آیا «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک » از آموزه های زرتشت است ؟

 

قبل از هر چیز لازم است در مورد اصل انتساب این اصول به زرتشت مطالبی بیان کنیم و در ادامه یک نمونه از احکام زرتشتی که فاصله زیادی با این اصول دارد را بیان خواهیم کرد:

عبارت «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» یکی از شعارهایی است که عده‌ای از زرتشتیان به تازگی آنرا به عنوان شعار مذهبی خود بکار می‌برند و گاه آنرا به زرتشت منسوب می‌دارند و یا آنرا اندرز و فرمان زرتشت می‌نامند. در حالیکه این شعار نه تنها ارتباطی با زرتشت و تعالیم او ندارد، که برخلاف شکل و معنای ظاهری آن حتی دلالتی بر زندگی این‌جهانی و رفتار نیک آدمیان با یکدیگر نیز نمی‌کند.

این شعار ترجمه‌ای آزاد و ترکیبی خودساخته از سه اصطلاح مستقل و متمایز «هومَتَه»، «هوختَه» و «هوَرشتَه» است. این سه اصطلاح که در متون نواوستایی و پهلوی دیده شده، نام‌هایی است برای سه طبقه بهشت در دین زرتشتی و برای تخیلات و تصوراتی که از بهشت در آن اعتقادات مذهبی وجود دارد.

روان مرده پس از مرگ و پس از پاره‌پاره شدن جسمش توسط سگ (بنگرید به متن پهلوی «مینوی خرد») و پس از عبور از «چینوَد پل» (قابل قیاس با «پل صراط») به طبقه اول بهشت که هومته (ترجمه شده به پندار نیک) نام دارد، وارد می‌شود و در آنجا بلافاصله با یک جام شربت بهشتی به نام «زَرمیه رَئوغنَه» از او پذیرایی می‌گردد. سپس دوشیزه‌ای زیبا با پستان‌های برجسته و با خوشمزه‌ترین خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها به استقبال او می‌آید و به همین ترتیب روند تشریفات و پذیرایی‌های بهشتی با جزئیات دیگری در طبقات دیگر آن ادامه می‌یابد.

از طرف دیگر و در تضاد با سه طبقه بهشت، سه طبقه نیز برای جهنم وجود دارد. در متون زرتشتی، مراحل استقبال و پذیرایی(!) در این طبقات سه‌گانه جهنمی با دقت و جزئیات مفصل شرح داده شده است. این مراحل و توصیفات به اندازه‌ای آمیخته با واژگان و مفاهیم زشت و وحشتناک و چندش‌آور است که قلم و زبان از بیان آنها عاجز است (بنگرید به دوزخ و شکنجه‌های دوزخی در دین زرتشتی).(۱)

مطلب و نکته ی بعد که نشان دهنده فاصله بسیار زیاد شعار زرتشتیان با عمل و احکامشان است این است که زن؛ موضوع مزد، هديه و فديه قرار می گیرد! اين نكته‌اي است كه در اوستا نيز مانند ريگ‌ودا و اوپانيشاد، وجود دارد. در اين جا هم با زن به عنوان يك شيء و نه شخص برخورد مي‌شود. زن كالايي است كه مي‌تواند موضوع غرامت، هديه، مزد و ... قرار گيرد. مثلاً «اگر كسي سگ آبي را بكشد(كه مجازاتش بسيار سنگين و شامل ده هزار ضربه تازيانه و ده‌هزار ضربه‌ي چوب‌دستي است ... ) او بايد ده‌هزار مار بكشد، ده‌هزار سنگ‌پشت بكشد، ده‌هزار مور دانه كش بكشد، ده‌هزار كرم‌خاكي بكشد و او بايد پرهيزگارانه دختر دوشيزه‌‌ي مرد ناديده‌اي چون تاوان به روان سگ آبي، به اشون‌مردي بدهد.»[۷] يعني يكي از مجازات‌ها فديه دادن يك دختر باكره است!!!(۲)

پی نوشتها:

(۱). برای آگاهی بیشتر بنگرید به: تفضلی، احمد، مینوی خرد، چاپ سوم، تهران،۱۳۸۰؛ ژینیو، فیلیپ، ارداویراف‌نامه، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، تهران، انجمن ایران‌شناسی فرانسه در ایران، چاپ دوم ۱۳۸۲؛ میرفخرایی، مهشید، بررسی هادخت‌نسک، تهران، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۱؛ رضی، هاشم، دانشنامه ایران باستان، تهران، ۱۳۸۱، (ذیل مدخل‌های هومته و هوخته و هورشته).

