خصوصیات یک زن خوب برای ازدواج چیست؟

خصوصیات یک زن خوب برای ازدواج چیست؟
 

ملزومات همسری:

از نگاه قرآن یکی از مهمترین کارکردهای انتخاب همسر و تشکیل خانواده رسیدن به سکونت و آرامش است. لذا همسر شایسته کسی است که در راستای این هدف متعالی قدم بردارد که لازمه آن داشتن سه عنصر: ۱-عشق و علاقه، ۲-تعهد و ۳-صمیمیت است. در این راستا لازم است زن و مرد از آمادگی‌های قبل از ازدواج برخوردار باشند.

آمادگیهای لازم قبل از ازدواج:

۱- امید: شخص به قابلیتها و امکانات موجود خویش باور داشته و بتواند روی آنها برای آینده خود و خانواده سرمایه گذاری کند.
۲- اراده: شخص به استقلال رسیده باشد و بتواند بدون وابستگی به دیگران شخصا در امور ات زندگی تصمیم گیری نماید.
۳-هدفمندی: هدف شخص از زندگی و ازدواج مشخص باشد و بداند دنبال چه چیزی می گردد بر این اساس شخص باید قدرت برنامه ریزی داشته باشد.
۴- شایستگی: شخص به اندازه ای از رشد برخوردار باشد که قدرت اجرا داشته باشد
۵- وفاداری: شخص می بایست قدرت نظارت داشته باشد و از اینرو بتواند به مرحله تحمل سختیها و اختلاف سلیقه با همسر خویش نائل گردد.
این مشخصه ها به طور مشترک برای زن و مرد لازم است اما از آنجا که مدیر و رهبر خانواده مرد است نه زن لذا ضروری است که مرد بیش از زن به این آمادگی ها مجهز باشد.

حتما به تناسب طرفین در موارد زیر دقت کنید:

۱. اعتقاد و مذهب، ۲. سن، ۳. تحصیل، ۴. وضعیت مالی،  ۵. فرهنگ و آداب ورسوم،  ۶. زیبایی، ۷. جسم
تناسب در اینجا به معنای مساوی بودن به معنای دقیق کلمه نیست بلکه به این معنا که در این موارد ، تفاوت فاحش و زیاد نداشته باشید، به عنوان مثال، از لحاظ تحصیلات تفاوت به این صورت نباشد که یکی بی سواد یا در حد سیکل باشد و دیگری در سطح دکتری یا بالاتر باشد! بلکه سطوح به هم نزدیک باشد. برای فهمیدن این موارد اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید و برای این کار باید تحقیق کنید.

از کجاها تحقیق کنیم؟

۱. اقوام و فامیل ها ۲. دشمنان احتمالی  ۳. دوستان نزدیک  ۴. همکاران  ۵. همسایگان  ۶. معلمان  ۷. مراجع رسمی (حراست محل کار و...)
 
همه خانمها دوست دارند همسران خوبی برای شوهر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند. اما این امر به خودی خود حاصل نمی‌شود، بلکه یک خانم باید در رفتارها و برخوردهایش با شوهر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک همسر خوب بشناسد و بپذیرد.
 

ملاک های دسته اول عبارتند از:


۱تدیّن و دیندارى: کسى که پاى بند دین نیست، تضمینى وجود ندارد که پاى بند رعایت حقوق همسر و ادامه زندگى مشترک باشد. اگر یکى دیندار و دیگرى بى دین باشد، زندگی آنان روى سعادت را نخواهد دید. سعادت بدون دیانت محال است. اگر هر دو بى دین باشند، باز تضمینى وجود ندارد که رعایت حقوق یکدیگر را بنمایند. البته منظور از دیندارى و تدیّن این است که پاى بندی به اسلام داشته باشند و اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحى و بى ریشه و بى عمل.
پیامبر(ص) به شخصى که مى‏‌خواست ازدواج کند، فرمود«علیک بذات الدین؛[۱] بر تو باد که همسر دیندار بگیرى».

در مورد دیگرى فرمود: «کسى که با زنى به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به حال خودش وامى‌‏گذارد . کسى که فقط به خاطر زیبایى با زنى ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید. کسى که به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتیازات را برایش فراهم خواهد کرد».[۲]
دین دار بودن، به این است که داراى صفات ذیل باشد: عفت، حجاب، حیا، نجابت، اخلاق خوب، خوش حرف و خوش زبان بودن، اهل نماز و مناجات، علاقه‏‌مند به قرآن و اهل بیت، ترس از خدا داشتن، آبرونگه‏دار بودن، اسراف کار نبودن و... .

