آیا زن و مرد در امتحان های دنیا و پاداش های آخرت یکسانند؟

آیا زن و مرد در امتحان های دنیا و پاداش های آخرت یکسانند؟

سلام. چند سوال:
۱. چرا امتحان های سخت زندگی فقط برای زن هاست و مرد ها چنین سختی هایی ندارند؟ و اگر یک مرد و یک زن هر دو به یک میزان احکام و قوانین را رعایت کنند، با وجود مشقت بیشتر برای زن، ولی هر دو به یک میزان اجر میگیرن؟
۲. در این دنیا مردها می تونند چند همسر اختیار کنند، ولی زن ها خیر، و این سختی که زنان متحمل میشن و در واقع لذت کمی میبرن محدود به دنیا نیست، و گرچه در بهشت حسادت نیست ولی باز لذت کمی برای زن وجود داره. چون باز تنها همسر مرد نیست و از معطوف شدن توجه و محبت مرد محروم میشه. چیزی که اصلی ترین خواسته هر زنی هست .
۳. چرا مردان در دنیا از هر لذتی که بخوان میتونن استفاده کنن ولی زن که وجودش تماما احساس و عشق است بنابر شرایط موجود از معشوقه ی مردی بودن محروم میشه؟ چرا شرایط برای زن اینقدر نامطلوب باید باشه؟ چون به هرحال با وجود تعدد زوجات حتی علاقه ی اولیه ی مرد به زن اولش هم میتونه کم بشه و جذابیتش رو از دست بده...

با سلام خدمت شما
بدلیل تعدد پرسش، پاسخ در سه نکته به اختصار اشاره می شود:
۱- بر خلاف تصور شما بدیهی است که در فرایند زندگی زن گرچه رنج بسیار را متحمل می شود ولی این امر به گونه ای جبران می گردد؛ به همین دلیل (که رنج دوران بارداری و بعد از تولد را باید بکشد) مورد توجه خاص خدا است. در نتیجه حق مادر از حق پدر بیشتر است(۱). مادر به خاطر تحمل سختی های دوران بارداری و شیر دادن و بزرگ کردن فرزند پاداش های عظیمی دارد که مرد از آن ها بی بهره است.

در هر حال خداوند این رنج و مشقت را هم زمینه کمال و سعادت برای بانوان قرار داده و هم آن را با عطایای دنیوی و اخروی بسیار زیاد جبران نموده است که این امر در روایات بسیاری مورد توجه قرار گرفته است:
رسول خدا (ص) فرمودند : اگر زنی در هنگام زایمان بمیرد، خداوند نامه عملش را نخواهد گشود ( و او را بی حساب به بهشت خواهد برد).(۲)
تحمل درد زایمان و بعد از آن، برای زنان از عبادت هفتاد سال که روزها روزه و شب ها به عبادت باشند، بهتر است.(۳)

۲- مطمئن باشید که در بهشت نیز از لذت های زنان کاسته نخواهد شد بهشت هم متعلق به همه مردان و هم به همه زنان صالح است. خدا در پاداش دادن هیچ تفاوتی بین زن و مرد قرار نداده است. یقینا روایات ما هم در مقام بیان چنین مساله ای نخواهد بود .آنچه در وصف همسران بهشتی در آیات قرآن آمده، تنها بخشی از نعمت های بهشتی است، گرچه حتی همین مورد اختصاص به مردان ندارد.
طبق آموزه‌های وحیانی در بهشت هر کدام از مرد و زن از نعمت و لذات مناسب خود با همسران پاکیزه برخوردارند .این موهبت اختصاص به مردان ندارد.

به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید:
«وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ؛(۴) برای بهشتیان در آن جا همسرانی پاک و پاکیزه است».
ضمیر «هم» در آیه به همة بهشتیان اعم از زن و مرد برمی‌گردد، نه فقط به مردان بهشتی.
ازواج جمع زوج به معنای همسر است ،نه زوجه به معنای زن.

