چگونه مي‌توان یک رابطه را قطع کرد؟ مدتي است که هر روشی را دنبال میکنم نتیجه نمیدهد؟

 یک رابطه

ان شاء الله در ارتباط بعدی دقیقا نحوه شروع رابطه مستقیم و عواملی باعث کشش به این رابطه بدون ضمانت ازدواج اقدام کرده اید را مطرح کنید تا مشاوره بهتری داشته باشد.
به هر حال وابستگی وضعیت شناختی افراد را به هم ریخته و فرد وابسته فقط و فقط نقاط مثبت طرف مقابل را می بیند و وسوسه های خود را نمی تواند کنترل کند پس به طور کلی یک فرد وابسته یک فردی است که رگه های از وسواس و افسردگی در شخصیتش است حتی در سطوح بالا در کنار تکنیک های غیر دارویی تکنیک های دارویی هم باید فرد استفاده کند به هر حال بنده نمی دانم شما تا حالا چه کارهایی رابرای این عشق و یا به عبارتی وابستگی بی هدف انجام داده اید اما راهکارهای زیر به نظر مناسب است:

۱- سعی کنید در بیرون هیچ آثاری از ایشان را جلوی دید خود نداشته باشید مانند عکس شماره تلفن و یادگاری های و... و آنها را محو کنید.
۲- افرادی که در وضعیت شما قرار دارند به هیچ وجه نقاط منفی و بدی ها و آسیب هایی که از طرف مقابل متحمل شدن را نمی بینند و به همین دلیل علاقه و وابستگی آنها ثابت می ماند. شما با تهیه لیستی از نقاط منفی ایشان که شامل دروغ ها و عدم پایبندی و تعهد به عشق و علاقه و مشکلاتی که الان و بعد از ازدواج با ایشان برای شما ایجاد خواهد کرد را بنویسید و هر روز مرور کنید تا نگرشتان نسبت به ایشان منطقی تر شده و احساس ناراحتی و یا به عبارتی تنفر از ایشان ایجاد شود.
۳- درباره امتیازات این جدایی و خوبی های جدا شدن از ایشان نیز با خود فکر کنید و سعی کنید با خوشحالی از اینکه با ایشان ازدواج نکرده اید مطالبی را یاد داشت کنید.
۴ - در حال حاضر به هیچ وجه اقدام به ازدواج نکنید؛ زیرا ممکن است انگیزه انتقام جویی و یا با هدف بهتر شدن وضعیت روحیتان و نه با هدف عشق و علاقه منطقی این ازدواج صورت بگیرد پس سعی کنید حداقل دوماه با انجام این تکنیک ها افکار و تصاویر مربوط به ایشان را از ذهنتان پاک کنید به حدی که اصلا تصویر ذهنی ایشان را به خاطر نیاورید و بعد هم حتما با یک مشاوره برای کمک به یک ازدواج عاقلانه کمک بگیرید.
۵- سعی کنید بدون خود سرزنشی و مقایسه نقاط مثبت و خوبی های خودتان را فراموش نکنید و با نوشتن و مرور و نادیده و بی ارزش نکردن آنها به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
۶- انجام کارهایی مانند ورزش های دست جمعی ، تعاملات اجتماعی ، سرگرمی و تفریح و پرهیز از تنهایی بسیار مفید هستند و شما حتما گزارش از حال قبل و بعد از این تکنیک را باید با دقت ارسال فرمایید.
۷- ساعات و لحضاتی که شما ارتباط داشته اید بسیار وسوسه برانگیز خواهند بود مانند معتادی که ترک کرده مکان و زمان های مصرف در روزهای اولیه وسوسه انگیز بوده و ممکن است رفتاری مانند عصبانی شدن و تحریک پذیری و یا رفتن به طرف مصرف زیاد باشد بنابراین شما نیز باید با تغییر موقعیت فیزیکی و سر گرم شدن به یک کاری که عمدا در این ساعات در نظر خواهید گرفت و با آرام سازی ذهنی سعی می کنید با این وسوسه ها مبارزه کنید.
۸- هنگام هجوم افکار و تصاویر ایشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده و یا توجه و تمرکزتان را به چیزی جلب می کنید مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با یک فردی می شوید، باعجله از آن مکان را ترک می کنید، با روشن کردن تلویزیون سعی در تمرکز دیداری و شنیداری نسبت به نوع برنامه و حتی نوع لباس های مجریان و بازیگران و اسامی آنها می شوید.
۹- با افکار منفی و مأیوس کننده مبارزه کنید و پیش بینی منفی نسبت به آینده نداشته باشید.
۱۰ - شاید هفته اول به دلیل درگیر شدن با افکار اتوماتیک دچار نوعی استرس شوید ولی به مرور زمان افکاری که عادت داشتند همیشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهنتان شوند و حالتان را بگیرند با تکنیک های شما از اتوماتیک خارج شده و افکار جدید جایگزین می شود و در هفته های دوم و سوم افکارتان یک دست شده و تعارضی احساس نخواهید کرد.

facenama

دیدگاه‌ها

با دوست پسرم در خلوت کارهایی

با دوست پسرم در خلوت کارهایی که نباید میکردیم انجام دادیم،اوایل قصد ازدواج داشتیم ولی حالا من پشیمانم .جه کنم تا خدا این گناه بزرگ مرا ببخشد؟

تصویر شهر سوال

به نام خدا و با سلام و احترام

به نام خدا و با سلام و احترام؛ فرصت بازگشت به سوی خدا را به در این ماه عزیز و بخصوص در ایام و لیالی قدر مغتنم بدارید و ضمن توبه سعی در انجام واجبات و ترک محرمات داشته باشید. خداوند وعده فرموده در صورت توبه همه گناهان را میبخشد. موفق باشید

باسلام.بسری هستم۱۸ساله

باسلام.بسری هستم۱۸ساله
عاشق دختری شدم
اما ازمن سرد شده است.ارتباط جنسی نداشتین(درحد بوسه)غرورمو برای بازگشت شکستم
اما این بارآخر دیگه میخوام خودمم سردبشم
اینم بگم که خونواده ی من و مادر ایشون درجریان هستن.میخواستیم ازدواج کنیم
ولی..........
برای سرد شدن چکارکنم؟راه حل جدید بگین

تصویر شهر سوال

برادر ارجمندم سلام علیكم و

برادر ارجمندم سلام علیكم و خدا قوت
به نظرم اگه ایشون عزم و اراده داشته باشند، مقاله كامل است یا حداقل بنده چیز دیگری به ذهنم نمیرسه

سلام.

سلام.
من دختری ۱۵ ساله هستم و البته کاملا مذهبی و موتقد.نسبت به رابطه ی دوستی بین دختر و پسر بی میل و از گناهش مطلع بودم،اما چند ماهی است که نسبت به یک پسر علاقه ی شدیدی پیدا کردم،نزدیک به سه ماه با وجود اینکه میدانستم گناه است و عذاب وجدان داشتم با او تلفنی در ارتباط بودم.در حال حاضر رابطه را تمام کرده ام ولی نمیتوانم بر احساسات شدید قلبی و تمایلم به شروع دوباره غلبه کنم.واقعا در عذابم.

تصویر شهر سوال

با سلام و تشکر

با سلام و تشکر
لطفا تکنیک های ارائه شده در مطلب را عملیاتی کنید.

سلام من یه پسر ۱۵ ساله هستم

سلام من یه پسر ۱۵ ساله هستم عاشق یه دختر ترکمن شدم
خودم ازش شمارشو گرفتم دوست دختر خالمه...
خودم گفتم که دوسش دارم ..
اما حالا اعصابم خورده چون میبینم با پسرها حرف میزنه...
دختر خالش هم میگه دختر بدیه...
هر باری که دعوا کردیم قسم قران خورد و کلی التماس کرد ....
مامانم میدونه مامان اون هم تازه فهمید ولی کاملا مهربون گف دیگه اس نده از همه چیز خبر دارم...
حالا هم که گفتم فقط دوست معمولی باشیم اما کلی التماس میکنه ..
منم ادم دل رحمیم هرکار میکنه بازم میبخشمش تورو خدا بگید چیکار کنم واقعا خستم...

تصویر شهر سوال

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
خدمت شما عرض کنم عشق و علاقه و وابستگی موضوعی ایست که با توجه به رشد شخصیت افراد و سکب های دلبستگی والدین در انسان ها در سنین مختلف به وجود می آید . وابستگی باعث به وجود آمدن احساسات غیر منطقی و حساسیت های خاص نسبت به معشوق می شود.خداوند احساس و هیجان را به هدیه داده است تا در موضوعات منطقی و هدف دار و عاقلانه به کار ببریم ولی متأسفانه شما در این سنی ، سنی که می توانید برای آینده خود برنامه ریزی کرده و درس و تحصیل خود را با دقت ادامه بدهید و برای اینکه برای خود فردی مفید و کارآمدی برای جامعه باشید با فرو رفتن به باتلاق احساسات و هوا های بی ثمر و پشیمان کننده آینده خود را خراب می کنید کم نیستند افرادی که در سن ۴۰ سالگی از دوران نوجوانی و جوانی خود به چشم حسرت یاد می کنند و می گویند ای کاش زمانی که فرصت داشتم برای آینده ام پس انداز می کردم و فردی مفید برای خودم و دیگران می شدم تا الان مجبور به تحمل مشکلات زندگی نبودن ای کاش احساسات و عواطف خودم را آلوده به روابط و عشق های بی منطق و بی هدف نمی کردم تا الان احساس آرامش بیشتر و خوش بینی بیشتری در زندگی با همسرم داشتم. و ای کاش های دیگر . پس برای لحظه ای به خودتان بیایید و بگویید هدف من از این خرج کردن غیر منطق احساس چیست؟ آیا کسی که به راحتی شماره به من می دهد می تواند تعهد به من داشته باشد ؟ آیا با قول دادن فرد می تواند شخصیت خودش را عوض کند یا یک وعده توخالی ست؟ آیا این رابطه اگر هم قطع شود من نسبت به همسر آینده ای که در سن منطقی ازدواج(۲۳ به بالا) انتخاب خواهم کرد تأثیر نخواهد داشت آیا من بدبین نسبت به همسرم در آینده نخواهم شد؟ پس با یک تصمیم جانانه و نوشتن آسیب های سرمایه گذاری روانی و هزینه کردن های احساسی و هیجانی نابه جا رابطه را قطع کرده و خانه دل و ذهن خود را برای برداشتن قدم های بلند در زندگی آماده کنید قطعا خداوند نیز در این مسیری که با توبه عملی شما شروع شده همراه و کمک تان خواهد بود موفق باشید.

با سلام و خسته نباشید من

با سلام و خسته نباشید من دختری ۲۵ ساله هستم و در تهران دانشجو هستم مدتی پیش به دلیل کاری که پیش آمده بود با آقایی حدودا ۴۳ ساله آشنا شدم وپس از دو سه بار مراجعه کاری من به محل کار ایشان، این آقا به من پیام داد ابتدا در مورد کار و کم کم ابراز داشت که ازمن خوشش آمده و چون خواهر ندارد دوست دارد من جای خواهرش باشم وکمی از مسایل خانوادگی اش گفت از آن به بعد هرچه سعی کردم این آقا را متقاعد کنم که نمیتوانیم این رابطه را داشته باشیم قانع نشد حتی میگوید خانمم در جریان است و اگر دوست داری با او تماس بگیر. قسم میخورد که من فقط به تو به چشم خواهر نگاه میکنم. البته چندی پیش اعتراف کرد که خودش یک خواهر دارد و لی با آن قطع رابطه کرده. خلاصه هرچه میکوشم به او بفهمانم که این این کار او غلط است و نوعی خیانت! نمیپذیرد و میگوید تو فقط حکم خواهر را برای من داری و نمیتوانم فراموشت کنم. من هم طی این مدت به او علاقمند شدم ولی باور کنید خیلی کوشیدم وخیلی عذاب وجدان دارم و چون خودم زن هستم دوست ندارم زندگی زنی را ناآرام کنم اما چه کنم دست بردار نیست و جواب ندادن های من هم بی فایده بوده. از طرفی چون فرد مذهبی و معتقد است و تاکنون هم درخواست نابجایی از من نداشته خیلی سردرگم هستم که او واقعا چه فکری میکند؟میگوید فقط قصدم کمک به توست و تو جای خالی خواهر را برایم پرکن همین. واقعا خیلی سردرگمم احساس گناه رهایم نمیکند از طرفی هم میدانم که او واقعا مرا دوست دارد و دست بردار نیست لطفا راهنماییم کنید. سپاس فراوان

تصویر شهر سوال

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
خدمت شما عرض کنم که رفتارهای ما از دوبخش هشیار و ناهشیار تشکیل می شود و اگر بعضی وقت ها فکر می کنیم بعضی از رفتارهای ما از روی صداقت و سادگی است ولی روانکاوان و روان شناسان این را قبول ندارند که فردی از روی سادگی در یک شرایطی یک موضوعی را انتخاب یا رد کند لذا ما از شخصیت درونی شما و گذشته شما و سبک دلبستگی و وابستگی شما که از دوران کودکی شکل می گیرد با خبر نیستیم تا مشاوره بهتر و دقیق تری ارایه کنیم . همانطور که می دانید ما هیچ رابطه ای که بتوان دو نفر که از نظر ژنتیکی و ارثی از دی ان ای مشترک برخوردار نباشند را خواهر و برادر بدانیم قطعا یکی از روش های گول زدن خود و مخفی نگه داشتن انگیزه های ناهشیار تغییر مسیر احساس به یک احساس جامعه پسند و موافق با عرف و موافق با باوری که در ذهن داریم هست . قطعا آن فرد مذهبی از طرفی به دلیل نیازها و کمبودهای برآورده نشده و از طرفی به دلیل باور مذهبی و سرزنش کننده اخلاقی که دارد برای اینکه پاسخ به ظاهر قانع کننده ای داشته باشد و دچار عدم تعادل روحی در درون خود نشود خود و شما را فریبی ناهشیار داده است و به ظاهر به دنبال خواهر می گشته است در حالی بعدا مشخص شده است که خواهر هم داشته است در حالی اگر هم نداشت موضوع عوض نمی شد از طرفی وضعیت شما هم طوری پیچیده است به دلیل اینکه کسی که دوست ندارد با کسی رابطه برقرار کند با تغییر شما و عدم استفاده از تلفن همراه حتی با شکایت از طرف مقابل مانع رابطه می شود در حالی که شما به ظاهر برای قانع کردن و استدلال تراشی نا خود آگاه نیازهای خودتان را هم برآورده می کردید چون برای یک فرد ۴۰ ساله کاملا مشخص است و نیازی به اینکه شما اثبات کنید که یک دختر نا آشنا نمی تواند خواهر یک مرد نا آشنا شود و محال است که یک مرد نا آشنا بتواند برای یک دختر نا آشنا برادری کند پس در پس برده نیازهایی نهفته بوده که به تدریج در حال ارضا شدن بوده است . مشخص نیست آخر این راه به کدام نا کجا آباد خواهد رفت ولی به هر حال تنها احساس گناه کافی نیست و شما حتی نباید برای نگرانی از ترک ایشان و احساسات نا خوشایندی که در ترک برای شما پیش می آید این رابطه را ادامه دهید چون بعضی از افراد که وابسته هستند می گویند می دانیم که اشتباه می رویم ولی اگر از عوارض بعدی ترک می ترسیم لذا بیشتر به این رابطه بی نتیجه دامن می زنیم . برای ترک این رابطه به نکات زیر دقت فرمایید:
۱- با خودشناسی و خود آگاهی بیشتر به ریشه و عوامل این رابطه فکر کنید و سعی کنید نیازها و کمبودهای عاطفی خود را بشناسید و از مسیر مناسب برآورده کنید.
۲- هر وقت به جدایی و ترک این رابطه بی هدف فکر می کنید به نقاط مثبت و خوبی ها و روشن شدن مسیر بعداز تمام شدن غم جدایی هم فکر کنید و خود را تصور کنید که از این رابطه رها شدید و از غم و افسردگی هم رها شده اید و الان در حال زندگی و رشد مثبت هستید.
۳- آسیب ها و مضرات این رابطه را بنویسید و عزم خودتان را جدی تر کنید.
۴- تمام راه های ارتباطی خودتان را در بیرون قطع کرده و هنگام وسوسه های ذهنی و یاد آوری خاطرات ایشان با کنترل و مدیریت فکر و ذهنتان و مغشول شدن به یک کار عملی و یا فعالیت ذهنی این ساعات و دقایق استرس زا را پشت سر بگذارید.
۵- قدری خودتان را به جای همسر ایشان گذاشته و عدم تعهد و پایبندی این فرد را در ذهن آورده و فکر کنید که این بلا ممکن است به سر شما هم در صورت پیوند با ایشان بیاید.
۶- به دروغ گویی و فریبکاری ایشان نگاه کنید و سعی کنید تصمیم منطقی و فاصله گیری منطقی را در عمل و فکر شروع کنید. موفق باشید.

