حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر (ص) چگونه به شهادت رسیدند؟

آن بانو در روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در شهر مكه بدنیا آمدند، نامش را فاطمه نهادند تا خداوند او و دوستدارانش را از آتش دور بگرداند.[۱]
كنیه ایشان؛ ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه و ام ابیها و از القاب مشهور وی؛ زهرا، بتول، مباركه، طاهره، سیده النساء می باشد. پدر عظیم الشأن وی رسول اكرم(ص) و مادر مكرم ایشان خدیجه كبری می باشند.
آن بانو همیشه همراه پیامبر بودند، در محاصره اقتصادی در بروز رنج و اندوه، كه بعد از محاصره اقتصادی بر اثر سختی ها و مشكلات بسیار مادر مكرمشان را از دست داده و تنها در كنار پدر بودند، در هشت سالگی به مدینه هجرت نمودند.

در سال دوم هجری آن بانو با علی فرزند ابوطالب ازدواج می نمایند كه این ازدواج به فرمان الهی بود.[۲]
بانویی كه همسری مهربان برای شوهر، مادری مهربان برای فرزندان، همسری متواضع و بی توقع، عبادتگری خاشع و خاكسار، بخششگری بی مثال كه لباس عروسی را به فقیر می دهد. در حال روزه غذای خویش را می بخشد. پیراهن وصله دار به تن می نماید.

پیامبر(ص) می فرمایند: اولین كسی كه داخل بهشت می شود فاطمه است.[۳]
هرگاه پیامبر قصد مسافرت داشتند با آخرین نفری كه وداع می كرد فاطمه بود و هنگامی كه از سفر بر می گشت اول به دیدار فاطمه می رفت.

آن بانو در سال یازده هجری، ۱۳ جمادی اولی یا ۳ جمادی الثانی بر اثر آسیب های جسمی وارده به شهادت می رسند. از بعضی از منابع شیعه و سنی استفاده می شود كه حضرت فاطمه(س) در اثر ضربات و لطمه ها و فشارهایی كه بر آن مخدره وارد شد, شهید شدند. اما این كه مسبب شهادت چه كسی بوده، اختلاف است؛ بعضی ((قنفذ)) را ذكر كرده و بعضی، جمعیتی كه بر خانه آن حضرت هجوم آورده اند را سبب قتل می دانند.

آتش زدن به درِ خانه حضرت فاطمه و سیلی زدن به آن حضرت در منابع تاریخی و روائی شیعه آمده است و برای آن كس كه شیعه است، همین مآخذ كافی است. در منابع و مآخذ اهل سنّت نیز آمده است و سنّی‏ ها می‏توانند به آن معتقد باشند. برای نمونه به چند روایت از منابع شیعه و اهل سنت اشاره می‏كنیم:


در بحار الانوار می نویسد: پس از آن كه كار بیعت گرفتن از مردم تمام شد و علی(ع) و عده‏ای بیعت نكردند، به خانه آن حضرت حمله كردند. در را سوزاندند، علی را به زور بیرون آورند، حضرت فاطمه را تحت فشار در قرار دادند و كار به جایی رسید كه محسن او سقط شد. علی را به مسجد بردند ولی بیعت نكرد و آنان گفتند: بیعت نكنی تو را به قتل می‏رسانیم. روزها و ماهها گذشت. آنان تصمیم به قتل علی(ع) گرفتند و قرار گذاشتند كه خالد قتل آن حضرت را به عهده بگیرد. اسماء بنت عمیس از این توطئه آگاه شد و كنیز خود را فرستاد تا آن حضرت را از توطئه آگاه سازد. اصل توطئه چنین بود كه وقتی ابوبكر نماز را تمام كرد و سلام گفت، خالد با شمشیر علی(ع) را بكشد ولی وقتی نماز ابوبكر تمام شد گفت: ای خالد آنچه را دستور دادم نكن[۴]