۲اخلاق خوب از ویژگى‌‏هاى لازم و اساسى براى همسر است: منظور از اخلاق خوب تنها خنده رویى و خوش خلقى نیست، بلکه به معناى اخلاق اسلامى داشتن و نفس را تهذیب و پاک نمودن است.
پیامبر(ص) فرمود:« اذا جاءکم من ترضون خُلقه و دینه فزوّجوه و ان لا تفعلوا تکن فتنة فى الارض و فساد کبیر؛[۳] با کسى که اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج کنید. اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد».
فردى از امام رضا(ع) سؤال کرد: براى دخترم خواستگارى آمده که بد اخلاق است. آیا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: «لا تزوّجه ان کان سیئى الخُلق؛[۴] اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده».
نمونه اخلاق بد، لجاجت و یکدندگى، تکبر نسبت به همسر، بى ادب بودن، بى وفایى، کینه توزى، سوءظن داشتن، سبکى و هرزگى، کم ظرفیتى و بى تابى، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.

۳شرافت خانوادگى: منظور از شرافت خانوادگى، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعى نیست، بلکه منظور نجابت و پاکى و تدین خانوادگى طرفین است، زیرا ازدواج با یک فرد مساوى است با پیوند با یک خانواده و فامیل ایجاد و یک نسل. در ازدواج و انتخاب همسر معقول نیست که انسان بگوید: مى‌‏خواهم با خود این فرد زندگى کنم و کارى به کار خانواده‌‏اش ندارم. پیامبر(ص) فرمود: «انظر فى أى شى تضع ولدک فان العرق دساس؛ نیک بنگر که فرزندت را کجا قرار مى‏‌دهى، زیرا نطفه و ژن‏ها و خصوصیات ارثى، خواه ناخواه منتقل مى‌‏شود و تأثیر مى‏‌گذارد».
پیامبر(ص) فرمود: «بنگرید چه کسى را به همسرى بر مى‌‏گزینید، زیرا فرزندان، مانند دایى هایشان مى‌‏شوند».[۵]
باز حضرت در تمثیلی زیبا فرمود: «ایاکم و خضراء الدمن قیل یا رسول الله: و ما خضراء الدمن؟ قال: المرءة الحسناء فى منبت السوء؛ از سبزه‏هاى قشنگى که روى مزبله‏ها سبز می شود، پرهیز کنید. پرسیدند: مقصودتان چیست؟ فرمود: زن زیبایى که در خانواده ناپسندی رشد کرده باشد .[۶]

۴زیبایى: زیبایى نیز یک امتیاز است و در شیرینى و سعادت زندگى زناشویى تأثیر به سزایى دارد. اگرانسانى، قیافه ظاهرى و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممکن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا کند و از او بهانه و ایراد بگیرد و زندگى را بر او تلخ نماید یا حتی بعد از ازدواج دل به دیگری دهد.
به همسران سفارش شده است که خود را براى هم بیارایند و یکدیگر را اشباع و ارضا کنند تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند.

۵کفو همدیگر بودن: سنخیت و تناسب و همتایى در علم و سواد و دین و ایمان و فرهنگ و فکر و اخلاق و تحصیلات علمى و سن و مال.
اگر در تمامى جهات تناسب بیشتر باشد، مشکلات خانوادگى کم‏تر خواهد بود.[۷] هر قدر روحیات دختر و پسر به یکدیگر نزدیک تر باشد، پیوند ازدواج آن دو از استحکام بیش تری برخوردار خواهد بود. دختر دیندار باید با شخص دیندار ازدواج کند زیرا دیندار و بی دین به طور طبیعی در مواردی با یکدیگر اصطکاک و در گیری خواهند داشت. فرد تحصیل کرده هم بهتر است با شخص درس خوانده ازدواج کند تا یکدیگر را درک کنند. هم چنین تجربه نشان داده است که وقتی اختلاف سن بین دختر و پسر زیاد باشد‌، پس ازگذشت سالیانی استحکام خانواده دچار تزلزل می شود. البته همانندی کامل امکان پذیر نیست و نباید در انتخاب همسر وسواسی بود، ولی همانندی نسبی لازم است.
احادیث و روایاتی که بیان شده، اگر چه بیشتر خطاب به مردان در انتخاب همسر است، اما معیار هایی که در آنها آمده، کلی است و در انتخاب همسر از طرف زنان نیز همین معیارها وجود دارد.
ملاک‏ها و معیار و مسائل دیگرى که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد است، در دسته‌‏ى دوم قرار مى‌‏گیرد و مى‌‏توان از آن صرف نظر کرد مانند: هم نژاد بودن ، یا هم شهری بودن ، یا هم زبان بودن.
اما اینکه چگونه می توانید یک همسر خوب بیابید، این کار می تواند به شکل ها و شیوه های مختلف صورت گیرد. از طریق خواهران، از طریق معرفی دوستان. از طرف افراد فامیل و خانواده ، یا بستگانی که می شناسید.