دختری ۳۰ ساله هستم. در این

دختری ۳۰ ساله هستم. در این مدت خواستگاران زیادی آمدند ولی محبت و عشق ۲ طرفه ای حاصل نشد. تا اینکه در یک کلاس هنری پسری روابط رمانتیک و عاشقانه نشان داد و من هم درگیر شدم. از همون اول بهش گفتم من دوست دخترت نمیشم هدف من فقط ازدواجه. اون نشون داد خوشحاله و میگفت نمیخوام تو را از دست بدم . ۱ سال به بهانه شناخت هفته ای ۱ بار همدیگه را میدیدیم. رفتارش جوری بود که میترسید کسی ما را با هم ببینه. حتی ا بار گفت به دوستم گفتم تو نامزد داری. رابطه راقطع کردم. هیچ علاقه ای هم بهش ندارم.ناراحتیم به خاطر بوسه ها و بغل کردن های اون در این مدت بود. راستش نجابت و وقار من در فامیلمون معروفه ولی این قضیه باعث شد از خودم خیلی بدم بیاد.

تصویر شهر سوال

با سلام و عرض تحیت

با سلام و عرض تحیت

موضوعی که به آن اشاره نمودید از دو بعد قابل بررسی است؛
بعد اخلاقی و دینی
بعد روانی

از بعد مذهبی ، باید دانست که تحت هیچ شرایطی بن بست وجو ندارد و همیشه پنجره ای رو به آسمان باز است که توبه نام دارد. فراموش نکنیم که خدای متعال ارحم الراحمین است و توبه کنندگان را محبوب خود می داند؛ " ان الله یحب التوابین " و هر گناهی را با توبه می بخشد؛ " ان الله یغفر الذنوب جمعیا ".

اما از بعد روانی لازم است به گونه ای با موضوع مواجه شوید که کمتر مورد آسیب قرار بگیرد. به این منظور پیشنهاد می شود؛

_ خطای صورت گرفته را مساوی با کل شخصیت خود ندانید. شخصیت شما ابعاد مختلفی دارد که در ۳۰ سال گذشته نشانه های آن بروز یافته. پس این خطا مساوی با همه ۳۰ سال گذشته نیست.اینکه دیگران شما را فردی با وقار می دانند، گویای این واقعیت است که قضاوت آنها مبتنی بر شواهد واقعی صورت گرفته است

_ هر فردی ممکن است دچار خطا شود. شما نیز از این قاعده مستثنی نیستید. آنچه که مهم است عبرت گیری از خطاها برای عدم تکرار آنهاست.

_ سعی کنید برای مدتی به صورت روزانه خاطرات مرتبط با این موضوع که شما از یادآوری آنها آشفته و ناراحت می شوید را با تمام جزئیات ممکن مکانی، زمانی و... روی صفحه کاغذ بنویسید، مرور کنید و سپس بلافاصله بسوزانید!

_ وقت خود را مدیریت کنید و با دنبال کردن علاقمندیها و ایجاد تنوع بیشتر در برنامه ها، از میزان فراغت و بیکاری کم کنید.

_ به تقویت ارتباط قلبی با خدای متعال، تفریح، مسافرت، ورزش و دیگر کارهای مفرح اهتمام بیشتری داشته باشید.

در پناه خدای متعال موفق باشید

سلام دختر۲۰ ساله هستم. سه

سلام دختر۲۰ ساله هستم. سه سالوچندماه با پسری دوستم ک خیلی صفات مثبت و خوب نسبت بپسرای دیگ داره از همه لحاظ سازگارهستیم و میدونم خیلی دوسم داره واثبات شده و خانوادهامون در جریانن. فقط یمشکلی ک داره از ازدواج میترسه یا هرچیز دیگ میگ ب ازدواج فک نکنیم هر چند وقت یبار فاز عوض میکنه یبار میگ ازدواج میکنیم و حرفشو میزنه یبار ک ی فاز دیگست میگه اصلا من نمیخوام ازدواج کنم و سن ۳۰ سالگی ازدواج میکنمو ازاین حرفا.هزار بارم گفتم من دوستیه بی هدف نمیخوام نمیخوام همینطوری دوس باشم... بنظر شما من چیکار کنم؟بنظر شما حرف ایشون مبنی بر اینکه تو رابطه ااصلا فکر ازدواج نکنیم فقط همینطوری فعلا باهم باشیم درسته؟لطفا زود جوابمو بدید

تصویر شهر سوال

باعرض سلام وتشکر

باعرض سلام وتشکر
خدمت شماعرض کنم ازدواج یکی از مهم ترین اتفاقاتی است که در زندگی هر انسانی ممکن است اتفاق بیافتد و بهتر است برای این اتفاق مهم و سرنوشت ساز با برنامه ریزی منطقی و به دور از احساسات زودگذر زندگی خود را از آسیب ها روانی دور مراقبت کرد. مشخص نیست شما سه سال بدون اینکه از وضعیت هیجانی و سبک تفکر و احساس طرف مقابلتان و برنامه و اهداف طولانی مدت برای زندگی مشترک اطلاع داشته باشید سرمایه گذاری روانی کرده اید . قطعا کسی که در تصمیم گیری در مورد انتخاب زندگی مشترک ناتوان است دچار مسایل و مشکلات و افکار اضطرابی و نا متعادلی شده است که خود ایشان بهتر به این تعارض آگاه بوده و برای حل این تعارض و تردید و ناتوانی در تصمیم گیری لازم است به مشاوره حضوری اقدام کند . بنابراین اگر ایشان به اجبار و با انگیزه ای غیر از عشق و انگیزه درونی زندگی وارد زندگی شود ممکن است هم شما و هم خودش و زندگی را دچار اختلال کند. پس اصرار شما و فشار شما در بیرون ممکن است ایشان را دچار تصمیمی بدون میل و رغبت درونی کند لذا شما بهتر است در بازه زمانی یک ماهه تکلیف خودتان و ارتباطتان را روشن کنید قطعا ماندن در این وضعیت مانند معلق ماندن بین آسمان و زمین است و قطعا شکننده و آسیب زا خواهد بود در صورتی که این تعارض حل شد و انگیزه کامل درونی در طرف مقابل به وجود آمد برای ثبات و پایداری هیجان در ایشان و پیشگیری از آسیب های احتمالی دوستی سه ساله باید هر دو به مشاوره پیش از ازدواج اقدام کنید در صورت عدم به وجود آمدن انگیزه بعد از یک ماه روش های مقابل با آسیب های ترک وابستگی را از طریق مشاوره فرا بگیرید و خود را از این سردر گمی آسیب زا و فرسایشی حفظ کنید موفق باشید.

سلام،خسته نباشید

سلام،خسته نباشید
خواهرمن۱۸سال داردوازسال پیش دانشگاهی درکتابخانه باپسری پشت کنکوری دوست میشود که ازهیچ نظرباهم جورنیستن وطی تحقیقات خانواده پسرنکات منفی وضداجتماعی زیادی داشتند
باخواهرم صحبت کردیم وبعدازکلی گریه وزاری گف رابطه زاقطع میکند
اماخیلی لجبازو گستاخانه باخانواده صحبت میکنه
الان چندماهی ازقطع رابطه ظاهری گذشته وماهنوزمشکوکدهستیم وخواهرمم دخترحرف گوش کنی نیس
پیشنهادشماچیست؟
ممنون ازوقتی ک گذاشتین

با سلام بهتر است شما ریشه این

با سلام بهتر است شما ریشه این ارتباط را از نظر روان شناختی پیدا کنید به هر حال کمبودها و نیازهای برآورده نشده در خانواده یکی از عوامل محرک رابطه در خارج از خانواده است و معمولا دخترانی که از محبت ، رفاقت و صمیمت و گفت و گوهای عاطفی ، بی بهره و یا کم بهره اند برای برآورده کردن و تخلیه و به آرامش رسیدن از روش های دوستی های نامناسب و پر ریسک استفاده می کنند بنابراین شما به جای استفاده از زور و رفتارهای پرخاشگرانه از روش هاییی مانند صمیمیت و دلسوزی ، همدلی و همراهی و همدردی باید استفاده کنید و سعی کنید ایشان را به این نتیجه برسانید که درکش می کنید ولی نگران آسیب های بدی به خودش هستید نه اینکه شما چون دوست ندارید ایشان نباید رابطه داشته باشند . موفق باشید.

با سلام

با سلام
پسری هستم ۱۸ ساله و با دختری دوست هستم ک از نظر رشته و سن یکی هستیم.
سال دومی هست ک قصد داریم کنکور بدیم...من به ایشون میگم هر دو هفته یک بار ۲ ساعت از هم خبر داشته باشیم ولی ایشون مخالف هستن و میگن یک سال رابطمون قطع باشه تا کنکور بدیم و رشته مورد علاقه مون رو بیاریم و باز رابطه رو از سر میگیرم...
حالا شما چی میگید؟
چه کنیم؟

لطفا توی سایت درج نکنید و از طریق جیمیلم بهم بگید...
مسئله شخصیه دیگه

منتظر پاسختون هستم
با تشکر

تصویر مشاور شهر سوال

دوست عزیز سلام، به شهر سوال

دوست عزیز سلام، به شهر سوال خوش آمدید. ابتدا این نکته را یادآور میشویم که پرسش و پاسخ در شهر سوال به شکل علنی و در فضای عمومی انجام میشود و پاسخگویان نمیتوانند به شکل خصوصی پاسخ کاربران را بدهند. در مورد رابطه شما با دختر خانم، با توجه به سن و سال شما و دختر خانم، به نظر نمیرسد شما تصمیمی برای ازدواج داشته باشید یا اگر چنین تصمیمی هم داشته باشید به نظر نمی رسد شرایط و امکان آن فراهم باشد. اما در مورد رابطه دوستانه شما طبیعتا وقتی اصل این ارتباط مورد تأیید ما نباشد، در مورد نحوه این رابطه یا ادامه آن نمیتوانیم توصیه ای داشته باشیم. ما همواره و به دفعات و مناسبتهای مختلف درپاسخ به دوستانتان این نکته را عرض کردیم که دوستی های پیش از ازدواج و روابط دوستانه دختران و پسران، تبعات و آسیب های مختلفی دارد که عمدتا به واسطه افت تحصیلی و یا ایجاد دلبستگی و وابستگی بین دختر و پسر و منتهی نشدن این رابطه به ازدواج پیش می آید. البته کفه ترازوی این آسیب ها بیشتر به سمت دختران است و پسران کمتر دچار مشکل می شوند. به همین خاطر به هیچ وجه ادامه این رابطه را توصیه نمی کنیم.
برای شما آرزوی موفقیت داریم.

وارد رابطه ای شدم ... به

وارد رابطه ای شدم ... به خواست طرف مقابل ... قبلا انسان شادی بودم و انگیزه داشتم اما الان چیزی خوشحالم نمیکنه احساس میکنم با دیگران رابطشو همونطور که با من شروع کرد همونجور رفتار میکنه ... کمی سرد شده ... بی دلیل ... میخوام پایان بدم ولی هر روز با هم سر و کار داریم ... قبلا شوخیهاش با من هر طور بود که احساس میکردم حسی به من داره حالا با دیگران اونطور شده ... مثلا میگه اگه کسی فهمید این رابطه رو خوب اونم بیاد اونو هم میبوسم یا ... من رد میشم یعنی منو نمیبینه ... خیلی پشیمونم میخوام مثل قبل باشم ... ولی هر روز باهم مجبوریم در ارتباط باشیم ... میخوام مثل قبل برام مهم نباشه ... میخوام برگردم به زندگی قبلم

