چگونه ریشه تمسخر را بخشکانیم؟

چگونه ریشه تمسخر را بخشکانیم؟

امام صادق علیه السلام می فرماید: هرگاه دیدى مردى به بلایى دچار است و خداوند به تو نعمت ارزانى داشته، بگو: خدایا! مسخره نمى كنم و به خود نمى بالم امّا تو را به سبب نعمت هاى بزرگى كه به من داده اى سپاس مى گویم.(میزان الحكمه روایت شماره ۲۱۳۸)
مسخره کردن دیگران در قرآن بسیار مورد نکوهش و مذمت واقع شده تا آنجا که خداوند برای چنین شخصی کلمه (ویل) به کار می برد که در لغت عرب کنایه از عذابی سخت برای کسی است که چنین کاری را مرتکب شود و به هر حال کنایه از وعده عذاب است.

خوب حرف بزنید
بپذیرید که نتیجه مسخره کردن جز شکستن حرمت دیگران نیست در حالی که نزد خدا آبروی مومن از مالش محبوب تر و گرامی تر است.
استهزا در حقیقت چندین گناه از جمله اذیت کردن دیگران تحقیر و کوچک شمردن آنان عیب جویی و غیبت را درون خود جای داده و همه اینها گناه و حق الناس است.
بنابراین هرکس دیگران را مسخره کند همه این گناهان را انجام داده است.
اگر استهزا ناشی از عدوات و تکبر باشد باید آنها را از خود برطرف کند تا خصلت مسخره کردن او از بین برود یا اگر هدف از انجام استهزا ؛ به دست آوردن مال دنیاست بداند که روزی رسان خدای متعال است و اگر دست از این عمل بردارد و تقوای الهی پیشه کند رزق و روزی اش چند برابر می شود.

خشك كردن ریشه مسخره
سرچشمه مسخره کردن همان حس خود برتربینى و کبر و غرور است که عامل بسیارى از جنگ هاى خونین در طول تاریخ بوده است.
خود برتربینى بیشتر از ارزش هاى ظاهرى و مادى سرچشمه مى‏ گیرد،مثلا فلان کس خود را از دیگرى ثروتمندتر، زیباتر، یا از قبیله ‏اى سرشناس تر مى‏ شُمرد، و احیانا این پندار که از نظر علم و عبادت و معنویات از فلان جمعیت برتر است، او را وادار به مسخره کردن دیگران مى‏ کند، در حالى که معیار ارزش در پیشگاه خداوند تقوا است، و این بستگى به پاکى قلب و نیت و تواضع و اخلاق و ادب دارد.
هیچ کس نمى‏تواند بگوید: من در پیشگاه خدا از فلان کس برترم. به همین دلیل تحقیر دیگران و خود را برتر شمردن یکى از بدترین کارها، و زشت ترین عیوب اخلاقى است و خداوند دوست ندارد به وسیله مسخره کردن به بندگانش بی احترامی بشود و لذا مومنان را این گونه مورد خطاب قرار داده است:
اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آن ها از این ها بهتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند.

درمانی برای مسخره کردن
ملا مهدی نراقی در کتاب «جامع السعادت» برای دفع و معالجه مرض استهزا روش هایی بیان کرده است؛ تمسخر کننده باید به این موضوع توجه داشته باشد که استهزا باعث ذلت و خواری او در پیشگاه خدای متعال، فرشتگان، پیامبران و همه مردم می شود. در روز قیامت نیز شرمسار و خجالت زده بار گناهان کسانی را که در دنیا استهزا کرده بر دوش کشیده وارد دوزخ می شود. بنابراین برای ریشه کن کردن این بیماری اخلاقی باید عوامل آن از بین ببرد. اگر استهزا ناشی از عدوات و تکبر باشد باید آنها را از خود برطرف کند تا خصلت مسخره کردن او از بین برود.
اگر استهزا ناشی از عدوات و تکبر باشد باید آنها را از خود برطرف کند تا خصلت مسخره کردن او از بین برود یا اگر هدف از انجام استهزا ؛ به دست آوردن مال دنیاست بداند که روزی رسان خدای متعال است و اگر دست از این عمل بردارد و تقوای الهی پیشه کند رزق و روزی اش چند برابر می شود.
علاوه بر معالجه علمی و شناختی؛ درمان عملی استهزا به این است که کلام و سخن نیکو به زبان بیاورد و خوش گفتاری را پیشه خود کند اگر این کار را تکرار کند تدریجا به گفتار خوش عادت می کند و آن حالت مسخره کردن دیگران به کلی از بین می‌رود علاوه بر این از شرکت در مجالس لهو و لعب که زمینه استهزا و تحقیر و تعرض به آبروی مردم را فراهم می کند خودداری کند تا عامل استهزا فراهم نباشد.

به عذاب آخرت فکر کنید
انجام کاری که باعث خنده دیگران شود به گفتار باشد یا به عمل؛ به ایما و اشاره باشد یا به کنایه شکی در گناه کبیره بودنش نیست و در قران و روایات نیز وعده عذاب آن داده شده است؛ چنانچه در سوره توبه آمده است: جزای سخره شان را به آنها می دهد و برایشان عذابی رنجاننده و دردناک هست.
استهزا و مسخره کردن یکی از محرمات الهی است که هم انسان را گرفتار گناه و معصیت کرده و هم از بیماری روحی انسان حکایت می کند. وخامت این بیماری به اندازه ای است اگر مداوا نشود همه چیز انسان به باد فنا خواهد داد.
مرحوم مرتضی فیض کاشانی در کتاب «المحجه البضاء فی ال تهذیب الاحیاء» می گوید مقصود تو از استهزا این است که دیگری را نظر مردم خوار کنی در حالی که با انجام این کار؛ خود را نزد خداوند و فرشتگان و پیامبران خوار و ذلیل کرده ای و اگر لحظه ای درباره حسرت روز قیامت و جنایت هایی که در دنیا انجام داده ای بیندیشی و سر افکندگی و شرمساری روز محشر را پیش چشم خود آوری رسوایی آن روز را در نظر بگیری که باید گناه کسانی را که مسخره کرده ای بر دوش گیری و عذاب آنان را تحمل کنی بی تردید این فکر تو را از مسخره کردن دیگران و خوار کردن آنان باز می دارد.»

