چرا انقلاب کردیم در حالی که قبلا مسجد و حجاب و محرم بود، اما الان بی حجابی و مسجد خالی و ... داریم؟

برای پاسخ به این سوال دو جهت باید شفاف شود. اول آنکه هدف انقلاب را روشن تر دریابیم. و دوم آنکه ارزیابی صحیحی از وضعیت گذشته و حال داشته باشیم.

اما در بحث هدف انقلاب، که پیاده سازی اسلام بوده است، باید دقت داشته باشیم پیاده سازی اسلام، چند عبادت فردی در گوشه و کنار نیست و الا این مساله در هر جغرافیا و تاریخی محقق بوده است و حتی در زمان اصحاب کهف هم عده ای بوده اند که خدا را عبادت کنند.

بلکه پیاده سازی اسلام می تواند سطوح عالی تر و گسترده تری داشته باشد.

اسلام دارای نظام سیاسی، حقوقی، اخلاقی، مالی و ... است.
نظام اخلاقی کم و بیش همیشه بوده است. هر چند حکومت ها در ارتقاء یا تنزل آن موثر هستند و در دراز مدت می توانند آن را تغییر دهند.کما اینکه رژیم پهلوی که در ابتدای کار با زور هم نمی توانست حجاب را از سر زنان بگیرد، در اواخر کار جامعه را به جایی رسانده بود که زنان مینی ژوب ( دارای دامن یک وجبی) در خیابان ها رفت و آمد می کردند و پرده های سینما تصاویر مستهجن را به نمایش می گذاشتند و کاباره ها و ... مرکز فسادهای گسترده بودند.

نظام حقوقی اسلام تا حدودی با انقلاب مشروطه در جامعه پیاده شد، اما با فساد پهلوی در دوره اول و دوم با ظلم های گسترده به کنار رفت و اراده ای هم برای اصلاح آن و مبارزه با فسادها وجود نداشت.

نظام سیاسی اسلام هم فقط با انقلاب اسلامی امکان محقق شدن یافت و در غیر چنین حالتی امکان نداشت. چون طبق عقیده حق شیعه، حکومت فقط حق الهی است و کسانی که از خدا اذن دارند، ولایت مشروع دارند و غیر آنها همگی طاغوت هستند.

نظام اقتصادی اسلام نیز هنوز به طور کامل محقق نشده است و برای تحقق آن همچنان باید تلاش کرد تا با طراحی سیستم و اصلاح ساختارهای مالی فعلی بتوانیم آن را محقق کنیم.

بنابراین پیاده سازی اسلام باید در سطوح آن دیده شود و در این صورت هیچ کس نمی تواند منکر پیاده سازی اسلام به سبب انقلاب شود.

اما راجع به ارزیابی گذشته و حال، ظاهرا با تعصب خاصی به مساله نگریسته شده است تا برای گذشته فقط بخش پر لیوان دیده شود و برای زمان حال فقط بخش خالی دیده شده است.

در بخش هایی از دوره پهلوی به شکل سخت و در بخش هایی به شکل نرم با اسلام مبارزه می شد، در زمان رضا شاه با زور سرنیزه عزاداری محرم و حجاب و ... ممنوع شده بود و در زمان محمد رضا با جشن های شیراز و اجرای تئاتر زنده تجاوز جنسی در وسط بازار، عفت را نابود می کردند.

اما بعد از انقلاب اعتکاف چند صد هزار نفری و دعای ندبه و شب احیاء و ترویج می شود.

در زمان پهلوی بر خلاف حکم اسلام، کفار بر گرده مسلمانان سوار شده بودند و با امثال کاپیتالیسیون و حق توحش، عزت مسلمانان را نابود کرده بودند
اما با انقلاب عزت و استقلال به مردم مسلمان ایران بازگشت.
در توجه به مناطق محروم، رشد علمی، اصلاح ساختارها، مراجعه به آرای عمومی در انتخابات و ... نیز فرق های بین قبل و بعد انقلاب مشهود تر از ان است که منصفی نتواند آن را ببیند.