اهل سنت نیز در كتابهای كلامی، تاریخی و حدیثی مسأله آتش زدن به در خانه را آورده‏اند. برای نمونه، به چند روایت اشاره می‏كنیم:
۱ـ بلاذری می‏گوید: ابوبكر كسی را دنبال علی فرستاد تا بیاید و بیعت كند ولی حضرت علی نیامد. پس از آن عمر بن خطاب در حالی كه آتش به همراه داشت، به سوی خانه علی رفت. فاطمه عمر را در درب خانه ملاقات كرد و گفت: ای پسر خطاب! آیا می‏خواهی خانه ما را آتش بزنی؟! عمر بن خطاب گفت: بله.[۵]

۲. ابن عبد ربّه می‏گوید: آنان كه از بیعت سرباز زدند عبارتند از: علی، عباس، زبیر و سعد بن عباده. علی، عباس و زبیر در خانه فاطمه نشستند. ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها از خانه فاطمه بیرون بیایند. ابوبكر به عمر گفت: اگر سرباز زدند با آنان بجنگ. عمر به همراه آتش به خانه فاطمه آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه او را دید و گفت: ای پسر خطاب! آیا آمده ‏ای خانه ما را آتش بزنی؟! عمر گفت: بله، مگر این كه بیعت كنید[۶]

۳. ابن قتیبه دینوری آورده است: ابوبكر عمر را به سوی كسانی كه بیعت نكردند و در خانه علی تحصّن كردند، فرستاد. عمر به خانه علی آمد و صدا زد ولی كسی بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنكه جان عمر در دست اوست، یا باید بیرون بیایید و بیعت كنید ویا خانه را بر سر آنان كه در آن هستند آتش می‏زنم. به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: و لو فاطمه در آن باشد. همه بیرون آمدند ولی علی بیرون نیامد. عمر نزد ابوبكر رفت و گفت: آیا نمی‏خواهی از علی كه از بیعت سرباز زده بیعت بگیری؟ ابوبكر به قنفذ گفت: برو علی رابیاور. قنفذ آمد و علی به او گفت: چه كار داری؟ قنفذ گفت: خلیفه رسول خدا تو را می‏خواهد. علی به او گفت: زود بر پیامبر دروغ بستید. قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر گریه طولانی كرد. عمر گفت: علی را رها نكن. ابوبكر به قنفذ گفت: دوباره نزد علی برو و بگو: با خلیفه رسول خدا بیعت كن. علی گفت: سبحان الله، آنچه را كه از آن او نیست برای خودش ادعا كرده است. قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر باز هم بسیار گریه كرد. پس از آن عمر برخاست و گروهی با او همراه شدند و به در خانه فاطمه آمدند؛ در زدند. وقتی فاطمه صدای آنها راشنید، با صدای بلند فریاد كرد: «یا ابتاه» یا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسر ابی قحافه چه‏ها كه نكشیدیم. وقتی كه گروه مهاجم گریه فاطمه را شنیدند. در حالی كه گریه می‏كردند برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت ولی عمر و عده‏ای ماندند. علی را بیرون آوردند وگفتند بیعت كن. علی گفت: اگر بیعت نكنم چه می‏كنید؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را می‏زنیم.[۷]

همانطور كه ملاحظه می‏كنید در منابع شیعه، این حادثه به طور كامل ذكر شده است و منابع اهل سنّت سعی کرده اند تا تمام ابعاد ماجرا بیان نشود. اما از لابه لای همان مطالب ذکر شده شان می توان فهمید که چه مطالبی را ذکر نکرده اند.

اسناد و مدارک این ماجرا در کتب شیعه و سنی در  كتاب «مأساة الزّهراء» نوشته جناب سید جعفر مرتضی عاملی لبنانی، ج دوم بیان شده است.

برای آگاهی بیشتر ر.ك:
۱- كامل الزیارات ابی القاسم جعفربن محمد بن جعفر بن موسی بن قولیه، ص ۳۳۲.
۲- بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۶۱ - ج، ۲۹، ۱۹۲ - ج ۳۰، ص ۳۴۸ - ج ۴۳، ص ۱۷۰.
۳- الاختصاص شیخ مفید، ص ۱۸۲.
۴- دلائل الامامه طبری ص ۴۵.
۵- وفات الصدیقه الزهر(س) علامه مقدأم ص ۷۸.