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
قطعا شما وارد ارتباطات بی هدف شده اید که با ارزش ها و تفکرات شما در تضاد است این برای شما ارزش بالایی دارد که طرف مقابلتان احساسات و عواطف خودش را که از ابتدای با خواست خودش تصمیم گرفته که برای شما باشد نسبت به این تعهد و وفاداری و امانت داری دچار لغزش شود . به هر حال شخصیت این فرد طوری است که تعهدی نسبت به شما و انتظارات شما ندارد و این باعث آزار شما شده است . البته جای تحلیل و روان کاوی بسیار زیادی دارد که چه چیزی باعث شده شما بدون هیچ ضمانت قانونی و حقوقی و اخلاقی وارد رابطه با فردی شده اید قطعا اگر از همان اول شروع رابطه و علاقه مندی با خودکنترلی و خویشتن داری بدون درگیر شدن احساسات و عواطف از ایشان می خواستید رسما اقدام کند و شما تحقیقاتی دقیق از گذشته ایشان و روابط و بیوگرافی ایشان و خانواده داشتید و حتی یک آزمایش شخصیت هم با همدیگر می رفتید و اگر در این فرایند مشخص می شد که ایشان هیچ حد و مرزی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ندارند به دلیل اینکه وابستگی ندارید کاملا توانایی قطع کردن ارتباط را داشتید متأسفانه شما اول وابسته شده اید و بعد به رفتارهایی که شما دوست ندارید و در ایشان هست نگاه می کنید و برایتان مهم شده است در حالی که این ویژگی شخصیتی غیر قابل تعویض و تغییر در ایشان از قبل بوده است . برای اینکه به زندگی قبلیتان برگردید ابتدا باید انگیزه درونی خودتان را بالاببرید مثلا آسیب هایی که الان و در آینده در این رابطه به شما می رسد را به صورت دقیق و جزیی بنویسید به عبارت دیگر با خود بگویید چرا من باید به حالت قبلم برگردم دلایل را بنویسید و به صورت دقیق و جزیی و هر روز مرور کنید. از طرفی مزایا و امتیازات برگشت را باید به صورت دقیق و جزیی بنویسید و به مدت یک هفته روزی یک ساعت مرور کنید . برای این خلأ و افسردگی ناشی از قطع وابستگی باید برنامه ریزی داشته باشید چون چاله ای که در شخصیت خودتان ایجاد کرده اید باید با موضوعات هیجانی جایگزین شود برای کاهش وابستگی های بی هدف هم به راهکارهای زیر توجه فرمایید:
سعی کنید در بیرون هیچ آثاری از ایشان را جلوی دید خود نداشته باشید مانند عکس شماره تلفن و یادگاری های و... و آنها را محو کنید.
۲- افرادی که در وضعیت شما قرار دارند به هیچ وجه نقاط منفی و بدی ها و آسیب هایی که از طرف مقابل متحمل شدن را نمی بینند و به همین دلیل علاقه و وابستگی آنها ثابت می ماند . شما با تهیه لیستی از نقاط منفی ایشان و مشکلاتی که الان و بعد از ازدواج با ایشان برای شما ایجاد خواهد کرد را بنویسید و هر روز مرور کنید تا نگرشتان نسبت به ایشان منطقی تر شده و احساس ناراحتی و یا به عبارتی تنفر از ایشان ایجاد شود
۳- درباره امتیازات این جدایی و خوبی های جدا شدن از ایشان نیز با خود فکر کنید و سعی کنید با خوشحالی از اینکه با ایشان ازدواج نکرده اید مطالبی را یاد داشت کنید.
۴ - در حال حاضر به هیچ وجه اقدام به ازدواج نکنید زیرا ممکن است انگیزه انتقام جویی و یا با هدف بهتر شدن وضعیت روحیتان و نه با هدف عشق و علاقه منطقی این ازدواج صورت بگیرد پس سعی کنید حداقل دوماه با انجام این تکنیک ها افکار و تصاویر مربوط به ایشان را از ذهنتان پاک کنید به حدی که اصلا تصویر ذهنی ایشان را به خاطر نیاورید و بعد هم حتما با یک مشاوره برای کمک به یک ازدواج عاقلانه کمک بگیرید.
۵- سعی کنید بدون خود سرزنشی و مقایسه نقاط مثبت و خوبی های خودتان را فراموش نکنید و با نوشتن و مرور و نادیده و بی ارزش نکردن آنها به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
۶- انجام کارهایی مانند ورزش های دست جمعی ، تعاملات اجتماعی ، سرگرمی و تفریح و پرهیز از تنهایی بسیار مفید هستند و شما حتما گزارش از حال قبل و بعد از این تکنیک را باید با دقت ارسال فرمایید.
۷- ساعات و لحضاتی که شما ارتباط داشته اید بسیار وسوسه برانگیز خواهند بود مانند معتادی که ترک کرده مکان و زمان های مصرف در روزهای اولیه وسوسه انگیز بوده و ممکن است رفتاری مانند عصبانی شدن و تحریک پذیری و یا رفتن به طرف مصرف زیاد باشد بنابراین شما نیز باید با تغییر موقعیت فیزیکی و سر گرم شدن به یک کاری که عمدا در این ساعات در نظر خواهید گرفت و با آرام سازی ذهنی سعی می کنید با این وسوسه ها مبارزه کنید.
۸- هنگام هجوم افکار و تصاویر ایشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده و یا توجه و تمرکزتان را به چیزی جلب می کنید مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با یک فردی می شوید، باعجله از آن مکان را ترک می کنید، با روشن کردن تلویزیون سعی در تمرکز دیداری و شنیداری نسبت به نوع برنامه و حتی نوع لباس های مجریان و بازیگران و اسامی آنها می شوید.
۹- با افکار منفی و مأیوس کننده مبارزه کنید و پیش بینی منفی نسبت به آینده نداشته باشید.
۱۰ - شاید هفته اول به دلیل درگیر شدن با افکار اتوماتیک دچار نوعی استرس شوید ولی به مرور زمان افکاری که عادت داشتند همیشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهنتان شوند و حالتان را بگیرند با تکنیک های شما از اتوماتیک خارج شده و افکار جدید جایگزین می شود و در هفته های دوم و سوم افکارتان یک دست شده و تعارضی احساس نخواهید کرد.
۱۱- با خودتان آشتی کنید و خودتان را دوست داشته باشید و اگر شخصیت مهر طلب دارید به این لینک مراجعه کنید:
http://www.moshaverfa.com/1393/12/01/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%.‎.‎.‎موفق باشید .

از دقت نظر و الطافتون ممنونم

از دقت نظر و الطافتون ممنونم

سلام دختري ۲۰ساله ام توبچه گي

سلام دختري ۲۰ساله ام توبچه گي سن ۱۴سالگي از سر نادوني با يكي دوست شدم فاصله سنيمون۵ سال اون موقع نميدونستم ي ۳يا۴باري بغلم كرد وبوسم ميكرد من هربار عذاب وجدان داشتم واز خداي خودم خجالت ميكشيدم تا ي چند روزي باهاش سر سنگين ميشدم اما بعدش دوباره باهم عادي ميشديم تو اين مدت هروقت منو ميديد گوشيمو چك ميكرد ي۳تا نميدونم يا شايدم۵تا دستش عكس پوشيده با مانتو شال دارم ك خودش از گوشيم برده من هرچي بزرگ تر شدم احساسم نسبت بهش كمرنگ تر شد والان كاملا نه تنها ازاون ازخودمم متنفرم از خداي خودم خجالت ميكشم ك جلوش نماز بخونم كاهل نماز شدم از پارسال عيد همش من ساز جدايي زدم اما اون قبول نميكرد از خانوادم ك بهم اعتماد داشتن خجالت ميكشيدم اما اون همش تحديد ميكنه ك اگ ازش جدا بشم زنگ ميزنه خونمون ك انجامم داد ومن از ترس هربار گوشي واز برق ميكشيدم بيرون بعدش با عكسام تحديد كرد به حدي ك باعث شد ۵روز بي علت بيوفتم بيمارستان ك آخرشم گفتن بخاطر استرس زيادي الان يك سال ونيم من از ترس خواب وخوراك ندارم بابام خيلي متعصب نسبت به اين مسائل اگ بفهمه ديگ درس ودانشگاه بايد بيخيال بشم چند تا خواستگار خوبم داشتم ك بخاطر تحديداي اون ردشون كردم رفتن ديگ واقعا از زندگي كردن بزور خسته شدم ميدونم اشتباه بزرگي كردم الان حدودا يك ماه جوابشو ندادم اما اون دست بردار نيست خانوادمم طوري نيستن ك با اين مسئله كنار بيان نميتونم باهاشون درميون بزارم توروخدا كمكم كنيد

به نام خدا

به نام خدا
وضعیتی که بیان کردید برای دختری با سن شما و حساسیتهای موجود خانواده وضعیت ناراحت کننده ای است ولی نسبت به حل مسئله باید عرض کنم که آنچه به رابطه شما و خداوند متعال مربوط میشود، به بخشندگی خداوند متعال امیدوار هستیم و ان شالله با تصمیم قاطع شما برای ترک گناه و ابراز توبه به درگاه الهی، مشمول عفو باری تعالی قرار خواهید گرفت.
اما نسبت به تهدیدهای فرد مزبور توصیه من این است که حتما با مرکز تلفنی پاسخگویی مرکز ملی (۰۹۶۴۰۰) تماس بگیرید چرا که برای حل مسئله نیاز به اطلاعات بیشتری از موضوع است که مشاور از شما خواهد پرسید
با همین اطلاعات موجود، بیان این نکته را هم لازم میدانم که در چنین شرایطی ترس از آبرو ممکن است باعث پیش رفتن بیشتر در اشتباه شود بنابراین به این نکته توجه کنید که تن دادن به درخواستهای غیر انسانی و غیر شرعی، به علت ترس از بی آبرویی مشکل را حل که نمیکند، موجب صدمات بیشتر هم خواهد شد و این همان چیزی است که فرد خاطی میخواهد و از این ترس شما به نفع خود استفاده میکند
توصیه میکنم با وکیل مشورت کنید و شرایط را توضیح بدهید و به لحاظ حقوقی مطمئن شوید که روش مقابله حسابشده و قانونی با چنین فردی چیست و در صورت ادعاهای نابجا، چطور باید برخورد قانونی داشته باشید با این مشاوره جوانب امر به خوبی روشن میشود و از ترس های بی مورد نجات پیدا خواهید کرد.
نکته دیگر اینکه یادتان باشد که به غیر از مشاور، نیازی نیست که تمام ماجرا را که از چه سنی اتفاق افتاده است و .... برای کس دیگری مطرح کنید (اگر کار به جایی کشید که ناچار به تعریف مسئله شدید).
و فکر نکنید که به بهانه اینکه صادق باشید باید تمام هست و نیست را برای کسی به جز مشاور بگویید. چون این بیان مشکلی را حل نمیکند و سوء تفاهمات را نسبت به شما بیشتر و بیشتر خواهد کرد لذا باید سنجیده و به اندازه صحبت کرد.
این مطالب را برای این عرض میکنم که از ترس اضافه راحت بشوید و نگرانیتان باعث مشکلات تازه نشود. به خصوص در شرایطی که به راحتی میتوانند با حک کردن به اطلاعات عکس و غیره دست پیدا کنند.
برای بقیه گفتگو شما را به مرکز تلفنی ارجاع میدهم کد بنده ۹۰۳۰ است

سلام من بیست و چار سالمه

سلام من بیست و چار سالمه دوبار شکست عشقی شدید خوردم و یبار هم تا حد خودکشی رفتم دوسال پیش تصمیم گرفتم دیگه هیچ کس وارد زندگیم نشه مهرماه با پسر همسایمون که اولین نفر بود بم پیشنهاد داده بود منم بخاطر اینکه آشناست قبول نکرده بودم نمیدونم جطور شد حرف زدم و از موقع با هم دوستیم تریبا پنج ماه میشه میگه میاد خاستگاری وقتی کارش جور شد پسر بدی نیست مامان من و اون میدونه ولی من گاهی زیادی بش شکاک میشم و گاهی اون ازم سرد میشه میخام فراموشش کنم چون فک میکنم باهاش خوشبخت نمیشم من لیسانسم اون دیپلم خیلی ساده است بد نیست ولی من شک میکنم و احساس میکنم خوشبخت نمیشیم تروخدا راهنماییم کنین من یبار هم طاقت شکست ندارن

به نام خدا

به نام خدا
با سلام
تجربه مشاوره های ازدواج و همچنین تحقیقات در این حوزه نشانگر این است که عالم دوستی با ازدواج متفاوت است و به جرأت میتوان گفت که این تفکر که دوستی قبل از ازدواج موجب شناخت بهتر میشود، اشتباه است. دلایل بسیاری برای این موضوع هست که مهمترینش این است که در عالم دوستی انتظارات و توقعات و مسئولیتها کاملا متفاوت است از زندگی زناشویی، لذا وقتی قرار میشود دوستی به ازدواج ختم شود، ناخودآگاه روابط دچار مشکل میشود. و نکته مهمتر اینکه عدم اعتماد گریبانگیر طرفین میشود.
توجه داشته باشید تمام نکاتی که عرض کردم مربوط به وقتی است که طرفین در معیارهای کلیدی با هم توافق دارند و فقط جهت آشنایی با هم دوست میشوند. ولی اگر در گزینه های دیگر مسئله داشته باشند که مشکلات خیلی بیشتر خواهد بود
طبق آنچه من در مشاوره های پیش از ازدواج آموخته ام، توصیه میکنم رابطه دوستیتان را تمام کنید و مهلت بگذارید برای اقدام ایشان جهت خواستگاری و در غیر این صورت اصلا توصیه به ادامه ارتباط به امید ازدواج نمی شود چرا که شما روز به روز وابسته تر میشوید و رابطه سردتر و بلاتکلیفی بیشتر میشود.
در صورتی که تمایل دارید با مشاوره تلفنی مرکز ملی پاسخگویی تماس بگیرید تا نکات تکمیلی خدمتتان عرض شود کد بنده ۹۰۳۰ می باشد.
موفق باشید

با سلام دوباره ممنون میشم

با سلام دوباره ممنون میشم جواب سوال منو زود بدین واقعا نیاز به راهنمایی دارماین روزها برام خیلی سخته

تصویر مشاور شهر سوال

ضمن عرض خوش آمد گویی و پوزش

ضمن عرض خوش آمد گویی و پوزش از شما خواهر گرامی، به اطلاع می رساند سوالات وارد شده به ترتیب زمانی پاسخ داده میشوند. طی یک ماه گذشته به دلیل ازدحام سوالات و تعطیلات سال نو، سوالات با تأخیر بیشتری پاسخ داده خواهند شد.
از شکیبایی شما سپاسگذاریم.

باسلام- من جدود ۳ سال پیش با

باسلام- من جدود ۳ سال پیش با یک دختری ک توو ی شهری دور از شهر محل سکونتم بود اتفاقی آشنا شدم. بعد ار گدشت ۸ ماه فهمیدم ک همه چیز زندگیشو به من دروغ گفته اما اینقدر خواهش و التماس کرد که حاضر شدم دوباره به رابطه تلفنیم باهاش ادامه بدم. ۶ ماه بعد از اون جواب کنکورش اومد و قبول شد و اومد مشه بخاطر من (شهری مجل سکونت من). الان نزدیک ۲ سال ک مشهده و دیکه خانواده من و اون از این رابظه خبر دارن و قراره ازدواج کنیم اما من از قیافه و تیپش اصلا خوشم نمیاد و تا الان هزار بار اینو بهش گفتم اما هر بار با التماس اون ادامه میدم. و الانم حس میکنم دیکه نمیشه تمومش کنم اما واقعا احساس خوبی ندارم از در کنارش بودن!من چیکار باید بکنم؟ آیا هنوزم میشه تمومش کرد؟ واقعا دارم عذاب میکشم. هر کار کردم نتونستم از خودم جداش کنم.

تصویر مشاور شهر سوال

با عرض سلام خدمت شما کاربر

با عرض سلام خدمت شما کاربر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
رابطه ای که از ابتدا سنگ بنای آن اشتباه و غلط بنانهاده شده نباید ادام میدادید. خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج.
از ابتدا رابطه و دوستی غلط، بعد فهمیدید ایشان مدتها به شما دروغ میگفته و باز ادامه دادید، رابطه را تا جایی ادامه دادید که خانواده ها م مطلع شدند و قرار ازدواج گذاشته اید!!!
اکنون چطور پس از این همه مدت در مورد قیافه و ظاهر او چنین قضاوتی میکنید و ابراز نارضایتی و عذاب دارید؟؟؟
واقعا عجیب است.
اگر هنوز عقد و عروسی انجام نشده، خیلی رک و پوست کنده باید خیلی جدی و سریع این مشکل را با خانواده ها در میان بگذارید و این مسئله را تمام کنید. در غیر اینصورت بهتر است به جای این افکار منفی به جنبه های مثبت آن بیاندیشید. البته ایراداتی هم شاید در همه ما باشد که قطعا بسیاری از آنها قابل رفع است. در این صورت شما بهتر است به صورت مداوم جلساتی با یک مشاور به شکل حضوری داشته باشید تا به شما در کنارآمدن با این موقعیت کمک کند.
در نهایت باید گفت: چرا عاقل کند کاری ... که باز آرد پشیمانی؟
برای شما آرزوی سلامت و خوشبختی داریم.