در آیه دیگر هم می‌فرماید: «وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ؛(۵) آن ها را با همسرانی درشت و زیبا چشم تزویج گردانیم»
در این آیه ضمیر« هم» به همه بهشتیان برمی‌گردد. «حورعین» وصف زیبایی همسران بهشتی اعم از زن و مرد است، زیرا واژه «حور » جمع احور (مرد سیاه چشم) و جمع حوراء (زن سیاه چشم) است. واژه «عین» جمع اعین (مرد درشت چشم) و جمع عینتا (زن درشت چشم) است.(۶)

پس داشتن همسر در بهشت برای مرد و زن مطرح است. گرچه قرآن کریم به صورت اختصاصی به عنوان پاداش برای زنان چیزی را بیان نکرده است، آن هم شاید به دلیل حفظ ادب از همسران زنان و چگونگی کیفیت لذت بردن آن ها از مردان بوده که به تفصیل و روشنی سخن نگفته، ولی زنان مثل مردان از لذات بهشتی مناسب مورد علاقه شان برخوردار هستند.

در برخی آیات قرآن آمده است:
«فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْينُ؛ (۷) در آن (بهشت) آنچه دل ها مى‏خواهد و چشم ها از آن لذت می برد، موجود است و شما هميشه در آن خواهيد ماند».
طبق این آیه که مطلق آمده ،معلوم می شود که لذت های گوناگون بهشتی عمومی است و اختصاص به مردها ندارد. به لحاظ عدد هم محدود نیست. اما کیفیت و جزئیات مسئله به طور کامل برای کسی مشخص نخواهد بود. پس هیچ کدام از زن و مرد از لذت های مورد علاقه شان بی نصیب نخواهند بود.

۳- تعدد زوجات برای مرد در صورتی مجاز است که عدالت را بین همسرانش رعایت نماید عدل به معنای آن است که به هریک از همسران، حق شرعی او داده شود و هریک به حقی که به گردن شوهر دارند برسند.
در رعایت عدالت بین دو همسر،شرط است که هر یکی از همسران به حق شرعی خود برسند، حال در بعضی موارد تساوی شرط است تا رضایت حاصل شود مانند پرداخت نفقه به مقدار واجب، و در برخی موارد رعایت عدالت به رعایت حق همسر حاصل می شود مانند بیتوته و همخوابی کردن باهمسر. پس جای نگرانی نیست.

پی­ نوشت­ ها:
۱. شیخ حر عاملي، وسایل الشیعه، موسسه آل البيت، قم،۱۴۰۹ ه.ق، ج۱۵، ص۹۵.
۲.محدث نوري، مستدرک الوسائل، موسسه آل البيت، قم، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵۰.
۳. همان، ص۴۱.
۴ بقره(۲) آیه ۲۵.
۵ دخان(۴۴) آیه ۵۴.
۶. ناصر مکارم، پیام قرآن، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران ـ ۱۳۷۷ ش. ج۶، ص ۲۶۱.
۷.زخرف(۴۳) آیه ۷۱.