منابع اهل سنت:
۱- الملل والنحل الشهرستانی ج ۱، ص ۵۷.
۲- مناقب آل ابیطالب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۳۵۸ (به نقل از ((المعارف)) ابن قتیبه).
۳- الامامه والخلافه مقاتل بن عطیه، ص ۱۶۰.
۴- انساب الاشراف بلاذری، ج ۱، ص ۵۸۶.
۵- العقد الفرید ابن عبد ربه، ج ۴، ص ۲۵۹.
۶- الوافی بالوفیات، ج ۶، ص ۱۷.

پی نوشت:
[۱]. احقاق الحق، جلد ۱۰، ص ۱۶؛ فضائل خمسه، ج ۳، ص ۱۵۳ و ۱۵۵.
[۲]. مناقب شهر آشوب، ج ۲، ص ۳۰ و ۳۱.
[۳]. فضائل خمسه، ج ۳، ص ۲۰۴.
[۴]. بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۳۰۸ به نقل از اثبات الوصیة.
[۵]. انساب الاشراف، ج ۲، ص ۱۲، تحقیق محمود الفردوس العظم، دار الیقظة العربیة.
[۶]. العقد الفرید، ج ۵، ص ۱۲، چاپ مصر، چاپ دوّم، تحقیق محمدسعید العربان، ۱۹۵۳ و ۱۳۷۲.
[۷]. الامامة و السیاسة، ج ۱، ص ۳۰، تحقیق استاد علی شیری، منشورات رضی.

کلمات کلیدی: 

facenama

دیدگاه‌ها

اگر حضرت فاطمه به کمر و

اگر حضرت فاطمه به کمر و پهلویشان ضربه وارد شده چرا حضرت علی نتوانستند در مدت ۶ ماه او را درمان کنند مگر حضرت یوسف چشمان پدرشان را درمان نکرد ! و حضرت عیسی کور را بینا و مرده را زنده نمی کرد و اینکه چند بار یهودیان به حضرت مریم فتنه کردند اما موفق به ترور ایشان نشدن ( رها کردن سگ هار جلوی ایشان و غدای مسموم و توهین زنا ) و اینکه چرا حضرت حسن و حسین از مادرشان دفاع نکردند زیرا که حضرت عیسی نوزاد بود از مادرشان دفاع کرد ! مگر در نمیدانید نمرود ابراهیم را در آتش انداخت و آتش شد گلستان چرا خانه فاطمه گلستان نشد و مگر فاطمه زهرا از طایفه قریش نبود پس بنی هاشم کجا بود ؟ بلال حبشی که در صدر اسلام سنگ داغ بر پیکرش گذاشتن و تا اخرین لحضه گفت محمد رسوا الله . کجا بود ؟ عمار که مادر و پدرش را فدای اسلام کرد کجا بود ؟ سلمان فارسی و ابوذر کجا بودند ؟ اصحاب پیغمبر در جنگ بدر احد تبوک تا آخرین قطره خون جنگیدن کجا بودند؟ پیامبر نزدیک به ۲۰۰ هزار اصحاب داشت آیا همه مرتد شدند ؟ چرا دروغ میگویم پس چرا خلیفه اول زن خود را پیش فاطمه فرستاد تا در ایام بیماری پرستارش باشد و ۴۰ روایت در کتاب شیعه می باشد که از رسول الله می باشد که بعد از رسول چیزی به ارث نمی ماند همین چیز را ابوبکر به فاطمه زهرا گفت و اینکه اهل بیت نام فرزندانشان را عثمان ابوبکر و عمر گذاشتن و جالب اینکه حضرت عثمان ابن علی شهید کربلا و برادر حضرت ابوالفضل است و اینکه چرا حضرت علی دختر خود را به عمر خطاب داد ۲۰ روایت در کتاب شیعه و ۵۰ روایت در کتاب اهل سنت ؟ و چرا وزیر خلیفه دوم شد و در جنگ ها کمکشان میکرد ؟ جالب اینکه نام فرزند حسن (ع) ابوبکر است و چرا در شورا پس از خلیفه دوم کاندیدا شد پس حتما شورا را قبول داشته چون خداوند متعال میفرمایند امرهم شورا بینهم

