دختری مجرد هستم که می خواهم با مردی متاهل ازدواج کنم ،آیا درست است ؟

دختري ۳۶ساله هستم عاشق مردي شده ام که همسرو فرزند دارد.البته شروع ارتباط و پيشنهاد ازدواج از طرف ايشون بود، بعد ازمدتي من هم پذيرفتم که همشرشون بشم والان دلبسته اش شده ام .
الان براثرمشکلات، بهم رسيدنمون سخت شده وحالم خيلي بده آيا اصراربه ازدواج باايشون ازلحاظ شرعي و عرفي ودرنگاه خداوند اشکال دارد؟لطفا راهنماييم کنيد



طبيعتا بخشي از نيازهاي جسمي و جنسي و رواني و معنوي و اجتماعي ما با ازدواج تأمين مي شود؛ ولي اگر بي گدار به آب بزنيم، اين نيازها ممكن است كوتاه مدت رفع شود، ولي چيزي نمي گذرد كه به جاي آن اضطراب و تعارض و سردرگمي قلب و ذهن را فرا مي گيريد.
براي ازدواج دوم اخلاق و باورهاي ديني و رسومات محلي و شخصيت مرد و خودتان و همسر و فرزندان او بسيار مهم است.  مرد نيز بايد بتواند واقعا از پس اقتصاد دو خانواده برآيد و انصاف را رعايت كند و هر دو زن تأكيد كنند كه مرد به كسي ظلمي نكند و عدالت را رعايت كند.
اگر مثلا زن اول بناي ناسازگاري بگذارد و اوقات تلخي و آبروريزي براي همگي ايجاد كند و مشاجرات ادامه يابد، طبیعتا شما رنگ و بوي آرامش در زندگی را نخواهید دید.

نكته:
دقت كنيد اين مرد زندگي خودش را دارد و با ارتباط با شما روز به روز ممكن است نسبت به همسرش سردتر و سردتر شود. بنابراين خدا را در نظر بگيريد كه به خاطر شما به همسرش بي توجه نشود.
از سويي ديگر اين را در نظر بگيريد كه وابستگي شما به دليل مجرد بودن و زن بودن و عاطفي بودن خيلي بيشتر است. بنابراين مراقب باشيد خويشتنداري خودتان را در اين ارتباط از دست ندهيد و بدون واقع بيني و توجه به پيامدها تصميمي نگيريد.
 