facenama

دیدگاه‌ها

پاسخ سوال دو كامل داده نشده

پاسخ سوال دو كامل داده نشده بخش مربوط به چند همسري مردان و عدم مجوز براي زنان

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
در ابتدا باید گفت : اسلام تعدد زوجات را ایجاد نکرده ، بلکه آن را محدود و مقید کرده است. با بررسی محیط های مختلف قبل از اسلام به این نتیجه می‏رسیم که تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادی بوده ، پیش از اسلام جریان داشته ، اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏های زندگی محدود ساخته ، برای آن قیدها و شرایط خاصی قرار داده است.
ممکن است هر زنی از آمدن رقیبی در زندگی اش ناراحت بشود، یا مایل به ارتباط با مردان دیگری غیر از همسر خود باشد، ولی وقتی مصلحت تمام جامعه و افراد آن در نظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات و وسعت اختیار مردان دراین خصوص روشن می‏شود .
البته ما معتقد نیستیم که همه حقیقت را در این خصوص کشف کرده ایم و عمق حکمت این حکم الهی برای ما روشن شده ، اما در عین حال معتقدیم که بسیاری از حکمت ها برای ما قابل درک و ملموس است که به برخی از آن ها اشاره می نماییم :
اصولا قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر تنظیم شده است، نه احساسات و عواطف و ضرورت های اجتماعی در آن مهم ترین نقش را ایفا می کند ؛ بر همین اساس باید دید که چه ضرورتی اجازه تعدد زوجات را برای مردان حاصل کرده ، در مقابل چه موانعی جلوی امکان تعدد شوهر را از زنان گرفته است ؟
نمی‏توان انکار کرد که نیاز جنسی در مردان کاملا متفاوت از نیاز جنسی در زنان است ، به گونه ای که در اغلب مردان انگیزه اصلی در ازدواج و ارتباط با جنس مخالف خواسته یا نا خواسته، ارضای نیاز جنسی است ، در حالی که در اغلب زنان این انگیزه عاطفی و روحی است . حتی بخش نیاز جنسی در آن ها هم ماهیتی دوگانه یعنی عاطفی جنسی دارد ؛ یعنی در ماهیت و حقیقت این نیاز هم تفاوت آشکاری بین زنان و مردان وجود دارد . اکثر آنچه برخی از زنان در دوران تجرد به عنوان نیاز جنسی احساس می کنند، بیش تر ماهیت تجربه جنسی دارد که با ارتباط با همسر برآورده می شود .پس از ازدواج کم رنگ می شود، در حالی که در مردان این نیاز ، امری مداوم و کاملا مستقل و قدرتمند باقی می ماند .
در شدت و قدرت این نیاز بین زنان و مردان تفاوت آشکاری وجود دارد ، به گونه ای که حتی در جوامع غربی که بیش ترین تحریکات و بیداری های جنسی وجود دارد و عدم تمایلات جنسی عامل اجتماعی ندارد، تفاوت بین زنان و مردان در نیاز جنسی امری کاملا آشکار است تا حدی که در اکثر این کشورها میزان سرد مزاجی جنسی زنان ۳۵ تا حدود ۴۰ درصد جمعیت زنان را تشکیل می دهد ، در حالی که این امر در مردان شاید به ۱۰ درصد هم نرسد ؛ البته در برخی جوامع میزان سردمزاجی زنان تا ۸۰ درصد هم تخمین زده شده است .
همچنین نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است، زیرا غالب زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست ، هم چنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً هم ممنوعیت آمیزش دارند و هم تمایل هورمونی به این امر ندارند ، در حالی که در مردان این ممنوعیت ها وجود ندارد.
همه این موارد نشان می دهد که نمی توان شرایط زن و مرد را در خصوص نیازهای جنسی یکسان دید و برای هردو جنس به یک گونه قضاوت کرد ، از طرف دیگر مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند . در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آن‏ها تشکیل می‏دهند . در نتیجه همواره میزان زنان در جامعه بیش از مردان خواهد بود . زنان بسیاری در جامعه بدون همسر و سر پرست باقی می مانند .