سلام من پسری ۱۹ ساله هستم یک

سلام من پسری ۱۹ ساله هستم یک سال پیش با یک پسر هم سن خودم اشنا شدم وبعدمدتی فهمیدم بیتربیت هست وشاخ شده وادم بدی دوبار ارتطابتمو باهاش قطع کردم ولی دست برنمیداره وهمش اذیت می کنه ومن مجبور به کتک کاری طرف شدم ولی الن دست برنمیداره چیکارش کنم لطفا کمکم کنید حتی کتک کاریم کار در حد خیلی بدی انجام شد ولی بازم دست برنمیداره حاظرم هر کاری کنم فقط شرشو کم کنه تو زندگیم

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

انسان براي اينكه بتواند به زندگي مطلوب برسد بايد در اين مسير دوستاني انتخاب كند كه معاشرت با آنها انسان را متوجه خداوند متعال نموده و او را به حق و حقيقت نزديك سازند. «امام صادق(ع) از حضرت مسيح(ع) نقل مي‌كنند:
حواريون حضرت عيسي(ع) به ايشان عرض كردند: يا روح الله با چه كساني همنشيني و دوستي كنيم؟ حضرت در جواب فرمودند: با شخصي همنشيني كنيد كه سه ويژگي داشته باشد: ۱ـ ديدن او تو را به ياد خدا بياندازد. ۲ـ سخن او علم تو را بيشتر كند ۳ـ عمل او تو را به آخرت ترغيب كند»[مجلسي، محمد تقي؛ بيروت، دارالوفاء، ۱۴۰۴ق، ج۶۷، ص۳۲۲]

عدم دوستي با چند گروه:
با افراد نااهل نبايد رفيق و هم‌نشين شد؛ چرا كه اينگونه افراد انسان را از مسير كمال خارج مي‌كنند. در اينجا به برخي از این افراد اشاره مي‌شود:
الف‌ـ افراد دروغگو: كسي كه باطل را حق جلوه مي‌دهد و حق را باطل مي‌نماياند به هيچ اصولي پاي‌بند نيست و انسان نمي‌تواند به او تكيه‌ کند. امام سجاد(ع) درباره مصاحبت و رفاقت نكردن با دروغگو به فرزندش امام محمد باقر(ع) مي‌فرمايند: «با دروغگو رفاقت نكن، زيرا دروغگو مانند سراب است تو را فريب مي‌دهد، دور را نزديك و نزديك را دور معرفي مي‌كند.»[۲۴]
ب‌ـ فاسق و بدكردار: فرد فاسق، پيمان‌شكن است و قولي كه مي‌دهد اعتبار ندارد. «فاسق، گفتار و كردارش ناسازگار است و اصل حرف زدن و عمل نكردن از خصوصيات فرد فاسق است.»[۲۵]
امام سجاد(ع) به فرزندش درباره فاسق مي‌فرمايند:
«فردفاسق و بد كردار، تو را با اندك چيزي حتي يك لقمه خواهد فروخت. اگر انسان با فرد فاسق دوست باشد در شرايط سخت و ناگهاني، انسان را تنها خواهد گذاشت و بهتر آن است كه از ابتدا با اين‌گونه افراد طرح دوستي نكنيم.»[۲۶]

ج‌ـ بخيل: فرد بخيل تنها به خودش فكر مي‌كند و اگر با فردي دوست شود به اين خاطر است كه به خواسته‌هايش برسد نه اينكه خدمتي كرده باشد. امام سجاد(ع) درباره دوستي نكردن با بخيل مي‌فرمايند: «از دوستي با بخيل بپرهيز. زيرا وقتي كه به كمك او نيازمند باشي كمك نمي‌كند و تو را خوار مي‌كند.»[۲۷]
دـ نادان: دوست نادان به سبب جهلش، وقتي مي‌خواهد سودي برساند چون راه را نمي‌شناسد جز ضرر چيزي عايد انسان نمي‌ کند و رفته رفته طرفش را به طرف نادانيش كه تاريكي محض است مي‌كشاند. «امام صادق(ع) مي‌فرمايند: از دوستي با نادان بپرهيز. زيرا هرچه به دوستي با او خوشحال‌تر باشي خطر زيان رساندن او به سبب حماقتش به تو نزديكتر مي‌باشد.»[۲۸]
هـ ـ چاپلوس: چاپلوس كسي است كه به انگيزه ترس يا طمع، برخلاف عقيده باطني خود، لب به تمجيد اين و آن مي‌گشايد و مي‌كوشد عمل نادرست خود را درست و حقيقي جلوه دهد و اصرار مي‌ورزد تا ديگران را در اين روش هم‌رنگ و هم عقيده سازد.
حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: «با چاپلوس رفاقت نكن كه او با چرب‌زباني تو را اغفال مي‌كند، كار نارواي خود را در نظرت زيبا مي‌نمايد و دوست دارد كه تو نيز مانند او باشي.»[۲۹]
‌ي‌ـ خائن، سخن‌چين و ستمگر: چنين افرادي انسان رابه تباهي مي‌كشانند و جز ضرر و زيان چيزي نمي‌رسانند. امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «با خائن و سخن‌چين و ستمگر طرح دوستي و رفاقت مكن و از آنها كناره‌گيري كن. زيرا كسي كه به خاطر تو به ديگري خيانت كند، روزي به تو نيز خيانت خواهد كرد و كسي كه به خاطر تو به ديگران ظلم كند، به تو نيز ظلم خواهد كرد و كسي كه از ديگران نزد تو سخن‌چيني كند، عليه تو نيز نزد ديگران سخن‌چيني خواهد كرد».[۳۰]

اما پاسخ اصلی شما:

خاتمه دادن به رابطه‌ای ناسالم، کار آسانی نیست. بخصوص زمانی که رابطه، مدت زمان زیادی به طول انجامیده باشد. اگر تصمیم‌گیری برای پایان دادن این رابطه، دوطرفه باشد، باز هم آسان‌تر از زمانی است که یکی از طرفین، تصمیم می‌گیرد جدا شود و رابطه را قطع کند. در هر حال، در چنین روابطی، جدا شدن، سالم‌ترین تصمیمی است که می‌توان گرفت. اصول و مراحل زیر کمک می‌کند تا چنین تصمیمی بهتر و راحت‌تر انجام شود.

تصمیم بگیرید
اول سعی کنید تصمیم خود را در مورد قطع یا ادامه رابطه بگیرید. فراموش نکنید دوره مهم و سختی را می‌گذرانید. ابتدا، تکلیف خود را روشن کنید و در مرحله بعد، تصمیم خود را با طرف مقابل در میان بگذارید. باید از اصول تصمیم‌گیری صحیح استفاده کنید. با این حال با توجه به ویژگی‌های خاص سوءاستفاده عاطفی و پیچیدگی‌های آن بهتر است به موارد زیر توجه کنید:

بر کل رابطه تمرکز کنید: یکی از مواردی که افراد در پایان دادن به یک رابطه ناسالم با آن روبه‌رو می‌شوند، این است که گاه بر قسمت‌های مثبت و گاه بر بخش‌های منفی آن تمرکز می‌کنند. معمولا چنین روابطی، طی زمان شکل می‌گیرد و طولانی می‌شود و طبیعی است که در این مدت، هم تجارب خوب و خوشایند و هم تجارب ناخوشایند و صدمه‌زننده در رابطه وجود داشته است. به همین دلیل، گاهی تمرکز بر منفی‌ها و مثبت‌ها، فقط باعث تردید و تزلزل در تصمیم‌گیری می‌شود. به همین دلیل، ابتدا، فهرستی از نکات منفی رابطه خود تهیه کنید. تا جایی که می‌شود این فهرست در جایی مثل تقویم شخصی‌تان باشد تا اگر دچار تردید شدید با نگاهی گذار به این فهرست بر تردیدتان فائق آیید.
در این تصمیم‌گیری به خودتان توجه کنید: یکی از مواردی که باعث تردید در تصمیم‌گیری می‌شود آن است که افراد به موضوعات و مشکلاتی فکر می‌کنند که مربوط به آنها نیست. این‌که طرف مقابل، چه صدمه‌ای می‌خورد، این که به آنها نیاز دارد و… فقط باعث می‌شود که احساسی تصمیم‌گیری کنید. همچنین، فکر کردن به این‌که طرف مقابل چه می‌گوید، چه واکنشی نشان می‌دهد، شما را مسئول کدام مشکل می‌داند و… فقط باعث گیجی شما می‌شود. اگر بدرستی نمی‌دانید نقش شما در این مشکلات کدام است بهتر است با یک نفر سوم بخصوص با یک مشاور در این مورد صحبت کنید.
تصمیم به جدایی را با طرف مقابل در میان بگذارید
بعد از این که تصمیم گرفتید رابطه را قطع کنید، حالا موقع آن است که تصمیم خود را به وی اطلاع دهید. در این زمینه، توجه به نکات زیر به شما کمک می‌کند تا بهتر بتوانید از وی جدا شوید:
کوتاه، مختصر و روشن تصمیم خود را با وی در میان بگذارید: سعی نکنید سخنرانی کنید، تاریخچه مشکلات و مسائل قبلی و صدمه‌هایی را که خوردید مطرح کنید، بلکه فقط توضیح دهید که به چه علتی تمایل به قطع رابطه دارید.
هیجانی نشوید: اگر کوتاه و مختصر صحبت کنید، هیجانی(احساسی) نخواهید شد. اشک، گریه، عصبانیت، ترحم و… نه‌تنها کمکی به قضیه نمی‌کند، بلکه شما را در موضع ضعف قرار می‌دهد. فقط جدی باشید و احساس خود را بیان کنید.
سعی کنید رفتار غیرکلامی شما با آنچه می‌گویید متناسب باشد: مراقب باشید حالت بدن شما هم نشان‌دهنده جدی بودن شما باشد. به همین دلیل، لبخند نزنید، بلکه فقط جدی صحبت کنید.
به برخوردهای طرف‌ مقابل اعتنا نکنید: معمولاً، افرادی که قصد سوءاستفاده عاطفی دارند وقتی با جدیت طرف مقابل برای قطع‌ رابطه روبه‌رو می‌شوند، رفتارهای مختلفی از خود نشان می‌دهند، در برخی موارد، بیان متقابل مشکل، طرد، اتهام، خشم و در برخی دیگر، متوسل به وعده‌ و وعید و معذرت‌خواهی می‌شوند. بسیاری از اوقات، قول می‌دهند که وضعیت صدمه‌زننده، سوءتفاهمی بیش نبوده است و طرف مقابل اشتباه متوجه شده‌است و گاهی اوقات نیز قول می‌دهند که همه‌چیز درست خواهد‌ شد. شما تصمیم خود را گرفته‌اید و مهم است که براساس تصمیم خود عمل کنید.
اگر نمی‌توانید تصمیم خود را به وی بگویید، از نامه یا تلفن استفاده کنید. نحوه برخورد با طرف مقابل را تمرین کنید اما اگر به دلیل صدمه‌هایی که متحمل شده‌اید، قادر نیستید حضوری در مورد تصمیم خود صحبت کنید، می‌توانید از تلفن استفاده کنید و اگر تماس تلفنی نیز برای شما سخت است، می‌توانید از یک ایمیل استفاده کنید. مهم این است که شما بتوانید تصمیم خود را به وی اطلاع دهید.
تماس‌هایتان را قطع کنید: پس از بیان تصمیم‌تان به طرف مقابل، هر نوع ارتباطی را با وی قطع کنید. مالی، مشورتی، حمایتی و…. گاهی مواقع، ضروری است که ارتباط با تعدادی از دوستان خود را نیز قطع کنید.
به تماس‌های طرف مقابل جواب ندهید: از آنجا که در این نوع روابط، سابقه اقدام به قطع‌های مکرر رابطه وجود داشته است و همچنین، از این نظر که طرف سوءاستفاده‌گر، ادامه رابطه را حق خود می‌داند ممکن است به تصمیم شما اعتنایی نکند و همچنان در پی ادامه رابطه باشد. به همین دلیل، علاوه بر این که تصمیم خود را به اطلاع وی رساندید، مهم است که در تصمیم خود پا برجا باشید و به تماس‌های مکرر وی جواب ندهید. ارسال پیامک یکی از شایع‌ترین و مستمرترین اقداماتی است که آنان انجام می‌دهند؛ با جدیت به تماس‌ها و پیامک‌ها جواب ندهید و حتی در مواردی خوب است که خط تلفن خود را واگذار کنید.

[۲۴] . كليني، محمد بن يعقوب؛ كافي، مترجم صادق حسن زاده، قم،‌ صلوات، ۱۳۸۸ش، چاپ اول، ج۲، ص۳۷۶.
[۲۵] . ايزوتسو، توشيهيكو؛ مفاهيم اخلاقي ـ ديني در قرآن ، مترجم دكتر فريدون بدره‌اي، انتشارات قلم، ۱۳۶۰ش، ص۱۹۸.
[۲۶]. کليني، محمد بن يعقوب؛ كافي، مترجم صادق حسن زاده، قم، صلوات، ۱۳۸۸ش، چاپ اول، ج۲، ص۳۷۶.
[۲۷] . همان، ص۳۷۶.
[۲۸] . عاملي، حر؛ آداب معاشرت از ديدگاه معصومان (عليهم‌السلام)، مترجم محمد علي فارابي، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۰ش، چاپ پنجم، ص۳۴.
[۲۹] . تميمي آمدي، عبدالواحد بن محمد؛ شرح غررالحكم و دررالكلم، شرح جمال الدين محمد خوانساري، دانشگاه تهران، ص۸۱۱.
[۳۰] . حراني، حسن بن شعبه؛ تحف العقول، انتشارات جامعه مدرسين قم، ۱۴۰۴ق، ص۳۶۶.

موفق باشید.

سلام دوباره من بسیار ممنونم

سلام دوباره من بسیار ممنونم بابت پاسخهایتان و وقتی که صرف میکنید دوست پسرم میگه که فقط برای کار معطل هست اگه کارش جور بشه امروز میاد ایشان میگن بهم فرصت بده و من هم واقعا دوستش دارم پسر خوبیه همونطور که گفتم خودم هم میبینم که برا کار خیلی تلاش میکنه میگه پدر میگه تا یه کار خوب پیدا نکنی نمیرم خاستگاری به نظرتون من چیکار کنم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام مجدد. همانطور که

با سلام مجدد. همانطور که همکار کارشناس ما بیان کردند، بهتر است این رابطه دوستی را خاتمه دهید و از ایشان بخواهید پاپیش بگذارد. اگر در گام اول قطع رابطه مشکل است سعی کنید تا جای ممکن این رابطه را کم و کمتر کنید و به او بفهمانید که دلیل آن چیست. ما امیدواریم که انشالله کار ایشان به زودی درست شود اما توجه داشته باشید که برای جلسه اول خواستگاری یا حداقل یک تماس تلفنی برای این منظور نیازی به داشتن کار نیست. ما میخواهیم جدیت ایشان در اظهار عشق و علاقه به شما و زندگی را در او ببینیم و البته گام به گام به زندگی مشترک نزدیک شویم. بنابراین شما باید مهلتی قرار دهید و بگویید تا این زمان بدون هیچ بهانه ای از طریق خانواده برای ازدواج اقدام کند (اقدام یعنی گام اول، پیشنهاد یک جلسه خواستگاری یا یک جلسه حضوری با خانواده). طبیعتا یکی از مسائل مهم در خواستگاری شغل است و پس از مطرح شدن این موضوع خانواده ها میتوانند با یک مدت زمان مشخص و البته کمک و همفکری به یافتن شغل مناسب هم کمک کنند. ضمنا وقتی شرایط این گونه باشد شما نیز میتوانید علاقه خود برای ازدواج با ایشان را به اطلاع خانواده خود برسانید.
انشالله در مسیر ازدواج موفق باشید.

سلام .خسته نباشید.