اوصاف زنان شايسته:

۱. اگر شوهر در زندگي يادآور خدا شد او را همراهي و اگر خدا را فراموش كرد، يادآور او شود و به او تذكر دهد.
۲. در حفظ دين و تقوا و انجام وظايف الهي و اجتماعي، شوهرش را ياري كند.
۳. كم خرج باشد و مهرش سنگين نباشد.
۴. خوش زبان و مهربان باشد و مانند مادري مهربان از او پرستاري و محافظت كند.
۵. ولود باشد. نازا و عقيم نباشد.
۶. خانه را محل استراحت شوهر قرار دهد و هنگام بروز مشكلات و ناراحتيها دلداريش دهد.
۷. از زحمات شوهر و چيزهايي كه به منزل مي آورد تشكر و قدرداني نمايد.
۸. هيچگاه از شوهر چيزي را مطالبه نكند كه قدرت تهيه آن را ندارد.
۹. هنگام خروج شوهر از منزل، خودش و اموال شوهرش را حفظ كند و هنگام ورود او، با خوشحالي به استقبال او برود.
۱۰. در منزل و براي شوهرش آرايش كند و بهترين لباسها را بپوشد و برايش دلبري كند.
۱۱. هنگام خروج از منزل سنگين و با وقار و بدون آرايش خارج شود و با مردان بيگانه گرم نگيرد و شوخي نكند.
۱۲. در حضور شوهر از مردهاي ديگر تعريف و تمجيد نكند.
۱۳. اگر مرتكب اشتباهي شد فوراً از شوهر عذر خواهي كند.
۱۴. اسباب خوشنودي شوهر را فراهم كند و موجب خشم و عصبانيت شوهر نشود و اگر عصباني شد رضايت او را جلب كند.
۱۵. اگر شوهر فرمان داد، اطاعت كند و اگر قسم خورد، باور كند و تكليف خود را انجام دهد.
۱۶، اهل قناعت باشد تا در زندگي شوهر خود را به زحمت نيندازد.
۱۷. چنانچه از شوهر كار ناروايي سرزد، عفو و اغماض نمايد.
۱۸. خانه را لطيف، پاكيزه و زيبا و مرتب نگه دارد و در زندگي اقتصاد و ميانه روي را رعايت كند و از اسراف و تبذير و ولخرجي اجتناب كند. و در غذا پختن خوش سليقه و كاردان باشد. به سليقه شوهرش توجه كند.
۱۹. در تغذيه، بهداشت و سلامت جسم و روح بچه ها كوشا باشد و در معالجه، درمان و پرستاري از آنها جديت نمايد.
۲۰. امانتدار، راز نگه دار و راستگو باشد[۸].

 

 

منابع:

[۱]. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۰.

[۲]. همان، ص ۳۱.
[۳]
. همان، ص ۵۱.
[۴]
. بحارالانوار، ج‏۱۰۰، ص ۲۳۵.
[۵]
. جواهرالکلام،ج ۲۹، ص ۳۷.
[۶]
. وسائل الشیعه ج۲۰ ص۴۸
[۷]. على اکبر مظاهرى، جوانان و انتخاب همسر، با تلخیص و اضافات.

[۸]. ر.ك: اميني، آئين همسر داري، انتشارات اسلامي.

 

facenama

دیدگاه‌ها

سلام

سلام
اینجا نوشته شده نازا و عقیم نباشد
به چه دلیل؟؟؟
زنان نازا نباید ازدواج کنند؟شایسته نیستند؟به چه دلیل؟پس آنها چه کار کنند؟
میشود خصوصیات مردان خوب را نیز بگویید

