اگر حضرت علی ع جانشین پیامبر ص میشد، وضعیت امت اسلام پس از پیامبر (ص) چگونه رقم می خورد؟

 

برای جواب دادن به این سوال ، می توانیم به شیوه نقلی وارد شویم، یا به سراغ تحلیل برویم که ابتدا  گزاره هایی تحلیلی عرض میکنیم:

۱- ابوبکر در خلافت بسیار ضعیف عمل کرد تا آنجا که وقتی دفعه اول بر منبر نشست، نتوانست چیزی بگوید، و پس از افتضاح پایین آمد و علنی اعلام میکرد، شیطانی همراه اوست، که مسلمانان باید از او دوری کنند.

۲- بعضی می گویند ما باید مسلمان بودن خود را مدیون امثال عمر بدانیم که فتوحاتی انجام داده اند.
اما کسی که با اسلام آشنا باشد، می تواند بگوید این فتوحات اسلام را محدود کرد. چون اسلام با فتح قلوب پیش میرفت و همین شیوه در زمان پیامبر ص با سرعت زیادی در حال تحقق بود. و ثمره خشونت ، دوری بعضی قلوب از اسلام بود. کما اینکه قران می فرماید اگر پیامبر ص تند خو بود، مردم از دور او پراکنده می شدند ( ۱۵۹ آل عمران) و این دقیقا همان خصلت عمر بود.
علاوه بر آنکه سرعت فتوحات، طایفه ای از مسلمانان (مثل خوارج) ایجاد کرد که شناخت چندان دقیقی از اسلام نداشتند. و بعدها معضل بزرگی شدند.

۳- عثمان حتی شیوه دو خلیفه قبل خود را رعایت نکرد و آن قدر بیت المال را چپاول کرد، که مسلمانان به خلیفه کشی رسیدند و چند دستگی بین مسلمانان راه افتاد و تا مدتها فرقه عثمانی ها، بین مسلمانان اختلاف افکنی می کردند. و خود عثمان هم به دست مسلمانان در قبرستان یهودی ها دفن شد. (البته بعدها بقیع را آن قدر توسعه دادند که قبر عثمان هم به نوعی داخل قبرستان مسلمان ها محسوب شود.)

۴- خلفای سه گانه، از جهت علمی ، جایگاه چندانی نداشتند و در مناظرات یا سوالهایی که غیر مسلمانان مطرح میکردند، درمانده میشدند.

۵- بسیاری از سنت های پیامبر ص تحریف شد، تا جایی که بعضی گفتند جز شکل نماز چیزی باقی نمانده و ...

این لیست می تواند بسیار مفصل تر شود
اما همین مقدار نشان میدهد، چرا شیطان در روز غدیر ناله سر داد و ناامید شد اما در روز سقیفه پایکوبان شادمانی نمود.

و بهترین تعبیر همان است که حضرت زهرا س فرمودند که اگر امت به همان شکل عمل می کردند که پیامبر ص فرموده بود، دو نفر هم بر سر بحث خدا اختلاف نمی داشتند. (خطبه فدک)

در واقع با این انحراف از ولایت، آن مبنا و سنگ بنایی که رسول الله بنا نهاده بود، نه تنها تکمیل نشد بلکه ویران گردید.و حضرت علی ع پس از ۲۵ سال خانه نشینی، تازه باید با ثمرات خرابکاری های خلفا مواجه می شد.اما خرابکاری ها آن قدر گسترده بود، که اصلاح محقق نشد.

معاویه ای که عمر بر سر کار آورده بود و عثمان جای پایش را محکم کرده بود، با لشگر کشی، تمام قلمروی اسلامی را مورد تاخت و تاز و غارت قرار میداد.

طلحه و زبیری که با شورای ساخته شده توسط عمر، حس می کردند، می توانند کاندیدای پس از عثمان باشند و چنین توهمی در آنها رشد کرده بود، بیت المال بصره را غارت کردند و سربازان حکومت اسلامی را کشتند، تا آنجا که حضرت ناچار شد، به لشکر کشی به سمت بصره بپردازد.

گروهی که در اثر فتوحات مسلمان شده بودند و فهم درستی از اسلام نداشتند، طایفه خوارج را تشکیل دادند

و البته این تنها سه ماجرای بزرگ از ثمره خرابکاری های خلفای سه گانه بود.

حرام خواری گسترده، کار را به ایجاد کربلا رساند که امام حسین ع رمز نفهمیدن لشگر یزید را پر بودن شکم هایشان از حرام می فرماید.

بنایی که پیامبر ص برای تحکیم خانواده ساخته بود، با حرام کردم متعه و ... نسلی از زنا زادگان رقم زد ، که قاتل ائمه شدند.

بدعت ها آنچنان قوت گرفت که وقتی حضرت علی ع از نماز تراویح منع کرد، راه افتادند و با شعار واعمرا تظاهرات کردند.

کار تا ان جا خراب شده بود، که امیر المومنین ع لیست بلند بالایی از بدعت ها (كافی، ج ۸ ، ص ۵۸) را بر می شمارد و می فرماید اگر بخواهد آنها را اصلاح کند، هیچ کس ( جز عده محدود) پیرامون او نمی ماند و خلاصه اصلاح به شکست منتهی می شود و ....

 

facenama

نظرات