تصویر soalcity

سلام

سلام
همه این مواردی که شما فرموده اید، در نهایت می شود ابهامات و سوالات شما
که باید برای هر کدامشان جواب بیابید. و نمی توانید بفرمایید چون من در این مسائل ابهام دارم، پس این همه سند تاریخی و عینی دروغ است.
خب بفرمایید با این همه استبعادات شما، مزار مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) که این قدر نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله) عظیم الشان بودند، کجاست؟
ضمنا تمام این ابهامات شما جواب دارد و در مواضع متعدد جواب داده شده است. که فضای کامنت برای پاسخ به این همه ابهام مناسب نیست. خیلی از همین اشکالات را می توانید در همین سایت با پاسخش بیابید.
اما اجمالا: همان یعقوبی که بوی یوسف را از مصر استشمام کرد، نتوانست بوی آن را از کنعان استشمام کند، چون این امور تنها به اذن الهی و مطابق حکمت او جایز است و الا با تفکر شما پس هیچ پیامبری نباید بمیرد و ...
صحابه ای که در زمان حیات پیامبر (ص) نزدیک بود به طور کامل مرتد شوند (جنگ احد) و طبق تاریخ نقشه ترور پیامبر (ص) را هم اجرا کرده اند، و در بین آنها منافقانی بوده اند، هیچ بعید نیست که ... و طبیعتا اقلیت نمی تواند در مقابل کسانی که خود را در راس نشانده اند، کاری بکند.
ازدواج زورکی عمر، نام گذاری ها در جامعه ای که عثمان بن حنیف و امثال آن وجود داشتند و ... هیچ دلیلی بر رابطه خوب و مثبت نیست و ...

تصویر پاسخگو

مطالبی بیان شده،بیانگر ارادت

مطالبی بیان شده،بیانگر ارادت و تعصب بی دلیل به برخی خلفا و برخی صحابه پیامبر است و به همین خاطر بدون ارائه هیچ سند و مدركی آماری را بیان شده تا به گمان خودتان انتقادات فراوانی که به برخی از صحابه و مسلمانان بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله شده است را پاك یا حداقل كمرنگ كنید.حال آنكه ظلم و جنایتی كه در حق پاره تن رسول الله روا داشتند قابل انكار نیست و به اندازه كافی در منابع اهل سنت هم بیان شده است.بعنوان مثال در معتبرترین كتاب اهل سنت با صراحت بیان شده است كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در حالی از دنیا رفتند كه از دست خلیفه اول و دوم ناراضی و غضبناك بودند.

بخارى در صحیح‌ترین كتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله علیها بر ابوبكر، سخن گفته است.

در كتاب أبواب الخمس، مى‌نویسد: «فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّیَتْ : فاطمه دختر رسول خدا از ابوبكر ناراحت و از وى روى گردان شد و این ناراحتى ادامه داشت تا از دنیا رفت.

(البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳،‌ ص ۱۱۲۶، ح۲۹۲۶، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ - ۱۹۸۷.)

در كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، حدیث ۳۹۹۸ مى‌گوید:

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَكْرٍ فی ذلك فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ : فاطمه بر ابوبكر غضب كرد و با وى سخن نگفت تا ازدنیا رفت.

(البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۵۴۹، ح۳۹۹۸، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ - ۱۹۸۷.)

در كتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبى (ص) لا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ حدیث ۶۳۴۶ مى‌نویسد:

«فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ : پس فاطمه از ابوبكر كناره گیرى كرد وبا وى سخن نگفت تا از دنیا رفت.)

(البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۶، ص ۲۴۷۴، ح۶۳۴۶، كتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبی (ص) لا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ - ۱۹۸۷.)

و در روایت ابن قتیبه آمده است كه هنگامى كه آن دو‌( ابوبكر و عمر) براى عیادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله علیها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمؤمنان علی علیه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد،‌ در پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

البیت بیتك.