(۲). ونديداد، فرگرد ۱۴، بند ۱ تا ۱۸، ص ۸۱۷ تا ص ۸۲۳.

facenama

دیدگاه‌ها

با عرض سلام و خسته نباشید

با عرض سلام و خسته نباشید
من امروز به یک مشکل شرعی برخوردم توی اینترنت سوالمو مطرح کردم سایت شما برام باز شد.مشغول گشتو گذار تو سایتتون بودم که چشمم به یه لینک افتاد به اسم <تاریخ ایران پیش از اسلام> برام خیلی جالب بود وقتی این لینکو باز کردم دیدم فقط تخریب فقط تخریب و فقط تخریبه و هیچ چیزی جز به چالش کشیدن ایران قبل اسلام ندارید.من به شخصه منکر تحولات ایران بعد اسلام نیستم کتاب های زیادیو راجع به تاریخ کشورم خوندم و آخریش کناب<خدمات متقابل اسلام و ایران> از <شهید مطهری> بود.به شما هم توصیه میکنم بخونید اینجا جا داره که دو نکته رو یاد آوری کنم:
۱.زرتشتی ها که در قرآن با لفظ مجوس ازشون یاد شده از نظر منابع اسلامی در زمره ی ادیانی اسمش به چشم میخوره که اهل کتابند و حتی در قرآن به این موضوع اشاره شده مثلا سوره ی حج آیه ۱۷ صراحتا به این موضوع اشاره میکند البته منکر این موضوع نیستم که بعد ها ممکنه یکسری تحریفات وارد این دین شده باشد ولی شما ظاهرا شمشیرتونو از رو بستین و خیلی یکطرفه قضاوت کردین
۲.تاریخ ایران پیش از اسلام خیلی گسترده تر از این دوتا مقاله ی خیلی خوردیه که شما تو سایتتون قرار دادین
در آخر ازتون خواهش میکنم یا بخش تاریخ ایران قبل اسلامو از توی سایت حذف کنید یا اینکه مطالبو به صورت صحیح و خارج از هر گونه تعصب بنویسید

تصویر پاسخگوی تاریخی

با عرض سلام و ادب

با عرض سلام و ادب

ایکاش لینک مقاله مورد نظر را هم ارائه می کردید.

طبق برخی روایات زرتشت پیامبری از پیامبران الهی بوده است و کسی حق اهانت و توهین به این شخصیت و دینش را ندارد.ولی باید دقت داشته باشیم که این دین بعدها دچار انحرافات فراوانی شده است.