علل و عوامل مسخره کردن دیگران
۱- گاهى مسخره كردن برخاسته از ثروت است كه قرآن مى فرماید: (وَیلٌ لِكلّ هُمَزة لُمَزة ، الّذى جَمع مالا و عَدّده ) واى بر كسى كه به خاطر ثروتى كه اندوخته است ، در برابر انسان و پشت سر او عیب جویى مى كند.
۲- گاهى ریشه استهزا، علم و مدارك تحصیلى است كه قرآن درباره این گروه مى فرماید: (فَرِحوا بما عِندهم مِن العِلم و حاقَ بهم ما كانوا به یَستهزۆ ن ) آنان به علمى كه دارند شادند و آنچه را مسخره مى كردند، آنها را فرا گرفت.
۳- گاهى ریشه مسخره ، توانایى جسمى است . كفّار مى گفتند: (مَن اَشدُّ مِنّا قُوّة ) كیست كه قدرت و توانایى او از ما بیشتر باشد؟
۴- گاهى انگیزه مسخره كردن دیگران ، عناوین و القاب دهان پر كن اجتماعى است . كفّار فقرایى را كه همراه انبیا بودند تحقیر مى كردند و مى گفتند: (ما نَراك اتّبعك الاّ الّذین هم اءراذِلُنا) ما پیروان تو را جز افراد اراذل نمى بینیم.
۵- گاهى تفریح و سرگرمى منشاء مسخره است.
۶- گاهى طمع به مال و مقام ، سبب انتقاد از انسان در قالب مسخره مى شود. مثلا گروهى از پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله درباره زكات عیب جویى مى كردند، قرآن مى فرماید: (و منهم مَن یَلمزُك فى الصّدقات فان اُعطوا منها رَضوا و اِن لم یُعطوا منها اذا هم یَسخَطون)
"ریشه این انتقاد طمع است كه اگر از همان زكات به خود آنان بدهى راضى مى شوند، ولى اگر ندهى همچنان عصبانى شده و عیب جویى مى نمایند.
استهزا و مسخره کردن یکی از محرمات اللهی است که هم انسان را گرفتار گناه و معصیت کرده و هم از بیماری روحی انسان حکایت می کند. وخامت این بیماری به اندازه ای است اگر مداوا نشود همه چیز انسان به باد فنا خواهد داد.
۷- گاهى ریشه مسخره جهل و نادانى است. همین كه حضرت موسى دستور ذبح گاوى را داد، بنى اسرائیل گفتند: آیا مسخره مى كنى؟ موسى علیه السلام گفت:(اعوذُ باللّه اَن اَكونَ من الجاهلین ) به خدا پناه مى برم كه از جاهلان باشم. یعنى مسخره کردن برخاسته از جهل است و من جاهل نیستم.
هر چه مسخره شونده مقدّس تر باشد، استهزاى او خطرناك تر است. در قرآن مى خوانیم: (اَباللّه و آیاته و رَسولِه كُنتم تَستهزۆ ن ) (توبه ، ۶۵. ۲۰۳- وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۲۷۰ ) آیا خدا و آیات و رسول او را مسخره مى كنید.
پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله روز فتح مكه همه مشركان را بخشید، جز كسانى كه كارشان هجو و تمسخر بود.
در حدیث مى خوانیم: ذلیل كردن بنده مۆمنِ خدا، به منزله اعلان جنگ با خداست.(وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۲۷۰)

عواقب مسخره كردن در آیات الهی
با توجّه به آیات و روایات ، عواقب بدى در كمین مسخره كنندگان است، از جمله :
الف: در سوره مطففین مى خوانیم: كسانى كه در دنیا مۆمنان را با لبخند و غمزه و فكاهى تحقیر كردند، در قیامت مورد تحقیر و خنده بهشتیان قرار خواهند گرفت .(فالیوم الّذین آمنوا من الكفّار یَضحَكون ) (مطففین ، ۳۴ )
ب: گاهى كیفر مسخره كنندگان، مسخره شدن در همین دنیا است .(ان تَسخروا منّا فانّا نَسخرُ منكم كما تَسخرون ) ( هود، ۳۸)
ج: روز قیامت براى مسخره كنندگان روز حسرت بزرگى است .(یا حَسرَةً على العِباد ما یاءتیهم من رسولٍ الاّ كانوا به یَستهزۆ ن ) (یس ، ۳۰)
د: در حدیث مى خوانیم : مسخره كننده با بدترین وضع جان مى دهد. ((ماتَ بِشَرّ مَیتَة )) (بحار، ج ۷۲، ص ۱۴۵)
ه: امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه بر مۆمنان طعنه مى زند یا كلامشان را ردّ مى كند، خدا را رد كرده است. (وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۲۷۰ )

موفق باشید.

کلمات کلیدی: 

facenama

نظرات