یعنى علی جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهی. امیر مؤمنان علیه السلام براى اتمام حجت و این كه آن دو بعداً بهانه نیاورند كه ما مى‌خواستیم از فاطمه رضایت بگیریم ؛ ولى علی نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى كه آن‌ دو عذرخواهى كردند، صدیقه طاهره نپذیرفت؛ بلكه از آن‌ها این چنین اعتراف گرفت:

«نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمة من رضای وسخط فاطمة من سخطی فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمة فقد أرضانی ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی : شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟».

هر دو نفرشان اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم.

سپس صدیقه طاهره فرمود:

فإنی أشهد الله و ملائكته أنكما أسخطتمانی و ما أرضیتمانی و لئن لقیت النبی لأشكونكما إلیه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم كه شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت كرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شكایت خواهم كرد.

(الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای۲۷۶هـ)، الإمامة والسیاسة، ج ۱،‌ ص ۱۷، باب كیف كانت بیعة علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - ۱۴۱۸هـ - ۱۹۹۷م.)

پس اصل موضوع قابل انكار نیست،هرچند عده ای مانند انسان در حال غرق شدن كه دست به هر خس و خاشاكی می برند تا شاید بتوانند نجات پیدا كنند،دست به هر كاری زده ومی زنند تا این ننگ پاك نشدنی را كم رنگ كنند.

مناسب و لازم است نویسنده متن،كه مدعی شده ۴۰ روایت در منابع شیعه آمده است كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: چیزی به ارث نمی گذارد،ضمن معرفی منابع این حدیث،چند نمونه را هم بیان می كرد.

اینكه حضرت علی(علیه السلام) وزیر خلیفه دوم شده است،از لطایف و مطالب نغزی است كه ظاهرا به این نویسنده الهام شده است.

اما در مورد نامگذاری فرزندان امام علی(علیه السلام) به نام خلفا:

http://www.soalcity.ir/node/549

در مورد ازدواج عمر بن خطاب با دختر امام علی(علیه السلام)

http://www.soalcity.ir/node/258

در مورد عدم دفاع از حضرت زهرا(سلام الله علیها):

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=5945

در مورد شبهات دیگری هم كه مطرح شده است:

http://pasokhgoo.ir/node/32075

به نظر من دامن زدن به اختلاف

به نظر من دامن زدن به اختلاف افکنی در عصر حاضر هیچ سودی برای جامعه اسلامی ندارد . به قول شهید علامه مطهری شمر عصر حاضر بشناس شمر کربلا مرده تا از شمر امروزی دوری کنی و او را یاری نکنی
اری همه مسلمین می دانن اگر مولای متقیان علی ابن ابی طالب نبود و خلفا را راهنمایی نمی کرد. اسلام گسترش نمی یافت انگاه علی ع به خلیفه دوم مسلمین گفت برای جنگ با ایران خودت نرو و شما در مدینه بمانید تا جامعه اسلامی دوچار هرج مرج نشود و ظاهر به گفته که چه کسانی را به فرماندهی لشکر اسلام انتخاب کند بایید همانند ائمه و خاندان پیامبر اسلام از تهمت و افتر و .... دست برداریم و با این کار موجب اتحاد واقعی مسلمانان شویم

