نظر جالب استاد شهید مطهری درباره «گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک»

استاد مطهری

مكتبهاى اخلاقى دنيا كه همه، اخلاق پيشنهادى خود را به عنوان «اخلاق خوب» [نیک] پيشنهاد كرده‏ اند،تفاوتشان با يكديگر «در حد تضاد» است! يعنى حداكثر تباين [اختلاف] ميانشان هست؛ يك عمل را، مكتبى اخلاقى مى‏داند و مكتب ديگر ضد اخلاقى!

اخلاق علم دستورى است، يعنى علم «چگونه بايد بود» و فرمان اين كه «اين‏طور باش».

سؤال اين است كه: «چگونه» باشيم؛ از نظر اين مكتب خوب خواهيم بود؟
پس صرف توصيه كردن به اينكه اخلاق خوب داشته باشيد، معرّف يك مكتب اخلاقى نمى‏تواند باشد.

و شايد مكرر گفته باشيم كه پوك ترين و بى ‏مغزترين حرف ها، همين حرف «منسوب به زردشت» است كه  مى‏ گويد:
گفتار نيك، پندار نيك، كردار نيك.

آخر [تعریف و مشخصات این] نيكى چه هست؟

مثل اين است كه از مهندسى براى ساختمان يك مسجد طرح بخواهند، به او بگويند: طرح شما چيست؟ بگويد: يك ساختمان خوب!

اول بايد ديد «خوب» و «ساختمان» در نظر او چيست؟

يا به يك خياطى بگويند: چه مدل لباس مى‏دوزى؟ بگويد: يك مدل خوب،

ولى معلوم نباشد خوبِ او چگونه است!

اين است كه وقتى مى ‏گوييم «اصول و مبانى اخلاق اسلامى»،معنايش اين است كه ببينيم اسلام چه چيزهايى را اخلاق خوب مى‏داند و چه چيزهايى را اخلاق بد.
در اين صورت ما مى‏ توانيم روش اخلاقى و تربيتى اسلام را بفهميم.

( مجموعه آثار ۲۲ - «اخلاق و عرفان» - بخش «فلسفۀ اخلاق» ص ۶۴۵)

facenama

دیدگاه‌ها

به نام یزدان بخشاینده

به نام یزدان بخشاینده بخشایشگر
روحت شاد ای مطهری
من خیلی با افکار ایشون آشنا نبودم
با این متن شگفت‌انگیز, با افکار ایشون آشنا شدم و شدم یکی از هواداران ایشون
واقعا برای بشریت تاسف‌آور هست که "پاسخ‌هایی که پیش از این داده شده‌اند" هنوز هم مورد پرسش دیگران هستند!!!!
خیلی روشنگرانه بود
من خودم نمی‌تونستم این جمله "شگفت‌انگیز و سازنده و اخلاقی!!" رو نمی‌تونستم هضم کنم, ولی به نظرم جمله خوب و سازنده‌ای بود!!!
به نظر من اگر "نیک" رو "ذکر حکیم" بگیریم یعنی خواست و فرمان ایزد فرزانه‌ی دانا, این بهترین معنی برای واژه "نیک" می‌شود
تلویزیون یک چیزهایی نامفهوم و با کیفیت پایین از استاد مطهری پخش می‌کنه!!
ولی بهتر اینه که سخنان ایشونو در حد چند پاراگراف از رسانه ملی با صدای گویندگان پخش کنند (برای روایات هم می‌تونن همین کارو بکنن) تا حق مطلب ادا بشه
به هر حال
وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿النساء: ٩٥﴾
یا علی و اجرتون با آقا امام زمان (ص)

من طرفدار زرتشت نیستم ولی خود

من طرفدار زرتشت نیستم ولی خود دین اسلام هم کم ابهام ندارد. آخه چرا باید یک دین که کتاب و سیره رسول و اینهمه زندگی و دستورات امامان داره و اینقدر عالم و دانشمند امدند و تبیینش کردند توسط دو نفر مختلف در یک حکومت اسلامی یکی دینی کاملا رحمانی معرفی بشه و دیگری دین خشونت و شمشیر. خوب در اینجا اگه واقعا دستورات دقیق باشه که نباید چنین سو استفاده ای صورت بگیره