تصویر شهرسوال

با سلام و سپاس از ارتباط شما

با سلام و سپاس از ارتباط شما با اين مرکز

يکي از اهداف مهم ازدواج، استمرار نسل انساني و پرورش افراد سالم براي آينده جامعه است، به گونه اي که اگر اين هدف از برنامه ازدواج حذف مي گرديد، بسياري از مردم تن به ازدواج نمي دادند، چرا که در بُعد فردي بيشتر انسان ها علاقه دارند که نسل آنها استمرار يابد و فرزنداني از خود داشته باشند.
از آنجا که برنامه هاي اسلام مبتني بر فطرت و واقعيات زندگي بشر است؛ در رواياتي، مردان از ازدواج با «زنان نازا» منع شده اند، البته اين منع به معناي حرمت و يا حتي کراهت ازدواج با آنان نيست بلکه ارشاد به اين است که اگر طالب فرزند و نسل هستي، با چنين زناني ازدواج مکن، زيرا غريزه پدر و مادر شدن در انسان قوي است، از اين رو سرانجام چنين ازدواجي ممکن است در آينده گرفتار مخاطره شده و به جدايي يا ناراحتي تا پايان عمر بيانجامد، لذاست که اسلام بر آن تأکيد مي کند.
براي نمونه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله به مردي فرمودند: «با زني که چه بسا نازيبا ولي «ولود» است ازدواج کن و با «زن نازا» اگر چه زيبا باشد ازدواج نکن زيرا من به شما امت در روز قيامت مباهات مي کنم. آيا نمي داني که فرزندان در زير عرش براي پدران شان استغفار مي کنند»[۱].
اما در پاسخ به سؤال اول شما بايد گفت زنان نازا که نازا بودن ايشان قطعي شده است بايد با مردان نازا ازدواج کنند تا بتوانند زندگي مناسبي داشته باشند.
در پاسخ به سؤال دومتان هم خصوصيات شوهر شايسته را تقديم مي نماييم:

۱ ) ديانت و تقوي: شوهري كه متدين و باتقوي باشد، حقوق همسرش را حفظ مي كند، هيچ گاه در پي هوس هاي نامشروع نيست، به او احترام مي گذارد و از هرگونه ستم دوري مي كند. امام باقر عليه السلام مي فرمايند: «شايستگي داماد در تقوا، ديانت و امانت او نهفته است; هر كس واجد اين شرايط باشد درخواست وي را بپذيريد. »

۲ ) حسن خلق: يكي از ويژگي هاي شوهر شايسته اين است كه از نظر اخلاقي مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستي مخلص باشد. حضرت رسول صلي الله عليه وآله مي فرمايند: «هرگاه فردي به خواستگاري دخترتان آمد كه از نظر دين و اخلاق شما را راضي مي كرد دخترتان را به ازدواج او درآوريد. »

۳ ) فعال و تلاشگر: شوهر بايد براي تامين نيازمندي هاي مادي و معنوي خانواده اش كوشش و فعاليت نمايد. بدترين شوهر كسي است كه در خانه بنشيند و همسرش را براي تهيه مايحتاج خانه، به كار وا دارد.

۴ ) عفت زبان: بيان، يكي از عوامل تشكيل دهنده شخصيت است. كسي كه در گفتار با كلمات توهين آميز، فحش و ناسزا ديگران را بيازارد، عفت زبان ندارد. چنين فردي قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار مي دهد و در برابر هر چيزي كه مطابق ميلش نباشد به ناسزاگويي مي پردازد. بنابراين، داشتن عفت زبان يكي از خصوصيات يك شوهر شايسته است.

۵ ) سخاوت: فردي كه خست و بخل را بر خود و ديگران روا دارد، شوهر خوبي نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگي خانواده از طريق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصيات يك شوهر خوب است. تهيه هديه و كادو براي همسر از اعمالي است كه يك شوهر شايسته به مناسبت هاي مختلف انجام مي دهد.

۶ ) مهمان نوازي: مردي كه نان خانه اش را كسي نديده و در منزلش را به روي دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبي نخواهد بود. اين مرد بايد بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر، بزرگ شده و با خويشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته، نمي تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراين مهمان نوازي و معاشرت با خويشاوندان از صفات يك شوهر خوب است.

۷ ) آراستگي: همانطور كه شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد، خودش نيز بايد به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافي بنمايد. خيلي از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و هميشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار مي گيرند.

۸ ) امين بودن: مرد بايد از هرگونه پنهان كاري يا عدم صداقت با همسرش بري باشد; زن، امين او و او، امين زن باشد. در اين صورت است كه زندگي، سعادت و خوشبختي را به دنبال خواهد داشت.

۹ ) اصالت و نجابت خانوادگي: از ويژگي هايي كه در شوهر اهميت خاص دارد، يكي وراثت و ديگري محيط است كه اصالت خانوادگي هر دو را در بر دارد. بنابراين دختران بايد در نظر داشته باشند فردي را به شوهري برگزينند كه از يك خانواده نجيب و خوشنام بوده و در يك محيط خانوادگي سالم بزرگ شده باشد.