اینطور تفسیر از وقایع یک نوع

اینطور تفسیر از وقایع یک نوع تفسیر پارانوئی از وقایع است. همۀ مسلمونها بد بودند الا علی و فاطمه و حسن وحسین. حق فقط با علی بود و ...فرض کن که علی خلیفه میشد. حالا چی میشد؟ علی که در زمان خودش تنها مسلمان کشی کرد همه رو از دم تیغ گذراند، به فامیل های خودشم رحم نکرد؛ قاتلان عثمان را مجازات نکرد و... . اینطور روایت کردن ها و دست به دامان هر نقطه اختلافی در هر حدیثی که هیچ چیزی رو روی هم بند نمیکنه و میشه اسلام رو هم زیر سؤال برد. این هم شد مثل اون داستان قرآن بر نیزه در حالیکه اصل ماجرا طور دیگری بوده و قران را به ته نیزه ها وصل کردند نه اینکه نیزه در قرآن فرو کنند، هردوی علی و معاویه خلع خلافت شدند نه فقط علی. در مورد آتش، حالا شاید شب بوده و عمر وسیله ای جهت روشنایی در دست داشته اما برخی افراد گفتند ها اون رفته خونه را آتیش بزنه. این نوع تفسیرهایی که شیعه میدهند یک نوع تفسیر پارانوئی از اسلام هست و از طرف دیگر سنی می خواهد که بگوید هیچ اختلافی نبوده گرچه اهل سنت سعی میکنند از اختلاف میان صحابه حرف نزنند تا به هیچکدام بی ادبی نشه؛ اما امروز دیگر این کارگر نیست چون شیعه دهنش به فحش ودشنام عادت کرده پس باید وقایع را درست و بدون تعصب داوری کرد تا کمک کم حقایق روشن شود. بله بر علی گران آمد که ابوبکر خلیفه شد، چون وقتیکه اصحاب همه مشغول غسل نبی بودند خبرآوردند که اهالی مدینه میخواند جانشین برای پیامبر تعیین کنند؛ در این گیر ودار همۀ صحابه متفق القول ابوبکر، عمر و ابوعبیده را فرستاند تا این مشکل را رفع کنند دلیلش هم این بود که اینها سخنور و اهل دیپلماسی بودند- بر خلاف علی که بیشتر یک نظامی بود تا دیپلمات-. آنها که رفتند دیدند که غائله را نمی توان ختم کرد و بهترین کار را در این دیدند که جانشینی را همانجا تعیین کنند- این خود اتفاقا یک نوع دموکراسی و احترام به رای مردم در اسلام هست-بعدا که غائله ختم شد و مراسم تدفین پیامبر تمام شد علی وبرخی اصحاب مانند عباس، طلحه، زبیر و... ناراحتی خود را ابراز کردند و گفتند بهتر بود که همۀ اصحاب نزدیک پیامبر بودند تا جانشین تعیین میکردید. بالاخره علی به خودش هم نظر داشت و اتفاقا این نشون میده که پیامبر جانشین تعیین نکرده بود-از قرآن و حدیث هم برای جانشینی خودش مایه نذاشت. این ناراحتی چندین روز ادامه داشت و عاقبت علی و صحابه دیگر بعد از دیدن اوضاع آشفته جامعه اسلامی و ناآرامی ها در گوشه و پهنای سرزمین های مسلمانان راضی شد که بیعت کنند تا آتش این فتنه بیشتر نشود. این داستانهای تهدیدو ضرب و شتم و ...جعلیاتی جهت تحریک بوده که از سال ۱۰۰ هجری به این طرف درست شده اند. اما فاطمه و عباس از ابوبکر ناراحت بودند چون ابوبکر اموالی که پیامبر تکلیفش رو مشخص نکرده بود و حکومت اسلامی نیاز به تامین مالی داشت ازآن بیت المال می دانست و میخواست شورش های مرتدین رو بخوابونه. اما فاطمه و عباس این شرایط را در نظر نمیگرفتند و اختلافی دیگر درست کردند که البته ریشه در مسالۀ قبلی جانشینی هم داشت. سؤال این است که چطور آدم زنش رو جلوی چشمش میکشند و خودش هم فرماندۀ نظامی قدری باشد و از حمایت عدۀ زیادی اصحاب هم برخوردار باشند اما سکوت کند؟ برای کسی که میخواهد دنبال عدالت و حق باشد این هرگز پذیرفتنی نیست، چطور باید یک قاتل خلیفه شود؟ سالها گذشت تا علی خلیفه شد اما متاسفانه بسیار ناموفق حکومت کرد چون علی نظامی بود نه دیپلمات و میخواست همه چیز رو با زور شمشیر حل کنه. مسلمونا که با او بیعت کرده بودند از او میخواستن که عدالت رو اجرا کنه و قاتلین عثمان رو که در میان لشکریان علی بودند مجازات کنه اما علی تعلل کرد و همین گروه فتنه گر بعدا هزاران مشکل برایش درست کردند که فجایع جنگ جمل، صفین و نهروان از آن بیرون اومد و سرآخر هم به دست یکی از اونا کشته شد. امروز باید اسلام رو از شخصیت ها جدا کرد و تازه نمیشود گفت که نقد نکنید، بلکه باید گفت نقد منصفانه و علمی و اندیشمندانه کنید. آنوقت است که متوجه خواهید شد که شیعه منهای خرافات میشود هیچ و سنی منهای خرافات میشود حقیقت.