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
درست است که جناب شما طرفدار زردشت نیستید .
ولی برای روشن شدن مسله باید اشاره شود که اگر به کتاب شاه نامه مراجعه نمایید به روشنی می بینی که اسفندیار برای رونق دین زردشت وتسلط آن بر مردم چه کشتار های انجام داده است ؟! پس نباید تصور شود که دین زردشت یک دین مهر ورحمت است .
در باره دین اسلام باید گفت پیامبر اسلام از رحمت ورأفت عام و عطوفت تام بهره مند بودتا جایی که خداوند او را رحمة للعالمین یاد نمود . که این اختصاص به مسلمانان نداشت. آن حضرت همان گونه که بر هدایت مردم مکه و بت پرستان تلاش بسیار داشت ، برای هدایت اهل کتاب نیز چنین بود و به تعبیر قرآن حریص بر هدایت مردم بود و این مسئله یکی از جلوه های اساسی رحمت او بر عالمیان است.
آن حضرت در برخورد انسانی و محبت به دیگران گوی سبقت را از همگان ربوده است. اینک نمونه ای از برخورد کریمانه پیامبر بامخالفان:
حسن سلوک و رفتارپیامبر اسلام با کفار مورد اذعان و اعتراف دشمنان آن می باشد.
هنگامی که پیامبر اکرم (ص) از غزوه ذات الرقاء بر می گشتند در مسیر برای اتراق زیر درختی مشغول استراحت شدند. جابر انصاری می گوید:
در این هنگام بود که حضرت پیامبر (ص) ما را فرا خواندند وقتی که خدمت آن حضرت (ص) حاضر شدیم فرد بادیه نشینی را مشاهده کردیم که در کنار پیامبر (ص) نشسته است آن حضرت (ص) فرمودند این شخص شمشیرم را بیرون کشیده که ناگهان بیدار شدم و خطاب به من گفت چه کسی تو را از دست من نجات می دهد. فرمودم خداوند و شمشیر از دستش افتاد.» جابر انصاری می گوید: «با این وجود حضرت پیامبر هیچ گونه عتاب و سرزنشی نکردند و او را آزاد کردند. (۱)
نمونه دیگر این که فتح مکه در سال هشتم هجری به وقوع پیوست، وقتی امر پروردگار عالم نسبت به تحکیم دین اسلام و تربیت مسلمین تحقق یافت و خداوند منان دل هایشان را برای تقوا آزمایش نمود و از طرفی دیگر کاسه ظلم و تجاوز قریش لبریز شد و در انکار آیات حقانی اسلام از هیچ کوششی دریغ نورزیدند که آنگاه اراده الهی بر این تعلق گرفت که کام پیامبر (ص) و اصحابش را با فتح مکه شیرین کند و کعبه را از لوث وجود بت و شرک، پاک نماید و مکه را به حالت اصلی آن برگرداند.
بهترین فرصت گرفتن انتقام از دشمنان روز فتح مکه بود. زمانی که آن حضرت (ص) و یارانش انواع واقسام کینه توزی را از سوی دشمنان خون آشام متحمل شدند.
قریش ایشان را ناسزا گفتند، تهدید کردند، برسر راه ایشان خار افکندند، بر بدن مبارک نجاست انداختند، ، به القاب بد نسبت می دادند، گاهی جادوگر می گفتند، گاهی دیوانه و گاهی شاعر، اما پیامبر رحمت در این هنگامه پیروزی رو به قریش کرد و فرمود :
یا معشر قریش ترون انی فاعل بکم ای گروه قریش نظر شما چیست من با شما چگونه رفتار خواهم کرد. قریش در حالی که بهت زده ، حیران و بیمناک بودند، گفتند: «خیرا اخ کریم و ابن اخ کریم» ما از شما انتظار خیر و نیکی داریم چون شما را برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود می دانیم. حضرت فرمودند: انی اقول لکم کما قال یوسف لاخوته لا تثریب علیکم الیوم اذهبوا فانتم الطلقاء من همان جمله ای را که یوسف به برادرانش گفت به شما می گویم امروز بر شما هیچ ملامت و مواخذه ای نیست بروید شما آزاد هستید.(۲)
از آن چه اشاره شد جلوه های حلم و عفو تسامح و گذشت آن حضرت بیان شد و معلوم گردید که آن حضرت (ص) به عنوان پیامبر خاتم وآخرین فرستاده خدا گنجینه رحمتی برای دوست و دشمن کافر و مسلمان مرد و زن آقا و غلام و انسان و حیوان... به طور یکسان بودند.
شخصی از محضر ایشان برای کسی درخواست دعای بدکردند که این تقاضا مورد طبع آن حضرت (ص) نبود و فرمود : من در جهان برای نفرین نیامده ام بلکه رحمتی برای عالمیان قرار داده شدم و مبعوث گردیده ام.(۳)
آن حضرت به جهانیان این پیام را اعلان نمود: لا تباغضوا و لا تحاسدوا و لا تدبوا و کونواعباد الله اخوانا با یکدیگر بغض و کینه نداشته باشید نسبت به یکدیگر حسد نورزید و به یکدیگر پشت نکنیدو همه بندگان خدا و با یک دیگر برادری کنید. (۴)
در نتیجه اسلام و پیشوایان معصدم آن ظهور رحمت و رحمانیت الهی بر عالم بوده است . چه این که عالمان دینی وعلمای بزرگ ومراجع عظام تقلید نیز جلوه های از این رحمانیت دارا هستند . وفکر نکنم کسی از بزرگان وکسانی که عمل کرد آنها به عنوان نماد ونمود اسلام تلقی می شود غیر این معنا را داشته باشند .
اسلام هیچ گونه ابهام و نقصی ندارد وهیچ گاه دین شمسیر نبوده و نیست اسلام دین رحمت بوده و است رحمانیت الهی در اسلام تجلی کانل داشته و دارد . ولی باید داشت داشته برداشت های نادرست از اسلام را هیچ گاه ودر هیچ زمانی نباید به حساب اسلام گذاشت بلکه باید به حساب خود افراد نهاد گرچه کسی در نظام اسلامی اسلام را دین شمشیر معرفی نکرده است و برداشت شما نسبت به افراد متفاوت است لذا آن گونه تصور نموده اید .
پی نوشت ==
۱- السیرة النبویة ، الصلابی، جزء الثانی ، ص ۲۵ .
۲- زاد المعاد، ج ۱، ص ۴۲۴.
۳- زرقانی ۹/۲۸۹
۴- بخاری باب الهجرة ص ۸۹۷.

نظرات