آیا کشتزار خواندن زن در قرآن، توهین به آنها نیست؟

نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ ۖ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (بقره ۲۲۳) زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان كه بخواهيد، مى‏ توانيد با آنها آميزش كنيد. و (سعى نمائيد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد! و از خدا بپرهيزيد و بدانيد او را ملاقات خواهيد كرد و به مؤمنان، بشارت ده

 

معروف است که شخص گرسنه ای را در شهر چرخانده بودند، که نوشته روی شیشه کتابفروشی ها را کباب فروشی خوانده بود. حال ماجرا همین است که عده ای با عینک رنگی به قرآن می نگرند و چون قرآن را به قصد بهانه گیری و مخالفت می خوانند، معانی درست آیات را نمی فهمند.

کشت یعنی آنکه بذری به محصول منتهی شود. و تشبیه زن به کشتزار، اشاره لطیفی به نقش فرزند آوری زنان است. خصوصا با توجه به ادامه آیه که فرموده است: (توشه ای) برای خود از پیش بفرستید. که این توشه به معنای اقدام برای داشتن فرزند صالح است که از ذخایر آخرت خواهد شد.

حال اگر کسی به طبیعت معترض است و فرزند آوری زن را توهین به آن می داند که معنایش اصل دانستن مردانگی است و اینکه فکر می کند اصلا نباید زن وجود داشته باشد و زن بودن را نقیصه می داند. که این دیدگاه بدترین توهین به زنان است.

اما اگر کسی فرزند آوری را توهین نمی داند، چگونه ممکن است این آیه را توهین بپندارد؟

ممکن است کسی مدعی شود که اصل فرزند آوری اشکال ندارد، اما این تشبیه مناسب نیست. که این تصور نیز به دلیل عدم فهم چیستی تشبیه یا عدم فهم تمام مفاد آیه است که باید گفت:

اولا تشبیه برای وجود یک وجه شباهت است نه یکی دانستن دو چیز. مثلا اگر بگوییم کلاغ مانند ذغال سیاه است، منظور آن نیست که کلاغ مثل ذغال جان ندارد یا نمی تواند پرواز کند یا ... بلکه فقط شباهت این دو در سیاهی مد نظر است. یا مثلا اگر بگوییم فلانی مثل شیر است، منظور شباهت در شجاعت است نه آنکه آن شخص مثل شیر درنده است یا عقل ندارد و ...

ثانیا آیه فقط فرزند آوری نیست بلکه در کنار آن مطالبی دیگری نیز بیان نموده است. که بیان آن ها در قالب این تشبیه، به خاطر رعایت ادب بوده است. این آیه حکم مقاربت جنسی را بیان نموده و حد و حدود روابط را برای زن و شوهر در قالب سر بسته بیان نموده است.

ضمن آنکه به دنیایی ترین فعل بشر وجهه دیگری داده است که برای شهوات نیز می توان انگیزه های عالی و انسانی داشت. و انسان خود را مانند حیوانات در دل شهوات نیاندازد. بلکه این عمل را مقدمه تولد فرزندی بداند که از همان اول باید متوجه مسئولیت هایش در قبال او باشد که اگر بتواند فرزند صالح تربیت کند، راه درست را پیموده است.

با این توضیح می توانیم به فهم آیه دیگری هم نائل شویم که:

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ۙ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء ۸۲) و از قرآن آنچه را که شفا و رحمت برای مؤمنان است؛ نازل می کنیم، و ستمکاران را جز زیان نمی افزاید.

که آیات زیبا و عالی در نظر بهانه جویان، گویی می تواند دستمایه مخالفت با قرآن باشد.

کلمات کلیدی: 

facenama

نظرات