جایگاه علما و روحانیت در نظام جمهوری اسلامی چیست؟

جایگاه روحانیت در حکومت اسلامی

در قرون اخیر که جنبش ها و نهضت های اسلامی متعدّدی در جهان روی داده است، معمولاً روحانیون نقش مؤثر و تعیین کننده ای در مبارزات ایفا کرده اند، امّا در نهضت اسلامی مردم ایران که از اوایل دهه چهل آغاز شد، روحانیت شیعه در رأس جریان مبارزات قرار داشته و آن را مقتدرانه هدایت می کرد. گذشته از رهبری خاص حضرت امام خمینی (ره) که در نقطه ثقل این جریان سیاسی قرار داشت، عناصر سیاسی دیگری از روحانیت نیز به طور گسترده ایفای نقش کرده اند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، به نوعی در پیشبرد حکومت اسلامی مؤثر بوده اند. از آن جایی که حکومت ایران، جمهوری اسلامی است دو عامل جمهوریت و اسلامیت در آن نقش فعالی ایفا می کنند، و با توجه به این که اکثریت متخصّصین دین مبین اسلام در ایران در منصب روحانی می باشند، طبیعتاً جایگاهی بسیار مهمّ و بی بدیل در نظام جمهوری اسلامی ایران دارا می باشند.

دکتر بهشتی درباره نقش روحانیت در پیروزی انقلاب اسلامی معتقد بود که در دوران انقلاب اسلامی و در دوران ممتدّ بین سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷،به تدریج روحانیون وارد میدان شده اند، عده ای پیشتاز بودند و زودتر وارد شدند. شماری نیز به دنبال آنها وارد شدند و در سال ۱۳۵۷ هم بیشتر مساجد ما پایگاه رزم و نبرد بود. [۱] پس از پیروزی انقلاب اسلامی وظیفه روحانیت دو چندان شده؛ چرا که آنها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وظیفه دارند تا نظام اسلامی را به رشد و بالندگی رسانده و در راه رسیدن به آرمان های جامعه اسلامی تلاش نمایند.

برای بر پایی یک حکومت اسلامی باید ابتدا قوانین اسلامی در کشور تصویب شده و  سپس به بهترین روش به مرحله اجرا درآید. بدیهی است برای تصویب قوانین اسلامی در کشور، نیازمند به افراد خبره و متخصص بوده که برخی از آنها باید به احکام و جوانب این دین آگاه باشند تا بتوانند با توجه به نیازهای جامعه، قوانین اسلامی را تصویب کنند.

پس از ذکر این مقدمات به بیان پاسخ اصلی سؤال می پردازیم؛ نظام جمهوری اسلامی ایران با توجه به دو عامل ذکر شده؛ یعنی جمهوریت و اسلامیت، نظامی را پایه ریزی کرده و نهادها و مسئولیت هایی را در آن وضع کرده است، نقش روحانیون و اندیشمندان دینی در این نظام را می توان به سه دسته تقسیم  نمود:

۱. مواردی که انحصاراً در اختیار اندیشمندان دینی است؛ شامل:

الف. رهبر یا همان ولی فقیه،
ب. عضویت در خبرگان رهبری،
ج. ریاست قوه قضائیه،
د. شورای نگهبان، که در ادامه به توضیح هر یک می پردازیم:

الف.رهبر: از نظر عقلی بدیهی است در جامعه ای که می خواهد قوانین اسلامی اقامه شود حضور قوی مدیریت و رهبری دینی در اداره جامعه و کنترل همه جانبه آن، تنها راه جلوگیری از وارد شدن ضربه بر ارزش ها و زیان های ناشی از آن است. از این رو، بر اساس اصل صد و نهم قانون اساسی، رهبر حکومت اسلامی باید "صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتاء" و هم چنین "بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت و قدرت و مدیریت کافی برای رهبری" را داشته باشد.

ب. عضویت در خبرگان رهبری: بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی پس از امام خمینی (ره) که توسط اکثریت قاطع مردم به رهبری و مرجعیت شناخته و پذیرفته شد، تعیین رهبر به عهده خبرگان مردم است، هنگامی که رهبر یک جامعه باید متخصص و خبره در امر دین باشد عقلاً بدیهی است افرادی باید رهبر و صلاحیت او را مشخص کنند هم باید همین گونه باشند و الا نمی توانند وظیفه خویش را به درستی انجام دهند.