با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد ، به علاوه این واقعیت (که تعادل میان مرد و زن همواره به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از سه راه ذیل را انتخاب کنیم :
أ) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند . زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند . تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
ب) مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل های گوناگون برقرار سازند.
ج) کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آن‏ها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آن‏ها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. هم چنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی بشود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم . انواع مشکلات روحی و فرهنگی و اجتماعی که دامنگیر این گونه روابط آزاد می شود ، بر جامعه بپذیریم؛ تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین مالی و اجتماعی و... دارند و نه آینده‏ای در خور و سرنوشتی معین. چنان که شخصیت آن‏ها در این فرایند پایمال شده است . وجدانی سرخورده و احساسی سرشار از ملامت خود دارند . این‏ها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
بنابراین تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان در موقعیت های خاص پاسخ مثبت داده شده ، هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه نیز از گرداب گناه در امان بماند.
در این میان دو ضرورت مهم اجتماعی وجود دارد :
یکی آن که وجود زنان بی سرپرست و بیوه در جامعه به دلایل گوناگون اقتصادی و روحی و غریزی می تواند موجب مفاسد و مشکلات فردی و اجتماعی هم برای خودشان و هم برای مردان جامعه و هم فرزندان شان گردد ، در حالی که با یک ازدواج موقت یا دائم اما کمرنگ تر از ازدواج اول ، بخش عمده این نیازها برطرف شده و خطرات بسیاری در این زمینه برطرف می گردد .
دیگر آن که انگیزه های موجه جنسی در مردان آن هم در شرایط خاصی که معمولا از طریق همسر خود توان برآورده ساختن آن را ندارند ، در پاره ای موارد تعدد زوجات را کاملا منطقی می‏کند . با ازدواجی مشروع از فشارهای ویرانگر روحی که ممکن است همه توان مفید اجتماعی یک مرد را گرفته و او را وادار به رفتارهای بسیار پر خطر و پر آسیب نماید، جلوگیری می شود .
اگر واقع بینانه بنگریم می بینیم در وضعیت احساس نیاز ، با توجه به قدرت این نیرو در مردان و تاثیرگذاری آن در تصمیمات و رفتارهای فردی و اجتماعی شان و توانایی مردان در برآورده ساختن تمایلات خود از طریق ابزارهای مالی و اجتماعی که دارند، در بسیاری از موارد این نیاز اگر از طریق مشروع ارضا نشود، مردان را وادار به اقدام از طریق نامشروع می‏کند. که تبعات منفی فردی و اجتماعی و خانوادگی آن بسیار بیش تر و خطرناک تر است .
چرا اسلام این حق را نسبت به زنان قائل نشده و چرا اسلام چند شوهری را اجازه نداده است؟
دلیل این امر ناشی از موانع و تبعات منفی بسیاری است که بر این امر مترتب است و به برخی از آن ها اشاره خواهیم نمود :
بنا بر تحقیقات گوناگون روان شناسان و فیزیولوژیست ها ماهیت نیاز زنان به همسر و ازدواج برای آن ها در نگاهی کلی، برطرف کردن خلأ روحی و عاطفی است . یعنی این امر در نگاه کلان ماهیتی احساسی دارد ؛ در واقع هدف اصلی زنان برای ازدواج رسیدن به موقعیت مشخص و محترم اجتماعی و جلب حمایت فردی است که بتواند از هویت و استقلال آن ها حمایت کند . همچنین تمایل به مشارکت در ایجاد یک مجموعه عاطفی و اجتماعی و البته در کنار همه این ها پاسخی مناسب به نیاز جنسی هم به طور جدی مطرح است .
