مهارت های همسرداری

چکار کنم تا بتوانم از عصبانیت و پرخاشگری نسبت به همسرم پیشگیری کنم؟

اولین نکته قابل توجه متعادل کردن سطح انتظارات طرفین از یکدیگر است. توجه داشته باشید سال‌های ابتدایی زندگی مشترک در کنار اینکه ایام شیرین و تکرار ناشدنی هستند،‌ سال‌هایی پرتنش بوده و نیازمند به داشتن تحمل و صبر از سوی زن و شوهر می باشد. چرا که دختر و پسر تازه کار هنوز با سیاست ‌های مدیریت زندگی، سلایق و خواسته‌های طرف مقابل به‌طور کامل آشنا نشده‌اند. دو انسان مختلف که بعضا از دو شهر با فرهنگ های مختلف به هم رسیده‌اند، زمان زیادی نیاز دارد که بتوانند با هم منطبق شده و زندگی را در تفاهم سپری کنند.

همسرم معتاد به مصرف ترامادول است. چگونه او را به ترک این اعتیاد ترغیب کنم؟

همسرم معتاد است

لازم است همسر شما درمان شوند و این شرایط سخت مستلزم صبر و حوصله و فداکاری شماست. این علاقه شما به زندگی و همسرتان است که می تواند شما را در این مسیر یاری کند. و برای این که هم مسیر را به درستی پیش بروید و هم در این مسیر دچار دلسردی نشوید، لازم است با یک مشاور روانشناس ، با تخصص خانواده و یک متخصص جهت ترک اعتیاد مراجعه نمایید.

همسرم خانواده اش را به من ترجیح می دهد

همسرم خانواده اش را به من ترجیح می دهد

سعی کنید با محبت های زنانه، و شناختی که از همسرتان دارید، قلب او را همواره به سمت خود بکشانید و در نهایت قلب او را تسخیر کنید. کلید این مسئله محبت است.

همسرم بخاطر کم اهمیت ترین موضوعات با من قهر می کند، چکار کنم ؟

قهر همسران

شهر سوال ـ برخی از راه های مقابله با قهر را ذکر می کنیم که می توانید در مورد شوهرتان به کار ببندید:
- بیشتر آدم هایی که قهر می کنند آدم های زود رنجی هستند که به دنبال توجه می گردند بنابراین، کوچکترین توجه ای باعث تقویت این رفتار آنان می شود.

با مشکل زود انزالی همسرم چگونه رفتار کنم ؟

شهر سوال ـ رابطه جنسی مطلوب از جمله فاکتورهای مهم در قوام و میزان رضایت زوجین از زندگی مشترک است ، لذا شرایط شما قابل درک است . اما متاسفانه زودانزالی موضوعی است که بسیاری از افراد از آن رنج می برند و اختصاص به همسر شما ندارد. در عین حال باید توجه داشت که رضایت از زندگی مشترک در رابطه جنسی خلاصه نمی شود و لازم است سایر ابعاد روانی و عاطفی نیز در قضاوت افراد نسبت به زندگی مشترک لحاظ شود.

با کم حرفی شوهرم چگونه کنار بیایم؟

شهر سوال ـ من ۲۷سال سن دارم و ۲ سال است ازدواج کرده‌ام. بخاطر موقعیت شغلی همسرم در شهر دیگری به دور از خانواده تک و تنها زندگی میکنیم. چیزی که ناراحتم میکند کم حرفی همسرم است. من صبح تا شب در خانه تنها بوده و انتظار دارم وقتی به خانه میرسد با من صحبت کند. از اتفاقایی که طول روز افتاده یا حداقل حرفی که میزنم جواب دهد ونظرش را بگوید. خیلی کم حرف است من ۱۰ جمله حرف بزنم ایشان شاید در ۱ جمله جواب مرا بدهد. وقتی عصبانی میشوم غر میزنم بعد پشیمان میشوم. همسرم مرد خیلی خوبی است وخیلی دوستش دارم. نمیخواهم ناراحتش کنم ولی به بنده حق دهید. قبول دارم خسته است. حال نمیدانم چه کنم که بر اعصابم مسلط باشم و ناراحتش نکنم.

چگونه به شوهرم گوشزد کنم که رفتارش با شاگردان خانمش صحیح نیست؟

شهر سوال ـ یک فکری در ذهنم رخنه کرده که نمیدانم چه باید کرد. من و همسرم در یک خانواده نسبتا مذهبی به دنیا آمدیم. همسرم، استاد دانشگاه هستند و مرا کاملا آزاد گذاشته‌اند. البته بدون اینکه از اول چیزی به او گفته باشم. پیش من، خودش مراعات حالم رو میکند. اما نمیدانم تاثیر رفتارهای دیگران هست، یا دلم نمیخواهد همسرم با حضور من و بدون حضور من، رفتار متفاوتی نسبت به خانمها داشته باشد. البته خودش می‌گوید، من هیچ وقت دست نمیدم. و از هیچ خانمی هم نخواسته پیش وی بی حجاب باشد. اما به خاطر میزان زیاد روابطش با خانمها، یک نوع راحتی در برخوردهاش بوجود آمده؛ و این قضیه اذیتم میکند. وقتی به برادرم گفتم، برگشت گفت...

اینکه صادقانه گفتم مسافرت خوش نگذشت درست نبود؟

مسافرت

شهر سوال ـ بعد از یک هفته مسافرت به خانه برگشتیم. از من پرسید بهت خوش گذشت؟ منم در کمال صداقت گفتم نه. خیلی معمولی رو به بد گذشت. اخه دو جور معمولی داریم، یه معمولی که نه خوش میگذره نه بد یعنی خنثا میگذره، یه معمولی داریم که یه درصد درونش خوشی پیدا میشه، یه معمولی داریم که بد هم قر و قاطیش داریم. اخه چه خوشی؟ از خونه سوار ماشین شدم، دم در خونه داداشش پیاده شدم...

چگونه با همسرم ارتباط کلامی صمیمانه‌ای داشته باشم؟

شهر سوال ـ زندگی مشترک من ۵ ساله شروع شده است. در طی این مدت، روزهای تلخ وشیرین زیادی رو پشت سر گذاشتیم. مشکلی که در زندگی ما وجود دارد این است که نمی‌توانیم با هم صحبت کنیم. به خصوص در مورد مسائل جدی زندگی، و به دعوا کشیده می‌شود. گاهی فکر می‌کنم همسرم از قصد می‌خواهد بی منطق باشد چون در کل آدم بی منطقی نیست. همیشه می‌خواهد کنترلم کند.

با خودخواهی همسرم چه کنم؟

خودخواهی

شهر سوال ـ از خودخواهی بيش از حد شوهر و خانواده شوهرم رنج می برم که بعد ۶ سال ديگر صبرم لبريز شده است. خودم را بی نهايت در حل اين مسئله ناتوان احساس می کنم خيلی وقت است که ديگر احساس شادی نمی کنم حتی حوصله جزع و فزع را هم ندارم دنيا برایم بی اهميت شدهاست. وقتی می بينم اين چنين، مخلوقات خداوند راحت زندگی می کنند حق را به خودشان می دهند. خواهش می کنم به من کمک کنيد.

صفحه‌ها