کلیات

آیا برای سیر و سلوک باید از استادی، چشم و گوش بسته اطاعت کنیم؟

شهر سوال ـ آنجا که یقین به مصونیت از خطا داریم، عصمت نام گرفته است و دلیل عصمت برای ۱۴ نفر در ین امت ثابت شده است. پس روشن است که در هیچ جای دیگر مصونیتی از خطا برای ما بیان نشده و هیچ ضمانتی وجود ندارد.

چگونه می توانیم از شیطان دور شویم؟

شیطان

شهر سوال ـ قرآن بارها و بارها به انسان هشدار می دهد که متوجه دشمنی شیطان باشد و فریب او را نخورد: «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ [بقره/۱۶۸] و پیروى از گام‏هاى شیطان نكنید، كه او براى شما دشمنى آشكار است.»

در جایی که امکان حلالیت گرفتن نیست، برای رضایت آن شخص و غفران الهی چه کنیم؟

شهر سوال ـ از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) نقل است که حضرت فرمودند: «مَنْ قَالَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ مُؤْمِنٍ خَلَقَهُ اللَّهُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً؛ اگر کسی برای مؤمنین و مؤمنات طلب مغفرت کند، خداوند به عدد هر مؤمنی که از هنگام خلقت آدم تا قیامت خلق می‏کند، برای او سه چیز در نظر می‏گیرد؛ برایش حسنه می‌نویسد و از گناهانش می‌کاهد و بر مقامش می‏افزاید.»

تفاوت قلب و روح و سرّ چیست؟

قلب و روح

شهر سوال ـ عرفا در مورد روان انسان گاهی « نفس » تعبیر میکنند و گاهی « قلب » و گاهی « روح » و گاهی « سر ». تا وقتی که روان انسان اسیر و محکوم شهوات است «نفس» نامیده میشود، آنگاه که میرسد که محل معارف الهی قرار میگیرد « قلب » نامیده میشود، آنگاه که محبت الهی در او طلوع میکند « روح » خوانده میشود، و آنگاه که به مرحله شهود میرسد « سر » نامیده میشود. البته عرفا به مرتبه بالاتر از « سر » نیز قائلند که آنها را « خفی » و « اخفی » مینامند.

آیا گناه کسی که ایمان قوی تر دارد، ناپسند تر است؟

شهر سوال ـ عیب و زشتی از خوبان، زشت تر است. فرض کنید کسی به صورت کودک خردسال شما، سیلی بزند اگر این کار توسط یک دیوانه انجام شده باشد، زشت تر است، یا اگر توسط یک استاد دانشگاه متشخص انجام شده باشد؟

اهمیت خودشناسی رابیان کنید؟

شهر سوال ـ کمال هر موجودی استفاده کامل از استعدادهای ذاتی و شکوفا کردن آن، و رسیدن به بالاترین حد ممکن است، و طبیعتا چنین اقدامی بدون خود شناسی ممکن نیست. انسان اگر توانایی های خود را کشف کند، می تواند در نقطه اوج قرار بگیرد. و الا ممکن است به پایین ترین مراتب راضی شده و تمام همتش صرف گذران یک زندگی تحمیلی باشد. با توجه به این حقیقت، خود شناسی، علم و معرفت لازمی برای رسیدن به کمال و سعادت است. و از طریق فهم اهمیت مساله سعادت نیز می توانیم، اهمیت خودشناسی را بیابیم. مطابق این سخن فرقی نمی کند که شخص معتقد به دین باشد یا اینکه در زندگی خود دین را دخیل نداند، و در هر دو صورت خودشناسی مساله ای بسیار ضروری است.

گفته شده اگر ما یک قدم به سمت خدا برویم، خدا ده قدم به سمت ما می آید، پس چرا این را حس نمی کنیم؟

شهر سوال ـ نباید در حصول نتیجه شتاب کرد. و الا مانند آن کس می شویم که با یک دست، به گوسفند علف می داد و با دست دیگر دنبه حیوان را وزن می کرد! مسیر بندگی، استقامت نیاز دارد و در این راه امتحان هایی پیش می آید تا ادعای انسان را محک زده و سپس پاداش او را بدهند.
«إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ؛[فصلت/۳۰] آنهایى كه گفتند پروردگار ما اللَّه است و بر گفته خود پافشارى و استوارى هم كردند ملائكه بر آنان نازل گشته»

زنی که با چند مرد رابطه داشته، توبه کند، خدا او را می بخشد؟

شهر سوال ـ رحمت خدا به اندازه ای است که او مشتاق بازگشت انسان های گناهکار است. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند: هر آینه شادى خداوند از توبه بنده خود بیشتر است تا شادى نازایى كه بچّه مى آورد و گم كرده اى كه گمشده خود را مى یابد و تشنه اى كه به آب مى رسد.[۱]

چگونه می توانیم مطمئن به پذیرش توبه مان بشویم؟

 توبه

شهر سوال ـ « توبه بنده محفوف و پیچیده به دو توبه از خدا است، و در بین آن دو قرار مى‏گیرد، باین معنا كه بنده در هیچ حالى از احوال، از خداى خود بى نیاز نیست، و اگر بخواهد از لجن‏زار گناه نجات یافته، توبه كند، محتاج به این است كه خدا چنین توفیقى باو بدهد، و اعانت و رحمت خود را شامل حال او بسازد، تا او موفق بتوبه بگردد، و وقتى موفق بتوبه شد، تازه باز محتاج بیك توبه دیگرى از خداست، و آن این است كه باز خدا برحمت و عنایتش بسوى بنده رجوع كند، و رجوع او را بپذیرد، پس توبه بنده وقتى قبول شود، بین دو توبه از خدا قرار گرفته است، هم چنان كه آیه: "ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا[توبه/۱۱۸] پس خدا بسوى ایشان توبه آورد، تا ایشان توبه كنند" بر این معنا دلالت دارد.»[۱]

آیا توبه زبانی کافیست؟

 توبه زبانی

شهر سوال ـ « توبه بمعنى رجوع و برگشتن است ... در مجمع ذیل آیه ۳۷ بقره فرموده: اصل توبه رجوع از عمل گذشته است.»[۱] بنابراین در توبه حتی گفتن کلمه ای با زبان نیز لازم نیست. بلکه همین مقدار که انسان از عمل زشت گذشته خود دست بشوید و مصمم بر عدم انجام آن در آینده باشد، توبه محسوب می شود. البته توبه، قرین استغفار است. استغفار نگاهی به گذشته و طلب بخشش الهی برای آن است و توبه نگاهی به آینده است تا زشتی های گذشته در آن تکرار نشود.

صفحه‌ها