با این وجود ماهیت اصلی نیاز زنان به همسر امری است که در تشکیل یک خانواده و ارتباط با یک همسر معنا پیدا می کند . چند همسری زن در تضاد آشکار با روح نیاز به جلب حمایت یک مرد و تشکیل یک مجموعه مستقل و دارای منزلت اجتماعی خواهد بود . به علاوه این مساله از زاویه مقابل یعنی از منظر نگاه مردان به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود . مانع ایجاد رابطه حمایتی و احساسی مورد نیاز زنان ، از طرف مردان خواهد شد . موجب تزلزل بیش تر مجموعه خانواده خواهد گردید .
در واقع مردان در فرایند ازدواج در کنار نیاز جنسی ، نیاز عاطفی مهمی را نیز برآورده می کنند که مدیریت از یک مجموعه مستقل و در اختیار آن ها و همچنین احساس نیازمندی یک مجموعه یا لااقل یک زن به آن هاست . حفظ استقلال و هویت داخلی این مجموعه همانند حفظ قلمرو در بسیاری از حیوانات در روحیات مرد نهادینه شده است . ورود هر مرد دیگر به این مجموعه یا اظهار نیاز همسرشان به مرد دیگری را به مقتضای فطرت شان برنمی تابند .
حتی بخشی از نیاز جنسی مردان در گرو انحصاری دانستن شریک جنسی و عامل ارضای آن برای خودشان است . ارتباط زن با هر مرد دیگری حتی تصور و احتمال این امر عاملی در عدم تمایل مرد به همسرش یا عدم ارضای درست این نیاز در او و در نتیجه سست شدن بنیان خانواده خواهد بود؛ بماند که تحقیقات روانشناسی ثابت کرده است که زنان بیش از مردان خواهان تک همسری و توجه کامل به یک همسر هستند .(۱)
هرچند نمی توان روحیه میل به تجربه های متفاوت در هر انسانی را نادیده گرفت . به خصوص در شرایط وسوسه انگیز تشویق انحرافات جنسی و تشویق زنان به تنوع طلبی های زشت جنسی که توسط رسانه های آلوده دامن زده می شود ، چه بسا این تمایلات به نوعی خود را به صورت یک امر طبیعی جلوه کند و زن احساس کند که از چند همسری بدش نمی آید ، اما حقیقت آن است که زن در چند شوهری هرگز نمی‌تواند حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است.
این امری است که از فشارهای روحی و افسردگی ها و زجر های روانی زنانی که متاسفانه چنین تجربه ای داشته اند، به خوبی مشهود و ملموس است و به هیچ وجه قابل انکار نیست ؛ پس چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته‌های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته‌ها و گرایش‌های زنان.(۲)
یکی دیگر از مشکلات مهمی که در صورت چند همسری برای زنان ایجاد می شود، مشخص نبودن پدر برای فرزندان و عدم تعلق عاطفی و گسست بین نسل ها می‌باشد. تعلق فرزند به یک پدر و معین شدن پدر فرزند، اگر چه با تحقیقات امروزی و آزمایش‌های DNA و مانند آن ، مشخص می‌شود، اما از نظر روانی همچنان مسئله حل نشدنی است؛ زیرا همان گونه که دانشمندان می‌گویند: نتایج آزمایش های تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای انسانی یا اغراض و اهداف شخصی و دستبرد در نتایج وجود دارد.
در واقع اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست که با آزمایش قابل حل باشد. فرزند می‌خواهد اطمینان قلبی و درونی یابد که پدر و مادر او واقعی هستند . همین طور پدر و مادر . تا زمانی که اقناع و اطمینان قلبی و درونی از طریق باور به سلامت رفتار همسر صورت نگیرد ، چنین آرامشی به وجود نخواهد آمد . اگر این گونه نشد ، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئناً در صورت تعدد شوهر برای زن، این اطمینان و رابطه عاطفی حاصل نمی‌شود.
مشکل اصلی تعدد شوهری زنان آن است که بنیان خانواده که بر پایه توجه و تعلق روحی کامل زن به همسر خود و دیگر افراد خانواده شکل می گیرد ، به شدت متزازل می نماید. موجب کمرنگ شدن رابطه عاطفی و تعلق روحی مردان نسبت به همسران و خانواده خود می گردد . امنیت خاطر را در سطح بدنه فعال جامعه یعنی مردان به شدت کاهش می دهد. ضرر این امر به طور غیر مستقیم خود زنان را تهدید می کند .