سلام .خسته نباشید.
من دختری ۱۹ ساله هستم.مدتیست با پسری دوست شده ام که ۷ سال از من بزرگ تر است.من دختری چادری و مذهبی هستم و ایشان هم از این قضیه اگاه هستند و خودشان هم تقریبا عقاید مذهبی دارند.اوایل بنده راضی به ارتباط دوستی نبودم اما به هر طریقی شده من راضی شدم. ما از خیلی لحاظ تفاهماتی داریم، و ظاهرا قصد ایشان از این رابطه ازدواج است. اولا چگونه از درست بودن رابطه ام باخبر شوم؟( این رابگویم چون عقاید مذهبی داریم رابطه نامشروع با هم نداشتیم و نخواهیم داشت و سعی میشود یک دوستی پاک باشد)
سوال دوم چگونه از قصد ایشان برای ازدواج مطمعن شوم ؟
خانواده ها هنوز در جریان نیستند اما اگر من از جدی بودن رابطه مطمعن شوم حتما مادرم را در جریان میگذارم...
سوال اخر اینکه اگر به هر دلیلی حس کردم این رابطه اشتباه است چگونه با او مطرح کنم و بتوانم از رابطه خارج شوم ؟؟
ممنون که پاسخ میدهید

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، از این که شهر سوال را امین خود دانستید سپاسگذاریم.
خواهر عزیزم با توجه به این که شما فردی مذهبی و پایبند به اصول دینی هستید عرض میکنم: این رابطه قطعا اشتباه است. از نظر شرعی هم رابطه نامشروع حرام است و هم مهیا کردن زمینه های آن. این ارتباط به ظاهر دوستانه شما علاوه بر این که به لحاظ روحی و روانی در درازمدت به شما لطمه وارد خواهد نمود، مقدمه قدم گذاشتن در مسائل عمیق تر و خطاهای بزرگتر خواهد بود.
این که فرمودید ایشان هم عقاید مذهبی دارند (البته فرمودید تقریبا) درست است اما مهم پایبندی به عقائد و امور مذهبی است. همانطور که میدانید خیلی از انسان های پایبند مذهبی گاهی اوقات در دام اشتباه و گناه می افتند، چه رسد به کسانی که پایبندی درستی ندارند. طبعا مسئله شهوت و (گاهی اوقات) هوسرانی و هوس بازی گاهی اوقات میتواند تمام پایبندی ها و اعتقادات یک شخص را به کنار بزند. به ویژه در آقایان این مسئله بیشتر دیده شده است. در پاسخ سوال دوم شما، باید عرض کنیم اصرار این آقا بر ارتباط و دوستی با شما (با توجه به شخصیت و ظاهر شما) به صورت مخفی از خانواده قطعا امری سوال برانگیز است. برای اطمینان از قصد ایشان ضمن اعلام قطع ارتباط با ایشان، باید مدت زمانی را تعیین کنید (مثلا دو هفته یا یکماه) تا ایشان کاملا رسمی و جدی از طریق خانواده خود، پیشنهاد ازدواج را به خانواده شما مطرح کنند. پذیرش ایشان و اقدام در این راستا میتواند نشانه صداقتشان در قصد ازدواج باشد و در مقابل بهانه جویی و امروز و فردا کردن به دلایل مختلف نشانه روشنی از عدم صداقت ایشان است. قطعا اگر قصد ازدواج در میان باشد ، بهترین کار، آشنایی خانواده ها و خواستگاری و انجام سایر موارد است. طبیعتا اگر دو طرف یا ایشان برای آشنایی بیشتر با شما نیاز به زمان بیشتری داشته باشند میتوانند به صورت رسمی در مراسم خواستگاری این مسئله را مطرح کنند و همین ارتباط سالم و دوستانه را به شکل رسمی و زیر نظر خانواده ها با شما داشته باشند. ضمن این که حتی امکان محرم شدن در این مدت هم وجود دارد.
نکته بعد این که در جریان قرار دادن خانواده و مادرتان پس از ماهها یا بیشتر و کمتر رابطه و نشست و برخواست و بیرون رفتن با ایشان، جدای از همه مسائلی که عرض شد، نوعی بی احترامی به خانواده و نقش بزرگتر ها در مورد ازدواج شماست. شما حتی اگر میدانید مادرتان مخالفت چندانی نخواند داشت، باز هم بهتر است از همان ابتدا ایشان را در جریان بگذارید.
و در نهایت این که رابطه اشتباه را در لحظه ای که متوجه شدید باید قطع کنید، به این دلیل که طبیعت آدمی طوری است که با هر لحظه و ثانیه ارتباط و باهم بودن، دلبستگی و وابستگی او بیشتر می شود.
موفق باشید.

با سلام

با سلام
من ۲۶ سالمه حدود یک سال با یک خانم رابظه دارم خانم مطلقه و از من بزگتر هستن.ما بهم بشدت وابسته شدیم الان این خانم سنش داره بالا میره و من نگران اینده ایشون هستم ولی وقتی اسم جدایی میاد بشدت ناراحت میشه و حتی گاهی اسم خودکشی رو میاره.من با ناراحتی حاصل از جداییمون هر طوری شده کنار میام ولی یشدت نگران خانم هستم.هر کاری کردم دلش رو بزنم و ازم بدش بیاد نتونستم.توصیه شما چیه که یه جوری جدا شم ازش که کمتر ضربه بخوره؟ازتون خیلی ممنون میشم جواب بدین...

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام. متاسفانه آفت روابط

با سلام. متاسفانه آفت روابط خارج از چارچوب زندگی و ازدواج دائم همین دلبستگی ها و وابستگی هاست. طبعا توصیه اول ما آن است که اگر شرایط مناسبی بین شما و خانم حاکم است و تفاوت سنی شما خیلی زیاد نیست و امکان دارد، عقد موقت خود را به دائم تبدیل کنید و با ایشان زندگی مشترک خود را آغاز کنید. اما اگر تفات سنی یا سایر تفاوت ها در ملاکهای ازدواج طوری است که واقعا امکان زندگی مشترک نیست، بهتر است به تدریج این رابطه را کم کنید. تماسهای خود را (هم حضوری هم غیر حضوری) هم از نظر تعداد در روز و هم از نظر مدت زمان تماس، پله پله کاهش دهید تا وابستگی نیز کمتر گردد.

سلام.من ۲۹سالمه.و توی یه

سلام.من ۲۹سالمه.و توی یه رابطه کاملا غلط قرار گرفتم.ولی بیرون اومدن ازش برام سخته داره با روح و روانم بازی میشه.یسری دروغ یسری ریاکاری که بتونه ازم سواستفاده کنه.ولی الان بهم میگه از قبول مسئولیت میترسه.چیکار کنم برام خیلی سخته نبودنش و بودنش هم برام سخته

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، از جوانی با سن و سال شما انتظار می رود با اراده و تفکر و منطق بیشتری نسبت به سنین پایینتر عمل کنید. اگر خودتان هم به این نتیجه رسیدید که رابطه کاملا غلط است، باید آن را پایان دهید. قطعا این کار هم کار بزرگی (در سرنوشت شما) است و هم کار دشواری است اما تحمل سختی قطع این رابطه بسیار بسیار ساده تر از تحمل عواقب ادامه این رابطه خواهد بود. خود را بیش از این در معرض سوء استفاده تفریح و هوسبازی دیگران قرار ندهید. زمانی که کسی از پیشقدم شدن برای ازدواج شانه خالی می کند و بهانه جویی های مختلف میکند و در عوض با ادامه رابطه هیچ مشکلی ندارد، شک نکنید که این یک هوس بازی است. اگر میخواهید مطمئن شوید، به ایشان یک مهلت کوتاه (مثلا دو سه هفته ای) بدهید تا برای خواستگاری و پیشنهاد ازدواج به صورت رسمی و از طریق خانواده اقدام کند. عکس العمل ایشان و البته عمل کردن به این خواسته شما میتواند محک خوبی باشد.
موفق باشید.

سلام من حدود یک سال ونیم هست

سلام من حدود یک سال ونیم هست که با پسری دوست شدم.به قصد ازدواج.ما هردو ۲۰ ساله هستیم و ایشون تا بحال ۴بار موضوع ازدواج را با خانواده اشان در میان گذاشته اند ولی آنها به شدت مخالفت کرده اند.سطح خانوادگی آن ها از ما بالاتر است و من میدانم که هرگز به هم نمیرسیم.با وجود این حتم اما بازهم باهم قرار گذاشته ایم که چند سال صبر کنیم تا سنش بیشتر شود و به سن ازدواج نزدیک تر تا شاید خانوادهاش راضی شوند.اما دلیل اصلی مخالفت آن ها سطح پاییت خانوادگی ماست.ما در دانشگاه باهم هم کلاسیم و این برای من سخت است که ازش جدا شوم درحالی که هرروز با او سر یک کلاسم.تصمیم به جدایی گرفته ام اما نمیدانم چطور این موضوع را به او بگویم و چطور نبودش را تحمل کنم.لطفا راهنمایی کنید

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر گرامی

با سلام خدمت شما کاربر گرامی شهر سوال. کلیدی ترین نکته ای که به جای آخر حرف، آن را ابتدا می گویم آن است که اگر میخواهید اذیت نشوید یا کمتر رنج بکشید، این رابطه را قطع کنید. خواهر گرامی، بارها و بارها عرض کرده ایم که روابط دوستانه پیش از ازدواج، چه با هدف تفریح و دوستی و گناه و چه حتی با هدف ازدواج، آسیب های روحی روانی (و گاها جسمی) برای دو طرف رابطه به ویژه دختران دارد. نمونه آن در مورد خود شما، با وجود یک رابطه به اصطلاح دوستانه سالم، بدون ارتباط جسمی و با هدف جدی ازدواج، همچنان شما درحال رنج کشیدن از این موضوع هستید و تا زمانی که این ازدواج سر نگیرد این وضع ادامه خواهد داشت. اگر هم ازدواج صورت نپذیرد که قطعا اوضاع روحی شما و آقاپسر به مراتب بدتر از این خواهد شد. پس بهتر است پیش از این که روابط خود را با جنس مخالف تقویت کنید و پیش از این که این روابط به دلبستگی و وابستگی عاطفی و یا خدای نکرده مسائل جدی تر بکشد، موضوع را به صورت رسمی وارد کانال ازدواج کنید و سعی کنید از طریق خانواده ها هدف را دنبال کنید.
در مورد اختلاف سطح اقتصادی هرچند توصیه کارشناسان، این است که اختلاف سطح نباید زیاد باشد (جدای از مخالفت خانواده ها یا موافقت آنها) و حتی المقدور خانواده ها از نظر مالی و اقتصادی (مانند سایر شرایط) به هم نزدیک باشند. اما لزوما چنین چیزی هم باعث شکست ازدواج نمیشود، بلکه ریسک پایداری ازدواج و موفقیت آن را بالامی برد و احتمال شکست بالا می رود. به هر حال توصیه می شود در صورت تفاوت فاحش در سطوح فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و اموری از این دست، یا تفاوت های خاص شخصیتی (که این مسئله با نظر یک روانشناس و انجام تست و مصاحبه مقدور است)، بهتر است از این مورد صرف نظر نمایید و آینده زندگی مشترک خود را در جای دیگری بجویید.
برای قطع رابطه نیز میتوانید به راهکارهای ارائه شده در ابتدای همین پست یا پست هایی که در این خصوص درج شده مانند زیر مراجعه کنید:
http://www.soalcity.ir/node/1774
http://www.soalcity.ir/node/2657
http://www.soalcity.ir/node/318
برای شما آرزوی سلامت و خوشبختی داریم.

سلام دختر ۲۸ ساله هستم مدت

سلام دختر ۲۸ ساله هستم مدت ۱سالو تیم پیش با پسری اشنا شدم اوایل رابطه بسیلر عادی بود باهم بیرون میرفتیم حرف میزدیم چون ادم درونگرایی بود اوایل من بیشتر خرف میزدم خب تا اینکه مدتی گذشت رابطه صمینانه تر شد من اونجا دانشجو بودم و میخاستم برگروم ک ازم خاست بمونم و خیلی هم بهم کمک کرد.کنارم بود احساس مسولیت زیادی داشت نسبت بمن.ما در هر لحظه از شبانه روز باهم در ارتباط بودیم رابطمون یه چیزی بین زت و شوهر و دوس دختر دوس پسر بود.احسهس ارامش و اسایش باورنکردنی کنارش ااشتم و اون هم همینو میگفت تا اینکه بعد از مدتی ازش خاستم تکلیفمو تو این رابطه روشن کنه ک من کجای زندکیشم برعکس چیزی ک از رفتلراش دیده بودم و انتظار داشتم گفت قصد ازدواج نداره و تو اشتباه برداشت کردی.میگه ک از مسولیت پذیری میترسم .مشاوره رفتیم گفت ک ادم بی ثباتیه جدا شو ولی من شدیدا بهش وابسته شدم.بعضی وقتا هم نیگفت ممکنه بعدا قصدم عوص بسه ولی الان ب این نتیجه رسیده ما کلن بدرد هم نمیخوریم .بتظرتون چکار کنم؟

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!
پرسشگر گرامی،
اگر واقعاً ایشان قصد ازدواج ندارند و شما اشتباه برداشت کرده بودید، سعی کنید به صورت واقعی و منطقی با این مسأله مواجه شوید. البته متوجه هستیم که وابستگی مقداری عرصه را بر شما تنگ کرده است.

در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به قول معروف با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را تمام کنند.

این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد.

قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

۱- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید

اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

۲- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید

یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

۳- با وقار رفتار کنید

از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

۴- صادق باشید

اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

۵- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید

این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

۶- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا

به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی ... جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

۷- کامل قطع کنید

برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

۸- موقع خداحافظی قدرشناس باشید

به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

۹- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید

التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

۱۰- از عشق سابق، شیطان نسازید

این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

۱۱- درد را به زور از بین نبرید

بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

۱۲- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید

به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.

موفق باشید.

با سلام...من دختری بیست ساله

با سلام...من دختری بیست ساله هستم.با پسری هم سن و هم رشته خودم تو دانشگاه آشنا شدم...رابطه عاشقانه ای داریم و من به این ایمان دارم ....ولی در طی رابطه مسائلی رو دیدم ک الان یکم سرد شدم...یه بار خودشون ابراز کردن که قبلا از یکی از دوستان من خوششون ميومده...و بارها گفتن ک اون از همه تو محیط دانشگاه زيباتره....یه بارم به خاطر اینک من پوست سبزه ای دارم و مثل بقیه دخترا قرتي نميگردم شکایت کردن و در حدی بود ک ميخاستن رابطه رو تمام کنن ولی بعد چند روز حرف خودشونو پس گرفتن....چند ماه پیش متوجه شدم با دختری در ارتباطن...من پیام های ایشون رو دیدم ولی ایشون اجازه دیدن پیام ها رو ب من ندادن و گفتن این دختر منو دوست داره وگرنه من بهش علاقه ای ندارم فقط میخواستم از لحاظ روحی کمکش کنم...و حتی با این دختر بیشتر از من هم بیرون رفته بود...ولی ارتباط رو وقتی من فهمیدم قطع کرد.....در طی رابطه هم دچار گناهانی شدیم ک بنده خیلی پشيمونم ولی دیگ با توافق طرفین تکرار نشد....اما من نمیتوانم این موضوعات رو برای خودم هضم کنم و کوتاه بیام و یه جورایی باعث سرد شدن من شده....ميخاستم کمکم کنید... اگ هنوز جای اعتمادی هست راهنمایی کنید...من جرائت تموم کردن رابطه رو ندارم ....لطفا همه حوزه راهنمایی کنید....

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!
پرسشگر گرامی،

اگر با این اقداماتی که ایشان داشته، احساس می کنید، فرد محکم و قابل اعتمادی برای زندگی آینده تان نیستند، به هیچ وجه ارتباط را ادامه ندهید.
به نظر می رسد بهترین راه وسط کشیدن پای والدین است!

اما با قرائنی که امروزه در اجتماع دیده می شود، اینگونه روابط را مورد تأیید نمی بینیم!

در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به قول معروف با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را تمام کنند.

این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد.

قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

۱- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید

اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

۲- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید

یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

۳- با وقار رفتار کنید

از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

۴- صادق باشید

اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

۵- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید

این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

۶- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا

به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی ... جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

۷- کامل قطع کنید

برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

۸- موقع خداحافظی قدرشناس باشید

به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

۹- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید

التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

۱۰- از عشق سابق، شیطان نسازید

این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

۱۱- درد را به زور از بین نبرید

بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

۱۲- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید

به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.

موفق باشید.