تصویر soalcity

ممنون که ما را با مفهوم

ممنون که ما را با مفهوم پارانویا آشنا کردید. هر چه علیه خلفا گفته شده دروغ است!
اگر مشعل به دست آمده اند، و خانه فاطمه (سلام الله علیها) را به آتش کشیدند، به خاطر تاریکی شب بوده!
اگر خود را خلیفه کردند، به خاطر توانایی دیپلماتیک و برای حل مشکلات بوده!
اگر اموال حضرت فاطمه (س) را غصب کردند، و خلاف قرآن حدیث ساختند که پیامبران ارثی ندارند، قصدشان خیر و تامین نیاز حکومت بوده!
اگر خود را خلیفه کرده اند، برای حل نزاع بر سر خلافت بوده!
اگر زمانی که هنوز بدن مطهر پیامبر (ص) بر زمین بود، و حضرت علی (ع) مشغول تجهیز پیامبر (ص) بود، دنبال تصاحب قدرت بودند، لابد پیامبر (ص) کسی را معرفی نکرده بود!
اگر برخی از صحابه با یکدیگر نزاع داشتند و تا حد کشتن و تکفیر یکدیگر رفتند، برای احترام به صحابه نباید حرفی زد، بلکه باید همه چیز را به گردن حضرت علی (ع) و فاطمه (س) انداخت!
اگر پیامبر (ص) بارها و بارها حضرت علی (ع) را برای تبلیغ و اعلان و ... مامور کرده و بزرگترین ابلاغ (آیه برائت) را به ایشان سپرده، لابد خبر نداشته که حضرت علی (ع) یک نظامی است نه دیپلمات!!
اگر حضرت علی (ع) در دفاع از پیامبر (ص) و اسلام، از همه تعلقات مادی خود گذشت، و تنها معیارش خدا بوده، یعنی آدم کشی بوده که حتی به فامیل خود رحم نکرده!!
اگر عثمان کار را به جایی رساند که همه مردم یک پارچه علیه او شورش کردند و تمام مسجد یک پارچه برخواستند و خود را قاتل عثمان معرفی کردند (در جواب پیک معاویه که خواستار قاتل عثمان بود)، پس لابد حضرت علی (ع) که برای دفاع از عثمان، حسنین را هم به خطر انداخت، نمی خواست قاتلین را مجازات کند!
اگر حضرت فاطمه (س) حق خود را می خواست، لابد شرایط زمانه را در نظر نمی گرفت!
اگر حضرت علی (ع) به خاطر مصالح امت، در مقابل تعرض به خانه خودشان، خویشتن داری کردند، لابد اصل ماجرا (همان مشعل بردن در تاریکی و لابد ندیدنی که سبب لگد زدن شد) دروغ بوده! و حضرت جز نظامی گری بلد نبود!
اگر معاویه سالها با ثروت انبوه شامات، برای خود لشگر انبوه ساخته و فتنه گری می کند، لابد حضرت علی (ع) بلد نیست که مشکلات را حل کند!
اگر سالها بدعت ها و انحرافات را نهادینه کرده اند و هر کسی دنبال سهم خواهی از بیت المال و حکومت است، لابد نظامی گری حضرت علی (ع) سبب شده عده ای به بصره بروند و بیت المال آن جا را غارت کنند و عمال حکومتی را بکشند!
این ها همه مطالب منصفانه و علمی و غیر متعصبانه شماست! که به دور از نگاه پارانویدی!!! به این نتیجه رسیدید که
شیعه منهای خرافات میشود هیچ و سنی منهای خرافات میشود حقیقت.
اما با این همه تلاش نه ماجرای مشعل را توانستید انکار کنید! نه ماجرای غصب اموال حضرت فاطمه (س) را! و نه قدرت طلبی در زمانی که هنوز پیامبر (ص) دفن نشده است.

نظرات