفّاف هست بالا برده و آن را در برترین باغ‏هاى بهشت قرار داده و بهترین مسكن در آنجا مى‌‏گردانش و ساكن نمى‌‏شود در آن مگر انبیاء و مرسلین این زمین بین باغ‏هاى بهشت مى‏‌درخشد همان طورى كه ستاره درخشنده بین ستارگان نورفشانى مى‏‌نماید.[۱]

دیدگاه ملاصدرا درباره مرگ چيست؟

ملاصدرا

شهر سوال ـ بیان معنى موت طبیعى بنا بر مشرب صدر المحققین‏ ...، از باب آن كه قواى جسمانى از حیث تأثیر و تأثّر و فعل و انفعالات، تناهى پذیرند، ناچار فنا بر بدن حاكم است و ابدان به تدریج رو به ضعف رفته بالأخره نفاد حرارت طبیعى و غریزى یا زیادتى رطوبات و یا از ناحیه تأثیرات الكواكب به حسب حظوظها عند طالع المولود و یا امورى از این قبیل كه از اسباب و علل طبیعى محسوب مى ‏شوند، ابدان از قبول افاعیل نفس و از مظهر بودن جهت آثار روح، نكول نموده، ناچار نفس كه از عالم تجرّد و ملكوت است به باطن خود رجوع نموده و موت عارض مى‌‏شود.

ریشه تناسخ به کجا بر میگردد؟

شهر سوال ـ در جهان اسلام نیز پاره از حكما و متكلمان پیرو این عقیده شده‌‏اند بگونه‌‏اى دیگر، از جمله فرقه قدریه كه پیرو احمد بن حائطاند و پیرو مذهب معتزلى و قائل به امامت نظام‏اند.[۴] قائلین به تناسخ بر ۵ دسته‌‏اند.[۵]

صفحه‌ها