به علاوه موجب گسست عاطفی و قلبی بین نسل ها شده، ارتباط عمیق تربیتی بین والدین و فرزندان را مخدوش می نماید . احساس درونی مردان نسبت به فرزندان شان را که عامل اصلی تلاش و کوشش و حمایت های مالی و روحی و اجتماعی در مسیر رشد و تربیت و موفقیت آن هاست ، به شدت کاهش می دهد .
در نتیجه از آن جا که نیاز جنسی زنان ماهیتی فرعی و غیر اصلی در ارتباط با مردها دارد ، نیز به عنوان اصلی ترین نیاز در این زمینه مطرح نیست و با توجه به این تبعات منفی تعدد شوهر برای زنان ، اسلام اجازه این امر را به زنان نداده است .
البته ممکن است در برخی موارد و برای برخی از زنان به دلیل نیازهای جنسی و عدم ارضای آن توسط شوهران شان ارتباط با شوهر دیگری مفید به نظر برسد ، اما از آن جا که همواره قوانین اجتماعی و شرعی بر مبنای ضرورت های عمومی و نیازهای حداکثری شکل می گیرد. نمی توان به خاطر وضعیت بخش محدودی از افراد قوانین را دگرگون ساخت ، به شکلی کلی و مطلق اجازه این امر از زنان سلب شده است .
در عین حال نباید فراموش کرد که اسلام اجازه توجه به نیازهای جنسی را در هیچ فردی به طور مطلق و بی قید و شرط نپذیرفته ، مثلا هر نوع رابطه جنسی همجنس را کاملا مردود و غیر قابل قبول دانسته ،هرچند فردی ادعا کند که تنها تمایل به همجنس خود دارد و در غیر این صورت زندگی طبیعی خود را از دست رفته می بیند .
همچنین هر نوع رابطه با محارم یا زنان شوهر دار از نظر اسلام صد درصد و بدون هیچ ماده و تبصره ای مردود و غیر قابل قبول است ، در حالی که در مواردی دیده شده تمایل به این رفتارها در برخی افراد بسیار بسیار شدید و پرقدرت شکل می گیرد ؛ اما از آن جا که اسلام مصالح کلی و جمعی را بر منافع فردی مقدم می دارد ، این اجازه ها را به هیچ وجه نمی دهد و مورد ارتباطات جنسی زنان با مردان دیگر هم از همین قبیل است .
البته در صورتی که زن واقعا نیازهای جنسی اش به وسیله شوهرش برآورده نشود ، می تواند از طریق راهکارهای قانونی برای طلاق و ازدواج با مردی دیگر اقدام نماید . طلاق هایی مانند "طلاق خلع" در شرع برای همین امور تعبیه شده است . قانونگذار هم راهکارهای قانونی برای این امر را در نظر گرفته است تا فشاری فوق طاقت بر زنانی که دچار چنین وضعیتی هستند وارد نگردد . زنان می توانند با مراجعه به محاکم خانواده در جهت برطرف کردن این مشکل اقدام نمایند .
در پایان به چند نکته مهم در مورد تعدد زوجات اشاره می‏کنیم :
۱ - جواز تعدد زوجات با این که در بعضی موارد یک ضرورت اجتماعی است و از احکام مسلم اسلام محسوب می‏شود، اما شرایط آن با گذشته تفاوت بسیار کرده است، زیرا زندگی درگذشته، یک شکل ساده داشت. رعایت عدالت بین زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمی‏آمد، ولی در زمان ما باید کسانی که می‏خواهند از این قانون استفاده کنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند. اگر قدرت بر این کار دارند، چنین اقدامی بنمایند. اساساً اقدام به این کار از روی هوی و هوس نباید باشد.
۲ - تمایل پاره‏ای از مردان را به تعدد همسر نمی‏توان انکار کرد. این تمایل اگر جنبه هوس داشته باشد، مورد تأیید نیست، اما گاه عقیم بودن زن و علاقه شدید مرد به داشتن فرزند،یا نیاز جنسی بالای مرد و سرد مزاجی و عدم همراهی زن در ارضای این نیاز و اموری از این دست این تمایل را منطقی می‏کند.
البته روشن است که تعدد زوجات در اسلام یک قاعده نیست، بلکه یک استثنا است و تنها حکم به جواز داده شده، نه الزام؛ یعنی برای برخی که مشکلاتی پیش آمده و مجبور یا نیازمند به ازدواج مجدد هستند، این اجازه داده شده است، چنان که برای آن شرطی گذاشته شده و آن هم اطمینان مرد به این که می‏تواند میان زنان به عدالت در نفقه و توجه و رفع نیازها رفتار کند.
پی‏نوشت‏ها:
۱ . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، ص ۳۰۲.
۲ . همان، ص ۳۱۱.