۱۰ ) عاقل و خردمند: يكي ديگر از ويژگي هاي شوهر شايسته، داشتن هوش و ذكاوت كافي و تخصص است. چنين شوهري آموزش لازم براي اشتغال به كسب حلال را ديده; و هر اندازه علم و كمالش بيشتر، و هوش و درايتش زيادتر باشد، شايسته تر خواهد بود.

به طور خلاصه مي توان گفت كه زن بايد از ازدواج با مردي كه داراي ضد ارزش هاي زير است، خودداري كند. ۱ )شرابخوار، ۲) بداخلاق، ۳)بد چشم و بي بند و بار، ۴)بدبين («سو»ظن»، نه «غيرت»)، ۵)خسيس، ۶)بدون احساس مسئوليت، ۷)تنبل و ۸)سفيه و ناهنجار.

--------------------------------------------------------------
پي نوشت:
[۱] . بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، بيروت، داراحياء التراث العربى، چاپ دوم، ۱۴۰۳، ج ۵، ص ۲۹۳، ح ۱۶.« قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله لا تزوجوا الحسناء الجميله العاقره فانى اباهى بكم الامم يوم القيامة، او ما علمت ان الولدان تحت عرش الرحمن يستغفرون لآبائيهم».

سلام

سلام
من چندروز پیش اشتباه بزرگی کردم در سایتی با فردی که خارجی بود راجع به حجاب شروع به صحبت کردیم من راجع به حجاب زنان نظری دادم ولی او شروع کرد به پرسیدن سوالاتی راجع به حجاب مردان از من و سوالاتش آنقدر پیچیده بود که بعد از پاسخ به دوسوال از سوال هایش راجع به سوالات بعدی اش (که درباره ی حجاب مردان بود) جوابی نداشتم و ماندم که چه کنم به همین دلیل از او معذرت خواهی کردم و گفتم جواب سوالش را نمیدانم به خاطر پژوهش های کمم و این قطعا تقصیر من است که زیاد در باره ی حجاب مردان پژوهش نکردم لطفا برو و از کسانی که درباره ی اسلام خوانده اند و افرادی سن بالاتر و عاقل تر از منی که یک نوجوانم سوالاتت را بپرس آنها حتما به تو پاسخ میدهند باز هم به خاطر اینکه جوابی ندارم معذرت می خواهم. و از تو خواهش میکنم خودت بروی و راجع به مسئله حجاب بگردی و جست و جو کنی.
میترسم آن فرد را از اسلام زده کرده باشم یا او با خودش بگوید مسلمان ها هیچ چیز بلد نیستند.
الان واقعا نمیدانم چه کنم
خواهش میکنم کمکم کنید.

تصویر soalcity

سلام

سلام
به نظرم اتفاق عجیبی رخ نداده است. طبیعی است که همه مسلمانان همه مسائل دین شان را نمی توانند پاسخ دهند و طبیعتا همین که شما او را راهنمایی کرده اید تا از علما بپرسد، کافیست.

تصویر شهرسوال

سلام

سلام
خداوند متعال در قرآن کريم در ارتباط با تکاليف و وظايفي که متوجه بندگان کرده، مي‌فرمايد: «لا يُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها، لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اکْتَسَبَتْ...»؛[ بقره، ۲۸۶] خداوند هيچ کس را جز به اندازه توانش تکليف نمى‌‏کند، هر کس هر کار خيرى کسب کرده به سود او است، و هر کار بدى کسب نموده به زيان او است.
از اين بيان به خوبى روشن مي‌شود که جمله «لا يُکَلِّفُ اللَّهُ ...» کلامى است مطابق با سنتى که خداوند در بين بندگانش جارى ساخته، و آن سنت اين است که از مراحل ايمان آن مقدار را بر هر يک از بندگان خود تکليف کرده که در خور فهم او باشد، و از اطاعت آن مقدارى را تکليف کرده که در خور نيرو و توانايى بنده باشد، و نزد عقلا و صاحبان شعور نيز همين سنت و روش معمول و متداول است.
بنابر اين، خداوند در تکاليفى که کرده، هم توان جسمى و امکانات مادى و ابزارهاى موجود را در نظر گرفته، و هم توان فکرى و ميزان معرفت انسان‌ها را لحاظ کرده است؛ لذا همان‌گونه که تکليف يک ثروت‌مند در انفاق مال با تکليف يک فقير فرق دارد، تکليف انسان‌هاى آگاه و روشن با افراد عوام نيز فرق دارد. ممکن است يک عمل از شخصى عمل نيک و شايسته تلقى شود و همان عمل از شخص ديگرى عمل بد و ناپسند به حساب آيد.

نظرات