سلام حدود یکساله با پسری

سلام حدود یکساله با پسری که از بچگی همسایه و همبازیم بوده رابطه علطفی دارم خانوتده هامون با هم خیلی صمیمی هستند و ازینکه ما شماره همديگه داریم خبر دارن و مشکلی هم ندارن اما بعد از یک مدت ايشون به من ابراز علاقه کرد اوایلبا وجود علاقه ای که بهش داشتم خیلی مخالفت کردم بهش گفتم اینکار اشتباهه سعی کردم جلوش بد حلوه کنم اما هرکار کردم تا ثير نداشت اون حتی درباره من با مادرش صحبت کرد الان با چذشت یکسال همچنان عاشقمه منم بهش علاقه مند شدم اما کمکم رابطمون داره به جاهای باریک میکشه تو خیالاتش حرفايي ميزنه که يه مقداری از حدود گذشتست منم با تمام غرورم باهاش همراهی میکنم مدام بهش یاد آوری میکنم که رابطه ممکنه سر انجام نداشته باشه از اين رابطه نزدیک از صحبتمون عذاب وجدان دارم نه میتونم ازش جدا بشم نه دوست دارم گناه کنم شما میگید چیکار کنم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی

با سلام خدمت شما خواهر گرامی و تشکر از مراجعه شما به شهر سوال.
همانطور که خودتان میدانیدو ما نیز بارها تذکر دادیم، ارتباطات اینگونه اصلا به صلاح شما نیست و شما را دچار آسیب های روحی روانی و حتی گاها جسمی خواهد نمود. البته ظاهرا شما هم اکنون دشواری ها و رنج روحی آن را تحمل می کنید و میدانید منظور ما چیست. این گونه روابط تقریبا بدون برو برگرد، منجر به ایجاد رابطه عاطفی و وابستگی بین دختر و پسر و علی الخصوص دخترخانمها می شود. در نهایت هم جدا شدن ( به هر دلیلی که باشد) برای پسرها و آقایان به مراتب ساده تر از دختر خانم ها خواهد بود و بیشترین آسیب را دختران می بینند.
به نظر ما اگر تمایل به همراهی با ایشان در زندگی آینده و به قول معروف ازدواج دارید، یا حداقل نظر منفی نسبت به ازدواج با ایشان ندارید، بهتر است ارتباط را با ایشان قطع کنید (یا به حداقل برسانید) و از ایشان بخواهید از طریق خانواده به صورت رسمی اقدام کند. در این مدت هم تا زمانی که خانواده ها به توافق کامل نرسیده اند نباید ارتباط خصوصی داشته باشید. اجازه دهید خانواده ها طبق تجربیات و مسائل مرسوم به توافق برسند و همچنین تحقیق کافی نسبت به فرد مورد نظر انجام شود، و سپس با خیال راحت ارتباط خود را به صورت شرعی و عرفی برقرار کنید.
آرزوی ما آرامش شماست.

با سلام

با سلام
پسری هستم ۲۱ ساله یکسال هست که با دختری ارتباط دارم و در ابتدای رابطه من به او گفتم که فقط تورا برای دوستی مخواهم و او که عاشق من شده بود این حرف برایش بد بود و ضربه روحی بدی خورد و همیشه مرا سرزنش میکرد و من برای بازگشت حال روحی او از هیچ‌کاری دریغ نکردم اما او همچنان مرا سرزنش کرد تا اینکه با دادن قول ازدواج دروغی او کمی حالت روحی او بهتر شد اما من هیچی حسی نسبت به او نداشتم اما کم کم کم وابسته وعاشق اش شدم اما حالا او به دنبال راه هایی است برای پایان دادن به رابطه و من اصرار بر ماندن دارم حالا مبخاهم جدا شوم اما نمیتوانم چکار کنم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما. دوست عزیز،

با سلام خدمت شما. دوست عزیز، اگر سوال اصلی شما راهکار برای قطع ارتباط است، آنچه در ابتدای پست آمده، پاسخ شماست. اما اگر سوال دیگری دارید، باید واضح تر مطرح کنید. از مطالب شما مشخص نیست که بالاخره شما قصد ازدواج دارید یا خیر، اگر قصد ازدواج نداشتید چرا رابطه را شروع کردید، اگر شروع کردید چرا قول دروغین دادید، سن و سال و شرایط اصلی شما و دختر خانم چیست و آیا ایشان قصد ازدواج دارند یا خیر؟ به هر حال لازمه راهکار دادن، داشتن اطلاعات مبسوط و کافی است.
موفق باشید.

سلام ،من چن ماهه با دختری ک

سلام ،من چن ماهه با دختری ک شرق کشور هستن و من شمال غرب ب طور کاملا اتفاقی و ب صورتی ک اصن هیچکدوم دنبال دوست نبودیم آشنا شدم الان چن ماهه باهاش آشنا شدم و هر دومون خیلی ب هم اعتماد داریم و نسبت ب هم علاقه ب شدت زیادی داریم، من یک سال از دختر خانوم کوچیک هستم و الان هر دو مون پشت کنکوری هستیم و هر دومون درس خون هستیم ، تا حالام در مورد ازدواج خیلی حرف زدیم و تمام خصوصیات اخلاقیمون ب هم میخوره ،ولی الان ما نمیتونیم تا کنکور اینطوری صبح ظهر شب باهم حرف بزنیم چون کاملا تمرکزمون ب هم میخوره و کلا قید درسو میزنیم و از کارو زندگی میوفتیم ولی ب روی هم نمیاریم ک همچین اتفاقی افتاده و دروغ ب هم میگیم ک امروز خیلی خوب درس خوندیم و الکی تلقین میکنیم بهشم گفتم ک کنکور رتبه دلخواهم نشه حالا هر چقدرم ک دوسش داشته باشم هر چقدرم عاشقش باشم باهاش کات میکنم چون واقعا از ته ته قلبم میخوام خوشبخت شه ولی اون هر بار گفته ک من ب تو ایمان دارمو رتبه میاریو از اینجور حرفا ولی میدونم با این وضع آینده حداقل فردی خوبی نمیتونم داشته باشم و نتونم اونو خوشبخت کنم حالام میخوام در اوج عشق و علاقه ای ک نسبت ب هم داریم باهاش کات کنم میدونم اینطوری پیش بره ن میتونیم کنکورو خوب بیاریم و ن به هم برسیم ، نمیخوام ی زمانی حسرت اینو بخورم ک چ کار اشتباهی کردم نمیخوام عذاب وجدان داشته باشم ک دختری رو بدبخت کردم رف ولی متاسفانه خیلی خیلی خیلی ب هم علاقه داریم و گاهی ب برا اذیت کردنش ب شوخی اسم از کات میارم ب شدت ناراحت میشه چ برسه ک الان جدی جدی یهویی بهش بگم باید کات کنیم چون میدونم ضربه روحی شدیدی میخوره و نمیخوام اتفاق بدی واسش بیوفته لطفا کمک کنین

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم،

با سلام خدمت شما کاربر محترم، به شهر سوال خوش آمدید.
دوست جوان، به فکر ازدواج بودن و اقدام برای این منظور بسیار خوب و پسندیده است اما همانطور که خودتان هم اشاره کردید، در روزهایی که تمام تمرکز و انرژی شما باید صرف مطالعه برای موفقیت در کنکور باشد، به صلاح شما نیست. ما در مورد ازدواج خیلی بحثی نداریم چون ظاهرا شما هم سوالی نداشتید، اما به طور کلی بدانید، صرفا با آشنایی دو نفری و مدتی با هم به اصطلاح ارتباط داشتن، نمیتوان به شناخت مطمئنی برای ازدواج رسید و از سوی دیگر این گونه ارتباطات، (همانطور که اکنون هم دچارش شدید) باعث وابستگی های عاطفی شده و همین مسئله و عواقب دیگر آن، موجب پدید آمدن مشکلات روحی و گاه جسمی برای شما و بخصوص دختر خانم می شود. علاوه بر این توجه داشته باشید، که شما در آستانه ورود به دانشگاه هستید و قطعا ورود به محیط جدید با آدمهای جدید و شرایط مختلف، فضاها و تفکرات و موقعیت های جدیدی برای هردوی شما ایجاد خواهد کرد که احتمالا در ارتباطات و قول و قرارهای پیش از دانشگاه شما اختلال ایجاد خواهد نمود.
اما اکنون که به این نتیجه رسیدید این ارتباط را قطع کنید، لازم نیست از مدتها قبل از کات کردن، به دختر خانم هشدار دهید و به اصطلاح توی دل ایشان را خالی کنید تا هر روز که می گذرد حساسیت ایشان هم بالاتر برود. خیلی ساده و بی مقدمه میتوانید ارتباط خود را قطع کنید، به شرط این که هیچگونه ارتباطی وجود نداشته باشد (هیچگونه ارتباط اینترنتی، تلگرامی، پیامکی، تلفنی، حضوری، باواسطه یا بی واسطه و ...). و اگر لازم شد، شماره و آی دی های خود را تغییر دهید. مطمئنا این راه، اندکی سختی در ابتدا برای خودتان دارد، ولی پس از مدتی دشواری آن نیز کمتر می شود.
موفق باشید.

سلام وقتتون به خیر

سلام وقتتون به خیر
لطفا به من کمک کنید..من دختری ۱۸ساله هستم که برای کنکور میخونم
یه شب که حوصلم سررفته بود وارد محیط چت روم شدم و باپسری آشنا شدم که بعد ازاون ازطریق آیدی تلگرام وارد محیط تلگرام شدیم و حدودا سه چهارشب مشغول صحبت شدیم
من خیلی عذاب وجدان داشتم وقتی به آسمون نگاه میکردم از خدا خجالت میکشیدم،ازطرفی هم بهم وابسته شده بودیم و قسمتی از این عذاب وجدان مربوط به این بود که اون پسر وابستم شد...وقتی تصمیم به جدایی گرفتم گفت:دلشو شکوندم و از اول نباید میومدم و اینکه خدا جوابمو بده
حتی خودکشی هم کرد که نجات پیدا کرد و حالش خیلی بدشد که خونریزی هم داشت
من پشیمون شدم و دوباره رابطه رو ادامه دادم ولی از خدا خیلی خجالت میکشیدم
تا اینکه گفتم واقعا قطع کنم اون پسره هم به من گفت من وابستت شدم ولی میخوای بری برو منم کلا این رابطه رو قطع کردم و الان عذاب وجدان بسیار بسیار زیادی دارم که چرا وقتی هدف من ازدواج نبود وارد رابطه ای شدم که هم اون وابسته شد هم خودم.
با خودم میگم اگر خدا مجازاتم کنه چی؟
میگم اون پسر منو بخشیده ولی من اون پسر رو این مدت اذیت کردم
خیلی خیلی عذاب وجدان دارم و گاهی با خودم میگم کاش ازحالت بلاک درش بیارم و عذرخواهی کنم
نمیدونم واقعا گیج شدم....چون الانم خودم هم وابستش هستم و از یه طرف عذاب وجدان دارم کاش باهاش میموندم وقتی این همه اذیتش کردم
متاسفانه بهم پیام داده درحد دوستی بمونیم و منم دوباره قبول کردم
دیگه خودمم خیته شدن...من اگرقطع کنم خیلی ضربه میبینه...ادیت میشم و این حس عذاب وجدانی که من دارم نابودم میکنه
لطفا به من کمک کنین...با این حس عذاب وحدان چ کنم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی

با سلام خدمت شما خواهر گرامی و تشکر از مراجعه شما به شهر سوال.
همانطور که خودتان میدانیدو ما نیز بارها تذکر دادیم، ارتباطات اینگونه اصلا به صلاح شما نیست و شما را دچار آسیب های روحی روانی و حتی گاها جسمی خواهد نمود. البته ظاهرا شما هم اکنون دشواری ها و رنج روحی آن را تحمل می کنید و میدانید منظور ما چیست. این گونه روابط تقریبا بدون برو برگرد، منجر به ایجاد رابطه عاطفی و وابستگی بین دختر و پسر و علی الخصوص دخترخانمها می شود. در نهایت هم جدا شدن ( به هر دلیلی که باشد) برای پسرها و آقایان به مراتب ساده تر از دختر خانم ها خواهد بود و بیشترین آسیب را دختران می بینند.
در فضاهای مجازی از این موارد زیاد پیش می آید و حتی در برخی شرایط در فضاهای حقیقی هم از این موارد هست. قطعا، هیچ مسئولیتی بر عهده شما نیست، نه از نظر شرعی، نه اخلاقی و عرفی و نه حقوقی. این گونه ادعا ها در اکثریت قریب به اتفاق موارد، صرفا برای تحریک و ترغیب طرف مقابل به برقراری ارتباط یا عدم قطع ارتباط است.
بهترین کاربرای ایشان، و به ویژه برای خودتان، عدم اعتنا به این گونه افراد و صحبتها و قطع ارتباط با آن هاست.
آرزوی ما آرامش شماست.

با سلام یک سال هست با فردی در

با سلام یک سال هست با فردی در ارتباط تلفنی هستیم ولی چون از مشتریان محیط کارهستن حضوری هم یکدیگر را میبینیم ولی تنهایی جایی نرفتیم. ولی تو تلگرام متاسفانه عکس دادیم ولی خونوادم تحت فشار قراردادن منو برا ازدواج ومنم آقا پسر رو دوست دارم ونمیتونم ونمیخوام رابطه رو تموم کنم ولی اقا پسر هروقت میگم این رابطه تا کی اینجوری پیش بره میگه چیزی نمیتونم بگم تا شرایطم مناسب بشه و چندین بار ازش خواستم که منو دوس داره یا نه که گفته آره خیلی دوس داره ولی موندم چیکارکنم تورو خدا راهنماییم کنین من دوسش دارم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
خواهرم، متاسفانه وارد مسیری شدید که میتواند برای شما و سرنوشت شما خطرساز باشد. اگر واقعا نیت هر دو طرف (شما و آقا) ازدواج است، بهتر است کاملا جدی وارد میدان شوید. هرچند دوست داشتن به تنهایی ملاک کامل و درستی برای ازدواج دو نفر نیست و باید از نظر شاخص های مختلف بررسی شوند اما در مورد همین دوست داشتن هم باید مراقب باشید. گفتن ساده جملاتی که نشانه دوست داشتن باشد خیلی آسان است و هزینه و مسئولیتی نمی آورد به همین خاطر خیلی ها به سادگی میگویند دوستت دارم. بنابراین به صلاح شما نیست با خیالپردازی و یا اعتماد بی پایه به چنین ادعاهایی سرنوشت خود را تباه کنید. بهترین کار در حال حاضر، درخواست شما از آقا مبنی بر پا پیش گذاشتن جهت خواستگاری است. برای این منظور هم کاملا جدی برای ایشان یک مهلت تعیین کنید (مثلا دو هفته یک ماه) که اگر واقعا تمایل به ازدواج با شما دارند، حداقل جهت خواستگاری (که خیلی خرج و مؤونه ای ندارد) اقدام کنند. اگر با بهانه های مختلف امروز و فردا کردند و شرایط را نامناسب دانستند یا اصلا قبول نکردند، شما هم باید بفهمید که چنین فردی به درد زندگی و تکیه گاه بودن نخواهد خورد. پس هرچند سخت و دشوار، اما مهر ایشان را از دل بیرون کنید. یکی از نکات جدیت در این مسئله این است که با خانواده خودتان هم رودربایستی نداشته باشید.
موفق باشید.

سلام خسته نباشید.

سلام خسته نباشید.
۲۲سالمه و شش ماه هست که با یک پسری اشنا شدم.خیلی پسر خوبیه واقعا درکش بالاست و خوش اخلاق و مهربونه و قصدش برای ازدواج جدی هست…ولی یه مشکلاتی تو خانوادشون هست که مطمئنم اگه یه روز بیاد خاستگاری خانوادم مخصوصاااااا برادرام اصلا رضایت نمیدن چون روم خیلی حساسن.و این موضوع در اینده باعث میشه هردومون نابود شیم.واقعا نمیدونم چیکار کنم..خودش اونموقع که از مشکلاتش میگفت گفت بیا جداشیم ولی من گفتم نه. بعد از یه مدت فهمیدم فقط همین نبوده و مشکلات دیگه ای هم هست..خیلی دلم میخواد یکی راهنماییم کنه..دوستش دارم ولی عقلم بهم میگه هرچه زودتر جداشیم. هروز و شب دارم به این فکر میکنم که چجوری بهش بگم تا دلش نشکنه و قبول کنه.""حتی نمیدونم موضوع جدایی رو چجوری بهش بگم!!!"" .واقعا خسته شدم لطفا راهنماییم کنید.