سلام . ممنونم ولی به جواب

سلام . ممنونم ولی به جواب سوالاتم نرسیدم.
۱.
مگر این نیست که خدا هر گروهی رو به تناسب جایگاه و خلقتشون تکلیف میکنه. پس مسلما همه قراره به یک سطح از درجه برسند . و حتی با وجود تفاوت در احکام چیزیست که فطرت طلب میکند . یعنی حتی با وجود مشقت بار تر بودن زن بودن و احکام ان اجر بیشتری نصیب ان نمیشود .
۲. در مورد لذت هر دو گروه پرسیدم . که الان بیشتر توضیح میدم . منظورم ضایع شدن حقی از زن نیست . بلکه منظورم اینه که تراز لذت های فطری مرد از زن بیشتر است. زنی که شوهرش چند همسر لذت کمتری از اینکه هوو نداشته باشد میبرد . این در دنیا. و باز حتی در بهشت هم با وجود نبود حسادت و ... بالاخره لذت کمتر خواهد بود و چون عین حق و حقیقت است مورد پذیرش زن است و مورد ازار او نیست وگرنه نمیشه منکر ان شویم که اگر شرایط به نحو دیگری بود و تک همسری وجود داشت زن لذت بیشتری نمیبرد .
۳. حال چرا برای زن تمام شرایط به نحوی پیش میرود که برای او انتخاب بد و بدتر وجود دارد . نمونه ی ان تعدد زوجات . که ب دلیل شرایط و حق بودن ان زنان باید قبول کنند. و انواع مثال های دیگر. عموما زنان به دلیل منفعت جامعه و مردان مکلف به احکامی میشوند و یا حتی مثل نمونه ی پذیرفتن همسر دوم شدن مجبور به انتخاب ان هستند. درست انتخاب بد از بدتر. ایا این شرایط به دلیل نقص خود زن است ؟ و زن باید بپذیرد چون اقتضای وجودی اوست ؟

