حکومت اسلامی و ولایت فقیه

آیا در حکومت اسلامی می توان فردی ثروتمند را به مناصب مهم گماشت؟

شهر سوال ـ حکومتی که داعیه زمینه سازی ظهور حضرت را دارد، باید منش و مرام حضرت را تا حد ممکن سر لوحه خویش قرار دهد و همین مطلب اثبات می کند که مسئولین باید ساده زیستی پیشه کنند. که به عبارت دیگر می توان گفت کسانی که توانایی ساده زیستی ندارند، نباید در مناصب چنین جامعه ای (تا حد ممکن) قرار گیرند.

در حالی که حق نداریم کسی را شبیه اهل بیت بدانیم، چرا به ولایت فقیه معتقدیم؟

ولایت فقیه

شهر سوال ـ نکته اینجاست که در بحث ولایت فقیه، هرگز بحث تشبیه و مقایسه کسی با ائمه اهل بیت (علیهم السلام) در معنایی که نفی شده وجود ندارد. هیچ کس قابل مقایسه با اهل بیت (علیهم السلام) نیست در صورتی که منظور از این تشبیه و مقایسه، تشبیه و مقایسه در مقامات معنوی باشد. نه آنکه تشبیه در هیچ سطحی پذیرفته نباشد. چگونه می توان هر گونه تشبیهی را حرام و غیر جایز دانست در حالی که خدای متعال، پیامبر خود (ص) را شبیه همه مردم می داند؟

آیا در یک سرزمین می تواند چند ولی فقیه وجود داشته باشد؟

 ولی فقیه

شهر سوال ـ اما اگر جامعه به صورت یک پارچه باشد و اعمال ولایت همه جانبه توسط یک فقیه وجود داشته باشد، و تعدد فقها در رهبری جامعه، سبب اخلال در وحدت جامعه گردد، یا نظرات متفاوت فقها، نظم و نظام جامعه را دچار آسیب کند، قطعا تعدد فقها در اعمال ولایت خلاف بوده و باید تمام امور در دست تواناترین فقیه قرار گیرد و او جامعه را با وحدت رویه، رهبری کند.

آیا در حکومت دینی به جهان آخرت اصالت داده می شود و نیازهای معیشتی مردم مورد بی توجهی قرار می گیرد؟

شهر سوال ـ امام باقر (ع) می فرماید كسى كه براى برآوردن حاجت مؤمن قدمى بردارد خداوند دستور فرماید كه هفتاد و پنج هزار فرشته او را روز قیامت سایه كنند و هر قدمى كه برمیدارد برایش حسنه ‏اى نوشته مى ‏شود و گناهى از نامه عملش برداشته شود و بآن قدم درجه‏ اى باو در بهشت داده شود هر گاه از حاجت آن مؤمن فارغ شد خداوند پاداش حج و عمره در نامه عملش مى ‏نویسد.

آیا زوال در حکومت دینی راه دارد؟

شهر سوال ـ اما حکومت الهی از جنبه بشری می تواند دچار زوال و نابودی شود. که این زوال به دلیل جنبه های بشری دخیل در حکومت است. که از این امر به آفات و آسیب های حکومت دینی تعبیر میکنند که مومنان برای صیانت و حفاظت از حکومت دینی باید مراقب این امور باشند و اجازه ندهند که با راه یافتن چنین آفاتی حکومت دینی دچار سستی یا نابودی شود.

آیا حکومت دینی مقدس است؟ در این صورت فسادهای موجود در چنین حکومتی چگونه پذیرفته می شوند؟

شهر سوال ـ در حکومت الهی نیز رخ دادن فسادها و انحراف ها، مساله ای روشن است. چون بسیاری از امور حکومتی در دست افراد جایز الخطا است و در صورت تخلف آن ها از مسیر حق، فساد رخ می دهد. و در قبال این نوع فسادها باید برخوردهای قاطع داشت و سریع نسبت به تطهیر حکومت از فسادها اقدام کرد. و سابقه حکومت دینی نشان می دهد که هرگز نسبت به کتمان این فسادها اقدامی نشده است...

آیا قوانین دینی باتکیه بر معلول ها و اتکا به روش های فیزیکی می خواهد به سرعت مفاسد را درمان کند؟

شهر سوال ـ در قوانین اسلامی، جهت از بین بردن مفاسد دستپاچگی و سرعت العمل بی جا وجود ندارد. و نمونه آن در بحث تحریم شراب خواری به وضوح دیده می شود. در جامعه ای که شراب خواری در تار و پود جامعه داخل شده، به یکباره دستور ممنوعیت صادر نمی شود بلکه متناسب با توان جامعه و به طور تدریجی بیان می شود.

برای آشکار شدن میوه های حکومت دینی تا چه اندازه زمان نیاز است؟

شهر سوال ـ حال آیا ما می توانیم در حکومت دینی فعلی، نتیجه این برنامه را بچشیم در حالی که علیرغم بالا رفتن سن ازدواج عده ای صیغه را تابو می دانند و سخن گفتن درباره آن را زشت تلقی می کنند و عده دیگر آن را فحشای شرعی می خوانند؟ آیا می توانیم با وجود انواع و اقسام محرک ها، از وضعیت حجاب و اختلاط گرفته تا انواع فیلم ها و ... امید روند نزولی فحشا را داشته باشیم؟

فرمانروایی دینی چقدر می تواند کارآمد و راه گشا باشد؟

شهر سوال ـ کارآمد بودن یا راه گشا بودن، زمانی سوال واضح و روشنی است که اهداف تعیین شوند. به عنوان مثال اگر از ما بپرسند که کدام وسیله نقلیه کارآمدتر است؟ چه خواهیم گفت؟ قطعا زمانی می توانیم جواب دقیق و صحیح را بدهیم که هدف روشن باشد. اگر بنا باشد از یک طرف شهر به سمت دیگر آن برویم، قطعا اتومبیل وسیله ای کارامد تر از هواپیما است. در حالی که اگر هدف مسیری چند هزار کیلومتری بود، قطعا هواپیما کارآمد تر خواهد بود. بنابراین در گام اول باید اهداف را مشخص کنیم.

آیا حضرت علی (ع) در زمان حکومتشان؛ به دلیل مصلحت قوانین دینی را تغییر می دادند؟

حضرت علی (ع)

شهر سوال ـ در ابتدا باید به این نکته دقت کرد که تغییر قوانین دینی، از یک منظر تغییر قانون نیست. بلکه با دقت روشن می شود که موضوعات دچار تغییر می شوند و هر موضوعی حکم خاص خویش را به همراه می آورد. به عنوان نمونه نماز باید به صورت ایستاده اقامه شود. و از سویی می دانیم که برای اشخاص ناتوان حکم به قیام در نماز نمی شود و نماز نشسته و حتی خوابیده آن ها نیز صحیح است. آنچه در اینجا عوض شده، حکم نیست. بلکه حکم ایستادن برای شخص توانا است و شخص ناتوان حکم دیگری دارد. بنابراین موضوع قانون عوض می شود و قانون برای هر موضوعی همیشه ثابت است.

صفحه‌ها