ج. رئیس قوه قضائیه: فردی که به سمت ریاست در قوه قضائیه منصوب می‌شود، بر اساس اصل یک صد و پنجاه و هفتم ‌قانون ‌اساسی، باید واجد شرایط زیر باشد:

۱. مجتهد عادل باشد.
۲. آگاه به امور قضائی باشد.
۳. مدیر و مدبر باشد.

این شرایط به دلیل این امر است که در جامعه اسلامی باید قوانین اسلامی نیز پیاده شود، و مسلماً شخصی که مسئول مدیریت قضاوت در تمام نواحی کشور است، باید خود در مسائل اسلامی مجتهد باشد.

د. شورای نگهبان:

وظیفه اصلی شورای نگهبان پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از طریق نظارت بر قوانین و مقررات مصوب می‏باشد. آن قسمت از نظارت که مربوط به تطبیق قوانین با شرع است متخصص و عالم دینی را می طلبد که به تمامی زوایای شرع اسلام واقف بوده باشد، لذا از ۱۲ نفر اعضای شورای نگهبان، شش نفر آنها از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز می باشند که انتخاب این عده با مقام معظم رهبری است. شش نفر باقی از حقوقدانان برجسته اند که وظیفه تطبیق مصوّبات مجلس را با قانون اساسی به عهده دارند.

۲. مواردی که روحانیون با دیگر مردم مشترک بوده و می توانند در نظام نقش اجتماعی و سیاسی داشته باشند:

بعد از تصویب نهایی قوانین نوبت به اجرای آن در جامعه اسلامی می رسد، در این حوزه روحانیون نیز مانند مردم اجازه دارند در صورت احراز صلاحیت متصدی پست ها و مسئولیت های اجرایی شوند، عالی رتبه ترین این منصب ها: الف. ریاست جمهوری، ب. ریاست و نمایندگی مجلس شورای اسلامی است؛ چرا که در اجرای قوانین هم روحانیون و هم افراد شایسته غیر روحانی می توانند مفید باشند.

۳. مواردی که روحانیون صرف نظر از هر نظام سیاسی موجود موظف به انجام آن هستند:

در هر دینی، ضروری است که همواره عده ای به تعالیم آن وقوف و آگاهی کامل داشته باشند ‏و در طول زمان از ارزش های و تعالیم آن نگهبانی کنند. در دین اسلام نیز عالمان عهده دار ‏این وظیفه خطیرند؛ زیرا همزمان با تولد دین اسلام، این گروه ملازم و همراه آن بوده اند.

لذا صرف نظر از انواع نظام های سیاسی حاکم بر جوامع، روحانیون وظایفی اساسی دارند که با بهره گیری از سخنان دکتر بهشتی به برخی از آنها اشاره می کنیم:

۱. بیان اسلام اصیل و ترویج فرهنگ اسلامی
۲. تحقیق در اسلام و اسلام شناسی و تألیف کتب و متون درسی و آموزشی
۳. تهذیب اخلاق خویش و جامعه، روحانیت باید بکوشد تا جامعه را از آلودگی ها دور کند و به کمالات اخلاقی بیاراید.
۴. روشنگری در جامعه و مبارزه با ظلم و طاغوت
۵. اجرای احکام اسلام در صورت امکان. [۲]

بنابراین جایگاه روحانیون در نظام اسلامی ایران بی بدیل و بسیار مهم است؛ چرا که در بسیاری از پست های سیاسی و حساس نظام، روحانی بودن و به عبارت دقیق تر متخصص و خبره بودن در دین ضروری است. علاوه بر این که در سمت ها و مسئولیت های دیگر هم روحانیون مانند دیگر افراد واجد صلاحیت می توانند عهده دار مسئولیت های مورد نیاز شده و به کشور و نظام خویش خدمت نمایند.

پی نوشت:
[۱] بنیاد شهید، واحد فرهنگی، او به تنهایی یک امت بود، ص ۳۰۲، تهران، ۱۳۶۱
[۲] عزیزی، رحمت، جاودانه تاریخ ، ج ۷، ص ۱۳۳، سازمان انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی، تهران، ۱۳۸۰

نظرات