آیا انقلاب کردیم تا به جای دستبوسی شاه، دست آخوندها و امام را ببوسیم؟

کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر

اولا: فروکاستن اهداف انقلابی که دین را در جهان احیاء نمود، و مدل نه شرقی و نه غربی را تاسیس نمود، به رهایی از دست بوسی شاه، خود یک جفاست.

ثانیا: مقایسه شخص متکبر و مغروری چون شاه، با شخصیت عزیز و متواضعی چون امام، بسیار عجیب است.

شاه شخصی شیفته تملق و چاپلوسی بود که به عنوان نمونه یکی از دهها هزار، هرمز قریب از مدیر‌کل های وزارت دربار در نامه خود به او می‌نویسد: مراتب پرستش چاکرانه مرا به خاک پای مبارک بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاه تقدیم [می‌کنم.] پای مبارک علیاحضرت ملکه و والاحضرت شاهدخت شهناز را با کمال احترام می‌بوسم. و شاه نیز حتی به دست بوسی راضی نشده و زیر دستانش ناگزیر به پابوسی او بودند.

اما امام خمینی (ره) کسی بود که مکرر خود را خادم ملت معرفی می کرد، از جمله فرموده اند:

من با مردم ايران برادر هستم و خود را خادم و سرباز آنان مى‏دانم. (صحيفه امام، ج‏۵، ص ۳۵۴) من خادم شما هستم، من خادم ملت شما هستم. من آمده‏ام كه بزرگوارى شما را حفظ كنم. (صحيفه امام، ج‏۶ ،ص۴۹) من خدمتگزار شما هستم. من مى‏خواهم كه شما عزيز باشيد. من خدمتگزار ملت هستم. من مى‏خواهم ملت اسلام سربلند باشد، مستقل باشد (صحيفه امام، ج‏۶، ص: ۵۲)

کما اینکه تواضع و فروتنی ایشان در جای جای زندگی شان و کلماتشان دیده و شنیده شده است. ( اين جانب از دور دست و بازوى قدرتمند شما را كه دست خداوند بالاى آن است مى‏بوسم و بر اين بوسه افتخار مى‏كنم. صحيفه امام، ج‏۱۶، ص: ۱۴۳) و...

ثالثا: آنان که دست امام را می بوسیدند با نهایت عشق و علاقه این کار را می کردند. و از این کارشان تقرب به پیامبر مکرم اسلام (ص) را می جستند که در حدیث آمده است:  سر و دست كسي را نبايد بوسيد به جز رسول خدا ص, يا كسي كه با بوسيدن سر و دست او رسول خدا ـ صلّي عليه و آله ـ قصد شود. (الكافي ، ج‏۲، ص: ۱۸۵) اما آیا دست بوسی شاه، جز برای دنیا بوده است و آیا کسی می تواند تصور کند، بوسیدن دست شاه اسلام ستیز، تقرب به رسول خدا (ص) بوده است؟

رابعا: کسی که احوال شخصی امام در همان زمان دست بوسی ها را بنگرد، متوجه می شود با توجه به بیماری و ضعف جسمانی ایشان، همان نشستن جهت ملاقات و ... برای ایشان بسیار سخت بوده است و ایشان جز برای انجام وظیفه خود در ملاقات و پاسخ به عواطف مردم و ... این کار را نمی کرده اند.

خامسا: بعضی از امور مذموم در موقعیت خاص، ممدوح می شوند. و باید شرایط را درک کرد. پیامبر مکرم اسلام (ص) وقتی پس از صلح مکه برای اولین بار توانستند به زیارت خانه خدا بروند، به اصحاب خود دستور داده بودند که با گردنی افراشته طواف کنند، حال آنکه زمان طواف بهترین زمان برای تواضع و فروتنی است و این نبود، جز برای آنکه مشرکان مکه از تپه های اطراف به نظاره مسلمانان می پرداختند. و باید در مقابل دشمن، از خود اقتدار و ابهت نشان داد. پس درک امام در حالتی که رسانه های جهان او را نشان می دهند، و کشور در بین بحران های متعدد ناشی از شیطنت دشمنان خارجی است، باید متناسب با همان شرایط باشد.

به هر حال آنچه با اندک التفاتی فهمیده می شود، تواضع و فروتنی امثال امام بزرگوار بوده است که هرگز از حطام دنیا برای خود چیزی نخواسته اند.
 