facenama

دیدگاه‌ها

سلام.. در مورد نظام سیاسی

سلام.. در مورد نظام سیاسی اسلام.... میشه این حکم یا اجازه نامه را که فرمودین دید؟ آیا این حکم یا اذن بصورت مکتوب و ممهور به مهر و امضاء خداوند هستش؟ یا اینکه توسط افرادی آسمانی یا مآمورین الهی این حکم برای کسی فرستاده میشود؟ و اگر چنین است چطور باید مطمءن شد که این حکم خداوند است؟ و یا اگر به شکل و گونه ای دیگر است لطفا" توضیح دهید؟و اگر هم کلا" به شکل حکم و مجوز نیست در اینصورت چطور طرف باید متوجه بشه که از خدا اذن داره... با سپاس فراوان.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
در ابتدا باید اشاره شود که قران وسنت وعقل همان چیزی است که شما از آن مهر وامضا ء خداوند یاد نموده اید در تبین مسله باید گفت :
حکومت، یکی از نیازهای اساسی بشر می‌باشد و قرآن به عنوان کامل‌ترین کتاب آسمانی، در زمینه تشکیل حکومت اسلامی دارای نظریه‌هایی ا‌ست تا به این نیاز اساسی انسان پاسخ گوید.شاید بررسی مفهوم نظام سیاسی (دولت) در قرآن یکی از مشکل‌ترین مفاهیم باشد؛ براساس این اندیشه از سوی شرق شناسان نیز شبهاتی مطرح می‌شود؛ بنابراین ضرورت دارد به دیدگاه قرآن در این زمینه پرداخته شود.
آیاتی از قرآن به ضرورت حکومت، عناصر آن، شبکه و مرزهای قدرت اشاره کرده است؛ یعنی عواملی که اسکلت حکومت را تشکیل می‌دهد.
بنابر دلایل عقلی و نقلی وجود حکومت امری ضروری است. با وجود دلایل عقلی قطعی مبنی بر ضرورت حکومت، نیازی به تعبد نیست؛ بنابراین آنچه از قرآن ذکر می‌شود، بیان ارشادی‌ است که مؤید دلایل عقلی ضرورت حکومت می‌باشد. آیاتی که به ضرورت حکومت اشاره می‌کند، چند دسته‌اند:
الف. آیاتی که به صراحت از تشکیل حکومت توسط مسلمانان سخن می‌گویند؛ همچنان‌که خداوند در آیه ۲۱۳ سوره بقره می‌فرماید: <مردم امت واحد بودند، خدا پیامبران را مبعوث کرد تا بشارت و انذار دهند، همراه آنان کتاب فرستاد تا بین مردم در مورد اختلاف‌هایشان به حق حکم کنند>.حکم کردن یکی از ارکان حکومتی است که قوه قضاییه عهده‌دار آن می‌باشد.
تشکیل حکومت علاوه بر وجود فردی به عنوان رهبر، به دو مؤلفه سرزمین و ملت نیز نیاز دارد؛از این رو،پیامبر اکرم (صل الله علیه وآله) به علت عدم وجود این دو مؤلفه در مکه اقدام به تشکیل حکومت نمی‌کند؛ اما پس از هجرت به مدینه شرایط برای تشکیل حکومت اسلامی فراهم می‌آید و بعد از وجود شرایط تشکیل حکومت است که افراد واجب الاطاعة در قرآن معرفی می‌شوند.
بنابراین بدون وجود حکومت چگونه می‌توان بین مردم حکم کرد؟ در این آیه تصریح شده است که همراه رسول خدا(صل الله علیه وآله) کتاب فرستادیم تا براساس آن بین مردم داوری کند و در آیات دیگر به نوع داوری نیز اشاره می‌کند، مانند <اگر حکم کردی پس بین مردم به عدالت حکم کن، خداوند حکم کنندگان به عدالت را دوست دارد> و <ای داوود! ما تو را در روی زمین خلیفه قرار دادیم پس بین مردم به حق داوری کن>. براساس این آیات و آیات دیگر، وجود حکومت عدالت پیشه ضروری ا‌ست تا انسان بتواند به رشد و کمال انسانی برسد.
ب. آیاتی که به صفات متصدی حکومت اشاره می‌کند: برخی آیات بیانگر صفات جسمی، علمی و معنوی متصدی می‌باشند؛ در این زمینه می‌توان به آیات ذیل استناد کرد:
۱. <پس آنان را به اذن خدا شکست دادند و داوود، جالوت را کشت و خدا به او فرماندهی رسالت و حکومت و حکمت داد>. از مفاد آیه چنین به دست می‌آید:
ـ کشته شدن جالوت به دست نیرومند داوود، افزون بر مقام رسالت، او را شایسته مقام فرماندهی جنگ و سلطنت کرد.
ـ ضرورت وجود حکومت از کلمه ملک استفاده می‌شود؛ زیرا ملک به معنای سلطنت می‌باشد.
ـ از صفات متصدی داشتن علم و حکمت است.
بر این اساس هم حکومت ضروری ا‌ست و هم فردی که در رأس آن قرار می‌گیرد، باید دارای شرایط بیان شده باشد.
۲. ﴿پیامبر بنی اسراییل به آن‌ها گفت﴾: <خدا طالوت را بر شما برگزیده و او را در علم و قدرت جسمی وسعت بخشید>. خداوند در جواب بنی‌اسراییل که به انتخاب طالوت برای رهبری اعتراض داشتند، چنین پاسخی می‌دهند؛ بنابراین داشتن قدرت جسمی کافی نیز از شرایط رهبری می‌باشد.