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، از حضور شما در شهر سوال خرسندیم. ظاهرا خودتان به تصمیم درست و منطقی در قبال این قضیه رسیده اید. هرچند ما از جزئیات مسئله بی اطلاعیم اما این حرف را که شما نیز اشاره کردید تأکید می کنیم که دوست داشتن به تنهایی برای خوشبخت شدن کافی نیست! و قطعا باید برای تصمیم سرنوشت سازی همچون ازدواج، منطقی و عقلانی تصمیم گرفت. ام در مورد نحوه جدایی، طوری صحبت می کنید گویی که زوجی هستید که سالهاست درکنار هم بوده اید!!! قطعا جدایی عاطفی و قطع این گونه ارتباطات کمی دشوار است اما طوری نیست که اصلا نتوانید. کافی است یک روز تصمیم بگیرید دیگر نه تماسی بگیرید و نه تماس ایشان را پاسخ دهید. اگر سخت است میتوانید تعداد تماسها (تلفن، پیام، شبکه اجتماعی و هرگونه تماس) را به تدریج کم کنید. اگر هم ایشان در این مورد سوال کردند، به او پاسخ دهید که به همان دلیلی که قبلا گفته بود جدا شوید... کمی هم در این راه صبور باشید.
موفق باشید.

باسلام وتشکرازشما

باسلام وتشکرازشما
من به ایشونگفتم که خونوادم راضی به ادامه این رابطه نیستن و خواستم تموم کنم و ایشون ناراحت شدن ازمن وبه من گفتند که دیگر به محیط کارمن نمی آیند (قابل ذکرهست که ایشون خیلی با کارفرمای من دوست و همدم هستن) ومن ازین بابت ناراحتم واحساس گناه می کنم و ضمنا من هم به ایشون مدامم ابراز علاقه کردم هرچند علاقه من به ایشون واقعی بود ومن خیلی دوسش داشتم و اکنون عذاب وجدان گرفتم میترسم اسیبی به خودش برسونه اون هم منو دوس داشت میدونم اینو ولی شرایط خونوادگیش مناسب نبود .من کسی رو ندارم که درد دل کنم باهاش خیلی در عذابم من گناهکارم دراین رابطه ؟؟؟اخه دلشو شکوندم و اینو بگم من اولین پسری هست که باهاش حرفیدم من اصلا ازین رابطه ها خوشم نمیومد و ازعواقبش مطلع بودم وخونوادم هم به شدت مخالفن ولی علاقه شدیدم به ایشون منو راغب به این رابطه کرد من هدفم ازدواج بود از روزاول هم همینو بهش گفته بودم ولی اون همش میگفت شرایطش جورنیس من عذاب وجدان دارم چیکارکنم ؟
ممنون ازنون

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام، خواهر گرامی، پاسخ

با سلام، خواهر گرامی، پاسخ شما همان بود که عرض شد. شما هیچگونه دِینی بر گردن ندارید که بخاطر آن بخواهید نگران باشید. اگر واقعا قصد پایان این وضع را دارید، از قطع ارتباط نهراسید. مطمئن باشید هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، و اگر هم کسی به این سادگی بخواهد بلایی سر خود بیاورد، تصور کنید در مشکلات و شرایط سخت و دشوار زندگی چقدر راحت شکست را خواهد پذیرفت یا مسیرهای اشتباه را خواهد رفت.
عذاب وجدان شما کاملا غیر واقعی و غیر منطقی است.

من احساس می کنم اگر باکس

من احساس می کنم اگر باکس دیگری ازدواج کنم مدیون به اون هستم همش احساس میکنم که اونو بازی دادم ولی به قران اینطورنیس من ازاول به قصد ازدواج باهاش حرفیدم خیلی حالم بده چندین بار ازم درخواست کرد که باهاش بیرون برم ولی من با اینکه دوست داشتم باهاش باشم ولی قبول نکردم ولی عکس داریم چیکارکنم اگه اینبار تماس گرفت یا اس داد جواب ندم؟ خیلی نگرانش هستم توروخدا کمکم کنید نمیدونم شما مشاورمحترم خانم هستین یا اقا؟ در تهرانین؟ میخوام به مشاور مراجعه کنم.اززندگی و ازین دنیا خستم خیلی خسته ونامیدم و دانشجوهم هستم از درس هم خسته شدم

تصویر مشاور شهر سوال

همانطور که عرض شد اگر بحثی از

همانطور که عرض شد اگر بحثی از ازدواج به میان کشیده شده باید بخواهید از طریق خانواده به صورت جدی ورود پیدا کنند وگرنه در نیت واقعی ایشان نسبت به ازدواج و تشکیل زندگی، شک کنید. اگر برای خواستگاری اقدام کردند، سپس میتوانید به مشاوره ازدواج بروید.
ما هر آنچه لازم بود عرض کردیم، در نهایت تصمیم با خودتان است.

با سلام و عرض ادب

با سلام و عرض ادب

من پسری هستم ۲۴ ساله و دانشجوی دکترا و شاغل به صورت پاره وقت. سال پیش با دختر خانمی آشنا شدم، ایشان یک سال از من بزرگتر هستند، از ابتدا قصد دوستی داشتیم و قصد ازدواج نبود زیرا من قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را داشتم و باید به سربازی هم میرفتم. اما به مرور زمان شرایط تغییر کرد و من ایران ماندم و رابطه با ایشان خیلی قوی شد و بهم علاقه مند تر شدیم. رابطه متاسفانه به خلوت هم کشیده شد.
اما حالا به خودمان آمدیم و میبینیم که او باید در این سن و سال کم کم ازدواج کند و من هنوز راه طولانی برای ازدواج دارم و از طرفی شرایط خانوادگیم اصلاً برای ازدواج مناسب نیست. با هم صحبت تلخی کردیم و به نتیجه رسیدیم که بالآخره باید جدا شویم، اما خیلی سخت به نظر می رسد زیرا از نظر خلق و خو هم اصلاً با هم مشکل جدی نداریم و به هم علاقه داریم، اما واقعاً ازدواج شدنی نیست.
چکار باید بکنیم؟ یا این که چطور از هم جدا شویم که سختیش را بشود راحت تر تحمل کرد؟

با تشکر از راهنمایی های شما

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما ، به شهر

با سلام خدمت شما ، به شهر سوال خوش آمدید.
هرچند اما و اگر و ایکاش در مورد وقایع گذشته ، چیزی را تغییر نمیدهد اما تذکر این نکته خالی از لطف نیست که بدانیم بهتر است برای هر رفتار و عملی و قبل از هر تصمیمی کمی بیاندیشیم. به کاری که میخواهیم بکنیم و به نتیجه ای که ممکن است کار ما داشته باشد، برای ما، برای طرف مقابل ما، یا برای اطرافیان و حتی برای اجتماع پیرامون ما!
اکنون هرچند به نوعی این رابطه (به انحراف کشیده شده ) را تمام کردید، اما ما هیچگاه نمیتوانیم از زیر مسئولیت هایی که بر گردنمان است و یا از پیامد رفتارهایمان شانه خالی کنیم. قطعا اگر هم به جای دیگری فرار کنیم، از وجدان خود رهایی نخوایم داشت.
توصیه کلی ما به شما آن است که تمام سعی و تلاش خود را بکنید تا این ازدواج شکل بگیرد. حتی اگر لازم باشد از برخی از اهداف یا آرمانهایی که در ذهن میپرورانید بگذرید. قطعا آینده شما ، کم اهمیت تر از آینده دختری نیست که به شما اطمینان کرد و تمام اعتمادش را به پای شما ریخت (هرچند او هم باید تاوان تصمیم هایی که گرفته را بپردازد). بنابراین اگر به اذعان خودتان، به لحاظ اخلاق و احساس و مسائل دیگر تفاهم و توافق نسبی با هم دارید، بهتر است برخی سختی ها را به جان بخرید و این اعتماد را در زیر یک سقف مشترک و در زندگی مشترک جاری نمایید.
اما اگر بر سوال خود اصرار دارید که چکار کنید راحت جدا شوید؟ باید بگوییم سختی و مهنت در ذات جدایی نهفته است. جدایی پس از سالها در کنارهم بودن به طور طبیعی سخت و جان کاه است. تنها چیزی که اندکی این مسئله را سهل می نماید، قطع ارتباط کامل،گذر زمان، و مشغولیت بعدی در کار و زندگی و ... خواهد بود.
موفق باشید.

سلام

سلام
خسته نباشید
دختری هستم ۲۶ ساله یک سالی هست که در محل کارم با یک آقای ۳۲ ساله آشنا شده ام.از همون ابتدا ایشون رفتاری از خودشون نشون دادن که گویای علاقه ایشون به من هست. اوایل برام این موضوع مهم نبود ولی به مرور من هم بهشون علاقه مند شدم.اما اولین باری که در این مورد با هم صحبت کردیم با صراحت تمام گفتن قصدشون یه دوستی عادیه و قصد ازدواج ندارن.چون تا حالا با کسی دوست نشده بودم بلافاصله رابطرو قعط کردم. ولی بعد فهمیدم قبلا یک بار ازدواج کردن و شکست خوردن و نمیخوان دوباره اشتباه کنن...مدتی گذشت ولی باز هم به ابراز علاقه و تمایل خودش نسبت به من ادامه دادن تا این که بعد از چند ماه دوباره نتونستم جلو احساساتمو بگیرم و اجازه دادم که یک رابطه دوستی عادی داشته باشیم.ضمن این که از قبل هم خودم رو برای یک رابطه دوستی آماده کرده بودم زیرا فک میکردم به سن و سالی رسیده ام که بتئنم رابطه دوستی را جوری کنترل کنم که آسیبی بهم نرسه و بتونم خودمو تو این رابطه جنس مخالف رو بهتر بشناسم تا در روابطم موفق تر باشم.....
منتهااااحساس می کنم ای آقا همه خواسته هاشون جنسی هستش. اگر قرار باشد با هم بیرون بریم اگر که نتئنه منو بقل کنه دیگه بیرون نمیاد .
این چیزیه که من احساس میکنم اصلا نمیتئنم بفهمم دقیقا منو برا چی می خواد ...باورم نمیشه که این همه احساسی که از خودش نشون میده واسه نیاز جنسیش باشه ...به ویژه این که پای احساسات خودمم در میون هستش... واقعا کلافه و خستم.....
هر باری که در مورد این جور مساعل بهش شکایت میکنم میگن من چیز زیادی نمیخوام بقل کردنت از روی دوست داشتنته وگرنه هیچ خواسته اضافی دیگه ایی ازت ندارم و من زیادی حساسم رو این جور مساعل....
الان یک ساله که در محل کار همه جور کاری برام انجام میده و بهم اهمیت میده و علاقش مشخصه. جوری که هر کسی بیبینه میفهمه ..ولی چند ماهی هست که تلفنی و رسمی دوست هستیم ....یک بارم بیشتر بیرون نرفتیم.. هر باری که من به خطر شک هام رابطرو تموم میکنم خودش دوباره با کارهاش منو منصرف میکنه و دوباره منو سر دوراهی میشونه.....
به خاطر ازدواج بد قبلیش دلش نمیخواد دوباره اشتباه کنه و به همین دلیل نمی خواد زود به کسی پیشنهاد ازدواج بده....
نمیدونم چیکارکنم این رابطرو پررنگش کنم یا بی خیالش بشم؟
با خودم میگم شاید من اشتباه میکنم و زیادی حساسم شاید بعدا به خاطر قعط این رابطه و از دست دادنش پشیمون بشم....
ولی اگه اون فقط وفقط بخواد به یه بقل فکر کنه داغون میشم......
اصلا نمیتونم بفهمم چی تو سرش میگذره.....
منو دوست داره منم دوسش دارم ولی هر بار به خاطر دودل شدن من و خواسته به نسبت کوچیک اون رابطمون کدر میشه....
ترو خدا راهنماییم کنید...
خستم...

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر شهر

با سلام خدمت شما کاربر شهر سوال.
خواهرم، با توجه به سوال شما ، اکنون به بحث حلال و حرام و توصیه به انجام این رابطه یا منع آن نمی پردازیم. رعایت حدود شرعی با خودتان است. تصمیم نهایی هم در شروع و یا ادامه ارتباط (شرعی) با هر فردی در نهایت با خود شماست.
اما این نکته را به نوعی گوشزد می کنیم که توجه داشته باشید، اکثریت قریب به اتفاق مردان، با هدف رفع نیاز جنسی به سراغ جنس مخالف می آیند و یا حداقل مهمترین نیازشان، که برای رفع آن به رابطه ای اقدام می کنند نیاز جنسی است. این مسئله تا حد زیادی در مردان ذاتی است. البته هستند کسانی هم که اینگونه نیستند اما بخش بسیار کوچکی از مردان را تشکیل می دهند. این درحالی است که زنان مهمترین هدفشان از ارتباط، ارضای نیازهای عاطفی است و نیازهای جنسی یا بخش کمتری را تشکیل میدهد و یا گاهی هیچ جایگاهی در نظر آنان ندارد. خب با این اوصاف میتوانید نتیجه بگیرید که به طور طبیعی هرکدام از دو جنس ،برای رسیدن به هدف اصلی خود، از دریچه هدف مطلوب طرف مقابل وارد شود.
همانطور که عرض شد این قاعده کلی است و میتواند استثناء هم داشته باشد.
اکنون تصمیم با خود شماست. موفق باشید.