کلمات کلیدی: 

facenama

دیدگاه‌ها

اگر معاویه کافر بود ونامسلمان

اگر معاویه کافر بود ونامسلمان چرا حسن ابن علی بااو بیعت کرد واگر نبود چرا بااوجنگ کرد

تصویر پاسخگوی تاریخی

با عرض سلام و ادب

با عرض سلام و ادب

طبق احکام اسلام کسی که شهادتین را بر زبان جاری کنید،حکم مسلمان بر او بار می شود،لذا معاویه هم مسلمان بوده و کسی نگفته اوکافر بوده است.هر چند اسلامش ظاهری بوده است. در مورد ماجرای صلح هم شرایط بگونه بود که امام حسن(علیه السلام) چاره ای جز صلح نداشتند و در واقع صلح بر آن حضرت تحمیل شده بود.

امام حسن با یزید بیعت نکرد

امام حسن با یزید بیعت نکرد بلکه با او قرارداد صلح امضا کرد و این دو موضوع با هم تفاوت دارند

تصویر پاسخگوی تاریخی

با عرض سلام و ادب

با عرض سلام و ادب

منظور شما معاویه است.

اجازه بدبد قانع نشم

اجازه بدبد قانع نشم

تصویر soalcity

سلام تنها کاری که ما می

سلام تنها کاری که ما می توانیم بکنیم، توضیح منطقی است. قانع شدن یا نشدن در اختیار انسان ها و تابع عوامل بسیار متعددی است.

سلام. به شما توصیه میکنم

سلام. به شما توصیه میکنم مطالبی که شهید مطهری پیرامون صلح امام حسن بیان کردند را مطالعه فرمایید. ان شاءلله مفید خواهد بود

در خصوص دستبوسی سوای اینکه

در خصوص دستبوسی سوای اینکه مافوق لایق این دستبوسی هست یا نه و آیا تکبر دارد یا خیر زیر دست دچار تحقیری میشود که این امر مذموم است. ناچارم علیرغم علم شما داستان مردم انبار و دویدن انها بدنبال اسب امام علی را یاداوری کنم که امام فرمودند اینکار زحمت است برای شما و بی فایده است برای من
اگر استدلالی از نوع پناهیان نداشته باشید که میخواهد حاضرجوابی یاد مردم انبار ۱۴۰۰ سال پیش بدهد!!!
انگار که میشود با مغلطه و سفسطه حق و باطل را جابجا کرد.

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

احترام نسبت به هر كس به ويژه عالمان ديني، هم حكم عقل است و هم حكم شرع. روايات نيز در اين باره بسيار است. احترام کردن عالمان با تقوا منافي با کرامت انساني ندارد ،گرچه الزامي نيست .
وقتي اصل اوليه احترام عالم ديني را بپذيريم، ضرورتي ندارد كه شيوه و نوع احترام چگونه باشد .مي توان با دست بوسي و يا بلند شدن و يا با نوعي ديگر ابراز احترام کرد .
اگر در روايت از دست بوسي عالم سخني گفته نشود‌، نمي توان گفت نبايد اين كار انجام گيرد، يا گناه است، مگر اينكه بدعت ديني باشد ؛ زيرا نمي توان گفت هر چيزي را كه دين يا روايت نگفته‌، پس حتماً اشكال دارد.
البته برخي روايات در اين موضوع وارد شده كه شايد استناد برخي براي اين عمل قرار گرفته باشد، مانند روايتي از امام صادق(ع): "سر و دست كسي بوسيده نمي‏شود مگر رسول خدا(ص) و يا كسي كه از او رسول گرامي اسلام اراده شود"(۱)
بر اين اساس شايد برخي به جهت اينكه عالمان فقهي، به پيامبر نسبت دارند، دست آنان را مي بوسند.
فقيهان شيعه و سني با توجه به اين روايات و با توجه به اين که بوسيدن دست پيامبر و امام و عالم عادل و پدر و مادر مؤمن و... نوعي احترام گذاري به آن ها است و در شرع هم نهي نشده ، بوسيدن دست و پاي پيامبر ، امام ، عالم ، حاکم عادل و پدر و مادر را جايز دانسته اند. البته برخي از عالمان اهل سنت مانند مالک روايات وارده را ضعيف دانسته ، حکم به کراهت داده ، ولي حکم به حرمت نداده ( يعني ايشان هم حرام نشمرده است).(۲)
پي نوشت ها:
۱. بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۷، ح ۳۵.
۲ . روضه الطالبين، النووي،ج۷،ص۴۳۴ و۴۳۸؛
رسالة إبن أبي زيد ، قيرواني ، ص ۶۹۸؛
الدر المختار ، حصكفي ، ج ۶ ، ص ۷۰۱؛
القواعد والفوائد ، شهيد الأول ، ج ۲ ، ص ۳۲۸.

موفق باشید.

نظرات