شناخت خدا

به چه علت می گویند خدا مهربان تر از مادر است؟

محبت مادر به قدری زیاد است که بسیاری از مادران وقتی بین صلاح فرزند و عاطفه مادری تزاحمی ایجاد می گردد نمی توانند مصلحت فرزند را بر عاطفه مادری ترجیح دهند و دلسوزی بیش از حد در برخی مواقع مانع رفتن فرزند به مسیری که حقیقتا به صلاح اوست می شود، اگر چه خداوند به احترام مقام بلند مادر و پدر اطاعت از آنها را حتی در این موارد نیز تا جائی که این خواسته مادر منجر به شکستن حریم واجب و یا ارتکاب حرامی نشود بر فرزند تکلیف می نماید، لکن در خواسته ها و اوامر الهی به همین قدر هم چیزی از مصلحت بندگان فروگذار نمی شود.

از کجا معلوم خالق همان الله است؟

جهانی که مشاهده می کنیم، صفات خاصی را برای خالق خود نشان می دهد و به شکل قطعی او واجد حیات و حدی عالی ای از علم و قدرت است. و با کمک تنها همین سه صفت می توان مصداق او را یافت.

آیا خدا می تواند خود را به شکل انسان دربیاورد؟

خداشناسی

متعلق قدرت، کارى است که ذاتاً امکان تحقق داشته باشد و چيزى که ذاتش محال يا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمى‏شود؛ زيرا مقدور نيست. پس اين که مى‏ گوييم خداوند بر هر کارى تواناست، منظور اين نيست که بر چيزهايى که محال هستند نيز تواناست. زيرا آن ها کار نيستند تا قدرت به آن ها تعلق بگيرد.

بهترین راه خداشناسی چیست؟

بهترین راه خداشناسی

عمده ترین راهکار برای رسیدن به شناخت دقیق و درست از خداوند، به کار بردن قوه عقل و ابزار ادراک بشری است.

چرا پس از هزاران سال هنوز مساله خدا حل نشده است؟ آیا می توان امیدی به حل این مساله داشت؟

اولا این ادعا درست نیست. ثانیا فرق هایی بین مساله خدا و دیگر مسائل وجود دارد. ثالثا به فرض که این ادعا درست باشد، زندگی دینی عاقلانه ترین راه زندگی است.

اگر خدا می خواست همه به او ایمان بیاورند، چرا فهم وجود خودش را آسان نکرده است؟

گویی در این سوال فرض شده است که کافران و منکران خدا، چون خدا را نشناخته اند، پس به او کافر شده اند! در حالی که این فرض غلط است. و می توانیم یک دلیل مهم تر برای کفر و انکار خدا بیابیم. و اگر به آن دلیل نگاه کنیم، به راحتی متوجه می شویم که اکثر کفرها، ربطی به نفهمیدن و نشناختن ندارد.

چه نیازی داریم بدانیم خدایی وجود دارد؟

کدام عاقلی می تواند از کنار این سوال بگذرد؟ آیا تنها مطرح شدن این احتمال در ذهن انسان او را وا نمی دارد که به دنبال جوابی قطعی برای آن بگردد؟

آیا خدا وجود دارد؟

پیچیدگی مساله در کجاست. شاید با دریافتن رمز پیچیدگی ما نیز بتوانیم برای خودمان جوابی روشن بیابیم.

منظور از واجب بودن، در واجب الوجود (خدا) چیست؟

اگر واجب الوجود را یک مفهوم در نظر بگیریم، بدون آنکه جمله ای مد نظر قرار گرفته باشد و موضوع و محمولی داشته باشیم، منظور از واجب الوجود، همان غنی مطلق است. یعنی موجودی که هیچ نقص و نیازی ندارد.

آیا می توان عدم وجود خدا را تصور کرد؟

این گزاره، غلط است. و تناقض در درون آن نهفته است. و اگر کسی گمان می کند که می تواند عدم خدا را تصور کند، به این دلیل است که او مفهوم خدا را اصلا درنیافته است. و اگر خدا را درست متوجه می شد، هرگز نمی توانست عدم او را تصور کند.

صفحه‌ها