با سلام

با سلام
به نظر من، این مطالب نمی تواند توهین محسوب شود زیرا ما به منابع باز مانده از ایران باستان احترام میگذاریم. اینها فقط بازگو کردن بعضی منابع دست اول است که به ما رسیده اند و دارای ارزش فراوان هستند. این که ما بگوییم چرا کورش بزرگ در کتیبه ی استوانه ای خود بارها از پرستش بت های «مردوک، بعل و نبو» سخن گفته و از کشتن پادشاه قبلی به جرم نپرستیدن بت بابلی سخن گفته یا بت ها را به بت کده ها برگردانده و دیگر احترام های بسیار به بت ها دلیل بر بی احترامی به کورش بزرگ نیست بلکه بازگو کردن یک مطلب کهن و درواقع یک کار تحقیقاتی علمی محسوب می شود چنان که کشتارها و شکنجه های وسیعی که داریوش آنها را در منطقه ی خود انجام داده را خودش در قسمت بابلی کتیبه ی بیستون نوشته و خود داریوش سفارش به بازگو کردن آنها کرده پس این بی احترامی به این پادشاه بزرگ نیست چنان که ما به هیچ کشورگشایی بی احترامی نمی کنیم بلکه کشورگشایانی چون چنگیز، کورش و داریوش، ناپلئون، هیتلر و یا پادشاهان رومی را فقط باید علمی مطالعه کرد نه با توهین.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
به طور کلی در این رابطه نکته های درس آموز امیر بیان باید مورد توجه قرار گیرد که از جمله
در خطبه قاصعه مى فرمايد:
خطبه ۲۳۴: و احذروا ما نزل بالامم قبلكم من المثلات بسوء الافعال و ذميم الاعمال فتذكروا فى الخير و الشر احوالهم و احذروا ان تكونوا امثالهم فاذا تفكرتم فى تفاوت حاليهم فالزموا كل امر لزمت العزه به حالهم و زاحت الاعداء له عنهم و مدت العافيه فيه بهم و انقادت النعمه له معهم و وصلت الكرامه عليه حبلهم من الاجتناب للفرقه و اللزوم للالفه و التحاض عليها و النواصى بها و اجتنبوا كل امر كسر فقرتهم و او هن متهم من تضاغن القلوب و تشاحن الصدور و تدائر النفوس و تخاذل الايدى...
بترسيد از عذابها و سختى هايى كه در اثر زشتكاريها و بدكرداريها به امتهاى پيش از شما رسيد و پيش آمدهاى آنان را در نيكى و بدى ياد آوريد و بر حذر باشيد از اينكه مانند آنان باشيد و هر گاه در تفاوت دو حالت نيك و بد ايشان انديشه كرديد، اختيار كنيد هر كارى را كه ايشان به سبب آن ارجمند گشتند و دشمنانشان دور گشت و تندرست ماندند و نعمت و آسايش بدست آوردند و بزرگوارى ريسمان ايشان را متصل كرد، مانند دورى نمودن از اختلاف و چسبيدن به الفت و ترغيب و سفارش درباره ى آن. دورى كنيد از هر كارى كه كمر پيشينيان را شكست و قدرتشان را سست نمود مانند دل به كينه ى يكديگر بستن و سينه را از دشمنى هم پر كردن و پشت كردن و پشت به يكديگر نمودن و يارى نكردن دستها يكديگر را.
همچنين در نامه يى به حارث همدانى مى نويسد:
نامه ۶۹: و صدق بما سلف من الحق و اعتبر بما مضى من الدنيا ما بقى منها فان بعضها يشبه بعضا و اخرها لا حق باولها.
از گذشته آنچه حق بوده است، تصديق كن و از گذشته ى دنيا براى باقيمانده ى آن، عبرت گير زيرا بعضى از آن مانند بعضى ديگر است و آخرش پيوسته به اولش مى باشد.
على "ع" در نامه يى به پسرش امام حسن "ع" مى نويسد:
نامه ۳۱: و اعرض عليه اخبار الماضين و ذكره بما اصاب من كان قبلك من الاولين و سر فى ديارهم و اثارهم فانظر فيما فعلوا و عما انتقلوا...
سرگذشت پيشينيان را بر دلت عرضه كن و آنچه به آنها رسيده است، به يادش آور و در منازل و آثارش كه از آنها باقى مانده، سير كن، پس ببين چه كردند و از چگونه منازلى انتقال يافتند؟
در قسمت ديگر اين نامه ى شريف، مى فرمايد: اى بنى، انى- و ان لم اكن عمرت عمر من كان قبلى- فقد نظرت به اعمالهم و بكرت فى اخبارهم و سرت فى اثارهم حتى عدت كاحدهم بل كانى بما انتهى الى من امورهم قد عمرت مع اولهم الى اخرهم فعرفت صفو ذلك من كدره و نفعه من ضرره.
پسركم! اگر چه من مانند پيشينيان عمر دراز نكردم ولى در كردار ايشان نگريستم و در سرگذشت آنها فكر نمودم و در آثارى كه از آنها باقى مانده است، سير كردم، چنانكه مانند يكى از آنها شدم بلكه به سبب آنچه از كارهاى آنها به من رسيده است، چنان شدم كه گويى از اول تا آخر با ايشان زندگى كردم و در نتيجه كارهاى خوب و پاكيزه ى آنها را از كردار زشت و تيره ى ايشان تميز دادم و سودش را از زيانش شناختم.
در قسمت آخر اين رساله مى فرمايد:
استدل على مالم يكن ما قد كان فان الامور اشباه و لا تكونن ممن لا تنفعه العظه الا اذا بالغت فى ايلامه، فان العاقل يتعظ بالادب و البهائم لا تتعظ الا بالضرب.
از آنچه كه مى بينى و اتفاق افتاده است، به آنچه كه نديده يى پى ببر و استدلال كن زيرا امور دنيا مانند يكديگر است، و از كسانى مباش كه موعظه و اندرز سودشان ندهد مگر اينكه آنها را زياد بيازارى، همانا خردمند، با ادب پند مى آموزد و چهارپايان جز با كتك پند نمى گيرند.

نظرات