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر . به دو نکته دقت نمایید :
۱- در بینش اسلامی، خلقت جهان هدفمند، حکیمانه و بر اساس لطف خداوند است. بنابراین، ‌تفاوت­هاى طبیعى میان دو جنس، معنا دار و حکیمانه است.
خدا به دلیل طبیعتِ متفاوت زن و مرد، احکام متناسبى وضع کرده است. چه بسا در روابط اجتماعی، برخى امور براى مردان و برخى دیگر براى زنان ارزشمند باشد، چنانکه تأمین مخارج اقتصادى خانواده از وظایف ارزشمند مرد و تنظیم اقتصاد مصرفى خانواده از ارزش‌هایى به حساب مى­آید که زنان در آن نقش محورى ایفا مى­کنند. پس اگر برخى مناصب اجتماعی، مردانه به حساب آید، نمایانگر نگرش فروترى نسبت به زنان نیست، بلکه نمایانگر نوعى تقسیم وظایف براى دسترسى بهتر زن و مرد به کمال است.
در مجموع، آنچه که اسلام براى زن و مرد در نظر گرفته، موجب تکامل و رستگارى آن‌ها خواهد بود و بر اساس ویژگى­هاى فیزیکى و طبیعى آن‌ها مى­باشد که در سرشت و ماهیت انسانى تفاوتى با هم ندارند.
بی انصافی است که سوء استفاده‌های ناجوانمردانه (که ازقوانین صورت گرفته و در تمام نظام‌ها این امر ممکن است، چون قانون برای همه است) را به حساب نظام اسلام و قانون آن بگذاریم، زیرا جامعه بانوان مسلمان شکایت از این دارند که با ایشان طبق قوانین و مقررات اسلامی رفتار نمی­شود، نه آن که قوانین خللی داشته باشد، بلکه آن گونه که شایسته جامعه اسلامی است، قوانین و مقررات اسلامی به طور صحیح به کار گرفته نمی‌شود.
در نظام تکلیف و برنامه تکامل انسانى، هیچ تفاوتى بین زن و مرد وجود ندارد و تساوى کامل برقرار است. براى دریافت بهتر این موضوع، کافى است این آیه را به دقت بخوانیم: «هر که از زن و مرد مؤمن کارى شایسته کند، به بهشت وارد مى‏شود و ذره‏اى به او ستم نمى‏شود». در آیه دیگر می‌فرماید: «خداوند برای کلیه زنان و مردان مسلمان، مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است».(۱)
هم چنین آیات فراوان دیگر مانند: آل عمران، آیه ۱۹۵- النحل، آیه ۹۷- غافر، آیه ۴۰- حجرات، آیه۱۳.
۲- درباره پاداشهای اخروی باید بدانیم که بهشت و نعمت های آن مترتب بر ایمان و عمل صالح انسان ها در دنیا است .
به هر میزان ایمان و عمل صالح انسان بیشتر باشد، نعمت های او در آخرت بیشتر، خواهد بود. بنابراین همه مؤمنان در آن دنیا در یک درجه نخواهند بود. چه بسا مؤمنانی که با هم هزاران فرسخ (درجه ) فرق داشته باشند.
از آیاتی استفاده می شود نعمت های بهشتی برای مردان و زنان مساوی است . این طور نیست که زنان مؤمنه ای که با مردان مؤمنی در یک درجه ایمانی هستند، جایگاه شان پایین تر از مردان باشد.
آنچه در آموزه‌های دینی آمده، به صورت روشن این است که مومنان اعم از زن و مرد در بهشت همسران بهشتی دارند که از زیباترین چهره برخوردارند : «و زوجنا هم حور عین» (۲) بهشتیان را با حور العین جفت قرار دادیم.
در جای دیگر در وصف حوریان بهشتی می‌گوید: «و حور عین کامثال اللواللو المکنون» (۳) بهشتیان همسرانی از حور دارند که مثل مروارید در صدف‌های پنهان‌اند.
حور العین اعم از زن و مرد بهشتی است . اختصاص به زنان ندارد بلکه حور بهشتی مرد نیز است که در کمال زیبای و چشم های درشت‌اند. (۴)
در آیه دیگر سخن از همسران پاکیزه آمده: «و لهم فیها ازواج مطهره» (۵) برای بهشتیان در آن جا همسرانی پاک و پاکیزه است.
ممکن است خداوند برای برخی همسران شان به صورت‌های زیبا نظیر حورالعین در آورده و در بهشت روزی آنان بنماید. در هر صورت آنچه مهم است این است که در بهشت برای مردان و زنان همسران زیبا و دل خواه وجود دارد . تردیدی در این نیست، حال آن ها همین همسران دنیای‌شان است یا غیر این ها مسئله ای است که در مرتبه دوم از اهمیت برخوردار است.
پی‌نوشت‌ها:
۱. شهید مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۱۷۵؛ مجموعه مقالات هم اندیشى مسایل و مشکلات زنان، ج۱، ص ۲۰۲.
۲.دخان (۴۴) آیه ۵۴.
۳.واقعه (۵۶) آیه ۲۲.
۴. نتایج کلامی حکمت صدرایی ص ۳۱۹.
۵.بقره (۲) آیه ۲۵.

نظرات