۳. یوسف گفت: <مرا سرپرست گنجینه‌های سرزمین‌های مصر قرار ده که نگه ‌دارنده و آگاهم>. این آیه و آیات دیگر مربوط به جریان حضرت یوسف(ع) ضرورت حکومت شخصی مدیر، مدبر و آگاه را بر جوامع انسانی به خصوص در مواقع بحرانی روشن می‌کند که در صورت محرومیت از چنین حکومتی، جامعه دچار ضررهای جبران ناپذیری می‌شود.
آیات ذکر شده علاوه بر بیان صفات متصدی حکومت، به طور ضمنی ضرورت وجود حکومت را نیز ثابت می‌کند.امامت نمونه عالی دولت اسلامی از دیدگاه شیعیان است. شیعیان معتقدند که خداوند امامان را برای اداره نظام سیاسی و هدایت جامعه اسلام بعد از رسول خدا(صل الله علیه وآله) برگزیده است.
۱. <ای کسانی که ایمان آوردید، از خدا اطاعت کنید و از پیامبر و اولی الامر خویش فرمان برید>. اطاعت در آیه فوق سه محور را بیان می‌کند: ۱. خدا؛ ۲. پیامبر(صل الله علیه وآله) ؛ ۳. اولی‌الامر.خداوند در این آیه بعد از وجوب اطاعت خویش، به وجوب اطاعت از رسول خدا(صل الله علیه وآله) اشاره می‌کند و آن را در ردیف اطاعت خود قرار می‌دهد. بحث امامت، از مباحث مطرح در بین شیعیان و از مختصات آنان می‌باشد. از آیه بیان شده چنین نتیجه گرفته می‌شود که اطاعت از <اولی الامر> واجب و در ردیف اطاعت از خدا و رسول خدا(صل الله علیه وآله) می‌باشد.
مصداق <اولی الامر> بر اساس شواهد عقلی و نقلی، امامان معصوم: و در عصر غیبت، ولی فقیه جامع الشرایط می‌باشد.
امام خمینی(قدس ره) معتقدند: <حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول‌الله(صل الله علیه وآله) است، یکی از احکام اولیه اسلام و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز، روزه و حج است. حکومت می‌تواند از هر امری، چه عبادی یا غیر عبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، تا زمانی که چنین باشد، جلوگیری کند>.
تصمیمات و رفتارهای نظام را می‌توان در سه محور نهاد تصمیم‌گیری، دامنه قدرت و جریان قدرت بررسی کرد.
خداوند در آیات فراوانی تصمیم‌گیری و رهبری جامعه را مخصوص پیامبران و جانشینان آنان می‌داند. از جمله در آیه ۵۹ سوره نساء سلسله مراتب نهاد تصمیم‌گیری را چنین بیان می‌کند: <ای کسانی که ایمان آوردید از خدا و پیامبر و اولی‌الامر خویش پیروی کنید>.بر اساس این آیه تصمیم‌گیری نهایی در امور مسلمانان با رسول اکرم (صل الله علیه وآله) و پس از آن حضرت، با ائمه: و جانشینان آن‌ها می‌باشد، اما در زمان غیبت معصوم(ع) به چه کسانی اولی‌الامر می‌گویند؟ بر اساس آرای اکثر علما، مصداق اولی‌الامر بعد از ائمه:، ولی فقیه جامع الشرایط می‌باشد.
بنابراین هرگاه مسلمانان شرایط را برای تشکیل حکومت مساعد دیدند، باید در این زمینه اقدام کنند. قرآن مختصات حکومت الهی را نیز ترسیم نموده و به همگان ارائه داده است. در حکومت الهی، رهبر اسلامی رأس قدرت است که در اداره امور جامعه و مسائل مورد نیاز، به تعامل با مردم می‌پردازد؛ یعنی در بطن حکومت، مردم سالاری دینی جریان دارد. مرزهای قدرت اسلامی نیز براساس اعتقادات تعریف می‌شود، اما مرزهای جغرافیایی دارای اعتبار و در فقه اسلامی دارای احکام خاص است.

با سلام هیچ کس منکر خوب بودن

با سلام هیچ کس منکر خوب بودن جمهوری اسلامی نیست.
اما امام خمینی(ره) به ما وعده حکومت عدل علی دادند.که اجرایی نشد.قول دادند ربا را از بانک ها حذف کنند.اما جنگ با خدا ادامه یافت
البته برای اصلاح سواحل ایران،رهبری جنگ ۸ ساله و غیره از ایشان ممنون بود خداوند این مومن را رحمت کند.

تصویر soalcity

سلام

سلام
رهبر به تنهایی نمی تواند کاری بکند، حتی اگر حضرت علی (ع) باشد. رهبر تنها زمانی موفق خواهد بود که راهنمایی و راهبری او، مورد توجه جامعه باشد و توده هایی در پی تحقق راهی باشند که او نشان می دهد.
چون خدا خواسته که سرنوشت امت ها با رفتار خودشان رقم بخورد.

آن کس که فرمانش را اجرا نکنند

آن کس که فرمانش را اجرا نکنند رایی نخواهد داشت. حتی اگر علی(ع) باشد.

نظرات