سلام، من تو دوران نوجوانی با

سلام، من تو دوران نوجوانی با پسری دوست شدم که تلفنی با هم حرف میزدیم ولی بعد از مدتی خانوادم فهمیدن و من رابطه و رو قطع کردم و اون همیشه دنبال این بود که باز باهام رابطه رو شروع کنه الان هر دو ۲۹ ساله هستیم و اون دیپلم داره و من دکترا نمیدونم چرا و چی شد که چند ماه پیش که منو تو یه صفحه اجتماعی پیدا کرده بود بهش ج دادمو و بعد دوباره رابطمون شروع شد
خانواده اونا از نظر خانواده من قابل قبول نیستن ومن مطئنم که اشتباه کردم ولی وقتی بهش گفتم که میخوام باهات قطع رابطه کنم خیلی بد برخورد که تو منو تو نوجوانی کشتی و الانم داری میکشی و اگه من نتونستم درس بخونم باعث اون تو بودی و ...و من مجبور شدم دوباره ادامه بدم و الان ماههاست که همین اتفاق تکرار میشه هم عذاب وجدان دارم که باعث آزارش شدن و هم دیگه واقعا همه رفتاراش برام تنفر انگیز شده با اینکه همیشه من اخلاقم بده و اون داره قربون صدقم میره و هم میترسم که عکسهایی که بهش دادمو وسیله انتقام کنه و بخواد ازم انتقام بگیره شهر ما خیلی کوچیکه و واقعا آبرویی برام نمیمونه
واقعا نمیدونم چطوری این رابطه رو ترک کنم افسرده شدم همیشه سعی میکنم ازش فرار کنم ولی نمیشه خسته شدم نمیدونم چیکار باید بکنم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
در خصوص ارسال تصاویر و در اختیار قرار دادن عکسهای خصوصی تان ، همانطور که خودتان نیز اکنون پی برده اید واقعا اشتباه کردید و این بی احتیاطی ای است که باید از ابتدا متوجه آن می بودید و فکرش را می کردید. برخی از اشتباهات هم جبران ناپذیرند. گمان نکنم در حال حاضر باتوجه به این پچیدگی و در عین حال سرعت و سهل الوصولی ارتباطات و تکنولوژی هیچ راهی برای حذف یا نابود کردن کامل این گونه اطلاعات وجود داشته باشد، مگر این که دارنده اطلاعات، خودش بخواهد آن را از بین ببرد.
اما در مورد ارتباط ، اگر اقدام شما به برقراری این ارتباط به امید و با هدف ازدواج نبوده که کاری واقعا بیهوده و خطرناک بوده است، به خصوص با توجه به وضعیت کنونی شما به لحاظ اجتماعی و فرهنگی. اما اگر بحث ازدواج در میان است، با همین اطلاعات مختصری که به ما ارائه دادید ما توصیه نمیکنیم به این وصلت، اما بهتر است اجازه دهید ایشان به صورت رسمی به خواستگاری بیاید. شاید برای رهایی از دغدغه فکری شما هم این کار، بهترین راه باشد.
پس، حتی اگر ایشان چنین قصدی ندارند، شما برایش شرط بگذارید و مهلتی تعیین کنید که باید به صورت رسمی و از طریق خانواده برای خواستگاری و پیشنهاد ازدواج اقدام کند. این کار (حتی اگر شما واقعا بدانید که خانواده شما مخالفند و حتی اگر خودتان هم تمایلی به ازدواج نداشته باشید به هر دلیلی) باعث می شود که به صورت رسمی ایشان به خواستگاری بیاید و به صورت رسمی هم پاسخ بگیرد. در این حالت، هم افشای تماس شما با ایشان برای خانواده کمی توجیه پیدا می کند و هم احتمال سوء استفاده ایشان از روابط و عکسهای قبلی شما هم کاهش میابد. البته لازمه این کار جدیت شما و قطع ارتباط با فرد مورد نظر است.
موفق باشید

سلام

سلام
من دختری ۱۹ ساله هستم مدت ۷ماه با پسری ۲۱ساله در ایسنتاگرام آشنا شدم که ازقضا دریک شهر و نزدیک هم هستیم.
اوایل من خیلی حس خوبی به ایشون داشتم و تحسینش میکردم بابت اخلاقای خوبش،هنوز هم اگر قرار باشه از ایشون بگم فقط اخلاق و رفتارای خوبشه چون برای من کم نذاشت تو این مدت و دل پاکی هم داره اما مسئله اینه که حس میکنم برای من در آینده خیلییییی موقعیت های بهتر هست و فکر میکنم که ایشون برای من کمه درواقع،اطرافیانم هم همینو بهم میگن چون من خودم دختری چادری با خانواده ای مذهبی هستم.
ایشون در حال حاضر بیکاره سربازی نرفته و اینکه قصد ادامه تحصیل نداشت اما بخاطر رسیدن به من قصدشو داره و دنبال کاراشه حسابی چون واقعا منو دوس داره و خانوادش و تمام اطرافیانش در جریانن
مشکل من در حال حاظر اینه که سرد شدم و دیگه علاقه ای بهش ندارم چون کیس مورد نظر من نیست این آقا
از شما میخوام کمکم کنین چه تصمیمی بگیرم ضمن اینکه این آقا همیشه به من میگه نمیذارم کات کنی تحت هیچ شرایطی و من از بچه بازی یا اقدامات احساسی ایشون در مقابل پیشنهاد کات کردنم میترسم چون خانوادم در جریان نیستن وکاملا با روابط این چنینی مخالفن همچنین دلم براش میسوزه که کلی امیدو آرزو داره برای ازدواجمون و من نمیتونم تو ذوقش بزنم:(

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
همانطور که خودتان هم به نوعی اشاره کردید و توجه دارید، در مورد موضوعات سرنوشت ساز زندگی، نمیتوان با نگاه صرفا احساسی و لحظه ای و مقطعی تصمیم گرفت! به ویژه در خصوص ازدواج که شاید مهمترین اتفاق و تصمیم برای هر فرد در طول زندگی اش باشد. پس این نکته را هم خودتان بدانید و هم به دیگران گوشزد کنید (ازجمله آن آقا).
نکته مهم دیگر این است که این ارتباط را بایستی به حداقل ممکن برسانید و در صورت امکان آن را قطع کنید. به ویژه که اکنون صحبت از ازدواج و زندگی پیش آمده است.
حال اگر قرا رباشد به ازدواج فکر کنید، با توجه به صحبت قبلی، بدون درنظر گرفتن صحبتها و ارتباطات پیشین و شناختی (که کاملا خام و سطحی) از یکدیگر داشته اید، باید با آن برخورد کنید. به آن آقا هیچ قولی ندهید. اکنون شما میتوانید (تأکید میکنم میتوانید) قطع ارتباط کنید برای همیشه و پاسخ رد را خودتان بدهید، و میتوانید پیشنهاد دهید ایشان در صورت اصرار به ازدواج با شما، فقط و فقط از طریق خانواده شان اقدام کنند و به صورت رسمی به خواستگاری بیایند (یا هر طور که خانواده ها صلاح میدانند). و این نکته را هم بدانند که با ایشان مانند کسی که برای اولین بار آمده برخورد خواهد شد. واقعا هم شما باید همین کار را انجام دهید. با سپردن امور به دست خانواده، اجازه دهید شرایط کلی و جزئی را مطرح کنند، سپس تحقیقات کامل به عمل بیاید (به هیچ وجه به شناخت واطلاعات خودتان تکیه نکنید)، و البته قاعدتا نظر شما هم پرسیده خواهد شد، که در همان زمان نظر خود را هرچه که خواهد بود، اعلام می کنید.
توجه داشته باشید که احساساتی برخورد کردن از سر دلسوزی یا تو ذوق نزدن و ... در این مسئله اصلا جایی ندارد. صد البته اگر وصلت صورت بپذیرد حساب کار فرق می کند و برخورد شما با کسی که همسر شماست قطعا متفاوت خواهد بود. نه شرعا و نه عرفا و قانونا هیچ حقی از آقا بر گردن شما نیست که بخواهید بخاطرش احساس گناه کنید یا با وجود عدم تمایل، پاسخ مثبت بدهید. این مسئله را کاملا منطقی و با مشورت بزرگان دنبال کنید.
موفق باشید.

سلام.

سلام.
من دختری۱۹ساله هستم،دوسال پیش با پسری که۹سال از خودم بزرگترهست اشنا شدم در شبکه ی مجازیوتا به امروز باهم دررارتباط بودیم
از اول این سال من میخوام از ایشون جدا بشم چون مشکلات زیادی سر راه داریم و هیچوقت منتهی به ازدواج نمیشه
ولی اون خیلی اصرار میکنه و به خودش اسیب بدنی میزنه و من از ترس این مجبورا با روی خوش باهاش برخورد میکنم..
درسته ازش خوشم میاد ولی بالاخره وقتی اینده ای درکار نیست چرا باید باهاش حرف بزنم..
هر موقع بهش میگم میخوام جدا بشیم یا به خودش اسیب میزنه یا خیلی عصبی میشه و با من خیلی بد برخورد میکنه و من چیزی نمیگم
که بلکه تموم شه همه چی ولی فرداشبازدوباره میاد قسم میخوره معذرت میخواد جواب که نمیدم باز به خودش اسیب میزنه..اوایل اصلا اینطور نبود ولی حتی گاهی
وقتی حرف جدایی میزنم کفر میگه..من اصلا نمیدونم چطور راضیشون کنم به جدایی...
خیلیباهاشون حرف زدم که مشکلات ما اینها هست..وابستگی زیاد تو هست..خانواده هامون هست ولی باز هم قبول نمیکنه ونهایت یه روز خبر نمیگیره فرداش دوباره
اس و زنگ میزنه التماسم میکنه..از طرفی هم من نمیخوام دلش رو بشکنم..
میشه راهنماییم کنین؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم.

با سلام خدمت شما کاربر محترم.
خواهر گرامی، اگر سوال از چگونگی قطع ارتباط عاطفی باشد، تا حدود زیادی پاسخ در متن ابتدایی این پست وجود دارد. پس به همان مراجعه کنید.
اما در خصوص موردی که شما با آن مواجهید، هرچند خودتان به دلایل مختلفی به این نتیجه رسیده اید که این فرد به درد شما نمی خورد و این وصلت نتیجه نخواهد داشت (و دوست داشتن تنها کافی نیست)، اما باز هم ما تأکید می کنیم این مورد به درد شما نمی خورد. جدای از شناخت بسیار ناقص و سطحی که در این مدت به دست آورده اید و قابل اعتماد نیستند، اکنون که زندگی یی تشکیل نشده رفتارهایی از این آقا سر می زند که شما از ترس به ادامه رابطه رضایت می دهید!!! پس تصور کنید که پس از ازدواج و در مراحل مختلف زندگی ، سختی ها و دشواری های اقتصادی، اختلافات احتمالی خانوادگی، تفاوتهای اعتقادی و فکری و ...هزاران مسئله ریز و درشت دیگر که بایستی دو زوج با منطق و تفاهم و تفکر آنها را پشت سر بگذارند، ایشان چه عکس العملی خواهد داشت!!! قطعا این رفتار پرخاشگرانه و تکانشی ایشان مشتی از خروار آینده است!
اما این که چگونه به این رابطه پایان دهید. ابتدا باید بدانید که دلسوزی در اینجا هیچ جایگاهی ندارد. شما دونفر در این رابطه (نادرست) هیچ حق شرعی، عرفی و اخلاقی یا قانونی بر یکدیگر ندارید. بنابراین هیچ جای دلسوزی نیست. حتی اگر ایشان خدای نکرده دست به خودکشی بزند شما به هیچ وجه مقصر نخواهید بود.
اما برای قطع این ارتباط دو راه دارید: یک این که تمام راههای ارتباط با ایشان را قطع کنید ، نه به صورت حضوری نه تلفنی و نه پیامکی و مجازی و .... هیچگونه راهی برای تماس نباشد، حتی اگر لازم شد شماره خود را تغیی دهید یا به مدت طولانی (مثلا یک سال یا بیشتر ) آن را کنار بگذارید.
دومین راه آنست که به ایشان بگویید به صورت کاملا رسمی و از طریق خانواده برای خواستگاری از شما و مطرح کردن خواسته خود اقدام کنند (فقط از طریق خانواده ها) و برای این مسئله هم یک مهلت کوتاه قرار دهید. و بگویید در غیر این صورت از ارتباط و قول و قرار با ایشان معذورید. با این کار هم از مخفی کاری اجتناب می کنید و هم ایشان محک زده می شود. و فرصت بهتر و بیشتر برای شما جهت تحقیق وجود دارد. اگر هم پاسختان از قبل مشخص باشد از این طریق میتوانید به صورت رسمی از طریق خانواده ها پاسخ منفی خود را اعلام کنید.
البته قطعا هر کدام از این مسیر ها سختی های خود را خواهد داشت. بالاخره وقتی مسیری را اشتباه می روید باید تبعات و دشواری های برگشت از آن مسیر یا رسیدن به مسیر اصلی و درست را به جان بخرید!
موفق باشید.

باسلام . چند ماه پیش دختری را

باسلام . چند ماه پیش دختری را خیلی دوست داشتم. باور داشتم که علاقه من یک طرفه است اما مدت ها بعد فهمیدم که خیر اینطور نبوده است اما دوست صمیمی خودم رفت سراغ دختره من هم الان چندین ماهه که به اون دختر فکر میکنم آیا به نظر شما درسته بازهم سراغش برم.

تصویر مشاور شهر سوال

خیر درست نیست.

خیر درست نیست.

سلام

سلام
دختری ۱۸ ساله هستم ک ب مدت ۱۰ ماه با پسری ۲۰ ساله در فضای مجازی با اصرار ایشون دوست شدم،واقعا اخلاق خوبی دارن اوایل خیلی رابطه ی خوبی داشتیم ک بعد از مدتی ایشون گفتن نمیخواد من ضربه بخورم اگر بهم نرسیم ج احساس منو نمیتونه بده و تموم کردیم در صورتی ک من واقعا ب ایشون علاقه مند بودم اون موقع؛این اتفاق چندبار افتاد دوباره برمیگشتیم ک دفه اخر بعد از ۲ ماه من ی پیام براش فرستادم این پ مسبب این شد ک دوباره برگردیم البته اون اینجوری خواست گفت میخوام تلاش کنم شاید بشه واینکه پشیمونم
اما الان ک عاقلانه فک میکنم میبینم چ تفاوتایی داریم ک شاید هیچوقت درست نشه خانواده ایشون از خانواده من پایین ترن و من مطمعنم بعده ها باعث دردسر میشه
میخوام تموم کنم هم بخاطر خودم هم خانوادم چون متعصب هستند و دلم نمیخاد اعتمادشونو از دست بدم اما نمیتونم با اینکه پسره خوبیه فک میکنم ب فکر انتقام بیفته
لطفا راهنمایی کنید چکار کنم ک خیلی راحت و منطقی این رابطه تموم بشه

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و عرض خیرمقدم.

با سلام و عرض خیرمقدم.
خواهر گرامی، متاسفانه این نوع رابطه نه تنها سودی برای شما نخواهد داشت، بلکه به همین شکل (کجدار و مریض) ادامه خواهد داشت و در نهایت با صرف انرژی روانی بسیار، هر دوی شم خسته و کلافه ، یا به یک تصمیم اشتباه و خطا تن میدهید و یا جدا خواهید شد. پس بهتر است از ابتدا مسیر را درست طی کنید.
اکنون بهتر است به ایشان بگویید که تصمیم دارید تا تکلیف خودتان را مشخص کنید. تا یک زمان مشخص (مثلا یک ماه دیگر) به ایشان فرصت و مهلت دهید تا به صورت رسمی و از طریق خانواده (بزرگان خانواده) پیشنهاد ازدواج را با خانواده شما مطرح کنند. ضمنا بگویید تا جای ممکن سعی میکنید نظر خانواده تان را در این جهت تأمین کنید. شما در این مدت هم هیچگونه ارتباط دیگر (تلفن یا پیامک یا پیام یا ...) نباید داشته باشید. در این صورت ایشان اگر در مورد شما و زندگی با شما (و حرفهایشان) صادق و جدی باشند کاری می کنند، وگرنه (اگر به هر بهانه ای این مسئله را بخواهند مدام به تأخیر بیاندازند) بدانید یا در تصمیم خود جدی نیست و یا چنین فردی به درد زندگی نمی خورد. اگر هم اقدام کردند، که طبق روال، پیش می روید. یا جواب منفی یا مثبت، در صورت مثبت، تحقیقات و بررسی، یا جواب منفی یا مثبت، در صورت مثبت توافقات خانواده ها و .... تا آخر.
موفق باشید.

سلام راستش من دختری ۱۸ ساله

سلام راستش من دختری ۱۸ ساله هستم و ۴سال است باپسری دوست شده ام،واقعا دوسش داشتم ولی بافکرکردن به اینکه واقعا به هم نمیخوریم و سطح خانواده ها متفاوته دلسردشدم و میخوام باهاش تمام کنم ولی نمیدونم بهش چی بگم و ازطرف دیگه نگران آیندم هستم.
لطفا راهنمایی کنید

تصویر مشاور شهر سوال

با سلا خدمت شما خواهر گرامی.

با سلا خدمت شما خواهر گرامی. به شهر سوال خوش آمدید.
به این نکته توجه کنید که شما با ایشان ازدواج نکرده اید. رابطه به اصطلاح دوستانه ای داشته اید که طبق نظر کارشناسان مشاوره، مذهبی و به لحاظ فرهنگی رفتاری نادرست بوده است. پس برای پایان دادن به یک رابطه یا رفتار نادرست نباید به دنبال توجیه و دلیل باشید. اگر به این باور برسید که کار شما درست نبوده است، کات کردن یک تصمیم درست خواهد بود.
موفق باشید.

نظرات