facenama

دیدگاه‌ها

سلام. وقت بخیر

سلام. وقت بخیر
مشکلی داشتم که ممنون میشم راهنمایی کنید. واقعا نیاز به کمک دارم...
دخترم حدود سه سال قبل ازدواج کرد و الان یک پسر دو ساله داره. دامادم هم واقعا فردی متدین هست و خداروشکر از این لحاظ هیچ مشکلی نداریم و خیالم راحت هست. اهل رعایت حلال و حرام و خمس هست و مال حروم تو زندگیش وارد نمیشه.
اما تنها مشکلی که خیلی من و شوهرم و حتی خود دخترم رو آزار میده، نوع تفکر دامادم نسبت به ازدواج مجدد هست.
از این بگذریم که تاکنون بارها پیش دخترم گفته: من نیاز شده و ازدواج موقت کردم، اما مشکل اصلی ما اینجاست که از همون اویل ازدواج شوخی شوخی بحث ازدواج مجدد و همسر دوم رو به بهانه های مختلف پیش دخترم و حتی خود ما مطرح میکرد. اینکه حلال خدا هست، ثواب داره، زیاد کردن نسل شیعه هست، و... . خب اوایل به شوخی میگرفتیم، ولی کم کم دیدیم واقعا طرز فکرش همین هست.
البته تعدد زوجات حکم خداست و خدای ناکرده نمیخوام حلال خدا رو حروم کنم، ولی آیا واقعا طرح این بحث اونم برای دختر تازه عروس خوبه؟؟
و اخیرا متوجه شدیم حرفش رو هم عملی کرده و رفته دختری که شوهر قبلیش اذیتش میکرده و بعد هم ازش جدا شده، به عقد خودش درآورده.
خودش میگه: همسر اول برای من جایگاه خودش رو داره و من فقط به خاطر ثوابش و اینکه سرپرستیش رو به عهده بگیرم باهاش ازدواج کردم.
و نمیدونم واقعا چطوری دخترم رو هم راضی کرده و گفته این ازدواج با رضایت دخترم صورت گرفته.
از دخترم هم سوال میکنم، میگه: اینقدر از ثواب این کار برای من گفته، و گفته تو جهاد میکنی و... از این حرفا، که راضی شدم... راضشی نمیشدم باید چکار میکردم؟ میدونم که بدون رضایت من هم میرفت میگرفتش...
ببینید، داماد من واقعا از لحاظ رعایت حلال و حروم فردی مطمئن هست، اما واقعا ما (من و همسرم) الان نمیدونیم با این موضوع چه برخوردی کنیم!؟ اصلا به فکر روح و روان دخترم و من نیست.....
پدرش هم گویا با این موضوع مخالفتی نداشته و اینطوری که دامادم میگه، پدرش هم با اصل این کار موافق هست.
حالا ما چکار کنیم واقعا؟ میترسم برخوردی داشته باشیم، زندگی دخترم بدتر بشه، (ضمن اینکه اصلا نمیدونم به چه بهانه ای و به چه شکلی برخورد داشته باشیم) برخوردی هم نکنیم و بی خیال باشیم، باز هم ممکنه بگه اینا اصلا براشون مهم نیست سر دختر تازه عروسشون هوو آوردم... الان من و همسرم چکار کنیم واقعا؟
ممنون میشم زودتر راهنماییم کنید.
بخدا خیلی بابت این موضوع آشفته ام... نمیدونم چکار کنم

تصویر شهرسوال

پرسشگر گرامي، سلام؛ نگراني

پرسشگر گرامي، سلام؛ نگراني شما براي دخترتان قابل درک است. دختر شما با کسي ازدواج کرده است که اين تمايل يا اعتقاد را دارد. او رضايت داده که شوهرش ازدواج دوم داشته باشد. شايد در باطن رضايت نداشته باشد ولي ظاهرا تحمل اين شرايط برايش خيلي دشوار نيست. افراد متفاوت اند و برخي زنان حتي ممکن است در اين شرايط خودکشي مي کنند.
مسلّما تلاش براي تغيير دامادتان سخت خواهد بود. در اين شرايط بهتر است شما دخترتان را براي درگيري يا ناسازگاري با همسرش تحريک نکنيد. اگر دخترتان نخواهد با اين شرايط با او زندگي کند آنوقت بايد تلاش کنيم و راهي براي حل مشکل پيدا کنيم.
بهتر است دخترتان خود براي مشاوره اقدام کند و البته بهتر است با همسرش در جلسه مشاوره حاضر شود.
در شرايط فعلي دختر شما سه انتخاب دارد يکي اينکه با همين شرايط به زندگي اش ادامه دهد، دوم اينکه از او طلاق بگيرد و سوم اينکه تلاش کند او را متقاعد کند که همسر دومش را طلاق بدهد. ولکن اين دخترتان است که بايد تصميم بگيرد.
اگر شما به او بگوييد که چکار کند ممکن است بعدا شرايطي پيش بيايد که او شما را مقصر بداند. به هر حال هميشه پيامدهاي خوب در پيش نيست و ممکن است شرايط سخت تر از اين هم بشود مثلا کار به طلاق بکشد و البته طلاق هم عوارضي دارد.
البته شما در برخورد با دامادتان مي توانيد نظر خود را بگوييد ولکن اينکه تلاش کنيد او را وادار به کاري کنيد يا تکليف دخترتان را مشخص کنيد ما توصيه نمي کنيم. توصيه مي کنيم خويشتن دار باشيد و در برخورد با او تنها به بيان نظر خودتان در مورد اين اتفاق بسنده کنيد.

نظرات